چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۴ -
Wed, Nov 16, 2005
جوان
۳۳۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ارتباطات
مهرگان
ماجرا
كوچه W
درباره تشكل غيردولتى
بچه هاى آب
از عشق گفتن
از عشق گفتن
رسول نجفيان را بيشتر به عنوان بازيگر و مجرى تلويزيون مى شناسيم تا شاعر. اما شعر «رسم زمونه» او مدت ها سر زبان افتاد و نجفيان به عنوان شاعر هم ميان ما شناخته تر شد. براى آشنايى بيشتر با عاشقانه هاى او، شعرهايش را با هم مى خوانيم:
ياس هاى سپيد
هر بامدادگاه‎/ با ياد روى تو‎/ گل هاى ياس را‎/ پرواز مى دهم‎/ به شهر فرشتگان‎/ تو يك فرشته اى‎/ كه تنها ميان جمع‎/ افتاده اى به بند‎/ تنهايى تو را‎/ ديشب كبوترى‎/ از پشت شيشه هاى اتاق محقرم‎/ فرياد كرد و رفت‎/ اى دست هاى تو سرشار از خدا‎/ اى چشم هاى تو لبريز رنج ها‎/ برخيز و بال خويش‎/ بگشاى سوى عشق‎/ كه در آن ديار پاك‎/ يك خسته دگر درانتظار توست.
سوخته بال
چه پروازى بود‎/ آمدنم به سويت‎/ اى يار‎/ كه پرچين صداقت‎/ عرق شرم نشست‎/ و مفهوم عشق‎/ سر به زير افكند‎/ چه پروازى بود‎/ افسوس‎/ آن پروانه‎/ كه پروازش را‎/ بر فراز گل هاى نيلوفر مى افروخت‎/ چه حقيرانه سوخت‎/ از كوچه فرياد مى آمد‎/ آى... كجايى؟‎/ از سر كوچه بيداد مى آمد‎/ آى... كجايى؟‎/ و من در هفت برج عشق‎/ خود را به تو بخشيده بودم‎/ چه پروازى بود‎/ آمدنم به سويت‎/ اى يار.
كوچه W
به دنبال صلح جهانى
236067.jpg
از ميان وبلاگهاى شما

كوچهw، بخشى از صفحه جوان روزنامه ايران است كه به معرفى وبلاگهاى شما اختصاص دارد. مى توانيد وبلاگهايتان را به آدرس اينترنتى www.koocheyew.com بفرستيد.
اين هفته وبلاگ دست نوشته هاى مهرداد حمزه را به شما معرفى مى كنيم. براى آشنايى بيشتر با اين وبلاگ به آدرس www.dastneveshtehha.blogfa.com مراجعه كنيد:

نقش رسانه ها و سازمانهاى غيردولتى در توسعه وصلح پايدار
مردم دنيا هزاره سوم را با آرزوى دنيايى بدون جنگ و خونريزى كه در آن صلح و آرامش حاكم باشد آغاز كردند. اين در حالى است كه باز هم از گوشه و كنار جهان هنوز بوى خون كه با بوى گوگرد گلوله در هم آميخته شده است مشام مردم جهان را اذيت مى كند. هنوز مادران در سوگ فرزندان خود گريه مى كنند و هنوز بچه هايى هستند كه به دور از تمام جنجالهاى سياسى نياز به محبت پدران خود دارند، اما جهانخواران اين نعمت را از آنها گرفته اند. هنوز كودكانى هستند كه تلخى زهر جنگ در بدو به دنيا آمدن در كامشان مى نشيند و هيچ كس از سرنوشتى كه در انتظار آنهاست خبر ندارد!!! به راستى چرا...؟ به طور حتم همه ما تا امروز با واژه صلح برخورد داشته ايم اما چقدر به آن انديشيده ايم؟ چقدر در جهت ايجاد صلح تلاش كرده ايم؟ چقدر از ابزارهاى موجود براى تحقق اين آرمان هميشگى بشر يعنى توسعه و صلح پايدار استفاده كرده ايم؟ آيا راه كارى براى بهتر شدن وضع موجود داريم؟ تا به حال درباره نقش و تأثير نهادها، ارگانها و سازمانهاى مختلف در توسعه و صلح پايدار فكر كرده ايم؟ بدون شك اگر قدرى در اين مورد آخر تأمل كرده باشيم، نمى توانيم نقش رسانه ها (اعم از راديو و تلويزيون، مطبوعات، اينترنت و...) و همچنين سازمانهاى غيردولتى را ناديده بگيريم. اين دوبخش از جامعه يعنى رسانه ها و سازمانهاى غيردولتى مى توانند نقش بسزايى را در رسيدن به توسعه وصلح پايدار ايفا كنند. در جامعه امروز كمتر كسى مى توان يافت كه حداقل با يك رسانه در ارتباط نباشد و تجربه نشان داده است اين ارتباط خواه يا ناخواه باعث تأثير پذيرفتن فرد از آن رسانه مى گردد و اين يك معادله ساده رياضى است و نتيجه آن را مى توان به سادگى حدس زد، پس با اين حساب به نظر مى آيد رسانه ها نقش بسيار حساسى را در اين زمينه بازى مى كنند. اين در حالى است كه رسانه هايى همچون راديو و تلويزيون نقش پررنگترى را ايفا مى دارند. در اغلب كشور كودكان ساعتهاى زيادى را براى تماشاى تلويزيون صرف مى كنند و بسيارى از آنها الگوهاى خود را از اين رسانه مى گيرند. بدون شك بى توجهى در امر برنامه سازى باعث خواهد شد تا جامعه دچار چالش هاى زيادى گردد. پخش فيلمهاى خشونت آميز، برنامه هايى كه در آن روحيه مردسالارى ترويج داده مى شود، الگوسازى چهره هاى منفى، پخش تصاوير جنگ به كرات و... نمونه هايى هستند كه باعث تغيير در رفتار و پديدار شدن روحيه خشونت طلبى در جامعه مى گردد. مطمئناً ساخت و پخش برنامه هايى با محور توسعه و صلح موجب خواهد شد تا عكس اتفاق بالا رخ دهد. اين در حالى است كه گه گاه رسانه اى همچون تلويزيون ناخواسته موجب برخى از وقايع مى گردد. به طور مثال در زمانى كه جنگى در دنيا در حال وقوع است كليه شبكه هاى خبرى بخش اعظمى از برنامه هاى خود را به اخبار و اطلاعات پيرامون جنگ در حال اتفاق اختصاص مى دهند. از يك طرف آنها به وظيفه اطلاع رسانى خود مشغول هستند و از طرف ديگر اطلاعات مربوط به جنگ و پخش صحنه هاى جنگ و تصاوير كشته شدگان باعث مى گردد تا اضطراب در بين افراد جامعه بالا رود و همچنين عوارض ديگرى همچون شيوع افسردگى و رفتارهاى خشونت آميز در زندگى روزمره از آن جمله است. عين اين مورد در ساير رسانه ها نظير مطبوعات به چشم مى خورد. اين در حالى است كه با يك مديريت صحيح مى توان از بسيارى از اين موارد جلوگيرى كرد. اگر ضرورت پرداختن به مسأله توسعه و صلح پايدار را در حالتهاى عادى از ،۱۰۰ پنجاه فرض بگيريم ضرورت در زمانى كه جنگى در دنيا در حال اتفاق است قطعاً صدخواهد بود. با توجه به اين امر و ساير موارد به نظر مى آيد ضرورت بازنگرى در برخى از سياستهاى رسانه ها در بخش اطلاع رسانى امرى واجب است. توجه به مسائل روان شناسى، نحوه تنظيم خبرها و مطالب، نحوه استفاده از تصاوير و فيلم ها و... از جمله مواردى است كه مى تواند از بسيارى از وقايع جلوگيرى كند. در اولويت قرار دادن مبحث توسعه و صلح پايدار امرى است كه رسانه ها بايد آن را بپذيرند و براى آن برنامه داشته باشند. از سويى ديگر سازمانهاى غيردولتى كه پس از سال ۱۹۶۰ در دنيا بنا به ضرورت ايجاد شده شكل گرفتند نقش بسيار مهمى را مى توانند در اين موضوع ايفا كنند. همه ما مى دانيم كه يكى از خصوصيات سازمانهاى غيردولتى، مردمى بودن آنهاست به شكلى كه آينده يك سازمان غيردولتى بستگى به ميزان تعاملى دارد كه با مردم ايجاد كرده است و چون سازمانهاى غيردولتى بايد مأمنى باشد براى اينكه مردم خود تصميم بگيرند و راه حلهاى برطرف ساختن مشكلات را خود به دست آورند، از اين رو نتيجه بهترى به دست خواهد آمد تا اينكه حكومت ها تصميم بگيرند و مردم عمل كنند. سازمانهاى غيردولتى به عنوان پلى ميان مردم و دولت نقش بسزايى در آگاه سازى مردم نسبت به امر توسعه و صلح پايدار و همچنين بيان خواست هاى مردم از دولت ايفا مى كنند. همچنين در بخشهايى مى توانند منتقد سياستهاى دولتها باشند. بخش بسيار مهم وظيفه آنها كه در بالا هم اشاره شد آگاه سازى مردم است. بى شك اگر مردم از آنچه كه در انتظار آنها و فرزندان آنها است با خبر شوند، تهديدها و فرصتها را بشناسند، آنگاه با تأملى بيشتر گام برمى دارند و با همفكرى هم براى رسيدن به هدف نهايى برنامه ريزى مى كنند. برگزارى دوره ها و كارگاههاى آموزشى،  آشنايى مردم با حقوق اوليه خود، اطلاع رسانى صحيح پيرامون رويدادهاى در حال اتفاق، دادن آموزشهاى لازم در مواقع بحرانى، استفاده از پتانسيل مردم در موقع مورد نياز و... از كارهايى است كه سازمانهاى غيردولتى مى توانند در رسيدن جامعه به آرمانهاى نهايى انجام دهند. البته لازم به ذكر است در بسيارى از كشورهاى در حال توسعه هنوز سازمانهاى غيردولتى به عنوان يك نياز جامعه شناخته نشده اند و هنوز بسترهاى لازم را براى فعاليت در اختيار ندارند، از اين رو در اين كشورها در حال حاضر سازمانهاى غيردولتى نقش چندانى را بازى نمى كنند و شايد نياز باشد قدرى سياست سازمانهاى غيردولتى در اين كشورها متفاوت باشد و با توجه به وضعيتى كه در آن قرار دارند برنامه ريزى كنند. با توجه به مباحث گفته شده و نظر به اينكه امروزه در سراسر دنيا سازمانهايى غيردولتى و رسانه ها در رأس آن مطبوعات به عنوان اركانى از جامعه مدنى محسوب مى گردند ضرورت دارد تا به نقش اين دوبخش از جامعه در روند ايجاد توسعه و صلح پايدار نگاهى ويژه انداخت و برنامه هايى را براى گام برداشتن هر چه بيشتر اين دوبخش به سمت توسعه و صلح پايدار طراحى كرد. به اميد روزى كه شاهد آن باشيم تا توسعه وصلح پايدار در اولويت برنامه هاى جهانى باشد.
درباره تشكل غيردولتى
بچه هاى آب
سرزمين روشنايى
ساناز اقتصادنيا
236046.jpg
هفته گذشته، هفتمين نمايشگاه فن آوريهاى نوين صرفه جويى در مصرف آب به همت شركت آب و فاضلاب تهران برگزار شد. به اين مناسبت سراغ يكى از تشكل هاى غيردولتى جوان به نام «بچه هاى آب» رفته ايم كه دراين چندسال فعاليت زيادى براى حفظ و نگهدارى آب و بازيابى جايگاه و حرمت ويژه آب داشته اند.
خواب مى بينم. درياچه اى زلال و پاك. گياهان ساقه كوتاه خودرو، دورتا دور درياچه. تا عمق آب پيداست. ماهى هاى رنگارنگ تك مى زنند به حباب هاى روى آب. پرنده هاى مهاجر تازه رسيده اند و گلو تر مى كنند. تلألؤ آفتاب روى آب ، چشم را مى زند.
تمام مردم شهر جمع شده اند به تماشا. پرواز پرنده ها ديدنى است. همه ايستاده اند تا به نوبت عكسشان را در زلال آب ببينند. دخترك ها گلبرگ گلها را روى لب و ناخن هايشان مى چسبانند و پسرك ها از ساقه كوتاه گياهان، كمان مى سازند و تاج پادشاهى براى رؤياهاى دور و درازشان. اين مردم آيا، مردمان شهر منند؟ و به ناگاه... بوى لجن تمام فضا را پر مى كند. ابرهاى سياه آسمان شهر و درياچه را مى پوشاند. صداى رعد و... توفان مى شود. توفانى كه هزار هزار پلاستيك و بطرى خالى و آشغال سيگار و ... مى آورد. آب گل آلود مى شود و كيسه هاى خالى ميان ساقه گياهان گير مى افتند. ماهى ها با شكم بادكرده، روى آب تلوتلو مى خورند. دختركان و پسركان لب تشنه، روى دست اين و آن به سويى مى روند. فرياد مردم شهر، گوش را كر مى كند. جيغ مى زنم و از خواب بيدار مى شوم.
***
رؤياى بچه هاى آب از اين پس آغاز مى شود. از زمانى كه كارخانه هاى چه و چه سر به فلك مى كشند و پس مانده شان را به درياچه ورود مى ريزند . از زمانى كه ماهى هاى رنگارنگ ، بى نفس روى آب جمع مى شوند و راديو اعلام مى كند:« به علت آلودگى آب رودخانه ، چندتن ماهى تلف شدند... مردم شهر وبا گرفته اند... مسموميت آب ، جان چندكودك را گرفت... آب شرب شهر آلوده به ميكروب است...» آنها مى آيند تا رؤياى درياچه زلال را واقعيت ببخشند و شهر سالم را دوباره زنده كنند.
***
تشكل غيردولتى بچه هاى آب، سال ۱۳۷۹ با اهداف معينى تشكيل شد. حفظ و نگهدارى از آب (كمى و كيفى) ، ارتقاى فرهنگ ملى در ارتباط با آب و محيط زيست، ترويج فرهنگ جلوگيرى از مصرف بى رويه آب و شناسايى راههاى صرفه جويى در مصرف آب، شناسايى منابع آلوده كننده آب و ارائه راهكار مناسب جهت عدم آلودگى آب، شناخت و پژوهش در زمينه بازيافت آب هاى مصرف شده از طريق پيشنهاد طرحهاى زيست محيطى به عنوان اهداف بچه هاى آب بيان شده است.

«ما يك تشكل غيردولتى هستيم كه فعاليت هاى عام المنفعه و غيرسياسى انجام مى دهيم. هنگام رياست جمهورى آقاى خاتمى، در كلاس گفت وگوى تمدن ها، گروههاى مختلفى تشكيل شد كه بعضى از آن گروهها بعدها در قالب (NGO) به فعاليت خودشان ادامه دادند. يكى ازاين گروهها ، دوستداران آب بود كه دور هم جمع شدند و بچه هاى آب را تشكيل دادند. البته بايد گفت كه در بدو ماجرا آقاى كامى كازرونى فراخوان حضور در اين NGO را اعلام كرد. »
مسعود حاجى براتى يكى از جوان ترين اعضاى گروه ، به عنوان مدير عامل برگزيده شده است و طبق توافق گروهى، سخنگوى بچه هاى آب هم هست. او از مسؤوليت ها مى گويد و كارهايى كه انجام داده اند يا قرار است انجام بدهند. بيست و چهارساله است و امسال براى دومين بار به عنوان مديرعامل بچه هاى آب معرفى مى شود: «هرچه مسؤوليت بيشتر شود، كار هم فرسايشى تر مى شود. انتفاع مالى هم درميان نيست. معمولاً مديريت در تشكل ها چرخشى است و انتخاب مديرعامل از وظايف هيأت مديره است. در بچه هاى آب، هيأت مديره هر دوسال يكبار انتخاب مى شود.
پيش از او ، زهره قاسمى، مليحه آهن خواه و امير رفيع ومحمدصادقى كبوديان سمت مديرعاملى را به عهده داشتند.
***
فروردين ماه سال ۱۳۸۲: «به گزارش سايت خبرى وزارت نيرو، نخستين جشنواره سال جهانى آب با عنوان «جشنواره موج» با همكارى سازمان ها و نهادهاى دولتى و غيردولتى، توسط گروه بچه هاى آب در باغ موزه آب تهران برگزار مى شود. طبق گفته اميررفيع، مدير گروه بچه هاى آب، آشناكردن اقشار مختلف مردم با كاربردها و جايگاه آب ، ارائه دستاوردها و برنامه هاى سازمانها و نهادهاى شركت كننده، انعكاس رويدادهاى بين المللى و تصميمات اتخاذ شده در اجلاس هاى جهانى آب از اهداف برگزارى اين جشنواره است.»
جشنواره موج ازجمله ، پرسروصداترين فعاليت بچه هاى آب بود. حاجى براتى در باره اين فعاليت مى گويد: «سال گذشته ميلادى، سال جهانى آب بود و اولين حركتى كه در كشور به اين مناسبت انجام شد، همان برنامه جشنواره موج بود. در آن برنامه پيام كوفى عنان (دبيركل سازمان ملل) توسط آقاى افتخارعلى (رئيس مركز اطلاعات سازمان ملل متحد در ايران) هم قرائت شد.در پايان سال سازمان مديريت منابع آب ايران، تصميم گرفت در باره فعاليت هايى كه در زمينه آب در كشور انجام شده است، كتابى تهيه كند كه بخشى از آن كتاب به فعاليت هاى بچه هاى آب اختصاص داشت. اين كتاب به سفارتخانه كشورهاى مختلف در ايران و همين طور سازمان ملل هم فرستاده شد.
236064.jpg
بچه هاى آب خودشان را از تشكل هاى فعال مى دانند و معتقدند در اين جمود و بى تحركى NGOها ، با حواس جمع به فعاليتشان ادامه مى دهند. بچه هاى آب سرگرم يك پروژه داغ براى چاپ كتاب هستند. «تيشتر». موكل باران. نويسنده و تصويرگر كتاب، على اكبر عباسى از بچه هاى عضو NGO است. حاجى براتى مى گويد: «كار صفحه بندى و صحافى كتاب انجام شده اما طبق معمول با بحث بودجه و نقدينگى مواجه شده ايم و براى چاپ آن دنبال حمايت مى گرديم. اين صرفاً يك كار فرهنگى است و ما دنبال نفع مالى نيستيم. احتمالاً بخواهيم بعد از چاپ كتاب هم نمايشگاه عكس و كاريكاتور درباره آب برگزار كنيم.
***
آنها تا به حال با صدنفر عضو رسمى و حدود سه هزارنفر عضو افتخارى بيش از سى برنامه برگزار كرده اند. طبق آمار وزارت كشور حدود سيصد تشكل غيردولتى در استان تهران فعاليت مى كنند و بچه هاى آب خودشان را جزو پانزده گروه اول و فعال اين تشكل ها محسوب مى كنند. چندنمونه از برنامه هاى اجراشده توسط گروه بچه هاى آب عبارت است از:
برگزارى هفته هاى تكريم آب در مناطق نوزده گانه آموزش و پرورش (زمستان ۸۰)، برگزارى كوه پيمايى هفته صرفه جويى (تير۸۱) ، برگزارى تور كارگاه درياچه گهر (مرداد ۸۲) ، برگزارى تور كارگاه هم انديشى آب و توسعه پايدار كردستان (شهريور ۸۲)، شركت در مراسم پاكسازى رودخانه سد كرج (مهر ۸۲)، شركت در جشنواره زمين پاك (فروردين ۸۴)، برگزارى پروژه فرهنگى نگهدارى حريم رودخانه ها (تابستان ۸۴) و ...
***
در كاسه گلى آب ريخته اى و كنار قرآن، روى سينى گذاشته اى. چشم هاى خيس از اشكت را پاك كرده اى تا آن كه مى رود، گريان نبيندت. آب را پشت سرش مى ريزى به انتظار روزى كه دوباره برگردد.
***
سر سفره عقد نشسته اى و به آينه روبرو خيره شده اى. به عكس آب كه در آينه افتاده. خودت خواستى كاسه آب را به نشانه روشنايى سر سفره ات بگذارند، با گل و شمع هايى كه روى آن روان هستند.
***
خسته از تمام بى قرارى ها، شكايت ها، نااميدى ها به خانه مى رسى و به دنبال لحظه اى براى فراموشى ، تنت را به آب مى سپارى. آب، تمام غصه هايت را مى شويد.
***
خواب بدى كه ديده اى را مى خواهى براى مادربزرگ تعريف كنى . مى گويد: «هيس! به هيچ كس نگو. برو كنار آب روان و به آب بگو. خواب بدت را آب با خودش مى برد.»
***
دلم براى آب مى سوزد. بار تمام سختى هايمان به دوش اوست. نگرانى ها، انتظارها، غصه ها، فكرها ... و تمام پس مانده هايمان. چطور دلت مى آيد با روشنايى چنين كنى؟
چيزى براى امروز
236049.jpg
آيا برايتان پيش آمده كه وقتى به موبايل تان احتياج فورى داريد، اين دستگاه كوچك همه كاره رو به روى شما قدعلم كند، آنتن ندهد يا هيچكدام از پيام هاى تان را به مقصد نرساند؟ بايد اعتراف كرد كه تكنولوژى هاى پيشرفته و دستگاههاى پيچيده در روزهاى بحران هميشه ما را تنها مى گذارند.
هميشه وقتى از دست يك خون آشام يا قاتل بالفطره فرارمى كنى، ماشين ات استارت نمى خورد! تكنولوژى، تنها اسباب بازى اوقات فراغت ماست، نه هيچ چيز ديگر. هنگامى كه توفان كاترينا از راه رسيد، ماشين هاى هشت سيلندر حتى نتوانستند خودشان را از آب بيرون بكشند، چه برسد به صاحبان شان را. انسان هاى شهرهاى مدرن ديگر عادت كرده اند كه درمواقع بحران بايد از «تكنولوژى هاى نجات دهنده» چشم بپوشند و به سنت اجدادى خود بازگردند. قايقى دست و پاكنند يا پياده پابه فرار بگذارند. هنگامى كه جايى آتش مى گيرد بهتر است كپسول هاى اطفاى حريق را فراموش كنيد و به دنبال يك سطل آب بگرديد. (آنها يا تاريخ مصرفشان گذشته يا ضامن شان ايراد پيداكرده).
به همين دليل ساده است كه موج گرما در فرانسه بيشتر از هر كشور ديگرى قربانى مى گيرد. انسان هاى مدرن آنقدر به كولرهاى گازى خود وابسته شده اند كه ساده ترين اصول خنك شدن، (مثل خيس كردن تورى هاى پنجره) را هم از ياد برده اند. در آمريكا كافى است يك روز برق برود تا هزاران نفر از گرسنگى به آستانه مرگ بيفتند يا درحسرت يك فنجان قهوه له له بزنند. آخر يك زن قرن بيست و يكمى چطور مى تواند بدون مايكروويو يا گاز المنت، آب را جوش بياورد؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |