|
پريماكف:
عقل سليم رفتار آمريكارا نمى پذيرد
|
|
|
«يوگنى پريماكف» سياستمدار مشهور و كارشناسى متبحر درزمينه خاور نزديك و رئيس اتاق بازرگانى و صنايع روسيه در گفت وگو با روزنامه «ورميانووستى» اوضاع در منطقه را موردتحليل و ارزيابى قرارداده است. متن اين گفت و گو درپى مى آيد. شما دفعات بسيارى با صدام حسين كه دادگاه وى دراين روزها برگزارشده است، ديدار داشتيد، آيا به نظر شما بايد وى را محاكمه كرد؟ اگر صدام محاكمه مى شود، پس بسيارى را بايد محاكمه كرد. همه متقاعدشده اند كه او سلاح هسته اى نداشت، ارتباطى نيز با القاعده نداشت. رئيس جمهورى عراق را به دلايل بسيارى سرنگون كردند و نيز به اين دليل كه آمريكاييان از وى خوششان نمى آمد. اما اين راه به سوى دموكراسى نيست و وقايع عراق اين مسأله را به اثبات رساند. دموكراسى طى سال هاى بسيارى ايجاد مى شود با توسعه مؤسسات مربوطه و با محاسبه تاريخ و سنت هاى كشور. آنچه را كه آمريكاييان انجام دادند، هيچ عقل سليمى نمى پذيرد و آنان پس از اينكه كشور را به اشغال خود درآوردند، چگونه عمل كردند؟ كاملاً غيرمعقولانه. ابتدا، مبنا را بر افرادى گذاشتند كه از خارج از كشور آورده بودند كه با شكست مواجه شد. اولين اتهام به صدام مرتبط با به هلاكت رساندن شورشيان چند روستاى كرد و شيعه درعراق بود. آيا به اين دليل بايد او را مجازات نمود؟ البته. او اعمال بسيار بدى انجام داده است، اما اين از امور داخلى عراق است. اگر عراقيان معتقدبودند كه بايد صدام را محكوم كرد، اين مسأله ديگرى بود. اما آمريكاييان دراين ميان چه كاره هستند؟ فرض مى كنيم كه عراق را به خاطر تجاوز به كويت در سال ۱۹۹۰ محاكمه مى كنند. اما در اين صورت، اين سؤال مطرح مى شود كه: چرا در آستانه اين حمله، سفير آمريكا در بغداد يا از روى بى تجربگى و يا از روى تجربه، طى گفت وگوى خصوصى عملاً به صدام حسين براى آغاز اين حمله چراغ سبز نشان داد؟ بله. من با صدام روابط خوبى داشتم، به غير از آخرين ديدار در ۲۴ فوريه سال ،۲۰۰۳ كمتر از يك ماه تا حمله آمريكا به عراق. در آن موقع، پرزيدنت «ولاديمير پوتين» با من تماس گرفت وپيشنهاد كرد كه به عراق سفر كنم و شخصاً پيام شفاهى او را به صدام برسانم. من پيشنهادهاى پوتين را به صدام اعلام كردم كه در شمار آنها، اين بود كه صدام حسين از سمت رياست جمهورى كناره گيرى كند (بويژه اين كه نه از تمامى مقامات) و به مجلس پيشنهاد دهد كه انتخاباتى دموكراتيك جهت انتخاب رئيس جمهور جديد برگزاركنند. دراين صورت، ثبات در كشور حفظ مى شد، همان چيزى كه آمريكاييان اصلاً به حساب نياوردند. اگر درآن موقع، صدام كناره مى گرفت، آغاز عمليات جنگى براى آمريكا بسيارسخت مى شد. اما صدام اين پيشنهاد را رد و حتى سعى كرد ما را متهم كند كه «شما با آمريكاييان همدست هستيد». آيا ما به او تضمينى مى داديم؟ چه تضمينى؟ هيچكس نمى توانست هيچ تضمينى به وى دهد. به او پيشنهاد داديم كه از فرصت استفاده كند و اوضاع را نجات دهد. روسيه تمام آنچه را كه مى توانست، انجام داد تا حمله آمريكاييان به عراق صورت نگيرد. طارق عزيز، بعداً گفت كه صدام حرف شما را باور نكرده با احتساب تجربه كار شما در اواخر سال ۱۹۹۰ و اوايل ۱۹۹۱ كه على رغم اقدامات صلح جويانه شما، در ژانويه سال ،۱۹۹۱ ائتلاف بين المللى به رياست آمريكا عمليات جنگى «توفان صحرا» را آغاز كرد كه عراق را مجبور به خروج از كويت اشغالى كند. درآن زمان، صدام به طور باورنكردنى زمان را طول داد. اگر او در اولين سفر من با آن موافقت كرده بود، با همان چيزى كه در سفر دوم موافقت كرد، و در سفر دوم با آن چيزى كه در سفر سوم موافقت كرد و پس از آن به طول نمى كشاند، درآن صورت، وقايع به گونه ديگرى رقم مى خوردند. صدام تنها پس از اين كه بمب افكن هاى آمريكايى آمدند، به من گفت آماده است كه ارتش خود را از كويت خارج كند. ما به او وعده داديم كه اگر عراق ارتش خود را از كويت خارج كند، عمليات نظامى زمينى ائتلاف بين المللى عليه اين كشور صورت نخواهدگرفت و سپس او سعى كرد ما را متهم كند: من آماده بودم ارتش خود را خارج كنم، اما باز هم عمليات آغاز شد! اما سؤال در اينجاست كه چه زمانى او آماده بود؟ او ارتش خود را زمانى كه ما از او خواستيم، خارج نكرد. او مى خواست ارتش را پس از سه ماه خارج كند و به محض اين كه آمريكا به وى اولتيماتوم داد، او با شرايط آنها موافقت كرد كه اين كار را ظرف چندروز انجام دهد. بدين ترتيب در اين ميان، ما كاملاً بى تقصير هستيم. دولت صدام اكنون سرنگون شده است. آيا روسيه، عراق را براى مدت بسيارى از دست داده است؟ به هيچوجه، عراقى ها به سوى ما متمايل هستند. درعراق، روحيه ضدآمريكايى شديدى وجود دارد. براى چه آمريكاييان خواهان جنگ با عراق بودند؟ عامل نفت. اما نمى توان همه چيز را به آن مرتبط كرد چرا كه تأثير شديد ايدئولوژيك تندروهاى جديد آمريكايى بر «جورج بوش» وجوددارد. آنان بر اين مسأله تكيه دارند كه آمريكا از لحاظ اقتصادى و تأثيرگذارى سياسى، كشور مقتدر جهان است و از اين رو مى تواند همين گونه در صحنه سياست بين الملل رفتار كند. به نظر شما، بعد از عراق چه كشورى هدف آمريكا خواهدبود؟ آيا به فرض، آمريكا مى تواند به ايران ضربه واردكند؟ نه، من فكر نمى كنم كه ايران كشور بعدى باشد. اين كار ديوانگى محض است. در اين صورت، آيا به نظر نمى رسد كه اكنون سوريه به سوى سناريوى بسيار ناخوشايندى پيش مى رود؟ فكر نمى كنم كه سوريه به جاى خاصى پيش مى رود. من فكر مى كنم كه «بشاراسد» در مقام رياست جمهورى خواهد ماند. اما هيچ كس و حتى محققان بين المللى سازمان ملل متحد نيز شخص بشاراسد را در مرگ «رفيق حريرى» نخست وزير سابق لبنان مقصر نمى دانند. من با حريرى روابط دوستانه بسيار خوبى داشتم و يك هفته پيش از قتلش، او را ديدم. او مى دانست كه پس از آن من با اسد در دمشق ديدار دارم و بسيار خواستار اين بود كه من به انجام ديدارى بين او و رئيس جمهورى سوريه، كمك كنم. حريرى را از ديدار با اسد، برحذر مى داشتند. او به من گفت: «اگر سوريه از اين مى ترسد كه ما، لبنانى ها قراردادى مجزا با اسرائيل امضا مى كنيم، ما حتى حاضريم كه در قانون اساسى، اين نكته را درج كنيم كه قرارداد صلح با اسرائيل را تنها به همراه سوريه امضا مى كنيم.» وى از تحكم گروه هاى امنيتى سوريه در لبنان شكايت داشت و مى گفت بدون تأييد نيروهاى امنيتى سوريه، حتى نمى توان پزشك ارشد يك بيمارستان را تعيين كرد. پس از ديدار من با رئيس جمهورى سوريه، چنين برداشت كردم كه اسد هم خواهان ديدار با حريرى است. از اين رو، مطلقاً باور ندارم كه در پشت اين قتل، رئيس جمهورى سوريه قرار دارد. اسد را سرزنش مى كنند، به اين دليل كه وى كنترل ضعيفى بر نيروهاى امنيتى خود دارد. وضعيت سوريه حقيقتاً دشوار است و از هر سو فشار وارد مى شود. چرا كه اسد را به اين دليل نيز سرزنش مى كنند كه تروريست ها از قلمروى سوريه، به عراق نفوذ مى كنند. اما او نمى تواند مرز عراق را كاملاً ببندد، او امكان اين كار را ندارد! اسد در حال حاضر بايد گام هاى قاطعانه بردارد تا كنترل بسيارى بر سوريه داشته باشد. آيا شما چنين برداشتى داريد كه آمريكا فعالانه و به سرعت به دنبال جايگزينى براى بشاراسد است؟ اگر قرار باشد از مخالفان اسد صحبت كنيم، چه كسى را مى توان يافت؟ سياستمداران پيرى كه آنان را از حكومت كنار رانده اند؟ زمانى آمريكا در مصر مبنا را بر «انورسادات» (رئيس جمهورى مصر در سالهاى ۱۹۸۱ _ ۱۹۷۰) گذاشت. اما او در مقام اول سازمان «افسران آزاد» مصر قرار داشت و از توان تأثيرگذارى برخوردار بود، هر چند كه متفاوت با ساير همكاران خود مى انديشيد. آيا آمريكا چنين فردى را در سوريه مى يابد؟ اسد بر مشكل ارتفاعات جولان كه توسط اسرائيل طى جنگ سال ۱۹۶۷ اشغال شده است، تأكيد بسيارى دارد و مى خواهد آنها را بازگرداند... اصلاً چنين نيست. زمانى كه من وزير امور خارجه بودم (۱۹۹۶ _ ۱۹۹۸) در اسرائيل با نخست وزير «نتانياهو» ديدار داشتم و به او گفتم: «با خروج از ارتفاعات جولان موافقت كنيد و براى اين كار صدها شرط بگذاريد. براى مثال، اگر ارتفاعات از نيروهاى نظامى تخليه شوند، اگر در آنجا ناظران بين المللى وجود داشته باشند و مواردى ديگر.» حتى آمريكايى ها با رئيس جمهورى وقت سوريه «حافظ اسد» به راه حل هايى در جهت حل اين مشكل دست يافتند، اما اسرائيلى ها هر بار، نپذيرفتند. مثل اينكه اسرائيل نمى خواهدكه از اين منطقه خارج شود. آنها در آنجا سرمايه گذارى كرده اند، خانه ساخته اند، رادارهاى نظامى كار گذاشته اند... در حال حاضر نمى توان گفت كه مرزهاى عقب كشيده ايجاد امنيت مى كنند. در گذشته مى شد اين را گفت؛ زمانى كه وسايط انتقال چنين سلاح فوق العاده دقيقى نبود. امروز، امنيت در منطقه تنها در اين صورت خواهد بود كه اسرائيل با تمامى همسايگان خود به توافق برسد. من حتى چنين چيزى را غيرممكن نمى دانم كه پس از مدتى يك كنفدراسيون در منطقه به وجود بيايد. براى مثال، منطقه واحد اقتصادى بين اسرائيل، فلسطين و اردن. در خاور نزديك ما شاهد تغييرات بسيارى در رابطه با خروج اشغالگران يهودى از نوار غزه فلسطين هستيم و آنها را كسى جز «آريل شارون» نخست وزير اسرائيل خارج نكردند. ما هميشه روابطى شكاكانه با او داشته ايم، با احتساب اينكه گام به سوى صلح با عرب ها را او برنمى دارد و بلكه سياستمدار ديگر اسرائيلى از جناح راست، مثلاً بنيامين نتانياهو اقدام مى كند. آيا آنچه كه رخ داد، باعث حيرت شما شد؟ نه، متحير نكرد. من رابطه خود با شارون را تغيير نمى دهم. من معتقد نيستم كه اگر شخصى اقدامى مثبت انجام داد، مى توان تمامى اعمال منفى وى را كه در گذشته انجام داده بود، خط بطلان كشيد. در خروج اشغالگران اسرائيلى، قاطعيت شارون تأثير داشت و اين بسيار خوب است كه اين ويژگى وى در چنين موردى بروز داده شد. اما پس از آن، سؤال بزرگى وجود دارد: همه چيز همين جا تمام مى شود و يا اينكه بالاخره اين كار بخشى از حل مجموعه مشكلات تعيين شده در طرح بين المللى سامان بخشيدن به درگيرى خاور نزديك يعنى «نقشه راه» خواهد بود؟ وزارت امور خارجه روسيه پيشنهاد برگزارى كنفرانسى در رابطه با مشكلات خاور نزديك در سطح بالاى متخصصين در فصل پاييز در مسكو را مى دهد. اسرائيل كاملاً با چنين چيزى مخالف است و به ايفاى نقش روسيه تمايلى ندارد. اين برخوردى ساده انگارانه است كه آمريكاييان در منطقه سرمايه گذارى كرده اند، آنها كجا سرمايه گذارى كرده اند؟ پاسخ، اسرائيل است. آنها به فلسطينيان هم كه كمك مى كنند. كمك مى كنند، اما ما نيز مى خواستيم به فلسطين و نيروهاى امنيتى آن كمك كنيم و ماشين هاى تجسسى و نظامى و نيز سلاح سبك به آنان عرضه كنيم. آمريكا با آن مخالفت نكرد، اما اسرائيل كاملاً مخالف است. در اين صورت، «محمود عباس» چگونه مى تواند همه چيز را كنترل كند، اگر سلاح نداشته باشد؟ از يك سو، اسرائيل مى خواهد كه او رزمندگان جهاد و حماسه را متوقف كند، اما در عين حال، نمى خواهند نيروهاى او مسلح شوند. شما در ماه آوريل «ولاديمير پوتين» را در اولين سفرش به شهر «رام الله» در فلسطين همراهى كرديد. من در آن هنگام توجه كردم كه چگونه شما در اقامتگاه رهبر فلسطين به سوى آرامگاه «ياسر عرفات» رفتيد كه در ماه نوامبر سال گذشته از دنيا رفت. در آن لحظه شما به چه چيز فكر مى كرديد؟ من از مرگ وى بسيار غمگين شدم. من او را فردى شايسته مى دانم. ياسر عرفات به خوبى مى فهميد كه در جهان چه مى گذرد. البته او نيز اشتباهاتى داشت. براى مثال طرح «بيل كلينتون» را نپذيرفت و اين اشتباه بود. كشورهاى عربى نگذاشتند كه فلسطين با اين طرح موافقت كند. نشست اتحاديه عرب تصميم گرفت كه اين توافقنامه را غيرقابل پذيرش بداند، چرا كه اسرائيل، بازگرداندن پناهندگان فلسطينى را رد مى كند. اسرائيلى ها به هيچ وجه نمى توانند بفهمند كه بايد اصل بازگرداندن پناهندگان را از سيستم بازگرداندن آنان مجزا كرد. چرا كه اگر خسارت به افرادى كه در محل هاى سوخته كنونى مى مانند، پرداخت شود، بخش قابل ملاحظه اى از پناهندگان نخواهند خواست كه به فلسطين بازگردند. علاوه بر آن، عرفات شايد اميد داشت كه در مذاكرات بعدى، فلسطينيان به چيزهاى بيشترى دست خواهند يافت. چرا كه طرح كلينتون چنين چيزى را مفروض مى دانست كه مى توان بيت المقدس را به دو بخش تقسيم كرد و فلسطين مى تواند بخش شرقى آن را پايتخت دولت خود قرار دهد.
|