پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۴ -
Thu, Nov 17, 2005
تاريخ
۳۳۱۲
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
احتمال برخورد نظامى
روسيه و اسرائيل
گروه پژوهشهاى تاريخى
زيرنظر : محسن ميرزايى
236178.jpg
توافق عبدالناصر با ملك فيصل پادشاه عربستان سعودى در ماه مه ۱۹۷۰ داير بر خروج نيروهاى مصرى از سرزمين يمن و تشكيل يك دولت موقت، ناصر را از فاجعه اى كه آن را «ويتنام ناصر» ناميدند رهانيد و موقعيتى را فراهم ساخت كه رهبر مصر تمام حواس خود را متوجه و متمركز بر پى آمدهاى جنگ شش روزه كند و با سران كشورهاى عربى گفتمان صريحى داشته باشد. در گزارش هاى پيشين يادآور شديم كه ناصر با كمك اتحاد جماهير شوروى ارتش مصر را از نظر تسليحات نظامى به سرعت بازسازى كرد و با تحكيم موقعيت خود در جهان عرب، مسأله روابط كشورهاى عربى خاورميانه را با آمريكا و انگلستان مدنظر قرار داد. توضيح آنكه مصر و كشورهاى عربى از جمله سوريه، سودان، الجزاير و عراق به دنبال جنگ ۶ روزه روابط سياسى خود را با آمريكا قطع كرده بودند. با گذشت دو سال از آن ماجرا و با توجه به شرايط جديد خاورميانه ادامه قطع رابطه با جهان غرب ، موجه به نظر نمى رسيد ،در ضمن ناصر نيز به تجديد رابطه با انگلستان بى علاقه نبود و نيز احساس مى كرد كه انگليسى ها مى توانند درهاى بسته واشنگتن را به روى مصر بازگشايند.
در همين ايام ،انگلستان اعلام نمود كه از داشتن پايگاهى در «عدن» منصرف شده است و نيروهاى خود را فراخواهد خواند و چون مسأله عدن بهانه اى براى حضور نيروهاى مصرى در يمن بود و بدين ترتيب اصل مسأله منتفى شده بود ناصر به اين نتيجه رسيد كه موقعيت جديد، تجديد روابط سياسى با انگلستان نه تنها قابل توجيه بلكه سودمند به نظر مى رسد، از اين رو در روز ۲۹ نوامبر ۱۹۶۸ تجديد روابط سياسى در كشور اعلام شد. در مورد آمريكا نيز، ناصر كه گفته بود، در جنگ شش روزه، آمريكا مستقيماً شركت داشته است حرف خود را پس گرفت و اظهار داشت كه «اظهارات وى مبتنى بر بدگمانى و اطلاعات نادرست بوده است.» ناصر بدين تريب از واشنگتن معذرت خواست و انتظار داشت كه آمريكا نيز قدمى پيش گذارد و از تجديد روابط سياسى با مصر استقبال كند. ليكن دولت آمريكا بويژه شخص«پرزيدنت جانسون» علاقه اى به اعمال فشار بر اسرائيل جهت تخليه سرزمين هاى اشغالى از خود نشان نمى داد.
«اشكول» نخست وزير دولت صهيونيستى در ژانويه ۱۹۶۸ از واشنگتن بازديد كرد و در كاخ سفيد با پرزيدنت «جانسون» به گفت وگو نشست اما كم ترين نشانه اى از اين كه رئيس جمهور آمريكا اسرائيل را به تخليه سرزمين هاى اشغال شده تشويق كرده  باشد احساس نمى شد و برعكس هنگامى كه «اشكول» از دولت آمريكا هواپيماهاى جنگى فانتوم را تقاضا نمود، رئيس جمهورى ايالات متحده هيچ شرطى براى تسليحات جديد درخواست شده قائل نشد.
پيش از آن «جانسون» به ناصر پيغام داده بود كه: «ورود هواپيماهاى «فانتوم آمريكايى» به منطقه قابل انفجار خاورميانه كار خطرناكى است و از اين جهت دولت ايالات متحده در تحويل اين هواپيماها به اسرائيل تا كنون تعلل كرده است و اگر دولت اتحاد جماهير شوروى در سياست خود تجديد نظر كند و عبدالناصر سياست متعادل ترى در پيش گيرد، امكان تجديد نظر در اين تصميم وجود دارد.»
ناصر از اين پيام بسيار آشفته شد و به پيام آورنده گفت: «واشنگتن خيلى پررو و گستاخ است، جانسون بايد اين توصيه ها را به اسرائيل بكند نه به مصر»
به هر تقدير «جانسون» در آخرين روزهاى زمامدارى خود اجازه داد كه هواپيماهاى فانتوم آمريكايى به ارتش اسرائيل تحويل داده شود ليكن تحويل آن در زمان زمامدارى او صورت نگرفت.
ناصر و رئيس جمهور جديد آمريكا
«جانسون» كه بعد از كندى رئيس جمهورآمريكاشد از حزب دموكرات بود، امادر انتخابات جديد نامزد جمهورى خواهان انتخاب شد و انتخاب «نيكسون» در نوامبر ۱۹۶۸براى ناصر اميدهاى تازه اى را نويد مى داد. ناصر بر اين باور بود كه«نيكسون» سال ها معاون ژنرال آيزنهاور بوده و از حزب جمهورى خواهان است و مرهون صهيونيست ها نيست كه مجبور به طرفدارى از آنها باشد. از اين رو شايد با زمامدارى رئيس جمهور جديد ورق به نفع او برگردد.
با گذشت زمان معلوم شد كه در سياست خارجى دولت ايالت متحده آمريكا نسبت به اعراب و اسرائيل تغييرات محسوسى به وجود نيامده است از اين رو ناصر از بى طرفى آمريكا در مناقشه اعراب و اسرائيل بكلى نوميد شد.
البته نوميدى ناصر بى پايه نبود زيرا همان طور كه «گلداماير  نخست وزير بعدى رژيم صهيونيستى افشا كرد، دولت نيكسون براى تحويل هواپيماهاى فانتوم آمريكايى به ارتش اسرائيل حتى براى حفظ ظاهر هم كه شده در مورد اجراى قطعنامه شوراى امنيت و خروج اسرائيل از مناطق اشغالى به «گلداماير» كوچك ترين اشاره اى نكرد.
حمله شديد ناصر به سياست آمريكا
236154.jpg
ناصر در اين هنگام (نوامبر ۱۹۶۹) از فرط نوميدى در سخنرانى خود سياست آمريكا را مورد حمله قرار داد و گفت: «تمامى تلاش هاى مصر براى اجراى قطعنامه سازمان ملل متحد بر اثر عدم انعطاف اسرائيل كه حمايت تسليحاتى و مالى واشنگتن مشوق آن بوده است، خنثى شده است. آمريكايى ها پشت سر اسرائيلى ها پنهان شده اند و با ما مى جنگند. آمريكا پيشرفته ترين هواپيماهاى خود را در اختيار اسرائيل مى گذارد تا با ما بجنگد.»
ناصر به خوبى مى دانست كه تا زمانى كه سلاح هاى تعرضى در اختيار مصر قرارنگيرد امكان بازپس گرفتن صحراى سينا و نوار غزه با زور وجود ندارد و چون به اين نتيجه رسيده بود كه زور را بايد با زور جواب داد، تصميم گرفت كه با عمليات ايذايى  چريكى نيروهاى اسرائيلى مستقر در كانال سوئر را به ستوه آورد. ناصر در عين حال مى دانست كه عمليات ايذايى به تنهايى كارساز نيست و اسرائيل هر زمان كه تصميم بگيرد مى تواند در اعماق خاك مصر نفوذ كند و هر نقطه اى كه بخواهد مورد حمله قرار دهد زيرا مصر پدافند هوايى مؤثرى نداشت تا از خود در برابر حملات هوايى دفاع كند.
بن بستى را كه ناصر در آن گرفتار شده بود «آنتونى ناتينگ» در اين جملات به خوبى مجسم كرده است، «ناتينگ» مى نويسد: «پس از يكى دو حمله به خاك مصر توسط جنگنده هاى اسرائيلى يك روز با ناصر بودم، ديدم كمتر كسى است مثل او كه در چنين وضع نوميد كننده اى قرار گرفته باشد، ناصر در موقعيتى قرار گرفته بود كه نه مى توانست با اسرائيل صلح كند و نه قادر به جنگ با صهيونيست ها بود، تنها اميد او بمباران پياپى سپاهيان اشغالگر اسرائيلى از اين سوى كانال بود. ناصر معتقد بود كه با ادامه اين كار مصرى ها سرانجام موفق خواهند شد كه اسرائيل را از كانال سوئز وادار به عقب نشينى كنند، از سوى ديگر يكى از دستورات مؤكد ناصر گسترش سيستم دفاع هوايى مصر بود اما با تمام تلاش هايى كه در اين زمينه صورت گرفت مصر در برابر حملات هوايى اسرائيل همچنان آسيب پذير باقى ماند.
سياستمدار و پژوهشگرانگليسى «آنتونى ناتينگ» در اين مورد مى نويسد: «در چندين حمله هوايى در اعماق خاك مصر در تابستان ۱۹۶۵ اسرائيلى ها با هيچگونه مقاومتى روبرو نشده بودند و چون قرار بر اين بود كه فانتوم هاى جنگى جديد بزودى به اسرائيل تحويل داده شود، ناصر آينده را بسيار تيره و تار مى ديد زيرا اين هواپيماها از جنگنده هاى «ميراژ» ساخت فرانسه به مراتب قوى تر بود و اگر اسرائيل اين هواپيماها را از آمريكا تحويل مى گرفت و مصر تسليحات پدافندى پيشرفته اى براى دفاع از خود تدارك نمى ديد فاجعه بزرگى در حال شكل گرفتن بود.
236157.jpg
ناصر با اين آينده نگرى چند هفته پس از سخنرانى هاى تند خود عليه آمريكا ، راهى مسكو شد تا در برابر تحويل«فانتوم »هاى آمريكايى به اسرائيل از اتحاد جماهير شوروى موشك هاى ضدهوايى «سام» را كه از پيشرفته ترين موشك هاى زمينى به هوا بود از روسيه شوروى تقاضا كند كه ارتش را با اين موشك ها مجهزنمايد.
رهبران شوروى براى دادن موشك هاى «سام» اشكال تراشى نكردند ولى اينكه هدايت آنها با كارشناسان روس باشد مورد موافقت «برژنف» نبود. روسها مى گفتند اگر كارشناسان ما مستقيماً در جنگ شركت كنند اين كار رودررويى مستقيم اتحاد جماهير شوروى با جهان غرب به شمار مى رود و تعادل قوا را در خاورميانه بر هم خواهد زد.
ناصر با برژنف ساعت ها بحث و جدل كرد و به سران اتحاد شوروى گفت، شمااز بر هم خوردن تعادل و توازن قوا در خاورميانه حرف مى زنيد، در حالى كه هم اكنون توازن قوا با تحويل جنگنده هاى فانتوم آمريكايى به اسرائيل برهم خورده است.
ناصر به رهبران شوروى گفت داشتن تعداد زيادى موشك سام بدون كارشناس پرتاب ،چه فايده اى دارد و چه دردى را دوا مى كند؟
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |