|
|
|
|
|
زنان رييس جمهور
|
|
|
|
|
|
|
نخستين زنى كه كانال كالتالينا را شنا كرد
لحظه اى كه فلورنس چادويك به رو بروى خود نظر افكند چيزى جز ديواره محكمى از مه مشاهده نكرد. تمام بدنش كرخت و بى حس بود. او چيزى نزديك به شانزده ساعت تمام شنا كرده بود. او پيش از اين، نخستين زنى بود كه تنگه مانش را از دو طرف شنا كرده بود و حالا در ۳۴ سالگى برآن بود تا نخستين زنى باشد كه فاصله ميان جزيره كالتالينا و ساحل كاليفرنيا را شنا مى كند. صبح روز چهارم ژوئيه سال ۱۹۵۲ دريا مثل حمام يخ بود و مه به قدرى غليظ كه او به دشوارى قادر به ديدن قايقهاى محافظش بود. كوسه ماهى ها دور وبر پيكر تنهاى او گشت مى زدند و فقط با صداى گلوله تفنگ پراكنده مى شدند. او باوجود سردى بسيار سوزان دريا، ساعت هاى متوالى تلاش كرد و ميليون ها نفر از مردم كشورش از طريق تلويزيونهاى خود شاهد شناى او بودند. داخل يكى از قايق ها كه در جوار او حركت مى كرد مادر و مربى اش نشسته بودند و مدام او را تشويق مى كردند. آن دو به او مى گفتند فاصله چندانى با هدف ندارد، اما آن چه كه او مى ديد چيزى جز مه نبود. آنان به فلورنس اصرار مى كردند كه تسليم هدف نشود. او هرگز تسليم نشده بود تا اين كه ... تا اين كه فقط نيم ميل مانده به هدف، فلورنس از محافظين خود خواست كه او را بالا بكشند. فلورنس كه پس از چندين ساعت بعد از ماجرا هنوز مشغول گرم كردن بدن خود بود، رو به گزارشگرى گفت: نمى خواهم شكست خود را توجيه كنم، اما اگر قادر به ديدن خشكى بودم، حتماً موفق مى شدم.» واقعيت امر اين بود كه نه خستگى و نه سردى سوزان آب هيچ كدام مسبب شكست فلورنس نبودند. علت شكست او همانا مه بود. او قادر به مشاهده هدفش نبود. دوماه پس از اين تاريخ فلورانس بارديگر شانس خود را آزمود. درست است كه غليظى مه درياچه همان غلظت بار اول بود، اما او اين بار با همان ايمان قبلى و در حالى كه تصوير روشنى از هدفش در ذهن ترسيم كرده بود به شنا پرداخت. او خوب مى دانست كه جايى در پشت اين ديواره محكم مه، خشكى قرار گرفته است و همين طور هم بود. بدين سان «فلورنس چادويك» نخستين زنى شد كه كنال كاتالينا را شنا كرد و حتى به ميزان دو ساعت كمتر، ركورد شناى مردان را نيز شكست! مونا كربلايى اقتباس از chicken soup for the soul
|
|
|
|
|
حقوق مادران در حضانت فرزندان
|
|
|
ايجاد شرايط مناسب براى رشد و پرورش كودكان در محيط خانواده و رعايت حقوق آنان از اهميت ويژه اى برخوردار است. وضع و اجراى قوانين مناسب و حمايت كافى از اين آسيب پذيرترين افراد جامعه يعنى كودكان، در جهت رفع نيازها و تضمين منافع آنان، عنايت و توجه ويژه قانونگذاران و مجريان قانون را نسبت به ابتدايى ترين حقوق آنان كه همان محيط مناسب براى رشد و تربيت و پدر و مادرى دلسوز و خيرخواه است. تجديدنظر در قوانين مربوط به حضانت كودكان و اساس قرار دادن مصلحت آنان و حمايت از مصالح عاليه كودكان از مطالبات بحق جامعه مى باشد. كودكان معماران آينده جامعه هستند استحكام و بالندگى جامعه فردا منوط به نگاه امروز ما به فرزندان است. توجه به مسائل و مشكلات كودكان باعث پيشرفت وترقى فرد و جامعه مى شود و غفلت در رفع مشكلات آنان خسارتهاى جبران ناپذيرى را به بار مى آورد. از اين رو سرمايه گذارى و برنامه ريزى توسط حكومت، نهادهاى اجتماعى و خانواده ها از ضرورتهاى ويژه است. توجه به معارف اسلامى و رهنمودهاى گرانقدر اسلام عزيز در خصوص كودكان در جهت تأمين مصلحت راهگشا است. موضوع سرپرستى و تربيت كودكان از جمله مسائلى است كه به دليل اهميت ويژه آن همه قانونگذاران و مصلحان اجتماعى، قوانين و مقررات ويژه اى در حمايت از آنان وضع نموده اند. دستاوردهاى جهانى نيز در صدد ارتقاى حداقل استانداردهاى حمايت از رشد و مصالح كودكان و ساماندهى مسائل و مشكلات آنان مى باشد. با اين هدف كه دوران كودكى با شيرين ترين وضع آغاز و با بهترين وجه پايان پذيرد. در اين نوشتار به اختصار به شرح بعضى از مواد قانونى مربوط به حضانت كودكان جهت توجه بيشتر نسبت به تكاليف و مسؤوليتهاى پدر و مادر و حقوق آنان و لزوم نگرش عميق تر به حضانت فرزند و رعايت مصلحت آنان پرداخته مى شود. حضانت به معنى تربيت و نگهدارى طفل است و دارنده حضانت مكلف است تا پايان بلوغ و رشد كه پايان حضانت است تربيت و نگاهدارى فرزند خود را به عهده بگيرد. حضانت اطفال در سه مرحله قابل بررسى مى باشد: ۱- در مرحله زندگى مشترك ۲- در مرحله بعد از جدايى يا طلاق ۳- در مرحله بعد از فوت يكى از والدين يا هر دو. ۱- در مرحله زندگى مشترك: رشد جسمى و معنوى و شكوفايى استعداد كودكان نيازمند مراقبتها و حمايتهاى مخصوص است كه قانونگذاران پدر ومادر را محق و مكلف بدان نموده اند. همراهى و همدلى آنان در جهت تربيت فرزندان را از تكاليف آنان در زندگى مشترك دانسته است. ماده۱۱۰۴ قانون مدنى تصريح دارد: «زوجين بايد در تشييد مبانى خانواده و تربيت اولاد خود به يكديگر معاضدت نمايند.» و در ماده۱۱۶۸ آمده است: «نگاهدارى اطفال هم حق و هم تكليف ابوين است.» حق است از اين جهت كه هيچ كس بدون مجوز قانونى يا به تشخيص دادگاه حق ندارد مانع حضانت آنان شود. تكليف است زيرا تا هنگامى كه حضانت به عهده پدر و مادر است نمى توانند اين تكليف را ازخود ساقط نمايند. در اين دوران پدر و مادر بايد با احساس مسؤوليت و ايجاد محيطى سرشار از محبت و عطوفت و به كارگيرى روشهاى مؤثر نسبت به تربيت فرزندان خود اقدام نمايند. تا فرزندان آنان از رشد جسمانى، ذهنى، عاطفى، اخلاقى و اجتماعى و... نائل آيند و بموقع به نيازهاى طبيعى كودكان پاسخ مناسب بدهند. زيرا موضوع نيازها يكى از مهمترين مباحث در رشد كودكان است و شناسايى و تأمين بموقع اين نيازها به كودك آرامش مى دهد و عدم ارضاى آنها تعادل روانى و آرامش كودك را بر هم مى ريزد. فرزند ثمره شيرين ازدواج است و پدر ومادر نهايت تلاش خود را در جهت رشد و شكوفايى آنان به كار مى گيرند با وجود اين برخى از والدين بنا به دلايلى، مقتضيات و مصالح طفل خود را آنطور كه شايسته است مورد توجه قرار نمى دهند و مسائل فرزندان آنان تحت شعاع مسائل آنها قرار مى گيرد. اولين نياز طفل پس از تولد نياز به تغذيه مى باشد كه در قرآن مجيد نيز بدان پرداخته شده است (آيه شريفه۲۳۲ سوره مباركه بقره) در ماده۱۱۷۶ قانون مدنى آمده است «مادر مجبور نيست كه به طفل خود شير بدهد مگر در صورتى كه تغذيه طفل به غير شير مادر ممكن نباشد.» قانون مدنى از بار تكليف مادر نيست به ارتزاق فرزند حتى در ماهها و سالهاى اوليه زندگى كودك كاسته است! مسؤوليت تغذيه طفل و نفقه وى را به عهده پدر محول كرده است. مسأله شير دادن يا رضاع موجب بحثهاى مفصلى در محافل حقوقى و فقهى شده است. مادر مى تواند در قبال شير دادن به فرزند خود اجرت مطالبه كند ولى تاكنون موردى كه مادرى به طلب اجرت شيرى كه به فرزند خود مى دهد به دادگاه مراجعه كرده باشد در دست نيست. آنان از شيره جان خود با عشق مادرانه فرزندان خود را تغذيه مى كنند. همانطور كه گفته شد نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورت فوت پدر با اجداد پدرى و در صورت عدم قدرت آنان به انفاق، مادر را عهده دار نفقه مى داند. در صورتى كه پدر با وجود استطاعت مالى از پرداخت نفقه به فرزندان خود خوددراى نمايد. مادر مى تواند به عنوان قيم اتفاقى به استناد ماده۶۴۲ قانون مجاز است اسلامى (تعزيرات) اقدام به شكايت و تعقيب كيفرى پدر طفل نمايد. متأسفانه مطالبه نفقه فرزندى كه به سن رشد نرسيده است و فاقد اهليت است به روش حقوقى چاره انديشى نشده است. رعايت مصلحت طفل ايجاب مى كند كه مادر بتواند به نفع طفل خود به طرفيت پدر طفل دادخواست مبنى بر مطالبه نفقه تقديم دادگاه نمايد. ۲- در مرحله جدايى يا طلاق والدين: قبل از اصلاح ماده ۱۱۶۹ متن آن به اين صورت بوده است. «براى نگاهدارى طفل، مادر تا دو سال از تاريخ ولادت اولويت خواهد داشت پس از انقضاى اين مدت حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث كه تا سال هفتم حضانت آنها با مادر خواهد بود». ماده فوق در تاريخ ۱۳۸۲/۹/۸ مورد تجديد نظر قرار گرفت و به اين صورت اصلاح شده است. «براى حضانت و نگاهدارى طفلى كه ابوين او جدا از يكديگر زندگى مى كنند، مادر تا سن هفت سالگى اولويت دارد و پس از آن با پدر است». در اصلاح اين ماده به مصلحت طفل بيشتر توجه شده است تا عواطف و احساسات پدر و مادر با توجه به اينكه يكى از اساسى ترين نياز طفل در فرآيند رشد نياز به امنيت است ودامن مادر مأمن و پناهگاه امنى براى كودك است پدر به لحاظ ويژگيهاى شغلى و فيزيولوژيك و اينكه در جامعه مامردان براى نگهدارى و پرورش فرزندان خود فاقد آمادگى كافى هستند و نمى توانند نقش مادر را ايفا كنند در خانواده هاى ايرانى پدر مسؤوليت تأمين مخارج و هزينه هاى نگهدارى فرزندان را به عهده دارد ولى در امور مربوط به تربيت و نگهدارى فرزند مادر سهم بيشترى دارد. در رفع نيازهاى عاطفى مادر نقش اول را دارد و عواطف نقش بسيار مهم در زندگى كودك دارد. محروميت از محبت به پرورش عاطفى و ذهنى كودك آسيب وارد مى كند و رشد جسمانى وى را نيز به تأخير مى اندازد. كودك در نخستين سالهاى زندگى، بيش از هر زمان ديگر احتياج به امنيت و محبت دارد و آن را در آغوش مهربان مادر جست وجو مى كند. از ويژگيهاى ديگر اصلاح اين ماده تصريح به رعايت مصلحت طفل درتبصره آن مى باشد. «بعد از هفت سالگى در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعايت مصلحت كودك به تشخيص دادگاه مى باشد». اصلاح اين ماده قانونى توجه و پاسخگويى به نياز جامعه بوده است. و يقيناً حضور زنان در عرصه هاى تصميم سازى و تصميم گيرى و مشورتى تأثير زيادى داشته است. مصلحت كودكان ايجاب مى كند تصميم گيرى در مورد نگهدارى و تربيت آنان بعد از سن هفت سالگى با توجه به نظرات كارشناسى روانشناسان و افرادى كه با مسائل روحى و روانى كودكان آشنايى كافى دارند و پس از اخذ نظر آنان اقدام به صدور حكم نمايند. در خصوص ماده ۱۱۷۰ قانون مدنى كه تصريح دارد: «اگر مادر در مدتى كه حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود يا به ديگرى شوهر كند حق حضانت با پدر خواهد بود». مصلحت طفل ايجاب مى كند اين ماده قانونى نيز مورد تجديد نظر و بازنگرى قرار گيرد زيرا جنون و ازدواج مادر و جنون و ازدواج پدر هر دو ممكن است موجب ورود خسارتها و آسيبهايى به فرزندان شود. درخصوص ملاقات فرزندان پس از جدايى والدين نيز پيش بينى هاى لازم در مواد قانونى شده است ماده ۱۱۷۴ قانون مدنى مقرر داشته است: «در صورتى كه به علت طلاق يا به هر جهت ديگر ابوين طفل در يك منزل سكونت نداشته باشند هر يك از ابوين كه طفل تحت حضانت او نمى باشد حق ملاقات طفل خود را دارد. تعيين زمان و مكان ملاقات وساير جزئيات مربوط به آن در صورت اختلاف بين ابوين با محكمه است». در قانون حمايت خانواده نيز مقرراتى راجع به نحوه ملاقات والدين با فرزندان آمده است. مصلحت طفل ايجاب مى نمايد در مواردى كه خوف ضرر در اين ملاقاتها براى طفل ايجاد مى شود. زمان ملاقات محدود ودر محيطى مناسب و با حضور اشخاص مورد اعتماد انجام شود. اكثر محاكم به دليل فقدان محيط مناسب به ناچار محل كلانتريها را براى اين امر در نظر مى گيرند كه محيط مناسب جهت انجام ملاقات نمى باشد. سلب حضانت: در مواردى كه كسى عهده دار حضانت است مصلحت طفل را در نظر نگيرد و به ضرر طفل خود اعمالى انجام دهد يا كوتاهى در انجام تكليف نسبت به نگاهدارى و تربيت طفل نمايد در صورت تشخيص در دادگاه وى را صالح براى نگهدارى ندانسته و محكوم به سلب صلاحيت مى نمايد ماده ۱۱۷۳ قانون مدنى : «هر گاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقى پدر يا مادرى كه طفل تحت حضانت اوست صحت جسمانى و يا تربيت اخلاقى طفل در معرض خطر باشد. محكمه مى تواند به تقاضاى اقرباى طفل يا به تقاضاى قيم او يا به تقاضاى رئيس حوزه قضايى هر تصميمى را كه براى حضانت طفل مقتضى بداند اتخاذ كند.» موارد ذيل از مصاديق عدم مواظبت و يا انحطاط اخلاقى هر يك از والدين است: ۱ - اعتياد زيان آور به الكل، مواد مخدر و قمار. ۲ - اشتهار به فساد اخلاق و فحشا. ۳ - ابتلا به بيماريهاى روانى با تشخيص پزشكى قانونى. ۴ - سوء استفاده از طفل يا اجبار او به ورود در مشاغل ضداخلاقى مانند فساد و فحشا، تكديگرى وقاچاق. ۵ - تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف. همچنين ماده ۱۱۷۸ كه مى گويد: «ابوين مكلف هستند كه در حدود توانايى خود به تربيت اطفال خويش برحسب مقتضى اقدام كنند و نبايد آنها را مهمل بگذارند». وماده ۱۱۷۹ مقرر مى دارد: «ابوين حق تنبيه طفل خود را دارند ولى به استناد اين حق نمى توانند طفل خود را خارج از حدود تأديب تنبيه نمايند.» اصولاً حدود متعارف تنبيه براى تأديب چيست؟ تشخيص حد متعارف با چه مرجعى است؟ و آيا با توجه به پيشرفت علم روانشناسى توجه وملاحظه و مداخله نظرات علمى وكارشناسى آنان در نگارش و وضع اينگونه مواد قانونى دخيل مى باشد؟ كاستن و تخفيف آسيبهايى كه بعد از جدايى همسران، فرزندان آنان را تهديد مى كند نيازمند تلاش و عزم اجتماعى است آنها عضو جامعه ما هستند و به قول شيخ اجل: چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
|
|
|
|
|
زنان رييس جمهور
ويگديس فين بوگادوتير رئيس جمهورى ايسلند
|
|
|
منبع: اينترنت برگردان: معصومه پيروزبخت در سال ۱۹۸۰ ويگديس فين بوگادوتير به عنوان رئيس جمهور ايسلند انتخاب شد و دوباره در سالهاى ۱۹۸۴ و ۱۹۸۸ به اين مقام رسيد. ويگديس در ۱۵ آوريل ۱۹۳۰ در شهر ريك جاويك پايتخت ايسلند به دنيا آمد. پدر او مهندس راه و ساختمان و پروفسور دانشگاه ايسلند و مادرش نيز بمدت ۳۶ سال رياست انجمن پرستاران را عهده دار بود. به همين دليل، ويگديس اهميت و ارزش تحصيلات و خدمت به جامعه را در سراسر عمر خود درك و حفظ كرد. ويگديس زبان فرانسه را در كالج حرفه اى آموخت. او مسؤول برنامه ريزى و توسعه آموزش زبان فرانسه بود. در اين دوره از زندگى، ويگديس به اداره توريست ايسلند يك پيوست و در تابستان به عنوان راهنماى گردشگران مشغول كار شد. وظيفه او راهنمايى روزنامه نگاران خارجى در سراسر ايسلند و كمك به جمع آورى اطلاعات و مطالب مورد نياز آنان بود. وى در توسعه برنامه آموزش راهنماى گردشگرى، بسيار فعال بود و سالها به اين فعاليت ادامه داد. در هفتمين سال خدمتش، او به فرانسه برگشت و در دانشگاههاى سوربن پاريس و گرنوبل به تحصيل پرداخت و در رشته هاى ادبيات فرانسه، تئاتر و ارتباط فرهنگى بين فرانسه و ايسلند در قرن نوزدهم تحصيلات خود را به پايان رساند. ويگديس فين بوگادوتير از سال ۱۹۷۲ تا سال ۱۹۸۰ مديريت تئاتر ريك جاويك را به عهده داشت. در زمان مديريت وى اين كمپانى دوران شكوفايى خود را مى گذارند، بويژه وى تلاش كرد كه راهى براى اجراى نمايشنامه هاى ايسلند بگشايد. ويگديس در دانشگاه ايسلند به تدريس تئاتر فرانسه پرداخت و در شبكه ايالتى تلويزيون ايسلند به تدريس زبان فرانسه و در يك سلسله برنامه موفق فرهنگى به معرفى تئاتر پرداخت. وى يكى از اعضاى گريما، اولين گروه تئاتر تجربى ايسلند بود و مدتى نيز به عنوان رئيس اتحاديه Francaise درباره فرهنگ ايسلند سخنرانى هايى در خارج كشور ايراد كرد. از سال ،۱۹۷۶ او يكى از اعضاى كميته مشورتى مسائل فرهنگى انجمن شمال اروپا بود و از سال ۱۹۷۸ به سمت رياست اين كميته برگزيده شد. ويگديس فين بوگادوتير در سراسر زندگى اش، از دوران جوانى در مقوله مديريت و رهبرى آموزش ديد و براى رهبرى مردمش آمادگى لازم را پيدا كرد. او نخستين زنى بود كه به مقام رياست جمهورى رسيد و دو بار ديگر نيز به اين مقام نايل شد و هر بار با اكثريت آرا اين مقام را كسب نمود. او رهبر محبوب و فعال مردم ايسلند است. در ۲۶ ژانويه سال ،۱۹۹۸ مركز بين المللى زنان، به منظور قدردانى از يك دوره تلاش بى وقفه ويگديس و سه دوره رياست جمهورى وى، جايزه «ميراث رهبرى بين المللى» را به او هديه كرد، زيرا او بر اين تلاش بود كه كشورها را از همه جهات بويژه از جهت حقوق زنان، آموزش و محيط زيست به هم نزديك كند و تلاش كرد اين ارزشها را به جوانان سراسر دنيا بياموزد. سالى بى تورنتون مدير پروژه هاى ويژه اين مركز در يك ميهمانى ويژه ناهار كه به ميزبانى رئيس جمهور و در ريك جاويك برگزار شد، جايزه فوق را به ويگديس اهدا كرد. وى در اكتبر ۲۰۰۳ در مسابقات مدرسه مونديالوگو، مركزى كه با همكارى يونسكو و شركت دايملر - كرايسلر براى ايجاد ارتباط فرهنگى بين مليتها به وجود آمده است، به عنوان داور شركت كرد. او هنوز هم رهبر محبوب مردم ايسلند است.
|
|
|
|
|
كلاراهيل، مادر كودكان درمانده
|
|
|
كلارا هيل در طول زندگى اش، بيش از ۸۰۰ كودك را كه پدر و مادر نداشتند يا والدين شان آنها را ترك كرده بودند، به فرزندى پذيرفت. كلارا هيل در سال ۱۹۰۵ در شهر فيلادلفيا، ايالت پنسيلوانيا به دنيا آمد. او به همراه خواهران و برادرانش در كنار تعداد زيادى كودك بزرگ شدند، زيرا مادر كلارا از كودكان همسايه نيز نگهدارى مى كرد. كلارا خيلى زود راه مادر را انتخاب كرد و به نگهدارى از كودكان پرداخت. او سال ۱۹۴۰ با بزرگترين فاجعه زندگى اش مواجه شد. همسر او درگذشت و او را با ۲ فرزند تنها گذاشت. او بشدت نياز داشت براى نگهدارى از كودكانش شغلى پيدا كند، به همين جهت، همانند مادرش شروع به نگهدارى از كودكانى كرد كه مادرانشان به دليل شاغل بودن، نمى توانستند از كودكانشان مواظبت كنند. وى پس از چندى دريافت مى تواند مجوز پرستارى از كودكان را دريافت كند. كلارا شغل ديگرى جز نگهدارى از كودكان همسايه نداشت و با اين شغل به سختى مى توانست هزينه غذاى فرزندانش را تأمين كند. اين مسائل تا زمانى كه مى توانست به مردم كمك كند، براى او اهميت نداشت. در ۲۵ سال آينده او بيش از ۴۰ كودك را پرستارى كرد. كلارا در محله هارلم نيويورك خانه داشت، جايى كه مشكلات ناشى از خشونت و اعتياد، زندگى كردن را به مخاطره انداخته بود. هدف او مراقبت و پرستارى از كودكانى بود كه كسى آنها را نمى خواست و او توانست به هدف خود برسد. اكنون افراد بيشترى به خانه او مى آمدند. درحالى كه كودكى را در بغل داشتند كه مبتلا به ايدز بود و پدر و مادرش به دليل اعتياد نمى توانستند و يا نمى خواستند از فرزندشان نگهدارى كنند. او هرگز به كودكى كه به دليل مشكلاتش، كسى او را نمى خواست، نه نمى گفت. او در عرض ۶ ماه، از ۲۲ كودك مبتلا به ايدز در ۵ اتاق آپارتمانش پرستارى كرد. خيلى زود تعداد كودكانى كه بايد نگهدارى مى كرد، افزايش يافت. آپارتمان او ديگر جاى خالى نداشت. فرزندان او لورن، ناتان و كنت (كه فرزندخوانده كلارا بود) تا هنگام نوجوانى نمى دانستند، آن كودكان خواهر و برادر واقعى شان نبودند. زمانى كه كلارا تصميم گرفت خود را بازنشسته كند، شبى لورن زنى معتاد و الكلى را ديد كه كودكى در بغل داشت. او اين زن را راهنمايى كرد تا براى درخواست كمك به نزد كلارا برود. تا آن زمان كلارا كودكى را كه مادرش در خيابان بود، قبول نكرده بود، اما در اين زمان نتوانست به اين مادر محتاج و كودكش «نه» بگويد، گويى به او الهام شده بود از اين قبيل كودكان پرستارى و مراقبت كند. كلارا سال ۱۹۸۵ مؤسسه خيريه اى به نام «خانه هيل» تأسيس كرد. اين مؤسسه ويژه كودكانى بود كه مادران آنها معتاد بودند. دليل او براى تأسيس مؤسسه اين بود كه خانه او ديگر جاى نگهدارى از كودكان بيشترى نداشت. در مؤسسه خيريه خانه هيل در هفته حدود ۱۰۰ كودك نگهدارى مى شد و دختر هيل به همراه تعداد ديگرى از اعضاى مؤسسه از اين كودكان نگهدارى مى كنند. كلارا هيل براى ۸۰۰ كودكى كه در سراسر زندگى اش از آنان مراقبت كرد، مادرى دوست داشتنى و سخاوتمند بود. او در ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ چشم از جهان فرو بست، درحالى كه حسى قوى به او مى گفت تغييراتى در زندگى مردم به وجود آورده است. با وجود فوت كلارا، دخترش لورين رؤياهاى مادر را به واقعيت نزديك كرد. بزرگى و رئوفت قلب او سبب شد كودكان زيادى رشد كنند و زندگى موفقى داشته باشند. كسانى كه ممكن است يك روز خودشان به مؤسسه خانه هيل كمك كنند. مترجم: معصومه پيروزبخت
|
|
|
|