|
شبيه زندگى گفت وگو با حميد منصور كيايى (چاپچى )
ذوق مى كنم وقتى كه ...
|
|
|
مرتضى قديمى
همه مشغول كار خودشان هستند، حتى لحظاتى كه دارم عكس مى گيرم. انگار كه اصلاً برايشان مهم نباشد يك آدم غريبه دارد از آنها عكاسى مى كند. حميد منصور كيايى مى گويد كارشان خيلى نيازمند دقت است اگر حواسشان به كار نباشد ممكن است خروجى خرابى بگيرند. حركت دستگاهها ايجاد يك ريتم مى كند و دوست دارى با صداها قطعه اى را روى آن بگذارى. مثل صداى حركت قطار است. انگار كه مى گويند: بدو بدو ... بدو بدو ... بدو بدو ... يا اينكه چى چى دارى ... چى چى دارى ... بايد گوشه اى ساكت و خلوت را پيدا كنيم تا بتوانيم گفت وگوى كوتاهى با هم داشته باشيم. به دور از همه سر و صداهاى دستگاههاى چاپ و شلوغى چاپخانه. اينجا يكى از چاپخانه هاى نسبتاً بزرگ تهران است و حميد منصور كيايى يكى از چاپچى هاى اين چاپخانه است. براى اين كه كمى رفيق شويم با هم مى گويم: چاپچى يعنى آدم متملق يا چاپلوسى درسته؟ مى خندد و مى گويد: راست مى گويى ها تا حالا به اين موضوع دقت نكرده بودم. - حالا آدم متملقى هستى؟ - نه. فكر نمى كنم چاپلوس باشم. نه نيستم. خنده و شوخى را تمام مى كنيم و گفت وگوى اين هفته شبيه زندگى را با حميد منصور كيايى شروع مى كنم. گفت وگو با جوانى كه در كار چاپ كتاب و مجله است. منصور كيايى بيش از ۳ سال است كه در چاپخانه كار مى كند. فارغ التحصيل رشته تاريخ است اما هيچ وقت اين فرصت برايش فراهم نمى شود تا سراغ علاقه مندى اش برود. بعد از سربازى چند شغل مختلف را تجربه مى كند اما هيچ كدام برايش جذاب نيستند تا اينكه به چاپخانه معرفى مى شود. مى گويد: گاهى وقت ها انتخاب مى شوى و فرصت نمى كنى انتخاب كنى يا اينكه فراموش مى كنى كه مى توانستى انتخاب كنى. مى گويد: گاهى اوقات يك دفعه متوجه مى شوى سالهاست مشغول به كارى هستى و حتى آرزوهايت را هم فراموش كرده اى در اين سالها. زمانى كه كارش را در چاپخانه آغاز كرد در قسمت جلدسازى مشغول شد. بيشتر از يك سال جلدسازى مى كرد و بعد رفت قسمت چاپ كه تقريباً از بخش هاى مهم توليد يك كتاب يا نشريه است. حميد در مورد بخش چاپ يك چاپخانه مى گويد: براى توليد يك كتاب يا نشريه بعد از آن كه مطالب تايپ و صفحه بندى شد، CD مطالب تحويل ليتوگرافى مى شود. در بخش ليتوگرافى تمام صفحات را كپى مى كنند. در ليتوگرافى صفحات روى ورق هاى مخصوصى كه از جنس آلومينيوم هستند كپى مى شوند. اسم اين ورق ها زينك است. وى ادامه مى دهد: سابق بر اين حروف سربى داشتيم و حالا زينك همان كار را انجام مى دهد. روى زينك موادى هستند كه پس از شسته شدن حروف برجسته مى شوند. كاغذ روى زينك قرار مى گيرد و جوهر نيز روى زينك ريخته مى شود و باعث انتقال تصاوير و حروف روى كاغذ مى شود. مى گويم: چقدر آسان! مى خندد و مى گويد: اين توضيح خيلى ابتدايى ومقدماتى بود. قطعاً كارخيلى مشكل تر از اين حرف هاست. كوچكترين اشتباه در اين مسير باعث مى شود تا نتيجه نامناسبى ايجاد شود. بستن زينك، تنظيم آن، تنظيم مركب دان، ريختن مركب، تنظيم كاغذ و... از جمله وظايف يك چاپچى است كه منصور كيايى به آنها اشاره مى كند. وى در خصوص سختى كار مى گويد: كار چاپ كار تقريباً سختى است اما در عين حال بستگى به انگيزه و علاقه مندى چاپچى دارد. او مى گويد: اين جمله بين چاپچى ها خيلى معروف است كه كار چاپ عشق مى خواهد اگر كسى عاشق كارش نباشد خيلى زود خسته مى شود. منصور كيايى معمولاً از ساعت ۷/۳۰ دقيقه مشغول به كار مى شود و تا ساعت ۵ پاى دستگاه است. البته نيم ساعت آن وسط ها وقت ناهار و نماز دارد. پنج شنبه و جمعه ها تعطيل است مگر آنكه بخواهد اضافه كار بگيرد. اين چاپچى جوان در خصوص جذابيت هاى كار چاپ مى گويد: اينكه هر چند روز يك كتاب جديدى را چاپ مى كنيم و به نوعى در توليد يك كتاب سهيم هستيم بسيار خوب است و در عين حال اگر كسى علاقه مند كار چاپ باشد اين شغل آنقدر تنوع دارد كه به سختى بتوان همه آن را ياد گرفت. مى پرسم: چطور؟ مى گويد: من در اين يك سال با دستگاه چاپ ۳ ورقى يك رنگ كار كردم ولى دستگاههاى مختلف چاپ داريم مثل دستگاه ۴ رنگ، شش رنگ و مهارت پيدا كردن با همه اين دستگاهها نيازمند زمان زيادى است. جوان گفت وگوى اين هفته شبيه زندگى به رغم اينكه كارشناس تاريخ است و هميشه دوست داشته ادامه تحصيل بدهد توانسته به شغل بسيار متفاوت با رشته تحصيلى اش علاقه مند شود. او مى گويد: هميشه محيط روى آدم اثر مى گذارد و گاهى اوقات هم آدم ها روى محيط اثر مى گذارند. او خوشحال است از اينكه توانسته تا حدودى روى محيط شغل خودش مؤثر باشد. مى گويد: هميشه نگران محل كارم بودم اما به مرور زمان رابطه خوبى با همه همكاران و دوستانم پيدا كرده ام. در چاپخانه اى كه حميد منصور كيايى كار مى كند همه بخش هاى مربوط به تهيه يك كتاب وجود دارند از ليتوگرافى گرفته تا بخش جلدسازى. مى گويد: بعد از چاپ ورق هاى چاپ شده به بخش تاكنى فرستاده مى شوند بعد صحافى مى شود و سپس ورق ها مرتب مى شوند و نهايتاً به بخش جلدسازى منتقل مى شوند. او در خصوص زمانى كه براى تهيه يك كتاب صرف مى شود، مى گويد: هر فرم با بستن و چاپ حدود ۳ ساعت طول مى كشد. فرم ها اگر وزيرى باشند ۱۶ صفحه پشت و رو هستند كه مى شود ۳۲ صفحه. اگر رقعى باشد فرم ۳۲ صفحه اى پشت و رو مى شود ۶۴ صفحه و نهايتاً يك فرم رحلى ۱۶ صفحه خواهد بود. بنابراين اگر يك كتاب ۱۰ فرمى در ۵ هزار جلد داشته باشيم تقريباً ۳۰ ساعت مفيد براى چاپ آن نيازمند هستيم. منصور كيايى در اين مدت كتابهاى مختلفى را چاپ كرده است: فيزيك پيش دانشگاهى، هرى پاتر ۱ و ۲ و ... مى گويد: گاهى اوقات در نمايشگاه كتاب يا فروشگاهها كتابى را كه خودم چاپ كرده باشم مى بينم، ذوق مى كنم.
|