شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۴ -
Sat, Nov 19, 2005
ديپلماتيك
۳۳۱۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ديك چنى زيرآتش
مترجم: فاطمه موثق نژاد (منبع : هفته نامه اشپيگل-اكتبر ۲۰۰۵)
در حالى كه واشنگتن در انتظار صدور حكم از سوى بازرس ويژه ، پاتريك فيتز جرالد، به سر مى برد، گروه پنهان «ديك چنى» به كانون توجه تبديل شده است . اين گروه به علاوه اطرافيان وزير دفاع ، دونالد رامسفلد ، آن چيزى را ساخته اند كه «لارنس ويلكرسون»، رئيس مشاوران كالين پاول ، آن را «باند» ى مى نامد كه «درشرايط حساس .....تصميم هايى مى گيرد كه جريان بوروكراسى نيز به منشأ آنها پى نمى برد .» معاون اول رئيس جمهور، در واقع، يك شوراى امنيت ملى شخصى دارد . اين باقيمانده مخوف و بى نظير به جامانده از تيم سياست خارجى كه از جنگ طلبان تندرو تشكيل شده است ، نقشى كليدى در همه جوانب جنگ عراق بازى مى كند ، از جمله طراحى براى آن ، گردآورى «شواهد» براى توجيه آن و نيز تنبيه كسانى كه آشكارا عليه آن اعتراض مى كنند . جاى تعجب نيست كه اعضاى اين تيم و نيز خود ديك چنى به اهداف تحقيق از سوى فيتز جرالد در مورد افشاگرى «والرى ويلسون» به همراه «كارل روو» معاون بوش ، در مطبوعات تبديل شده اند .
گرچه اين تحقيق روى رئيس كادر چنى، يعنى لوئيس اسكاتر ليبى متمركز شده ، اما با تعداد ديگرى از كارمندان چنى نيز مصاحبه شده است . اين سياستگذاران پشت پرده چه كسانى هستند كه چنين نقشى كليدى را در تعيين سياست هاى خارجى دولت بوش برعهده دارند؟ بيشتر اعضاى گروه پنهان چنى ، ايدئولوگ هاى نو محافظه كارى هستند كه به جنگ طلبان پيروزمند آمريكايى كه دلمشغولى آنها اسرائيل است، ملحق شده اند . اين بدان معنى نيست كه جنگ به خاطر اسرائيل بود ، گرچه نمى توان انكار كرد كه مسائل اسرائيل نقشى مهم را بر عهده داشت . انگيزه هاى واقعى پنهان در پس جنگ ، پيچيده بود، و تيم چنى تنها بازيگران آن نبودند . دولت بوش تركيبى از نيروهاى ناهمگون است.....جمهوريخواهان باشگاه صحرايى ، واقع گرايان ، نمايندگان سهامداران شركت هاى نفتى و ديگر شركت ها، مذهبيون پروتستان (اوانگليك ها) ، استراتژيست هاى سرسخت ، كاتوليك هاى جناح راست ، و يهوديان نومحافظه كار متحد با جناح راست حزب ليكود . هريك از اينها، مبانى منطقى مخصوص به خود براى شركت در جنگ عراق را دارند .
به نظر مى رسد دلمشغولى بوش ، بازگرداندن عزت خانواده با انتقام از تحقيرى كه نسبت به پدرش روا داشته شده بود ، باشد؛ تحقيرى كه از باقيماندن صدام در مقام خود پس از جنگ خليج فارس بوجود آمد . چنى به منافع حاصل از جنگ در صنعت نفت ، و مجموعه صنايع نظامى به طور كلى علاقمند بود. به نظرمى رسد جنگ عراق، ميلياردها دلار از قراردادهايى را كه در آن قيمت ها ذكر نمى شد ، براى شركتهايى كه وى در اواخر ۱۹۹۰ رياست آنها را به دست آورد، فراهم كرد كه همين پول ، هاليبرتون را از ورشكستگى نجات داد . اوانگليك ها قصد داشتند نقش مبلغين مذهبى را براى عراقى ها داشته باشند . كارل روو مى خواست بوش را به رئيس جمهور جنگ تبديل كند تا انتخاب دوباره وى را تضمين نمايد . به نظر نو محافظه كاران ، عراق صدام در كوتاه مدت، خطرى براى اسرائيل بود و در درازمدت ، آنها اميدوار بودند كه سرنگونى حزب بعث عراق ، سراسر خاورميانه را دگرگون كنند ، درست مانند آتاتورك كه بساط امپراتورى عثمانى و خلفاى سنى را در دهه ۱۹۲۰ برچيد و تركيه را به يك كشور نسبتأ دموكراتيك تبديل كرد كه متحد اسرائيل بود . ( اين تجزيه و تحليل از سوى «برنارد لويس» ، استاد ممتاز و ايدئولوگ اصلى نو محافظه كار مطرح شد ) . چنين دگرگونى اى براى امنيت دراز مدت هردو كشور ايالات متحده و اسرائيل سودمند خواهد بود .
زياده روى چنى و زيردستان بوش
هيچيك از اين دلايل ، مورد قبول همگان نبوده است براى كنگره يا افكارعمومى آمريكا قانع كننده نيست ، بنابراين جناح هاى مختلف روى خطرسلاح هاى كشتار جمعى عراق، متمركز  شده اند . متأسفانه براى آنها اين دليل نيز سرابى بيش نبوده است و براى تنبيه كسانى كه تذكر دادند كه امپراتور لباس به تن ندارد ]اشاره به حكايتى كه در آن ، تنها يك كودك با اشاره به لخت بودن امپراتور ، حقيقت را افشا مى كند [ - يا در اين مورد خاص، اين كه ديكتاتور سلاح كشتار جمعى ندارد - چنى و زيردستان بوش زياده روى كردند . عجيب آنكه ، تلاش آنان براى ساكت كردن منتقدان تنها ، اقدامات و انگيزه هاى خود آنان را به شدت آشكار كرد .
مقاله يك صفحه اى با عنوان«تيم مخوف چنى » كه در سوم فوريه سال ۲۰۰۱ در «نيويورك تايمز» منتشر شد ، همه را شگفت زده كرد . اين مقاله فاش كرد كه چنى ۱۵ معاون نظامى و سياسى در امور خارجه داشت ، در حالى كه همان زمان ، اعضاى شوراى امنيت ملى رياست جمهورى از اين تعداد كمتر بودند . شمار دستيارانى كه چنى در امور داخلى با آنها مشورت مى كرد نيز بسيار كمتر از اينها بود . بر عكس ، ال گور تنها يك مشاور در امور امنيتى داشته.
رهبر اين تيم ، ليبى بود . وى همراه «پل وولفوويتس» كه او را به واشنگتن آورد ، در دانشگاه «ييل» تحصيل كرده است . اين دو پس از جنگ خليج فارس در سال ،۱۹۹۲ يك سند سياسى حمايت از جنگ در وزارت دفاع براى رئيس خود ، ديك چنى تأليف كردند . افشاى اين سند سبب آشفتگى معاون اول بوش شد . ليبى از پايه گذاران پروژه قرن جديد آمريكا در سال ۱۹۹۷ ، در زمان رياست جمهورى «بيل كلينتون» بود ، يعنى زمانى كه بسيارى از نومحافظه كاران از كار بركنار بودند . در آن پروژه تلاش شده بود تا ازفشاركنگره كه تحت تسلط جمهوريخواهان بود، بر روى كلينتون براى اتخاذ مواضع جنگ طلبانه بيشتر در مورد عراق استفاده شود . و نيز به طور مشخص از گسترش نيروى نظامى و بكارگيرى سربازان آمريكايى به عنوان «ژاندارم» به دنبال جنگ هايى براى «شكل دادن» به امنيت بين الملل ، حمايت مى كرد.
چنى خود نيز از اعضاى تهيه كننده گان اين پروژه بود ، و به همراه گروه خود از سال ۱۹۹۷ علايمى مبنى بر تغيير از مواضع رئاليستى سر سختانه خود نشان داد و با نو محافظه كاران كه خواب دگرگونى ديگر جوامع را مى ديدند، متحد شد . دار و دسته «جيمز بيكر» از حزب جمهوريخواه، اما به مدتى طولانى از اسرائيل كه با سياست هاى توسعه طلبانه خود و عدم تمايل به توقف ساخت سكونتگاه در كرانه باخترى سبب بروز مشكلاتى در اين كشور شده بود، انتقاد مى كردند و بيكر به خوبى آگاه بود كه اكثريت وسيعى از يهوديان آمريكايى به جمهوريخواهان رأى نمى دهند .
نگرش جهانى پشت پرده به جنگ سرد
چنى گرچه يك مدافع پروپا قرص اسرائيل است ، اما زمانى با اين جناح حزب جمهوريخواه روابطى داشت . ( اين احساس توسط همكار قديمى و معاون اول بوش در امنيت ملى ، «برنت اسكو كرافت» چنين جمعبندى شده بود كه گفت: چنى را يك دوست مى داند «اما ديك چنى را من ديگر به جا نمى آورم» . اما پس از چند مدت ،  او به گونه اى فزاينده راه اتحاد با نومحافظه كاران و راست يهودى در ايالات متحده را برگزيد و اسرائيل، آنها را به عنوان متحدين قدرتمند و نمايندگان ديدگاه خود ، پذيرفت . ديدگاهى كه حاكى از تسلط جهانى هژمونى آمريكايى بدون چالش در دوران پس از جنگ سرد بود كه از سوى صنايع نظامى به طور وسيع حمايت مى شد؛ صنايعى كه با دلارهاى حاصل از ماليات ايالات متحده تغذيه مى شوند . او همواره به شنوندگان يهودى شكاك خود قول مى داد كه يك عراق دموكراتيك به سود اسرائيل است .
چنى با انتخاب دستياران خود ، اولويتى را كه براى نومحافظه كاران قائل بود ، به خوبى آشكار كرد . اما اتحاد چنى با نومحافظه كاران احتمالأ بيشتر از ديدگاه جهانى پنهانى اش درمورد جنگ سرد نشأت مى گرفت تا از دلمشغولى در مورد اسرائيل يا بازسازى خاورميانه . ترورهاى پس از جنگ سرد ، يك نسخه جديد از «امپراتورى شيطانى» شوروى را فراهم آورد . ديدگاه سياست خارجى پوياى نومحافظه كاران يعنى «ليبراليسم با زور سرنيزه» براى مجموعه صنايع نظامى، فرصت هاى بيشترى را نسبت به رئاليسم سنتى جمهوريخواهان در جهان پس از شوروى بوجود آورد ؛ جهانى كه در آن، دولت هاى همانند وجود نداشت و يك نيروى نظامى قابل قبول، ايالات متحده را تهديد نمى كرد . تنها يك سلسله كشورگشايى ها در خاور ميانه ، با پوشش«دفاع» عليه سلاح هاى كشتار جمعى مى توانست مايه دلگرمى پنتاگون و شركتهايى باشد كه پول هاى باد آورده را به جيب مى زنند.
چنين جنگ هايى با در نظر گرفتن توانايى هاى هسته اى چين و كره شمالى ، ديگر نمى تواند در شرق آسيا برپا شود ، و مؤلفه هاى ديگرى نيز براى بروز چنين جنگ هايى در بيشتر بخش هاى ديگر جهان وجود نداشت . خاورميانه، حوزه بى نقصى براى بازسازى نظاميگرى آمريكا بود ، با توجه به اين نكته كه افكار عمومى ايالات متحده به شدت از جهان عرب و جهان اسلام متنفر است و پس از حوادث يازده سپتامبر به شدت از آن وحشت دارد .
دروغ هاى نيكلا ساركوزى
236514.jpg
مترجم: مرضيه خادم شريف ـ منبع : اشپيگل آن لاين (۹نوامبر ۲۰۰۵)
بار ديگر ، آتش ها و خشونت ها شب گذشته در حومه پاريس سربرافراشت. «دانيل كوهن بنديت» سياستمدار اروپايى عضو حزب سبزها مى گويد: ساركوزى وزير كشور فرانسه ، شكست خورده است. اين مبارز پيشين خيابانى و از رهبران جنبش دانشجويى سال ۱۹۶۸ درفرانسه در گفت وگو با «اشپيگل آن لاين» در مورد آنچه او آنها را طرح هاى عملى عبث مى نامد، مانند نياز براى اصلاح مدارس و احتمال خشونت در آلمان، به بحث و
گفت وگو پرداخته است. متن اين گفت وگوها در پى مى آيد.
آقاى كوهن بنديت، اكنون روزهاست كه آشوب ها در اطراف پاريس ادامه دارد و حتى به بخشهاى ديگر كشور نيز سرايت كرده است . نظر شما در مورد اظهارات «نيكلا ساركوزى» وزير كشور فرانسه ،كه آشوبها به نحو كاملى سازماندهى شده اند چيست؟
اين گفته بى معنا و چرند است. اين آشوبها نشان مى دهد كه او در مقام وزير كشور با شكست روبرو شده ولى اكنون در تلاش است تا با پيگيرى تئورى توطئه ، سرپوشى بر شكست هاى خود بگذارد.
آشوبها با مرگ دو نوجوان در يك پست فرعى برق آغاز شد. شاهدان حادثه ادعا مى كنند كه پليس، نوجوانان را به سوى مرگ راند، ولى گزارش پليس متفاوت است. اقدام پليس در اين مناطق پردردسر چگونه بايد باشد؟
مناطقى وجود دارد كه پليس روزانه به آنجا حمله ور مى شود. در بيشتر موارد، پليس دراين مناطق حاضر مى شود تا جوانان آفريقاى شمالى را زير نظر بگيرد. مظنون ها مورد تحقير قرار مى گيرند، اين جوانان را به مدت چهار ساعت دراداره هاى پليس نگه مى دارند و سپس آزاد مى كنند. نوجوانانى كه به تازگى كشته شده اند نيز در يكى از همين بازرسى ها دستگير شده بودند.
شما گزارش پليس مبنى بر اين كه پسران تحت تعقيب نبودند را باور نداريد؟
منظور شما از تحت تعقيب چيست؟ اين فقط يك بازرسى پليسى بود. آن پسرها
مى خواستند مورد كنترل قرار نگيرند. براى همين فرار كردند و پليس نيز به دنبال آنها رفت.
پس شما روش هاى پليس را در اين مناطق به عنوان مشكلى بنيادى تلقى
مى كنيد؟
نيكلا ساركوزى از به كارگيرى افسران پليسى كه به نحوى با اين مناطق در ارتباط بودند، خوددارى كرد. اينك تمام كار ساركوزى دراين خلاصه شده است كه واحدهاى مخصوص را براى كنترل همه افراد به اين مناطق اعزام كند. اين وضعيت منجر به عدم اعتماد شده است و اگر كنترل چندساله با بيكارى بالا و نژادپرستى پليس توأم باشد، تبديل به نيروى انفجارى اجتماعى مى شود.
شما شخصيت نمادين آشوبهاى دانشجويى در مه ۱۹۶۸ بوديد. آيا
مى دانيد چرا اين جوانان ناكامى ها و نارضايتى هاى خود را به شكل آشوب هاى خيابانى نشان مى دهند؟
آشوب از واقعيت هاى زندگى در مناطق حومه است. دراين اوضاع، وزيركشور ظاهر
مى شود و مى گويد: من اين مناطق را پاكسازى مى كنم و هر كس مخالف من باشد، از سر راه برمى دارم. چه كسى جرأت دارد جلوى مرا بگيرد؟ البته جوانان بسيارى وجود دارند كه در محيطى پرآشوب زندگى كرده اند و مى گويند «بله قطعاً شهامت آن را داريم و به تو، آدم حراف، نشان خواهيم داد.»
شما در باره استراتژى فقدان تحمل ساركوزى صحبت مى كنيد، ولى دولت همچنان مى گويد خواهان برقرارى مذاكره است.
البته در آينده! هنگامى كه كودكى درون چاله آبى مى افتد، خيس مى شود. گرچه
مى توانم با حوله او را خشك كنم، ولى واقعيت خيس شدن از بين نمى رود و به قوت خود باقى است. سالهاست كه وضعيت در محلات فقيرنشين حومه شهرها ثبات خود را از دست داده است. تنها يك حادثه كافى است تا موج خشونت فراگير شود. درهمين راستا،
رسانه هاى خبرى، اولين جرقه آشوب را ايجاد كردند. جوانان ديگر ماجرا را ديدند و به خود گفتند: ما هم همين كار را انجام خواهيم داد. اين دقيقاً همان رخدادى بودكه در دهه ۶۰ اتفاق افتاد. تظاهرات در هامبورگ يا برلين موجب تظاهرات در فرانكفورت شد. اين يك پديده شناخته شده است.
جامعه شناسان واهمه دارند كه اين آشوب حتى بنيادين تر شود. نقل شده جوانان شركت كننده گفته اند: «تازه اول كار است.» آيا معتقديد كه وضعيت وخيم تر خواهد شد؟
اين آشوبها معمولاً به همان سرعتى كه آغاز شده اند، پايان مى يابند. كسى نمى تواند پيش بينى كند چه وقت و چه طور اين آشوبها اتفاق مى افتد.
«ژاك شيراك» رئيس جمهور، و «دومينيك دو ويلپن» در طرحى عملى اعلام كرده اند اشتغال جوانان بيكار تا پايان ماه جارى اجرا خواهد شد. نظر شما در اين مورد چيست؟
آنها ۱۷۸۳ طرح عملى داشته اند. مشكل با يك طرح عملى به اين راحتى ها حل
نمى شود. آنها در ابتدا بايد مشكل محله فقيرنشين را حل كنند. اين نوع محله هاى فقيرنشين در آلمان به چشم نمى خورد. آنها بايد مشكل بيكارى جوانان را كه در فرانسه بسيار قابل توجه تر از آلمان است، حل كنند. نظام فرانسه قابل مقايسه با سيستم دوگانه (آموزشى و آموزش حرفه اى) آلمان نيست. درميان خانواده هاى مهاجر به فرانسه نرخ بيكارى بسيار بالاست. خانواده هايى در فرانسه زندگى مى كنند كه دو نسل آنها بيكار بوده اند. به علاوه، طى اين سالها، باندها و شبكه هاى موادمخدر در اين مناطق تشكيل شده اند. جالب است كه در حال حاضر ، شيراك و دوويلپن در نظر دارند تا عقل  هاى خود را روى هم بريزند ، ولى هر كارى هم بخواهند انجام دهند، به اين زودى ها به نتيجه نخواهد رسيد.
چه اقدام سريعى بايد صورت گيرد؟
يك روش استراتژيك كاملاً متفاوت. برخى از شهرها، ميانجى هايى دارند كه تلاش
مى كنند به تدريج جو را آرام كنند. ولى اين امر به تمايل قابل ملاحظه پليس نياز دارد تا به انتقاد از خود بپردازد. با وجود اين ، من به آن مقاماتى كه باور دارند تنها راه مقابله با خشونت، سركوب حتى شديدتر آن است، هشدار مى دهم كه اين نوع خطرناكى از موش و گربه بازى است.
اگر طرح عملى عاقلانه نباشد، پس سياست استراتژيك بلندمدت چگونه به نظر خواهد رسيد؟
خب ، گفتنش از عمل كردنش آسانتر است. ما به استراتژى اى نياز داريم كه نه تنها بيكارى را كاهش دهد، بلكه شامل اقداماتى باشد كه اين جوانان را قادر سازد عملاً جذب جامعه شوند.
نقش مدارس در اين روند چيست؟
مدارس اين نواحى كاملاً زير اين بار سنگين خم شده اند. معلمان دسته دسته پا به فرار مى گذارند و استراتژى آموزش جامع دراين مناطق مشكل ساز با شكست مواجه شده است. به راستى ، اين مدارس هرگز قادر نبودند از عهده بحران مهاجرت برآيند، زيرا براساس قانونى اداره مى شوند كه در معناى سنتى بيان كرده است كه تمام مهاجران به آموزش بهتر نيازمندند. آن چيزى كه آنها بايد ايجاد كنند، سيستمى است كه خودمختارى بيشترى را براى مدارس فراهم مى كند كه شامل توانايى استفاده ازمربيان اصلاح انديش است. البته اين امر به سرمايه گذاريهاى پايدار آموزشى و مالى نياز دارد.
چگونه اروپا مى تواند اين مشكل را حل كند؟ نظرتان در مورد تحول آتى مدل جامعه اروپايى چيست؟
در كوتاه مدت، مشكلى حل نمى شود. با وجود اين، در بلندمدت اروپا بايد استراتژى هاى جذب مهاجران را در تك تك اعضاى اتحاديه اروپا مقايسه كند. آن موقع است كه ما كشف خواهيم كرد كه سيستم آموزش اروپايى در كشورهايى با سطوح مهاجرت بالا ناموفق بوده است. هرجا كه بنگريم، در انگليس، فرانسه ، بلژيك يا حتى آلمان اين كشورها نوعى نظام آموزشى دارند كه اساساً فرزندان مهاجران را ناديده
مى گيرند. اين نقطه ، آغاز كار براى اروپايى هاست.
شما به تفاوت هاى بين فرانسه و آلمان اشاره كرديد. اخيراً راجع به تبعيض نژادى و جوامع موازى در آلمان گلايه هايى شده است . آيا آلمان با بروز چنين آشوب هاى مشابهى روبرو خواهد شد؟
من معتقد هستم كه اگر اين نوع درگيريها در آلمان اتفاق بيفتد، آشوب ها به اين وسعت نخواهد بود. ما قطعاً شاهد آشوب و اغتشاش هاى بسيار زيادى خواهيم بود، ولى ناآرامى در آلمان با اين شدت شروع نخواهد شد. همانطور كه هميشه گفته ام، آلمان در مقايسه با فرانسه، وضعيت بهترى دارد.
يك دادگاه براى كتمان يك رابطه
اولين جلسه محاكمه «صدام حسين»،  ديكتاتور سابق عراق درحالى برگزار شد كه اين داگاه تنها رسيدگى به يكى از اتهامات وى را كه همان قتل عام شيعيان در «دوجيل» است، آغاز كرد.
همين موضوع نزد برخى محافل خبرى غربى موجب طرح اين سؤال شده است كه چرا از بين موارد متعدد اتهام عليه وى ،  دادگاه ويژه عراق تنها به اتهام قتل ۱۴۳ تن از شيعيانى مى پردازد كه صدام در انتقام از تلاش نيروهاى الدعوه براى ترور وى در سال ۱۹۸۲ ، آنها را كشت.
«رولان دوما» وزير پيشين امور خارجه فرانسه كه يكى از پنج عضو كميته وكلاى خارجى براى دفاع از صدام است، اعتقاد دارد: برگزارى اين دادگاه از سوى آمريكايى ها و شروع كار محاكمه صدام، تنها براى رسيدگى به يك اتهام كه كوچكترين اتهام در بين اتهامات وى است، عجيب است. دوما در مصاحبه هاى متعدد رسانه هاى مختلف فرانسوى با وى اظهار مى دارد: شتابى كه در برگزارى اين دادگاه مشاهده مى شود، از نوعى اراده براى كتمان كردن روابط كشورهاى غربى با صدام حسين حكايت دارد.
وى در گفت وگويى با روزنامه «اومانيته» ( ارگان حزب كمونيست فرانسه) گفت:  نبايد فراموش كرد كه صدام با تمام كشورهاى غربى از جمله آمريكايى ها ،  انگليسى ها و فرانسوى ها ارتباطات ممتازى داشت از همين رو، مى توان به طرح اين مسأله پرداخت كه شايد برگزارى اين دادگاه به اين منظور صورت گرفته است كه دادگاه هاى ديگرى به ويژه بر سر اختلافات وى با كشورهاى غربى ، برگزار نشود.
رئيس پيشين شوراى قانون اساسى فرانسه، كه عاليترين مرجع حقوقى اين كشور است، در مصاحبه ديگرى با روزنامه دست راستى «لوفيگارو» در مورد انتقاداتى كه از دادگاه ياد شده وجود دارد ، با اشاره به نقش فرانسه و روابط اين كشور با عراق در سال هاى اقتدار صدام افزود :  فرانسه كه سال ها از صدام حمايت مى كرد، به طور قطع، بهترين كشور براى انتقاد از كسرى هاى اين دادگاه نيست.
در اين مصاحبه، دوما كه در دوران رياست جمهورى «فرانسوا ميتران»،  وزارت امور خارجه وى را برعهده داشت مى گويد :  در سال ،۱۹۸۳ زمانى كه من به وزارت امور خارجه (فرانسه) آمدم،
افراط گرى هاى زيادى در حمايت از صدام وجود داشت و حتى « ژان پى ير شونمان«  ( وزير دفاع وقت ) در باب افتخارات رژيم لائيك و ضد اسلامى صدام تفاخر مى كرد، اما ما بلافاصله از صدام فاصله گرفتيم. وى ضمن تاكيد بر اين كه فرانسه در آن سال ها تسليحات بسيارى به عراق فروخت، تصريح كرد كه اين اظهارات به معناى اين نيست كه فرانسه تنها كشور غربى بود كه از صدام حمايت
مى كرد . دوما همچنين از اين كه صدام در دادگاهى بين المللى و بى طرف محاكمه نمى شود و بايد در دادگاه تحت كنترل فاتحان جنگ محاكمه شود،  ابراز تأسف كرد.
در همين ارتباط، برخى از تحليلگران در خصوص مسأله علت انتخاب اين اتهام از جمع اتهامات موجود عليه صدام به سه نكته دستيابى تحقيقگران آمريكايى به فرمانى مكتوب از صدام براى
قتل عام مردم دوجيل  ،  ساده بودن محكوم كردن صدام در اين اتهام ،  كشيده نشدن پاى كشورهاى خارجى دراين پرونده ،  همچنين نشان دادن چهره مخوف صدام به مردم از خلال اين دادگاه براى جلوگيرى از بروز نارضايتى برخى از مردم عراق كه از شرايط حاضر خسته شده اند، ذكر مى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |