شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۴ -
Sat, Nov 19, 2005
مهرگان
۳۳۱۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
درباره دره ميرحيدر
ازجغرافيا به سياست
236469.jpg
- دره ميرحيدر، استاد دانشگاه ، متولد ۱۳۱۳ كرمانشاه.
- اخذ ديپلم ادبى در سال ۱۳۲۹ در تهران.
- اخذ مدرك ليسانس تاريخ و جغرافيا از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، ۱۳۳۲.
- اخذ مدرك فوق ليسانس جغرافيا از دانشگاه ايالتى اوهايو، ايالات متحده در سال ۱۹۶۰.
- اخذ مدرك دكتراى جغرافياى سياسى از دانشگاه اينديانا در سال ۱۹۶۲.
- استاديار گروه جغرافياى دانشگاه تهران از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۷.
دانشيار دانشگاه تهران از سال ۱۳۴۷ به بعد.
- درخواست بازنشستگى پيش از موعد در سال ۱۳۶۰ و پذيرش آن.
تدريس در دانشگاه تربيت مدرس، دانشگاه آزاد اسلامى و دانشگاه امام حسين(ع).
- آغاز فعاليت آموزشى مجدد در دانشگاه تهران با تصويب هيأت وزيران در سال ۱۳۷۴ و ارتقا به مرحله استادى.
- عضو انجمن جغرافيدانان آمريكا از سال ۱۹۶۲.
- عضو انجمن جغرافيايى ايران.
- عضو مؤسس و رئيس هيأت مديره انجمن ژئوپولتيك ايران.
- تأليف حدود ۵۰ مقاله و ارائه ۳۶ مقاله در كنفرانس هاى داخلى و بين المللى و تأليف كتابهاى:
۱- اصول و مبانى جغرافياى سياسى ۲- مبانى جغرافياى سياسى ۳- اصول و مبانى جغرافياى سياسى ۴- جغرافياى سياسى براى دانش آموزان سال سوم دبيرستان، نظام جديد.
ترجمه كتابهاى:
۱- جهان سوم و كشورهاى پيشرفته ۲- گرايشهاى تازه در جغرافياى سياسى ۳ـ جغرافياى سياسى خاورميانه و شمال آفريقا ۴- درآمدى نو بر جغرافياى سياسى
اولين استاد ايرانى است كه به اخذ مدرك دكتراى جغرافياى سياسى نائل آمده و نخستين كتاب سيستماتيك در مورد جغرافياى سياسى را در ايران تأليف و به چاپ رسانده است و او كسى جز دره ميرحيدر نيست. در سال ۱۳۱۳ در كرمانشاه متولد شد. اگرچه طبق شناسنامه اش متولد ۱۳۱۱ مى باشد.
مادرش كه تحصيلات قديمه داشته و بسيارى از اشعار و مطالب ديوان هاى حافظ، سعدى، باباطاهر و كليله و دمنه را از برداشته به فرزندش كمك مى كند تا به طور غيررسمى و در منزل دروس مربوط به اول ابتدايى را فرابگيرد. در امتحانات مربوطه موفقيت كسب مى كند و در كلاس دوم ابتدايى مشغول به تحصيل مى شود.
از سال چهارم ابتدايى به بعد هم به طور مكرر شاگرد اول كلاس مى شود و به دانشسراى مقدماتى كرمانشاه راه مى يابد ولى پس از گذراندن دوره مربوطه از كار معلمى صرف نظر مى كند، بعد از مهاجرت خانوادگى، ديپلم ادبى را در سال ۱۳۲۹ در تهران اخذ كرده و در رشته تاريخ و جغرافياى دانشگاه تهران پذيرفته مى شود.
از استادان بنامش به نام مرحوم مستوفى و دكتر محمدحسن گنجى اشاره مى كند. استادانى كه بعدها همكارشان مى شود.
«بعد از اين كه از آمريكا برگشتم و به عنوان استاديار برگزيده شدم اين دو را بيشتر شناختم و بخصوص اشراف آنها را به تمام مسائل جغرافيايى و نه فقط يك رشته خاص مطلع شدم و خيلى من را تحت تأثير قرار دادند.»
در هر سه سال مقطع ليسانس شاگرد اول شده و در نتيجه موفق به كسب مدال علمى و جايزه مى شود. در سال ۱۳۳۲ تحصيلاتش را به اتمام مى رساند و در سال ۱۳۳۵ مطابق مصوبه قانونى، به همراه تعداد ديگرى از نفرات ممتاز ساير رشته ها و به عنوان بورسيه براى ادامه تحصيل به خارج عزيمت مى كند و به آمريكا مى رود.
ابتدا شهادت نامه زبان انگليسى را از مؤسسه زبان دانشگاه ميشيگان واقع در شهر آناربور دريافت مى كند. پس از مدتى و با اخذ پذيرش از دانشگاه ايالتى اوهايو به شهر كلمبوس مى رود و در اين دانشگاه كه در زمينه تدريس جغرافياى خاورميانه اشتهار داشته، در رشته جغرافيا به تحصيل مى پردازد و در سال ۱۹۶۰ موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس از اين دانشگاه مى شود.
پايان نامه اش تحت عنوان «مسائل راههاى ارتباطى در ايران» را زير نظر پروفسور رندال مى گذراند. استادى كه به منطقه خاورميانه و ايران هم سفر كرده است.
«در آنجا گفتم به دليل وضعيت دشوار جغرافيايى كه ايران دارد و مناطق كوهستانى و بيابانى و خشك را در خود جاى داده و به خاطر شكل خاص جغرافيايى كشور و فاصله زياد بخش شمال غرب و جنوب شرقى كشور از يكديگر، احداث راههاى ارتباطى، هم هزينه بر است و هم نياز به تكنولوژى هاى پيشرفته اى دارد كه از خارج وارد مى شود.»
تحصيل در مقطع دكترا را در دانشگاه اينديانا واقع در شهر بلومينكتون پى مى گيرد. دانشگاهى كه به خاطر حضور استادانى همچون پروفسور كيمبل و پروفسور پاندز از دانشگاه هاى مشهور در زمينه تدريس و تحقيق جغرافيا به حساب مى آمده و از محضر استادانى كه پيشكسوت جغرافياى سياسى بوده اند بهره مند مى شود. تخصص اصلى او جغرافياى سياسى و تخصص فرعى و منطقه اى او با توجه به ايرانى بودنش، در زمينه «منطقه خليج فارس و خاورميانه» بوده است.
عنوان تز دكترايش، «عوامل جغرافيايى مؤثر بر بقاى سياسى ايران» بوده كه در سال ۱۹۶۲ با درجه عالى از آن دفاع كرده است و با همين پيش زمينه و تخصص وقتى به ايران برمى گردد براى اولين بار جغرافياى سياسى را به شكل سيستماتيك و مدرن به دانشجويان ايرانى تعليم مى دهد و از اين جهت ترويج رشته جغرافياى سياسى مديون دره ميرحيدر است كه بعد از گذشت بيش از چهل سال تدريس و تحقيق در اين حوزه همچنان در دانشگاه مادر ايران حضور مى يابد و به كارش تداوم مى دهد.
در تزش كوشيده نشان دهد تا چه حد عوامل جغرافيايى و به ويژه موقعيت ژئوپلتيك ايران، منابع نفتى و معدنى و ساير ويژگى هاى جغرافيايى كشور در حيات سياسى ايران و حكومت ها تأثيرگذار بوده اند.
در آن سالها عمدتاً تأثير جغرافيا بر سياست مورد توجه بوده چه در قسمت ژئوپولتيك و چه در جغرافياى سياسى ولى هم اينك جغرافياى سياسى بيشتر بر ايدئولوژى ها، سياست هاى دولت ها و رهبران سياسى و صاحبان انديشه و احزاب و تأثيرات آنها بر چشم اندازهاى جغرافيايى مورد ارزيابى قرار مى گيرد. ضمن اينكه نمى شود وضعيت جغرافيايى را كه بستر اين فعاليت ها است ناديده گرفت. از ديد ميرحيدر، اين تحول يك تحول مثبت است و واقع گرايى بيشترى را دنبال مى كند.
236487.jpg
«در گذشته ، عوامل جغرافيايى را تعيين كننده قلمداد مى كردند ولى امروزه موقعيت جغرافيايى عامل اساسى و تعيين كننده به شمار نمى آيد و بنابراين ما هم نمى توانيم بگوييم كه كشور ما موقعيت جغرافيايى كم نظيرى دارد و تصور كنيم منافع كشور به راحتى تأمين مى شود. چون امروزه گاه ژئوپولتيك جهانى مانع تأمين منافع ما مى شود و لذا ديپلماسى و سياست بايد به عنوان مكمل موقعيت جغرافيايى مدنظر قرار گيرد و اگر ديپلماسى نباشد، موقعيت جغرافيايى ما هم چندان كارساز نيست.»
او نسبت به رويكرد قبلى جغرافيايى سياسى تعصب خاصى ندارد و به قول معروف خود را «به روز» نموده و به رويكرد جديدى كه از دهه ۱۹۷۰ به بعد فراگير شده روى مى آورد.
«وقتى آدم مى بيند كه نگرش جديد درست است آن را انتخاب مى كند. نگرش قبلى به كلى عقب افتاده است و نقش عوامل جغرافيايى را در روابط بين الملل عاملى تعيين كننده نمى داند. الآن ما معتقديم كه عامل جغرافيايى، تأثيرگذار است و نه تعيين كننده. در مقابل قدرت و ژئوپولتيك جهانى نقش تعيين كننده ترى پيدا كرده است.»
او به اين هم اشاره مى كند كه جمهورى اسلامى ايران با توجه به تغيير و تحولاتى كه تجربه كرده و پشت سر گذاشته آزمايشگاه مناسبى براى ارزشيابى و آزمودن نظريه ها و ديدگاه هاى جغرافياى سياسى است. با ورود او به دانشگاه تهران و به پيشنهادى كه ارائه مى دهد، براى اولين بار در ايران درس اصول و مبانى جغرافياى سياسى در برنامه دروس دوره ليسانس قرار مى گيرد و اولين كتاب جغرافياى سياسى مدون و نظام يافته را به نام «اصول و مبانى جغرافياى سياسى» در سال ۱۳۴۷ منتشر مى كند. در سال ۱۳۴۳ هم با تأسيس دوره فوق ليسانس جغرافياى انسانى در دانشگاه تهران به ارائه دروس ژئوپولتيك و مسائل جغرافياى سياسى جهان مى پردازد. در سال ۱۳۴۷ دانشيار مى شود و به غير از تدريس در دانشكده ادبيات، فعاليت در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران ، دانشگاه پدافند ملى، دانشگاه تربيت معلم، دانشكده روابط بين الملل، دانشكده افسرى و بعد از انقلاب در دانشگاه تربيت مدرس و دانشگاه امام حسين(ع) را به ديگر فعاليت هاى آموزشى اش مى افزايد.
در سال ۱۳۵۸ با تكميل مدارك مربوطه، مرحله به مرحله را مى گذراند تا به رتبه استادى نائل مى شود ولى در مراحل پايانى، اعلاميه اى توسط وزارت علوم صادر مى شود و هرگونه ارتقاى علمى استادان ممنوع مى شود. با آغاز انقلاب فرهنگى و تعطيل شدن دانشگاه هاى كشور تقاضاى بازنشستگى اش را به مقامات مسؤول ارائه مى دهد و مورد پذيرش هم قرار مى گيرد.
از آن پس فعاليت هاى علمى اش را در مركز مطالعات عالى بين المللى دانشگاه تهران و دفتر مطالعات سياسى و بين المللى وزارت خارجه ادامه مى دهد و به تدريس در دانشگاه هاى ديگر هم گرايش پيدا مى كند. در سال ۱۳۷۴ بنا به دعوت دانشگاه تهران و تصويب هيأت وزيران پس از گذشت ۱۴ سال مجدداً به عضويت هيأت علمى دانشگاه تهران درآمده و در همان سال هم به درجه استادى نائل مى آيد و بعد از چند سال تدريس و تحقيق مجدداً در سال ۱۳۸۲ بازنشسته مى شود ولى همچنان تدريس در مقاطع فوق ليسانس و دكتراى جغرافياى سياسى در دانشگاه تهران را ادامه داده است.
از جمله دانشجويان سرشناس او كه در مقطع كنونى هر يك جايگاهى كسب كرده اند كه زمانى در زمينه جغرافياى سياسى در محضر ميرحيدر علم آموخته اند مى توان به دكتر پيشگاهى فرد، دكتر مجتهدزاده، دكتر كريمى پور، دكتر قاليباف شهردار تهران و دكتر رحيم صفوى فرمانده سپاه پاسداران اشاره كرد و براى اولين بار، دروس «اصول جغرافياى سياسى»، «ژئوپولتيك» و « جغرافياى كاربردى» و چند درس ديگر در دانشگاه تهران تدريس كرد.
او همچنين در تأسيس دوره هاى فوق ليسانس جغرافياى سياسى در دانشگاه تهران و دانشگاه تربيت معلم نقش قابل توجهى داشته است.
روش تدريس او به اين صورت است كه در ابتداى تدريس، سؤالى را مطرح مى كند و مى كوشد دانشجويان را به تفكر در مورد آن سؤال تشويق و علاقه مند كند.
او بعد از بازگشت از آمريكا، جغرافياى سياسى را براساس رويكرد كاركردگرايى جغرافيدان مشهور آمريكايى در دهه ۱۹۶۰ به نام «ريچارد هارتشون» آموزش مى داد. در اين رويكرد عوامل مركزگرا و مركز گريز كه بر عملكرد حكومت تأثير مى گذارند مورد بررسى قرار مى گيرد.
او دعوت به تدريس دانشگاه اينديانا را بعد از اتمام تحصيل رد مى كند و به دليل علاقه اى كه به مملكت خود داشته و اينكه از تخصص خود براى پيشرفت ايران استفاده كند به سرعت به ايران برمى گردد.
ترجمه او از كتاب جغرافياى سياسى خاورميانه و شمال آفريقا، كتاب برگزيده دانشگاه هاى ايرانى در سال ۱۳۶۹ شد، سپس در سال ۱۳۷۰ به عنوان كتاب سال جمهورى اسلامى ايران معرفى گرديد و در اين سال، ميرحيدر بهترين مترجم زن دانشگاه الزهرا شد. همچنين ترجمه او از كتاب «درآمدى نو بر جغرافياى سياسى» كه با همكارى دكتر رحيم صفوى صورت گرفته در سال ۱۳۸۰ كتاب برگزيده دانشگاه هاى ايران شد و سپس در سال ۱۳۸۲ به عنوان كتاب تشويقى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى انتخاب شد.
شايسته است قدردان كسى باشيم كه حدود ۵۵ سال سابقه تحصيل، تحقيق، تدريس و تأليف در حوزه جغرافيا و جغرافياى سياسى دارد و براى اولين بار به تدريس جغرافياى سياسى به شيوه مدرن و سيستماتيك در ايران پرداخته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |