|
تقسيم كار بين زنان و مردان
عدالت يا تبعيض ؟
|
|
|
گزارش از ارمغان جوادنيا تقسيم كار ميان زن و مرد از همان ابتداى تاريخ از زمانى كه زنان در غارها به تربيت و نگهدارى فرزندان مى پرداختند و مردان براى شكار به خارج از غارها مى رفتند، صورت مى گرفته است. بتدريج در طول تاريخ و با تحولات گوناگون بشر، تقسيم كار اشكال كامل ترى به خود گرفته است. به طور كلى تقسيم كار زمانى پديد آمد كه تخصص مطرح شد، ولى مبناى رابطه ميان زنان و مردان و تقسيم وظايف ميان آنها موضوعى بسيار فراتر از بحث تخصص بوده و سابقه اى بسيار طولانى دارد. به طور كلى مى توان گفت زندگى اجتماعى نيازمند هماهنگى، همكارى و تعاون است و خانواده هم نخستين نهادى است كه برپايه همكارى بنا شده است. اين همكارى در محيط خانواده بايد براساس تخصص، جنسيت و سن افراد صورت پذيرد. «فريبا صياد» دكتراى ارتباطات اجتماعى و عضو هيأت علمى دانشگاه آزاد اسلامى در زمينه تقسيم كار معتقد است: «رابطه ميان زن و مرد و تقسيم وظايف بين آنها بر مبناى خصوصيات فيزيكى و روحى آنها متفاوت است، يك زن در طول دوره عمر خويش به طور طبيعى باردارى، زايمان، شيردهى، تغذيه كودك و رسيدگى به امور فرزندان و زندگى را بر عهده دارد؛ در حالى كه مردان از لحاظ جسمى هيچ كدام از مسؤوليت هاى گفته شده را بر عهده ندارند.» وى معتقد است: «همان طور كه قبلاً اشاره شد برخى وظايف به طور طبيعى و حتمى به زنان واگذار شده و انجام آن به طور روزمره بر عهده آنان است و در كنار آن شاغل بودن در خارج از منزل نيز يك فشار مضاعف را به آنان وارد مى كند؛ بنابراين انتظارى بجاست كه مردان در زمان حضور در منزل در حد امكان از هرگونه كمك و مساعدتى در امور داخلى و خارجى منزل دريغ نورزند و به اين ترتيب از هيچ نوع همكارى و هميارى كوتاهى نكنند، ولى زمانى كه زنان فقط خانه دار هستند بالطبع با حوصله و توانايى بيشترى مى توانند امور منزل و فرزندان و خانواده را اداره كنند، اما در هر حال براى ايجاد فضايى بهتر، با تفاهم بيشتر و رضايت همه جانبه به نظر مى رسد كه همكارى مردان در انجام بعضى امور كه سنگين تر است باز هم ضرورى است، البته اين مسأله به توافق دو طرف و ميزان مسؤوليت، اشتغال و زمانى كه يك مرد براى تأمين معاش خانواده خود تلاش مى كند نيز بستگى دارد. اين در حالى است كه متأسفانه امروزه مردان به دليل چندشغله بودن از صبح تا شب به كار و فعاليت مى پردازند و هنگام بازگشت به منزل نه تنها كمكى به همسران خود نمى كنند، بلكه مدام از مسائل مختلف ايراد مى گيرند و گله و شكايت مى كنند، اما در صورتى كه زنان شاغل باشند با تمام خستگى ها بايد با خونسردى رسيدگى به امور منزل را در برنامه خود قرار دهند و كوچكترين بى توجهى نكنند.» وى معتقد است: «با گذشت زمان و پيشرفت جوامع، ورود به قرن بيستم و تحولات اين دوران، زنان كه از گذشته نيز اين آمادگى را در خود مى ديدند، خواستار تفويض مسؤوليت هايى شبيه به مردان شدند و از طرفى اين توانايى را در خود مى ديدند كه بتوانند سهم قابل توجهى به عنوان نيمى از اعضاى يك جامعه در شكل گيرى سير پيشرفت و صنعتى شدن كشورشان داشته باشند زيرا زنان از نظر ميزان توانايى و استعداد و هوش تفاوتى با مردان ندارند، اما به عقيده بسيارى از متفكران يا جامعه شناسان، محدوديت قائل شدن براى زنان بدين جهت است كه مسؤوليت هاى سنگين به خصوص به لحاظ فيزيكى مخصوص مردان است و بايد به روحيه، توانايى و جسم زنان توجه بيشترى شود و احترام بيشترى به لطافت و ظرافت هاى جسمى و روحى آنان گذاشته شود.» «حميدرضا كريمى» مددكار اجتماعى و مدرس دانشگاه نيز در اين زمينه معتقد است: «در قانون اساسى ما مردان مسؤوليت تأمين معاش خانواده و كمك به ايجاد هماهنگى با همسر خانواده را براى تربيت فرزندان بر عهده دارند. اينك با توجه به مشكلات اقتصادى موجود در جامعه، زنان با توجه به تحصيلات و تخصص هايى كه كسب كرده و فعاليت هاى اقتصادى زيادى كه انجام داده اند؛ بديهى است كه فعاليت زنان شاغل در خانواده بيش ازمردان است و اين امر مشكلاتى را در وضعيت جسمى و روحى زنان شاغل ايجاد مى كند و بعضى از مردان متأسفانه به اين امر توجهى خاصى نمى كنند و همه وظايف مربوط به فرزندان اعم از تحصيل و بهداشت و... را بر عهده مادر مى گذارند كه اين امر خود علاوه بر مشكلاتى كه براى زنان به وجود مى آورد، فرزندان را نيز به بستر چنين مشكلاتى روانه مى كند. فرزندان نياز به الگوپذيرى از والدين بخصوص پدران مى پردازند . در صورتى كه پدران توجهى به خانه و فرزندان خود نداشته باشند و تمام وقت خود را صرف اشتغال خود كرده و نتوانند زمان مناسبى را به فرزندان خود بخصوص دختران اختصاص دهند، با اولين دستى كه به سوى فرزندان دراز مى شود خام شده و محبت را در بيرون از خانه جست وجو مى كنند.» وى معتقد است: «متأسفانه مشكلات اقتصادى مهمترين عامل در فعاليت بيش از حد مردان محسوب مى شود كه گاهى اوقات حتى بيش از ۱۲ تا ۱۸ ساعت از وقت خود را در خارج از منزل سپرى مى كنند و كمتر به مسائل فرزندان و همسران خود توجه دارند. اين در حالى است كه بيشتر زنان سعى مى كنند با فداكارى هاى بسيار موضوع نبودن پدر را در محيط منزل براى فرزندان توجيه كرده و جاى خالى وى را از نظر معنوى و عاطفى پر كنند.» وى معتقد است: «اما با تمام مسائل موجود، بعضى از مردان از اين مسأله سوءاستفاده كرده و توجهى به وظايف خود در مسائل فرزندان ندارند، كه اين امر ناشى از مسائل اقتصادى و فرهنگى است كه پدر فقط نان آور خانه و مادر مسؤول تربيت فرزندان است. اين در حالى است كه چنين امرى در ميان اقشار تحصيلكرده هم به وفور مشاهده مى شود.» «نسيم مجيدى» دكتراى علوم ارتباطات نيز معتقد است: «به طور كلى تقسيم كار در بين اعضاى خانواده باعث مى شود تا فشار كارها بر دوش يك نفر نباشد بنابراين اعضاى خانواده سعى دارند تا وظايف و مسؤوليت ها را بين خود تقسيم كنند؛ اين در حالى است كه در جامعه امروز چنين امرى كمتر مشاهده مى شود و بيشتر فعاليت ها بر دوش يك نفر گذاشته مى شود كه همان مادر خانه است.» وى معتقد است: «در جامعه فعلى كه زنان همدوش مردان به كار و فعاليت مى پردازند، بايد تقسيم كار به نحو مطلوبى انجام شود، ولى متأسفانه اين امر به طور عادلانه صورت نمى گيرد.» وى مى گويد: «متأسفانه تقسيم كار چارچوب مشخصى نداشته و از گذشته هاى دور وظيفه زنان مديريت خانه و وظيفه مردان نان آورى بوده است ، ولى امروزه در صورتى مى توان اين امر را تغيير داد كه از طريق فرهنگ سازى ، كليه اعضاى خانواده ، كمك كردن به يكديگر را از وظايف اصلى خودبدانند». وى معتقد است: «مسأله تقسيم كار نسبت به گذشته شكل بهترى پيدا كرده است زيرا در گذشته مردان به هيچ وجه به همسران خود در منزل كمك نمى كردند، اين در حالى است كه چنين امرى در بيشتر خانواده هاى امروزى هم مشاهده مى شود و زنان بايد مسؤوليت هاى متعددى را برعهده بگيرند.» وى ادامه داد: «تقسيم كار ناعادلانه بين زن و مرد بخصوص براى زنانى كه بايد به طور مداوم و پيوسته به فعاليت در محيط منزل بپردازند باعث فرسودگى مى شود. چنين امرى باعث مى شود تا زن نتواند نقش مادرى اش را به علت اين فشارها به نحو احسن به انجام برساند و بدين ترتيب بيشترين آسيب متوجه فرزندان خواهد شد. با توجه به مردسالار بودن جامعه، تقسيم كار به صورت درستى انجام نمى شود و يا بسيار ناچيز است. اين در حالى است كه اين امر درجوامع شرقى و جهان سوم امرى عادى تلقى مى شود.» درادامه «فيروز ديندار» دكتراى مديريت رسانه و استاد دانشگاه نيز مى گويد: « در محيط منزل بايد كارها به گونه اى ميان افراد تقسيم شود كه سنگينى كار خانواده بر دوش يك نفر نباشد. همچنين اعضاى خانواده بايد با مشاركت ، همفكرى و هميارى همه كارها را به سرانجام برسانند، زيرا در غيراين صورت در نظام فكرى، روحى و روانى اعضاى خانواده بخصوص زنان اختلال ايجاد مى شود و كارها به نحو مطلوب انجام نپذيرفته ، خانواده هم هيچ گاه به سرمنزل مقصود خود نخواهد رسيد.» وى افزود:« در گذشته زنان وظايف مشخصى را برعهده داشتند، اما در حال حاضر وظايف آنهاچندگانه است و در صورتى كه تقسيم كار به صورت مطلوب انجام نشود، اداره خانواده امكان پذير نخواهد شد و فشارهاى مضاعف متوجه يك نفر شده و تصميم گيرى هاى درست از افراد سلب مى شود. در بحث تقسيم كار نيز هركس بايد به اندازه توان، تخصص و استعدادهاى خود كارها را انجام دهد، زيرا در غيراين صورت دخالت در كارهاى يكديگر باعث بروز مشكلاتى براى افراد مى شود». دكتر «صياد» نيز مى گويد: «به طور كلى در كشورهاى غربى كه بينش ليبراليستى وجود دارد و زنان به فعاليتها و جنبشهاى فمينيستى زيادى دست زده اند امروزه انواع مشاغل سنگين كه بخصوص از لحاظ جسمى و روحى كمتر با توان زنان تناسب و هماهنگى دارد به آنان واگذار شده است، اما در كنار اين بحث بايد يادآور شويم كه به دست آوردن حق و حقوق و تساوى بين زن و مرد، با بحث احراز مسؤوليتهاى سنگين ، كمرشكن و مخالف با جسم و روح زن متفاوت است. متأسفانه امروزه حتى در كشورهاى پيشرفته هم با ميزان كار مساوى و تخصص و كارايى يكسان، ميزان حقوق و امتيازات مردان نسبت به زنان بيشتر است و بازهم در شغل هاى كليدى و مديريتى كمتر شاهدحضور زنان يا انتخاب آنان هستيم . » وى مى گويد: «در صورتى كه مسؤوليت شغلى زنان و مردان با توجه به توانايى و تخصص آنها صورت بگيرد بى شك نتايج خوبى خواهندگرفت كما اينكه انواع مشاغلى كه به حوصله، دقت و ريزبينى بيشترى احتياج داشته باشد به زنان واگذار مى شود، زيرا عدم تناسب شغل با توان بالقوه زن و مرد به طور معمول آسيبهاى جسمى را براى هر دو جنس به دنبال خواهد داشت . وى معتقد است :« امروزه در كشور ما در جوامع شهرى با توجه به شاغل بودن زنان بحث حقوق ، كاربرد بيشترى دارد و از طرفى به علت تورم اقتصادى و مشكلات معيشتى مسأله چندشغله بودن مردان و سنگين تر شدن مسؤوليت زنان به علت عدم حضور مردان در خانه يا كمتر حضور داشتن مردان، بيشتر مشاهده مى شود. بنابراين در عمل بازهم مسؤوليت بيشترى به خاطر تأمين و جبران موقعيت اقتصادى و يا فقدان و كمبود حضور پدر در خانواده ، برعهده زنان گذاشته شده است ولى به نظر مى رسد كه تفكرات و عملكرد مردان در صورتى كه فرصتى داشته باشند نسبت به گذشته از لحاظ تقسيم وظايف و كمك به مسؤوليتهاى مربوط به امور منزل بسيار بهتر و قابل قبول تر شده است.» دكتر صياد معتقد است:«تقسيم كار درست و اصولى ، سبب مى شود تا زنان نسبت به خود، جنسيت و موقعيت شان از اعتماد به نفس بيشترى برخوردار شوند و احساس كنند كه وجودشان در زندگى آنقدر مهم است كه فقدان يا كمبودشان موازنه و تعادل زندگى را برهم مى زند. به طور كلى مى توان گفت با تقسيم كار ، تفاهم بيشتر ، رفتار متقابل بهتر و خوش بينى بيشترى نسبت به حال وآينده زندگى زوجين به وجود خواهد آمد.» وى در پايان گفت: «رسانه ها مى توانند با ساخت برنامه هاى مناسب در قالب برنامه هايى مانندميزگرد، مصاحبه، گفت وگو، رد وبدل كردن تجربيات افراد و ياحتى در قالب سريال و برنامه هاى نمايشى، فرهنگ سازى مناسبى را انجام دهند و زمينه فكرى و ذهنى را درمردم جامعه بخصوص مردان ايجاد كنند. در ضمن قوه مقننه و مجريه نيز با قانونگذارى صحيح و تصويب لوايحى ، به بهبود شرايط زنان در داخل و خارج از منزل كمك كند و به استقلال مالى زنان اهميت بيشترى دهد و نسبت به حقوق فردى و اجتماعى آنان بيشتر احساس مسؤوليت كند. همچنين قوه مجريه نيز بايد ضمانت اجرايى لازم را براى حضور بيشتر زنان در صحنه هاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى و اقتصادى فراهم آورد و از توانايى ها و استعدادهاى آنان استفاده كند».
|