يكشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۴ -
Sun, Nov 20, 2005
ديپلماتيك
۳۳۱۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
سازمانهاى تخصصى بين المللى و مسأله آلودگى تشعشعى درعراق
كارشناسان آژانس بين المللى انرژى اتمى در عمليات بازرسى خود در عراق كه ۴ ماه قبل از شروع جنگ آغاز شد و تا ماه مارس ۲۰۰۲ ادامه يافت، هرگز نتوانستند دليل قانع كننده اى مبنى بر دسترسى عراق به سلاحهاى كشتارجمعى ارائه كنند.
اين درحالى بود كه هم آمريكا و هم انگليس براين موضوع تأكيد داشتند و خود آژانس نيز در گزارشهاى خود، هيچگاه احتمال دسترسى عراق را به اين سلاحها بعيد نمى دانست.
درحال حاضر، مدير اجرايى آژانس به دنبال آن است كه بر اين فصل از كتاب تاريخ عراق مهر پايان نهد.
«محمد البرادعى» براين عقيده است كه بازگشت بازرسان بين المللى به عراق، مسأله اى ضرورى است، البته نه به منظور جست وجو از سلاحهاى كشتارجمعى، بلكه بدين منظور كه آژانس بتواند گزارش نهايى خود را درخصوص عدم وجود اين گونه سلاحها در اين كشور تهيه كند تا بدين وسيله زمينه لغو تحريمهاى بين المللى عليه عراق را فراهم آورد.اين موضوع در حالى مجدداً موردتوجه قرارمى گيرد كه مسأله آلودگى ليزرى و تشعشعى درعراق هم از سوى اين كشور و هم از سوى جامعه بين الملل مورد تجاهل و غفلت واقع شده است.
در حالى كه اين مسأله يكى از بزرگترين و درعين حال خطرناكترين تهديداتى است كه حال و آينده عراق را هدف قرارداده است، ولى با اين وجود، نه ازسوى دولت عراق و نه از سوى سازمانهاى تخصصى بين المللى و در رأس آنها، آژانس بين المللى اتمى و نه ازسوى نيروهاى اشغالگر كه به موجب كنوانسيونهاى چهارگانه ژنو، مسؤوليت حمايت از شهروندان را درخلال جنگ و اشغال به عهده دارند. اقدامى در اين راستا صورت نگرفته است و نمى گيرد.
آنچه كه جاى تأسف دارد، اين است كه حتى در مذاكرات جارى بين دولت عراق و سازمان ملل متحد به منظور بازگشت كارشناسان آژانس بين المللى انرژى اتمى، به اين موضوع پرداخته نشد و تنها البرادعى به صورت خيلى گذرا به احتمال بررسى آلودگى تشعشعى در مناطق محصور به تأسيسات هسته اى عراقى اشاره كرد.
اين درحالى است كه اينگونه تشعشعات آلوده و خطرناك در طول ۱۲ سال و درخلال دو جنگ اول و دوم عليه عراق از يك طرف به دنبال استفاده گسترده نيروهاى آمريكايى و انگليسى ازاورانيوم ضعيف شده و ازطرف ديگر، براثر رهاشدن ذخاير اورانيوم در اشكال جامد، مايع و گاز در زمينها، آبها، چاهها و فاضلابهاى منازل در اقصى نقاط اين كشور، محيط زيست اين مناطق به شدت آسيب ديده است.
موضوعى كه عجيب به نظر مى رسد، اين است كه على رغم تبعات وخيمى كه اين واقعه در محيط زيست عراق به جاى نهاده است، هنوز تجاهل مقامات كشورى و بين المللى نسبت به اين فاجعه ادامه دارد و با سهل انگارى با آن برخورد مى كنند.براى اينكه ابعاد اين قضيه بيشتر روشن شود، مواردى از تبعات اين آلودگى مورد اشاره قرارمى گيرد:
انتشار و گسترش امراض سرطانى بويژه سرطان خون، ورم غدد لنفاوى، سرطانهاى ريه، معده، پستان، استخوان، از بين رفتن كليه ها و كبد، نابودى سيستم دفاعى بدن، ولادتهاى ناقص الخلقه و مرده، سقط جنين هاى پى درپى، ناراحتى هاى عصبى و عضلانى و ديگر امراض لاعلاجى كه از نسلى به نسل ديگر منتقل مى شود.دراين ميان، بيشترين قربانيان از شهروندان معمولى بويژه زنان و اطفال در جنوب و مركز عراق هستند (مناطقى كه داراى بيشترين آلودگى اند.)
برخى مؤسسات علمى و تحقيقاتى نيز در ارتباط با اين موضوع، تحقيقاتى را انجام داده اند كه نتايج آنها نيز عموماً موردتوجه لازم قرارنگرفته است. آخرين كار تحقيقى كه دراين خصوص به عمل آمده، مربوط به مركز پزشكى بين المللى تحقيقات اورانيوم (UMRC) است كه در مناطق مركز و جنوب عراق از بغداد و اطراف آن تا ابوالخصيب را شامل مى شود.
درتهيه اين گزارش، دانشمندانى مانند «اساف دوراكوويتيج» از آمريكا، «هورست گونتر» از آلمان، «تيد و ايمان» از كانادا و «محمد الشيخلى» از عراق نقش داشته اند. در اين گزارش آمده كه آلودگى در هوا، خاك اين مناطق حدود ۱۰ تا ۳۰ برابر حد مجاز دردنيا است.
اين واقعيتى است كه وزارت بهداشت عراق نيز در ماه ژوئن گذشته (مرداد ماه ۸۴) بدان اشاره كرد. در گردهمايى اى نيز كه كميته بهداشت و محيط در شوراى شهر بغداد در جولاى سال جارى (تيرماه۸۴) با حضور نمايندگان وزارتخانه هاى محيط زيست، صنعت و علوم و تكنولوژى عراق امضا نمود (اين گردهمايى براى اولين بار صورت گرفت) وجود آلودگيهاى تشعشعى را در بسيارى از مناطق اين كشور كه منجر به ولادتهاى ناقص الخلقه و حالات سرطانى شده است، موردتأكيد قرارداد.
به نظرمى رسد براى برون رفت از بحران زيست محيطى مزبور دولت عراق بايد با استمداد از سازمانهاى بين المللى مربوطه از قبيل برنامه سازمان ملل متحد در محيط زيست (UNEP)، سازمان بهداشت جهانى (WHO) دركنار آژانس بين المللى انرژى اتمى (IAEA)، از آنها بخواهد در راستاى عمل به وظايف و التزامات شغلى و انسانى خود به كمك مردم عراق بشتابند و بااستفاده از تجارب به دست آمده در بوسنى و هرزگوين، فلسطين و... جامعه عراقى را در راستاى مقابله با اين خطر بزرگ يارى رسانند.
تناقض دكترين نظامى جديد آمريكا
با تعهدات بوش
236685.jpg
منبع: سايت اينترنتى «فارن پاليسى اين فوكوس» ترجمه: فاطمه موثق نژاد
پنتاگون، پيش نويس دكترينى را تهيه كرده كه در آن خواستار حفظ وضعيت تهاجمى هسته اى از طريق حفظ حالت آماده باش كامل شده است تا در صورت لزوم براى حمله پيشگيرانه به دشمنان مسلح به سلاح هاى كشتار جمعى (وى ام دى ) آماده باشد . اين دكترين ،  كه از زمان به قدرت رسيدن دولت بوش، اولين اطلاعيه رسمى و به روز آن است،  تحت عنوان « دكترين اقدامات مشترك هسته اى » ارائه شده و به شدت از سند «مرور وضعيت هسته اى » (NPR) و ديگر دستورالعمل هاى منتشر شده از سوى دولت بوش از سال ۲۰۰۱ تأثير گرفته است . انتظار مى رود نسخه نهايى تا پايان پاييز سال جارى ارائه شود.پيش نويس دكترين و موارد اصلاحى آن تا چندى پيش در اينترنت قابل دسترس بود كه اين امكان را فراهم مى كرد تا بتوان نگاهى هرچند كوچك به دنياى محرمانه برنامه هاى هسته اى در دوران پس از جنگ سرد انداخت . برجسته ترين موضوع از ميان ويژگى هاى جديد اين دكترين ، افزودن اقدامات پيشگيرانه به دكترين ايالات متحده و نيز ادغام سلاح هاى متعارف و موشك هاى دفاعى در برنامه استراژيك است .دولت بوش ادعا مى كند كه بدين ترتيب، نقش سلاح هاى اتمى به شكل بارزى كاهش يافته است . جاى تأسف و نه تعجب، آنجاست كه دكترين جديد از ادعاى دولت بسيار فاصله دارد و به جاى كاهش نقش سلاح هاى اتمى ،بر حفظ حالت آماده باش در سطح بالا و وضعيت تهاجمى هسته اى براى سلاح هاى هسته اى مدرن تأكيدى دوباره دارد . سلاح هاى نظامى متعارف و موشك هاى دفاعى به جاى جايگزينى سلاح هاى هسته اى ،  فقط تكميل كننده آنها هستند .دكترين جديد ادامه دهنده نسخه قبلى در سال ۱۹۹۵است كه بر بازدارندگى هسته اى تأكيد داشت . اما در مورد سه عنصركليدى با آن تفاوت دارد :  آستانه به كارگيرى سلاح هسته اى ،  هدف گيرى هسته اى و قوانين بين المللى ،  و نقش سلاح هاى متعارف و دفاعى.
موارد جديد كدامند؟
اهميت دكترين جديد، كمتر به ارائه آنچه نيروى نظامى بايد انجام دهد ،  برمى گردد و بيشتر مربوط مى شود به ارائه چگونگى سياست هسته اى كنونى ايالات متحده . اين نسخه به طور محسوسى با نسخه ۱۹۹۵ متفاوت است . يك فصل جديد در مورد عرصه اقدامات هسته اى و نيز مبحثى در مورد نقش سلاح هاى متعارف و دفاعى و بحث مفصلى در مورد عمليات هسته اى به آن افزوده شده است .
افزودن يك فصل در مورد عرصه عمليات هسته اى ، منعكس كننده دل مشغولى برنامه ريزان هسته اى ايالات متحده پس از دوران جنگ سرد ، براى يافتن راهى در جهت بازدارندگى مهاجمان منطقه اى (محورهاى شرارت )  است كه مسلح به سلاح هاى هسته اى ،  شيميايى، و بيولوژيكى هستند . و همچنين منعكس كننده يك دهه رقابت قديمى ميان رؤساى جنگ طلب منطقه اى و تسلط استراژيكى ايالات متحده (STRATCOM) بر كسانى است كه « صاحب » برنامه هاى حملات هسته اى هستند .
اما رويكرد دكترين جديد، فضاى تهديد كننده اى براى برنامه ريزان حملات هسته اى منطقه اى ايجاد مى كند تا ابزار سلاح هاى اتمى را به جعبه ابزار خود بيفزايند. نتيجه عبارت است از سلاح هاى هسته اى پيشگيرانه كه براى اولين بار دكترين جديد به دكترين هسته اى رسمى ايالات متحده افزوده و در آن ، ديگرهدف ،  بازدارندگى از طريق تهديد به اقدام متقابل نيست، بلكه انهدام اهداف در ميدان نبرد است .
تغيير بسيار ملموس ديگر ،  افزودن مبحثى درباره نقش سلاح هاى متعارف و دفاعى به فصل هايى است كه هدف ،  برنامه ، و به كارگيرى نيروهاى هسته اى را توضيح مى دهد . آنچه كه بيش از هر چيز ضربه زننده است گستره اى است كه در آن توان سلاح هاى متعارف و دفاعى با ساختار برنامه ريزى هسته اى به هم گره مى خورند .
تأكيد دوباره بر بازدارندگى
در پيشگفتار گزارش « ان پى آر»(مرور وضعيت هسته اى ) ، «دونالد رامسفلد» وزير دفاع ، گفته است كه سند «يك تغيير اساسى در رويكرد ما به نقش قدرت تهاجمى هسته اى در استراتژى بازدارندگى را به وجود آورده است . » دليلى كه رامسفلد براى اين مدعا به كنگره ارائه مى دهد نظير اظهارات زيادى كه از سوى ديگر مقامات رسمى بيان شده ،  آن است كه دولت بوش ،« ان پى آر» را به عنوان كاهش نقش و آمادگى سلاح هاى اتمى و نيز افزايش نقش قابليت هاى دفاع موشكى و سلاح هاى غيرهسته اى ، تصوير مى كند .
اما يافتن « تغيير اساسى»  نقش سلاح هاى هسته اى در دكترين جديد مشكل است . در عوض دكترين جديد هسته اى دفاع قاطعانه اى از بازدارندگى هسته اى همراه با مدرن سازى و نگهدارى پايدار سلاح هاى هسته اى در حالت آماده باش كامل است . دكترين مى گويد « براى حفظ تأثير بازدارندگى ،  سلاح هاى هسته اى ايالات متحده بايد در حالت آماده باش قوى و محسوس باشند . .. تا امكان واكنش سريع به هر حمله هسته اى عليه ايالات متحده ،  نيروهاى آن و يا هم پيمانانش را به وجود آورد.»
براى نويسندگان دكترين جديد ، منطق موجود در پشت چنين وضعيت تهاجمى ، ساده و عبارت است از اين كه نيروى نظامى قوى ، خود به خود سبب بازدارندگى قوى مى شود . بنابراين ،  ظرفيت هسته اى قويتر همچنين به سود امنيت ملى است . دكترين جديد تصريح مى كند كه براستى ،  بهترين روش براى دستيابى به دفاع از ملت در مقابل دشمنانش ايجاد چنان « وضعيت دفاعى است كه اين امكان را به وجود آورد تا نتايج محاسبه شده توسط دشمنان چنان نامطمئن و خطرناك از آب در بيايد كه همه انگيزه هابراى آغاز جنگ تحت هر شرايطى را كنار بگذارند . »
اين نوع تفكر هسته اى به هيچ وجه در تئورى بازدارندگى تازگى ندارد ، اما دكترين هسته اى جديد موفق نمى شود كه توضيح دهد و يا حتى تصورى به دست دهد كه چرا لزوماً بازدارندگى ، مستلزم اتخاذ چنين وضعيت هسته اى تهاجمى است و نمى توان در سطحى پايين تر و بدون حفظ سلاح هاى هسته اى در شرايط آماده باش كامل به آن دست يافت . و به اين ترتيب است كه مى توان با بهره گيرى از توانايى هايى بسيار بيش از آنچه كه به طور منطقى موردنياز است ،  در ايجاد موقعيت بازدارندگى نيز افراط كرد . تهديد به وسيله توانايى هاى هسته اى در تئورى ممكن است مانع از آن شود كه دشمنان توان خود رابه كارگيرند اما به همان اندازه ، ديگر كشورهارا تحريك و جنبه هاى بسيار مهمى از سياست خارجى ايالات متحده را تضعيف مى كند . نتيجه نهايى احتمالاً كاهش امنيت براى همه خواهد بود.
دكترين جديد هسته اى اين امر را روشن نمى كند كه چرا پنتاگون در نهايت اين سلاح را برمى گزيند و مى گويد كه اساس چنين تصميمى ، اختراع مبهم و نامشخصى به نام «توانايى بر اساس برنامه ريزى است و بر روش و چگونگى جنگ از سوى دشمنان تمركز مى كند و نه بر مجموعه مشخصى از دشمنان و يا تهديدات . »
اين ، به نظر پيشرفت تازه اى نمى رسد زيرا طراحى نظامى ايالات متحده بر چگونگى جنگ دشمنان تمركز يافته است . حتى طراحى بر اساس توانايى بايد مجموعه اى از دشمنان و تهديدات را كه از همه نظر مشخص هستند ، معين كند . با اين وجود ، دكترين جديد تصميم «ان پى آر» ( مرور برنامه هسته اى )  را تكرار مى كند مبنى بر اين كه عملاً نيرويى برابر با ۱۷۰۰ تا ۲۲۰۰ كلاهك استراتژيكى استقرار يافته كه «پايين ترين تعداد ممكن»  است كه ايالات متحده مى تواند به عنوان نيروى بازدارندگى قابل قبول ،  در نظر بگيرد . موضوع چگونگى تصميم براى تعداد ۱۷۰۰ تا ۲۲۰۰ كلاهك ، يك راز است .
راز حتى از اين هم بزرگتر است، زيرا پنتاگون ادعا مى كند كه سلاحى دراين سطح «به دليل واكنش سريع در مقابل روسيه اتخاذ نشده است .» اما در سال ۱۹۹۶ هنگامى كه نيروى آزمايشى STRATCOM ( تسلط استراتژيكى )  براى توافقنامه «هلسينكى» آماده مى شد ،  يعنى زمانى كه روسيه عاملى براى واكنش سريع بود ،  سلاح ها در سطح ۲۰۰۰ كلاهك بود. كيت پين كه نايب رئيس «گروه مشاور مفاهيم بازدارندگى» است كه پيش نويس «ان پى آر» را تهيه كرده و پس از آن به عنوان جانشين معاون وزارت دفاع از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ خدمت كرده است ، چندى پيش توضيح داد : به طور كلى، ساختار سلاح هاى قابل قبول «ان پى آر» و شمار به كار گرفته شده كلاهك هاى هسته اى به گونه اى محاسبه شده است كه نه تنها نيازهاى فورى براى بازدارندگى را برآورده مى كند ،  بلكه به اهداف فراتر نيز نظر دارد تا هم پيمانان و دوستان خود را در مورد پتانسيل بازدارندگى رقبا از انتخاب جنگ مسلحانه يا چالش نظامى مطمئن كند و وسايل جلوگيرى از خسارت در مقابل تهديدات احتمالى جدى تر و فورى نظامى در آينده و يا ايجاد مشكلات تكنيكى در زراد خانه را فراهم آورد .
تنها موضوع جديد در آن ،  و تنها مؤيد آن « بازدارندگى دشمنان از به كارگيرى توانايى خود در انتخاب راه جنگ مسلحانه يا چالش نظامى» است . بازدارندگى دشمنان ، اطمينان بخشى به هم پيمانان و جلوگيرى از خسارات همه از عناصرى قديمى در طرح هسته اى ايالات متحده و مربوط به عصر پس از دوران جنگ هستند ، دو مورد نخست حتى به قدمت خود دوران هسته اى هستند . حتى عنوان « انديشه نو براى عصر نو » كه براى دكترين جديد هسته اى در نظر گرفته شده است، توضيح مى دهد كه « طرح براساس توانايى ، يك دگرگونى بزرگ در انديشه جنگ سرد است كه به ايالات متحده اجازه مى دهد به جاى تكيه بر مذاكرات كشدار كنترل سلاح ، رهبرى كاهش ذخاير هسته اى را بر عهده گيرد.» اين ادعا اولين ابتكارهاى هسته اى دولت بوش در سال هاى ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ را ناديده مى گيرد كه در هردوى آنها دولت بوش فارغ از مذاكرات كشدار ، و درست قبل از ارائه «انديشه نوين» خود ،  رهبرى را به دست مى گيرد . اين ادعا همچنين اين نكته را ناديده مى گيرد كه هيچيك از موارد كاهش سلاح هاى هسته اى استراتژيك كه در ان پى آر ۲۰۰۱ اعلام شد، ابتكار دولت بوش نيست . همه آنها به استثناى عملى كردن اين تصميمات مربوط به دهه ۱۹۹۰مى شود.
كاهش سطح موانع استفاده از سلاح هسته اى
بنابراين، منظور پنتاگون از اشاره به برنامه براساس توانايى چيست؟ يك تفسير از ادعايى كه در دكترين جديد هسته اى توسط مقامات رسمى دولتى در طول دوسال گذشته مطرح شده ، مبنى بر تغيير اساسى در برنامه ريزى هسته اى است . به نظر مى رسد تغييرى پيش آمده باشد، اما نه در مورد كاهش نقش سلاح هاى اتمى .  درست است كه تعداد سلاح ها كاهش يافته ،  اما تغيير اساسى در مورد تغيير شكل طرح هاى هسته اى و قابليت هايى است كه سبب تخريب اهداف، با راندمان بيشتر در هر جاى دنيا مى شود . در آن تغيير شكل، يك اعتقاد زيركانه نهفته است مبنى بر اين كه بازدارندگى هسته اى دير يا زود باشكست مواجه خواهد شد ،  و قبل از اين اتفاق ، لازم است سلاح هاى هسته اى ايالات متحده و طرح هاى جنگ آماده شوند و توانايى لازم براى وارد كردن ضربه حتى پيشگيرانه را پيدا كنند . نشانه هاى چنين تحولى كه در سراسر دكترين جديد به چشم مى خورد ،  توضيح درباره لزوم پاسخ هسته اى به تهديدات در هر جاى دنياست كه مى تواند « پاسخ سريع» باشد .
دكترين جديد، حتى يك مبحث نو از برنامه هاى هسته اى را مطرح مى كند و آن، عبارت است از برنامه اقدام در بحران ها ،  به عنوان « گسترش طرح اقدامات مشترك با برنامه اى حساس از نظر زمانى كه فرمان واكنش در مقابل بحران هاى قريب الوقوع را مى دهد.» اين به شدت با برنامه حساب شده با ساختارى قوى و نيز طرح قابل انعطاف برنامه تطبيقى تفاوت دارد . برنامه اقدام در بحران ها ، روند اقدام براى بحران هاى مشخص را دنبال مى كند تا آنهارا فرمول بندى كند و يك پاسخ مؤثر در چارچوب زمانى ويژه آن بحران به اجرا درآورد . اين متفاوت است با برنامه تطبيقى كه اهداف به وجود آمده ، طرح هاى از پيش تعيين شده ندارند تا با آن مطابقت داده شوند. موفقيت در اين نوع اهداف ، بستگى زيادى به سرعتى دارد كه آن ها شناسايى و هدف گذارى مى شوند و مورد حمله قرار مى گيرند . سرعت و حساسيت در اين برنامه بستگى دارد به احساس خطر ازتهديدى كه رودر روى ايالات متحده و هم پيمانانش در قرن بيست و يكم وجود دارد . خطر چندگانه اى كه محيط امنيتى را تهديد مى كند و حتى از خطر اتحاد شوروى در طول جنگ سرد بيشتر وغيرقابل پيش بينى تر است ،  نقل محفل تحليل ها و مباحث امنيت ملى است. دكترين جديد هسته اى، همه هوچيگرى هاى دكترين هسته اى را در خود حفظ كرده است .
گرچه خطرات امروزى به راستى جدى هستند ،  اما لازم است به ياد بياوريم - به ويژه وقتى صحبت از سياست سلاح هاى هسته اى مى شود -كه اين خطرات از نظر مقياس كاملاً با ايجاد توازن هسته اى در جهان كه مشخصه جنگ سرد بود، تفاوت دارند . زيرا آن زمان به مدت چهار دهه ، نژاد بشر و نيز زندگى در سياره زمين هدف گرفته شده بود و تنها ۳۰ دقيقه با انهدام جهان فاصله وجود داشت . استراتژى هسته اى كنونى در بيشتر موارد در اندازه كاملاً متفاوتى قرار دارد كه عبارت است از خطرى بسيار محدود تر، از سوى كشورهاى دشمن و يا حتى تروريست ها.
اما دكترين جديد اين تفاوت را ناديده مى گيرد و در عوض ، سطح شدت خطرات مورد نياز در بحران ها كه به ايالات متحده حق مى دهد از سلاح اتمى استفاده كند را پايين مى آورد و اين كار را با جايگزينى كلمه « منازعه » به جاى كلمه « جنگ » انجام مى دهد .
اين جايگزينى ممكن است به نظر جزئى برسد ، اما مفهوم آن مهم و حساب شده است. اين كار كه توسط STRATCOM پيشنهاد شده بود ،  توضيح مى داد كه جايگزينى كلمه « منازعه» به جاى « جنگ » ، تأكيد دارد بر طبيعت نتيجه اغلب منازعات كه در آن سلاح اتمى به كار گرفته شده است . جنگ هسته اى اشاره به تبادل دوجانبه سلاح هاى هسته اى ميان طرفين مخاصمه دارد و نشانگر همه حقايق نيست .
در طول جنگ سرد ،  جنگ هسته اى احتمالى ميان ايالات متحده و اتحاد شوروى ، هردوى اين كشور ها را درگير استفاده از سلاح هسته اى عليه يكديگر مى كرد . اما در عصر پس از دوران جنگ سرد ، در يك منازعه ، احتمالاً تنها يك و يا تعداد كمى سلاح هسته اى به كار مى رود و نه لزوماً به وسيله هردو طرف درگير در جنگ و در تبادل با يكديگر. دكترين جديد پيشگويى مى كند كه تروريست ها ،«تعهد امنيتى ايالات متحده نسبت به هم پيمانان و دوستانش را امتحان مى كنند . »
در تأييد اين نكته لازم است گفته شود كه برخى از قسمت هاى اين روش ، تازه نيست: دكترين ،۱۹۹۵ نقش سلاح هاى هسته اى را عليه تروريست ها ، بررسى مى كرد در حالى كه سؤالى جدى د ر مورد اعتبار چنين نقشى همواره وجود داشت . با كنار هم گذاشتن عبارات بيان شده در دكترين جديد، مشخص مى شود كه طراحان نظامى توقع دارند سلاح هاى هسته اى آمريكا در بحران هايى با شدت كمترى از آنچه كه قبلاً پيش بينى شده است، بايد به كار گرفته شوند . به عنوان مثال ، در دكترين جديد هسته اى ذكر مى شود كه يك دشمن امكان دارد يك سلاح هسته اى پرقدرت را در فضا منفجر كند تا ابزارهاى الكترونيكى نظامى ايالات متحده را با امواج بلند الكترومغناطيسى منهدم نمايد . دكترين جديد هسته اى اين نكته را آشكار مى كند كه هرگونه فعاليتى كه احتمال آن از سوى دشمن مى رود، به ايالات متحده حق مى دهد كه لزوماً منتظر حمله نماند و چنانچه لازم شد با به كارگيرى سلاح هاى اتمى در حمله پيشدستى كند و چهار نوع شرايط را براى حركت بازدارنده تعيين مى كند :
*وقتى كه يك دشمن قصد استفاده از سلاح هاى كشتار جمعى عليه ايالات متحده، نيروهاى چند مليتى يا هم پيمانان و شهروندان را دارد .
*حمله قريب الوقوع سلاح هاى بيولوژيكى دشمن كه تنها از طريق كاربرد سلاح اتمى مى تواند منهدم شود . *حمله به تأسيسات دشمن ازجمله سلاح هاى كشتار جمعى ،  زاغه هاى مهمات شامل سلاح هاى شيميايى يا بيولوژيكى ، يا نظارت و كنترل تأسيسات نظامى مورد نياز دشمن براى حمله با سلاح هاى كشتار جمعى عليه ايالات متحده يا دوستان و هم پيمانانش .
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |