|
|
|
طليعه تحول در دانشگاه
|
|
|
گزارش: حميده احمديان راد وقتى از پيشرفت علم سخن به ميان مى آيد، به سرعت تصوير كلاس درس دانشگاه به ذهن خطور مى كند با استادى كه پر كار و پر جنب و جوش است، اطلاعات علمى فراوانى دارد و دانشجويان را نيز به تبع خود به تكاپو، تحقيق و پرسشگرى وامى دارد. او با نتيجه تحقيقاتش توفانى به پا كرده، دانشجويان مستعد را به سمت ايجاد تحول در جامعه هدايت مى كند و... البته اينها تصاويرى آرمانى است. چون به نظر مى رسد در دانشگاه ها، بسيارى از استادان و دانشجويان آنها انگيزه چندانى براى تحقيق، پژوهش و مطالعات مستمر ندارند. در برخى از دانشگاه ها سال ها است كه استادان، درس هاى ثابتى را تكرار مى كنند و هيچ كوششى براى به روز كردن مطالب درسى به خرج نمى دهند. در برخى كلاس ها نه استاد و نه دانشجو علاقه اى به مطالعه كتاب هاى جنبى و پژوهش نشان نمى دهند و به يك جزوه بسنده مى كنند كه گاهى از ۲۰ صفحه هم فراتر نمى رود. طبيعى است كه اين مشكلات در دانشگاه هاى غير دولتى چند برابر مى شود. به همين دليل برخى به اين نتيجه رسيده اند كه تعداد زيادى از استادان دانشگاه هاى ما از ويژگى هاى لازم شخصيتى و حرفه اى براى اين شغل بى بهره اند. تنها از سال گذشته بارقه تغييراتى پيدا شد و آن زمانى بود كه آموزش عالى، حقوق رده هاى استادى شامل استاد، استاديار، دانشيار و مربى را كم و بيش به دو برابر افزايش داد. در ضمن قرار بر اين شد كه فقط با كسب امتيازات لازم، پايه شغلى سالانه آنها افزايش يابد. همچنين در صورتى كه امتيازات آنها از حدى فراتر رود پايه تشويقى به ايشان تعلق مى گيرد. گفته مى شود همين تمهيدات از هم اكنون نتايج مثبتى به جا گذاشته است. تا سال گذشته فردى كه عضويت در هيأت علمى دانشگاهى نظير دانشگاه تربيت معلم را تقاضا مى كرد در بدو ورود با حقوق ۳۰۰ هزار تومان! استخدام مى شد. دكتر «على رضا كيامنش» رئيس دانشكده روانشناسى دانشگاه تربيت معلم مى گويد: «با اين حقوق ما قبلاً به افراد التماس مى كرديم كه براى تدريس به ما مراجعه كنند. افراد به ندرت براى كار مى آمدند و در مدت كوتاهى هم اين شغل را رها مى كردند و مى رفتند، ولى الآن وضع فرق كرده و تعداد مراجعان براى كار افزايش يافته است. از طرفى استادان بيشتر از سابق در دانشگاه مى مانند. آنها مطالعه و با دانشجويان صحبت مى كنند چون با بالا رفتن حقوق، لازم نيست كه در دانشگاه هاى مختلف تدريس كنند. در نتيجه فشار كاريشان كمتر شده و آرامش روانى و انگيزه ايشان افزايش يافته است. گرفتن فرصت مطالعاتى هم يكى از رده هاى بالا بردن كيفيت دانشگاه است. تاكنون دانشگاه تربيت معلم در بهترين شرايط هر سال يك درصد استادان را براى استفاده از فرصت مطالعاتى به خارج مى فرستاد و در نتيجه از ۴۰۰ نفر هيأت علمى ما، فقط چهار نفر سهميه مى شدند. سال گذشته به دليل كمبود بودجه از آن چهار نفر هم فقط دو نفر را به خارج فرستاديم، ولى با افزايش حقوق، اميدها بيشتر شده است. استادان مى توانند با حقوق جديد و با دريافت كمك مختصرى از دانشگاه به خرج خودشان فرصت مطالعاتى بگيرند و در اين مدت در كشور خارجى زندگى دانشجويى مختصرى براى خودشان تدارك ببينند». در صورتى كه روند بهبود وضع معيشت استادان ادامه يابد و آيين نامه هاى تشويقى و تنبيهى بجا افزايش يابد و خود استادان هم بكوشند انگيزه خودشان را براى تدريس بالا ببرند، مى توان انتظار داشت كه استادان از استانداردهاى حرفه اى بهترى برخوردار شوند و به تبع آن، كيفيت علمى دانشگاه ها بهبود يابد. دكتر «على اكبر شعارى نژاد» كه درباره خصوصيات لازم براى استادان و به طور كلى معلمان، تحقيقاتى انجام داده مى گويد: «دنياى امروز به مغزهاى پر، دست هاى توانمند و دل هاى نرم نياز دارد و دانشگاه بايد مركز تربيت چنين شهروندانى باشد. با چنين رويكردى از دانشگاه انتظار داريم كه مركز و منبع معتبر يادگيرى، پناهگاه علم و عالم و پالايشگاه فكر و علم باشد. همچنين براى داورى درباره صحت و سقم افكار و يافته هاى علمى، دادگاه فكر و علم باشد. لازم است دانشگاه پناهگاه و مركز مطمئن آزادانديشى، متفاوت انديشى و بازانديشى باشد وگرنه مفلس خواهد شد. انتظار داريم دانشگاه مراقب كم و كيف علوم در مدارس و كارگاه آموزشى سالم براى معلمان مقاطع تحصيلى مقدماتى و همچنين جهانى انديش و جامع نگر باشد و اين نوع ديدگاه را در جامعه رشد و گسترش دهد. با توجه به نقش هايى كه براى دانشگاه قائل ايم انتظار داريم استادان دانشگاه هم از ويژگى هايى از اين دست برخوردار باشند: داشتن سلامت شخصيت، فرزند زمان بودن نه برده زمان شدن، برخوردارى از مهارت برقرارى ارتباطات كلامى (كتبى و شفاهى) مؤثر، داشتن مهارت هاى متفاوت انديشى، بازانديشى و فراترانديشى، برخوردارى از مهارت هاى آموزشى فعال و مؤثر از قبيل برانگيخته نگهداشتن خويشتن، برانگيختن دانشجويان به يادگيرى خودگردان و مداوم، برانگيختن انديشه هاى انتقادى در دانشجويان و راهنمايى و تربيت آنها، برانگيختن خلاقيت هاى همه جانبه در دانشجويان، اميدوارى و اميدوار كردن و اميدوار نگهداشتن دانشجويان نسبت به زندگى، حساسيت نسبت به مسائل واقعى انسان امروز از قبيل زندگى، جامعه و جهان، فعاليت براى كمك به مردم در شناخت درست و حل اين مسائل در حوزه تخصصى خود، خلاقيت در حوزه تحصيلى و تخصصى و آموزشى، روشنفكرى و روشنگرى با هم، شناگرى نه شناورى، پذيرش اين حقيقت كه در جهان امروز علم به آن دسته از تجربه ها اطلاق مى شود كه بر پژوهش مبتنى باشد و باور كند كه علم و تكنولوژى دو روى يك سكه اند، وى بايد همواره خود را شهروندى تلقى كند كه مى كوشد جامعه اش را به سوى پيدا كردن و پيمودن راههاى درست زندگى سالم سوق دهد و از جمله خود را موظف مى داند به معلمان مقاطع تحصيلى مقدماتى در افزايش معلومات و كشف راهها و روش ها و راهبردهاى درست آموزشى كمك كند البته به شرط اينكه خود او از اين ويژگى ها برخوردار باشد چنين استادان و معلمانى را بايد تربيت كرد. هيچ تحصيلكرده اى داراى مدارك تحصيلى بالا به صرف برخوردارى از مدرك نبايد مجاز به تدريس در دانشگاه ها باشد مگر اينكه حداقل دو سال دوره خاص تربيت معلم را طى كرده باشد. در حالى كه در حال حاضر شرط اول براى استخدام استادان، مدرك است. گاهى هيچ سخت گيرى اى در استخدام استادان نمى شود. آنها ممكن است مدرك داشته باشند، ولى ندانند با مخاطبانشان چگونه برخورد كنند. در برخى موارد حتى به مدرك هم توجهى نمى شود و موارد ديگرى مورد توجه قرار مى گيرد». شايد بهبود وضع استادان و رويكرد تعداد بيشترى از افراد تحصيلكرده براى تصدى شغل استادى، بتواند تا حدى اين وضع را تغيير دهد. در ضمن توجيهى براى برخى شيوه هاى گزينش استاد باقى نخواهد ماند. دكتر كيامنش كه خود تحقيقاتى كرده و آزمون هاى بين المللى معتبرى را در مقطع دبستان در كشور انجام داده است علاوه بر ويژگى هاى انسانى، براى استاد سه نقش عمده «تدريس، پژوهش و ارائه خدمات تخصصى» را هم در نظر مى گيرد. به عبارتى استاد بايد جدا از مطالبى كه با سطح علمى مناسب در كلاس ارائه مى كند، علاقه مند به جست وجو و به مسائل حوزه تخصصى اش حساس باشد و به سؤالاتى پاسخ دهد كه جامعه به آنها نياز دارد. وى مى گويد: «در شرايط ايده آل ما انتظار داريم استاد از اين ويژگى ها برخوردار باشد، ولى اگر موقعيت چنان بود كه با ايده آل فاصله داشتيم بايد چه كار كنيم؟ وقتى دستمان باز است كه بتوانيم از بين افراد مختلف، فرد مناسب را انتخاب كنيم، ولى وقتى فقط يك نفر مراجع داريم مجبوريم ملاك ها را كنار بگذاريم و همان يك نفر را جذب كنيم. در حال حاضر در بعضى از رشته ها نيروى متخصص نداريم و در اصل در اين رشته ها فارغ التحصيل دكترا وجود ندارد. براى مثال نسل افراد داراى دكترا در رشته هاى تكنولوژى آموزشى، تحقيقات آموزشى، ارزشيابى آموزشى و سنجش و اندازه گيرى در حال از بين رفتن است. ما در اين رشته ها فارغ التحصيل دكترا نداريم در حالى كه استخدام فوق ليسانس هم ممنوع است. بنابراين ناچاريم يا دانشجويان را بورسيه كنيم كه به دليل وجود مشكلات مالى، آموزش عالى در مورد برخى از رشته ها تمايلى به اين كار ندارد. در اين شرايط بايد منتظر شويم يك ايرانى فارغ التحصيل در يكى از اين رشته هاى تخصصى تقاضاى كار بدهد كه احتمالش خيلى كم است. نتيجه اين كه اگر در هر يك از اين رشته ها فردى براى استخدام مراجعه كند او را مى قاپيم و مجبوريم توجهى به ملاك ها نداشته باشيم، اما در بعضى از رشته ها به دليل تعداد داوطلبان مى توانيم دست به انتخاب بزنيم. در هنگام انتخاب استادان، به سن آنها هم توجه داريم، هرچه سن فرد متقاضى كمتر باشد مدت زمان خدمت و بارورى اش بيشتر است، اما در مورد فردى كه سنش بيشتر است چاپ كتاب و مقاله، كار پژوهشى، سابقه تدريس در دانشگاه ها و ارائه مقاله در همايش هاى داخلى و خارجى امتيازش را بالا مى برد. فردى كه در اين مرحله پذيرفته مى شود براى سنجش قدرت بيان، استدلال و ... مورد مصاحبه قرار مى گيرد. در صورت موفقيت در اين مرحله پرونده اش از شوراى گروه به شوراى دانشكده مى رود و فرد بايد مورد پذيرش هيأت مميزه دانشگاه نيز قرار گيرد. در اين صورت وى به شكل پيمانى استخدام مى شود. در اين دوران وى بايد توانايى اش را در تدريس نشان دهد و كار پژوهشى داشته باشد. اگر وى اين دوره را با موفقيت بگذراند به نيروى رسمى آزمايشى تبديل مى شود، در اين دوره اگر امتياز لازم را به دست آورد رسمى مى شود وگرنه عذرش را مى خواهند. طبيعى است كه اگر نيروى داوطلبى به ما مراجعه نكند و ما قدرت انتخاب نداشته باشيم ناچاريم يك استاد را به صورت پيمانى نگهداريم و به همين دليل است كه براى مثال هنوز نيروهاى ده ساله پيمانى داريم». اولين استادان دانشگاه هاى ايران چهره هاى به ياد ماندنى تاريخ علوم، ادبيات و هنر ايران بوده اند، اما به مرور تعداد استادان فرهيخته دانشگاهى كم و كمتر شده است. به قول يك استاد دانشگاه تا موقعى كه براى ما علم در مرتبه چندم اهميت است نمى توانيم انتظار داشته باشيم افراد دانشمند زيادى داشته باشيم. نتيجه اين كه بسيارى از كسانى كه بايد در كسوت استادى در دانشگاه هاى ما حاضر شوند، روانه سرزمين هاى ديگر مى شوند تا كلاس هاى دانشگاهى غير ايرانى را بهره مند كنند و يا شغل آزاد را برمى گزينند.
|
|
|
|
|