دوشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۴ -
Mon, Nov 21, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۳۱۶
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
محسن رضايى در گفت وگو با روزنامه ايران
محسن رضايى در گفت وگو با روزنامه ايران
بسيج
حاصل تفكر امام بود
236835.jpg
بسيج و بسيجى پديده اى اجتماعى - اعتقادى است كه همزمان با جنگ متولد شد و با خلوص و ايثارگرى خود حماسه هاى جاويدى از خود به جا گذاشت. شناخت اين پديده از ابعاد گوناگون مستلزم غور و بررسى و مطالعه جامعه شناختى عميقى است. به بهانه هفته بسيج به سراغ عالى ترين فرمانده سابق بسيجيان و دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام دكتر محسن رضايى رفته ايم تا با داشته ها و يافته هاى او راهى به ابعاد وجودى اين پديده عصر انقلاب اسلامى بيابيم.
به نظر شما بسيج از نگاه جامعه شناسى چه تعريف و جايگاهى دارد؟
به نظر من بسيج هم يك نهاد است، هم يك گروه اجتماعى است. نهاد است به اين دليل كه بسيج مجموعه يك سرى ارزشها و هنجارهاست كه به صورت يك تفكر درآمده و مشابه نهادهاى اجتماعى ديگر نقش ايفامى كند. افرادى داوطلب با اعتقادات و آرمانهاى مشترك و به صورت يك جوشش دائمى ازدرون اجتماع شكل مى گيرد و مسؤوليت ها و مأموريت هايى را در ابعاد اجتماعى _ سياسى و فرهنگى برعهده مى گيرد.
لذا به نظر من يك نهاداجتماعى است. از بعد ديگر يك گروهى است كه از اقشار مختلف جامعه شكل مى گيرد، سازمان مى يابد و در كليه مناطق كشور حضور دارد، در روستا و در شهر و در ميان عشاير و چون روابط و مناسبات مستمر و دائمى باهم دارند به عنوان يك گروه اجتماعى عمل مى كنند. اگر اين دو بعد را دركنار هم قائل باشيم مى شود گفت كه بسيج يك جنبش اجتماعى هم هست، درحقيقت گروهى كه هم نقش نهاد را برعهده داشته باشد به صورت مستمر، هم يك گروه اجتماعى باشد، نوعى جنبش اجتماعى هم ايجاد مى كند.
آيا مى توانيم تعبير انسان تر از انقلاب اسلامى را براى يك بسيجى به كار ببريم؟
مى شود گفت بسيج فرزند انقلاب اسلامى و يكى از نهادهاى انقلاب اسلامى است.
پيدايش چنين نهاد و نمادى مستلزم وجود شرايط ويژه اعتقادى همچون شرايط اوايل انقلاب است و يا اينكه در هر شرايطى امكان تولد دارد؟
در شرايط اوايل انقلاب سهل تر ولى در هر شرايط ديگرى هم ممكن است. وقتى به صحنه كشورهاى مشابه مانند عراق يا لبنان نگاه مى كنيم به اين نتيجه مى رسيم كه تولد بسيج و بسيجى با تفكر شيعى گره خورده است. چرا كه سپاه بدر عراق و حزب الله لبنان مشابه بسيج به وجود آمده است. از جهت رفتار و منش و كاركرد سپاه بدر عراق و حزب الله لبنان بسيار شبيه بسيج ايران است. اين نشان مى دهد كه ميان بسيج و تفكر شيعى يك ارتباط تنگاتنگ وجوددارد. دليل آن هم اين است كه خميرمايه بسيج ايثار و فداكارى است. در نهضت عاشورا ما اوج ايثار و فداكارى را به وضوح مى بينيم، همين طور شهادت طلبى عنصرى است كه در تفكر شيعه وجوددارد.
البته شهادت طلبى آگاهانه و همراه با شعور نه شهادت طلبى كوركورانه و بدون منطق كه موجب ازبين رفتن انسانها و خسارات جانى مى شود. شهادت طلبى شيعه با عقلانيت، با شعور، با بصيرت و با اخلاق قرين است. شهادت طلبى آگاهانه و با بصيرت كه در فرهنگ بسيجى وجوددارد از تشيع مايه گرفته است.
باتوجه به اينكه در دوران دفاع مقدس فرماندهى سپاه پاسداران و نيروهاى بسيجى را برعهده داشتيد توضيحات بيشترى در رابطه با روحيه بسيجى و مختصات بسيجيان ارائه كنيد.
بسيج پديده اى اجتماعى بود كه از دل انقلاب بيرون آمد و توانست در انقلاب اسلامى نقش برجسته ايفا كند و همچنين در صحنه دفاع مقدس مؤثر باشد.
بسيج نقش بسيار برجسته را برعهده گرفت و عمل كرد. البته پديده بسيج معلول تفكر اجتماعى حضرت امام بود. يعنى اگر امام نبود بسيج هم نبود، كما اينكه ما مى بينيم در نهضت مشروطه و يا ملى شدن نفت چنين پديده اى در ايران شكل نگرفت. اما در جريان انقلاب اسلامى مى بينيم اين پديده شكل گرفت. امام معتقدبود كه انقلاب را بايستى مردمى كرد نه محصور به تشكيلات. به اين معنا كه امام درعين اينكه به مبارزان تشكيلاتى احترام مى گذاشت، شيوه و روش آنان را قبول نداشت.
يعنى نه شيوه و روش پارلمانتاريستى نهضت آزادى را قبول داشت و نه شيوه مبارزه مسلحانه چريك ها را قبول داشت.
امام شيوه مليون و منافقين را رد مى كرد و معتقد بود انقلاب بايستى مردمى شود و ديديم كه تا مردمى هم نشد به پيروزى نرسيد. البته منظور امام پوپوليستى نبود بلكه مردم سازمان يافته محلى يا community بود.
بعد از پيروزى انقلاب هم امام معتقدبود كه اداره كشور بايستى به شيوه اى مردمى باشد. از اين رو و بر اثر اين تفكر نهادهاى انقلاب همانند بسيج، سپاه، جهادسازندگى، كميته هاى انقلاب و... شكل گرفتند. درحقيقت اين نهادها معلول تفكر امام كه همان تفكر اداره مردمى كشور است، بود. مردمى كردن اداره حكومت، يك انديشه و تفكر بود. البته امام اين تفكر را مانند نظريه ولايت فقيه بيان نكرد، نظريه ولايت فقيه چون ازسوى امام بيان شد، تبديل به يك نظام سياسى شد و پايدار ماند و آنان كه بعد از امام آمدند اين انديشه سياسى امام را استمرار دادند. اما انديشه هاى اجتماعى امام چون فرصت طرح به صورت يك تئورى را نيافتند.
لذا كسانى كه بعد از امام ماندند فلسفه بسيارى از نهادها را نتوانستند بفهمند و آنها را حفظ كنند. بنابراين اكثر اين نهادها در نهادهاى ديگر ادغام شدند، جهاد سازندگى در وزارت كشاورزى ادغام شد، كميته هاى انقلاب در شهربانى ادغام شد و دركل نهادهاى انقلاب كه حاصل تفكر اجتماعى امام بود عموماً برچيده شدند.
اينكه گفته مى شود بسيج معلول تفكر سياسى _ اجتماعى امام بود براين اساس است كه امام معتقدبود انقلاب را بايستى مردمى كرد تا پيروز شود و اداره حكومت هم بايستى مردمى باشد تا كارآمدى داشته باشد. ازجمله مردمى كردن دفاع و امنيت جزء اعتقادات امام بود.
چرا نهاد بسيج كه حاصل تفكر اجتماعى امام بود در عمل و در ذهنيت در نيروهاى نظامى منحصر شد؟
دليل آن اين است كه بعد از رحلت امام آثار تفكر اجتماعى امام برچيده شد. امام يك تفكر اجتماعى داشت و يك تفكر سياسى داشت، تمام آثار تفكر سياسى امام همانند نظريه ولايت فقيه، شوراى نگهبان، مردم سالارى دينى و... باقى ماندند اما آثار انديشه اجتماعى امام ازبين رفتند. حتى بسيجى هم كه الآن هست، با بسيج اول انقلاب متفاوت است.
اين بسيج درجه دارد، كلاه دارد، نظامى مى انديشد و يك چارچوب نظامى به خودش گرفته است و آن چارچوب داوطلبانه مشابه يك سازمان داوطلبانه غيردولتى بود هرچند زيرنظر سپاه بود ولى بسيج اول انقلاب بيشتر غيردولتى بود تا دولتى، ولى بسيج امروز بيشتر دولتى است تا غيردولتى. دليل آن هم اين است كه اداره كنندگان دولت احساس مى كردند كه سازمانى كه مى خواهد اسلحه داشته باشد بايد تحت قواعد و ضوابط حكومت عمل كند و لذا بايستى دولتى باشد وسازمانى كه اسلحه دارد نمى تواند خارج از دولت باشد.
اداره كنندگان كشور چون نتوانستند فرمولى پيداكنند، اين پارادوكس را به سمت حكومت حل كردند و لذا اكثر نهادهاى اجتماعى كه امام ايجاد كرده بود، از بين رفتند و تنها نهادى كه باقى ماند بسيج بود كه اين هم تمايل دولتى گرفته است و حالت مردمى اول انقلاب را ندارد و اگر فكرى نشود شكل پادگانى مى گيرد.
با اين تفاسير آيا هنوز هم مى توان به اين نهاد لفظ بسيج را اطلاق كرد؟
البته تغييراتى شده است ولى بالاخره خود بسيج همان بسيج است و امتداد بسيج گذشته است. كالبدها مانده ولى در محتوا تغييراتى به وجود آمده است. اين بسيج درحال گذر به يك بسيج دولتى است. يعنى بسيج اوليه كاملاً مردمى بود، اين بسيج حالت نيمه مردمى، نيمه دولتى دارد و اگر همين مسير طى شود بسيج كاملاً دولتى مى شود.
مأموريت بسيج در شرايط امروز چيست؟
به نظر من بسيج در شرايط امروز چون مكمل امنيت ملى ماست و درحقيقت با كمك سپاه مى تواند خلأ دفاعى و امنيتى كشور را پركند، پس ازانقلاب و بعد از اينكه ارتباط ايران با آمريكا قطع شد، در سيستم دفاعى كشور خلأيى به وجود آمد. قبل از انقلاب، امنيت ايران با امنيت آمريكا گره خورده بود، بعد از آنكه ارتباط ايران با آمريكا قطع شد و كشورمان مستقل گرديد يك خلأيى در امنيت و دفاع كشور به وجود آمد، سپاه و بسيج همواره يكى از كاركردهايشان اين بوده است كه اين خلأ امنيتى - دفاعى را پر كرده اند و اجازه نداده اند با حذف آمريكا، از حلقه دفاعى ايران بى ثباتى و ناامنى در كشور شكل بگيرد و در عمل سپاه و بسيج توانستند با توانايى هاى خود خلأهاى امنيتى - دفاعى را پر كنند. البته بسيج وظيفه دفاع از انقلاب و دستاوردهاى آن را دارد
برخى ورود افرادى از بسيج و سپاه به بدنه دولت را منفى ارزيابى مى كنند نظر شما چيست؟
در تمام دنيا سياست مداران يا از دل احزاب و يا از دل نيروهاى مسلح بيرون مى آيند. به طورى كه ۵۰ درصد رؤساى جمهور اروپا سابقه نظامى داشته اند. نظاميان يكى از منابع سياست هستند اما مشروط به اينكه سازمانهاى نظامى وارد سياست نشوند. در حقيقت ورود نظاميان به سياست دو معنا دارد اگر ورود نظاميان به سياست به اين معنا باشد كه نيروهاى مسلح درسياست دخالت كنند اين كار درستى نيست و انحراف است و اگر منظور از ورود نيروهاى نظامى به سياست اين است كه كشور بتواند همان طور كه از احزاب استفاده مى كند از نظاميان به روش دموكراتيك در اداره سياسى كشور استفاده كند اين قاعده اى است كه در همه دنيا مرسوم بوده است. چرا كه نظاميان يك منبع انسانى تأمين اداره سياسى كشورند كه اگر سياست از آنان محروم شود به مديريت كلان كشور لطمه وارد مى شود.
هر كس در اين دوره رئيس جمهور مى شد يك بخش زيادى از اين نيروها را به كار مى گرفت. چون عمده نسل دومى هاى انقلاب سابقه جبهه و جنگ دارند و با آغاز جنگ به جبهه رفتند. و در پانزده الى بيست سال آينده هم كشور به دست اينها اداره خواهد شد.
آقاى احمدى نژاد نيز از نسل دومى هاى انقلاب است. اگر آقاى دكتر معين هم مى آمد، تعداد زيادى از افرادى را كه سابقه جنگ و جبهه داشتند را بر سر كار مى آورد منتهى از طيف چپ، دليل آن هم اين است كه عمده نسل دومى هاى انقلاب دوره جوانيشان در جبهه طى شده است.
اكثر نسل دومى هاى انقلاب كه آمادگى داشتند از كشورشان دفاع كنند وارد جنگ شدند آن عده اى كه وارد نشدند يا افراد ترسويى بودند و يا آدم هايى بودند كه براى عدم حضورشان توجيهى داشتند. بنابراين در اينجا بحث نظامى و غيرنظامى مطرح نيست، بلكه موضوع اين است كه نسل دومى هايى كه در دوران جنگ هم به جبهه رفته اند الان در شرايط سنى  قرار دارند كه مى توانند در اداره كشور باشند. اگر جامعه از اين نسل صرفنظر كند بايستى از نسل اولى ها به نسل سومى ها عبور كند يعنى كسانى كه سى ساله هستند و اين خلأ سنى سى ساله ها و پنجاه ساله ها را نمى توان پر كرد.
236805.jpg
در انتخابات آقاى هاشمى و آقاى كروبى از نسل اول انقلاب بودند و شش نفر ديگر از نسل دومى ها بودند و هر يك از اين شش نفر اگر به سر كار مى آمدند حتماً يك جمعيتى از نسل دوم انقلاب كه در دوران جنگ هم به جبهه رفته بودند را به عنوان همكار انتخاب مى  كردند و از آنان استفاده مى كردند.
برخى با تمسك به بخشى از وصيت نامه امام استفاده از اين نيروها را نفى مى كنند تفسير شما از نظر امام در اين خصوص چيست؟
اغلب كسانى كه امروز فرمانده و يا كادر ثابت سپاه شده اند اول بسيجى بوده اند ۹۰ درصد فرماندهان سپاه ابتدا بسيجى بوده اند و به دليل قابليت ها به مرور زمان كادر ثابت سپاه شده اند. در شرايط جنگ به دليل نيازمندى هر كس را كه توانايى از خودش نشان مى داد به او مأموريت و مديريت مى داديم و از وضعيت داوطلب بسيجى به حالت كادر و سپاهى انتقال مى داديم. بنابراين سپاهيان در حقيقت همان بسيجيانى هستند كه با نشان دادن توانايى جذب سپاه و فرمانده شدند. آنانى هم كه بيرون سپاه مراحل تحصيلى را طى كردند و به مديريت رسيدند از جمله كسانى هستند كه در جنگ فرصت مديريت و فرماندهى پيدا نكردند  وگرنه آنان هم عضو سپاه مى شدند. لذا آنانى كه الان عضو سپاه هستند و تحصيلات دانشگاهى هم دارند كارشناسانى هستند كه تجربه مديريتى هم دارند.
اما در مورد وصيت نامه امام بايستى بگويم كه اين وصيت نامه مربوط به نهادها و نيروهاى مسلح است و ربطى به نظاميان كه از ارتش و سپاه بيرون آمده اند ندارد.
امام فرموده است كه سپاه و ارتش نبايد در باندبازى ها ومناقشات سياسى شركت كنند.
اين بحث مستقلى است كه شامل نظاميانى كه از ارتش يا سپاه بيرون مى آيند و آماده خدمت در جاهاى ديگرى شدند نمى شود.
نسبت محسن رضايى با بسيج چيست؟
من از سال ۱۳۵۰ كه وارد مبارزه شدم تا الان كه ۳۴ سال مى گذرد، روى آرمانهايى كه داشته ام باقى ماندم و فكر مى كنم كه آرمانهاى يك بسيجى در من وجود داشته باشد. منتهى ما همان بسيجى قديمى هستيم كه بر آرمانها و اعتقاداتمان ايستاده ايم، آرمانهايى كه آرمانهاى حضرت امام بود.
به نظر شما چه آسيب هايى بسيج و تفكر بسيجى را تهديد مى كند؟
بسيج اگر از آرمانهاى امام و انقلاب فاصله بگيرد و از حالت مردمى و شكل اجتماعى كه داشته به يك شكل و فرم دولتى درآيد ديگر افراد داوطلب و ايثارگر و فداكار كمتر در آن پيدا خواهد شد و ممكن است عده اى بيايند كه دنبال گرفتن امتيازات دولتى هستند. اگر خدايى ناكرده چنين روزى فرا برسد يعنى به جاى افراد ايثارگر و فداكار عده اى كه به دنبال امتيازات دولتى هستند وارد بسيج شوند ديگر در عمل چيزى به نام بسيج باقى نخواهد ماند.
علت انصراف تان از كانديداتورى رياست جمهورى چه بود؟
علت انصرافم اين بود كه ارتباط من با مردم خيلى دير برقرار شد، دليل آن هم اين بود كه من امكانات حزبى، رسانه اى و شبكه اى در اختيار نداشتم و زمانى توانستم با مردم ارتباط برقرار كنم كه امكانات صدا وسيما در اختيار نامزدها قرار گرفت. تقريباً دو هفته مانده به انتخابات من توانستم حرفهايم را با مردم بزنم و با مردم ارتباط برقرار كنم. اما اين مدت براى اينكه پيام تبديل به موج شود خيلى كم بود و اگر دو يا سه هفته انتخابات به طول مى كشيد و عقب مى افتاد و اين امكانات همچنان در اختيار كانديداها بود فكر مى كنم من عقب نمى ماندم و انصراف نمى دادم. از قبل هم اين پيش بينى را داشتم لذا وقتى ديدم ارتباطم دير برقرار شده است، تلاشى را شروع كردم براين اساس كه كسانى كه با من حوزه مشترك دارند آنان انصراف دهند تا يك دولت ائتلافى شكل بگيرد.
سه نفر از نامزدهاى انتخاباتى با من حوزه مشترك رأى داشتند يك نفر حوزه قومى، يك نفر در حوزه ايثارگران و رزمندگان يك نفر هم در حوزه متدينين و نيروهاى سنتى. ما نتوانستيم به يك توافقى برسيم كه حداقل يك نفر از اين سه نفر كنار رود.
اگر يك نفر از اين سه نفر كنار مى رفت من انصراف نمى دادم. وقتى ديدم كه ارتباطم با مردم دير برقرار شده و تا پيامهايم تبديل به يك موج شود زمان بيشترى لازم دارم و از طرف ديگر هم كسانى كه با من حوزه مشترك رأى داشتند حاضر نيستند كناره گيرى كنند احساس كردم امكان اينكه نفر اول يا دوم باشم وجود ندارد و نمى خواستم به هر قيمتى در انتخابات حضور داشته باشم، زيرا مى خواستم دولت را در اختيار بگيرم و با برنامه هايى كه از ۱۶-۱۵ سال پيش آماده كرده بودم به ويژه در عرصه اقتصاد و فرهنگ تحولاتى جدى به وجود آورم و با ايده ها و برنامه هايم به ملت ام و به جمهورى اسلامى خدمت كنم. وقتى ديدم چنين وضعيتى وجود دارد با اينكه آن روزها در اوج استقبال بودم، در استانهاى چهارمحال و بختيارى و خوزستان جمعيت هاى ده هزار نفرى را مى ديدم كه به استقبالم مى آمدند. در اوج آن استقبالها وقتى همه جوانب را سنجيدم بر احساسات و عواطفم غلبه كردم و تصميم گرفتم كه كناره گيرى كنم و در صحنه انتخابات نباشم.
برنامه هايتان براى توسعه فرهنگ بسيجى چه بود؟
من در نظر داشتم اگر دولت را به دست بگيرم دوباره همان روحيه ايثارگرانه اول انقلاب را احيا كنم. چون كاملاً در مديريت اين كار هم بودم. زمانى كه من سپاه را در اختيار گرفتم. كل سپاه با كادر و مشمول جمعاً سى هزار نفر بيشتر نبودند و هنگامى كه سپاه را پس از ۱۶ سال تحويل دادم، حداقل سه ميليون بسيجى جبهه رفته داشتيم و بيش از ۲۰ هزار پاسدار سپاهى داشتيم و همان اندازه مديرانى داشتيم كه از سپاه خارج شده بودند و در دولت و يا بخشهاى خصوصى مشغول بودند. از آقاى مرتضى نبوى روزنامه رسالت تا آقاى بيطرف وزير نيرو آقاى خاتمى اينها همه در سپاه بودند و من چون با جوانها كار كرده بودم و تجربه اين كار را داشتم، خودم را آماده كرده بودم كه موج جديدى از جوانهاى كشور را با همان آرمانهاى انقلاب و با همان تفكرات ايثارگرانه بسيجى تربيت كنيم و با سيستم و نهادهاى دولتى و با فضايى كه سازندگى و پيشرفت و توسعه كشور ايجاب مى كند كشور را اداره كنم.
درحقيقت بازيابى و بازسازى فرهنگ ايثار و برادرى و عشق و تعاون توسط جوانان در اداره كشور.
امروز ، اولين جلسه دادگاه متهم فروش موادشيميايى به عراق
اولين جلسه علنى «فان آن رات» متهم فروش مواد شيميايى به عراق، امروز در شهر لاهه برگزار مى شود كه در اين جلسه برخى مصدومين شيميايى ايران نيز حضور خواهند داشت.
«مشكان مشكور» يك فرد آگاه درخصوص اين پرونده تصريح كرد: «فان آن رات» در آذرماه سال گذشته در هلند دستگير شد؛ وى در سال هاى جنگ عراق عليه ايران مقادير زيادى مواد شيميايى از ژاپن و بعد از آمريكا خريدارى و به عنوان دلال از طريق اروپا و بندر عقبه در اردن به عراق حمل مى كرده است.
به نوشته «همشهرى»، وى افزود: «اين مواد شيميايى در كارخانه هاى تسليحات شيميايى عراق به ويژه در سامرا به گلوله هاى توپ و يا بمب هايى كه از طريق هوا به مناطق تحت حاكميت جمهورى اسلامى ايران و به سوى افراد نظامى و غير نظامى پرتاب و موجب شهادت و يا زخمى شدن عده اى از هموطنانمان مى شد، تبديل مى شد».
مشكور بيان كرد: «آن رات در جنگ عراق و كويت، از عراق خارج شد و توسط دستگاه قضايى آمريكا به دليل تخلفات گمركى تحت تعقيب قرار گفت؛ زيرا گمرك آمريكا مدعى شده بود كه آن رات مخالف قوانين اين كشور و با ارائه برنامه و گواهى نامه جعلى مواد شيميايى را به خارج منتقل كرده است».
وى ادامه داد: «در سال ۲۰۰۰ آن رات در ايتاليا دستگير و بازداشت شد و توسط مقامات ايتاليايى و با سپردن وثيقه آزاد و سپس به عراق فرار كرد كه در زمان حمله آمريكا به عراق، ازطريق سفارت هلند در سوريه به اين كشور رفت».
مشكور با بيان اين كه «آن رات» مدتى را در هلند با حمايت دستگاه هاى اطلاعاتى آمريكا و هلند زندگى مى كرد، گفت: «بعد از زندگى مخفيانه، تلاش مى شود كه وى از انزوا خارج شود و سپس مصاحبه اى را انجام مى دهد و به طور تلويحى به دست داشتن در تأمين مواد ممنوعه به عراق اقرار مى كند».
وى تصريح كرد: «سپس دادستانى هلند به لحاظ همين اظهارات آن رات را تحت تعقيب قرار مى دهد و پس از مدتى تحت نظر گرفتن، زمانى كه وى قصد خارج شدن از هلند را داشت، او را دستگير مى كند كه بعد از آن پرونده به طور علنى مطرح مى گردد».
نشريات پايدارى
236787.jpg
صدام، ابن غريقه عرب (بچه ولگرد شنزارها)

كتاب حاضر نوشته سرهنگ زرهى ستاد، عبدالله رفيعى از جمله رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است. او در اين كتاب به حوادث شگفت انگيز و فراموش نشدنى تاريخ پرفراز و نشيب ايران اسلامى و زندگى خصوصى صدام حسين پرداخته است. او كتاب خود را در چهارده فصل به نگارش درآورده است. فصل اول حاوى يادداشت هايى درباره كشور عراق است، سپس زندگى صدام حسين و تولد، كودكى و نوجوانى اش شرح داده شده است. مطالبى درباره چگونگى به قدرت رسيدن صدام سرفصل هاى فصل سوم كتاب را به خود اختصاص مى دهد. و در فصل بعدى نيز تاريخ جنگهايى كه صدام عليه ايران داشته است، مورد مداقه قرار گرفته است. نقش دين در حكومت صدام، خانواده و زندگى خصوصى اين ديكتاتور، مقايسه حكومت صدام با ديگر حكومت هاى وحشت در سراسر دنيا،  تحليل شخصيتى رئيس جمهور مخلوع عراق و... از ديگر مطالب كتاب هستند. در فصل انتهايى كتاب نيز چگونگى سقوط و دستگيرى صدام مورد بررسى قرار گرفته و ذلت ديكتاتور به نمايش گذاشته شده است. كتاب «صدام ابن غريقه عرب» در انتشارات امير محمد به چاپ رسيده است و با بهاى سه هزار تومان در ويترين كتابفروشى ها قرار دارد.

گفت وگوى تندر و آذرخش

كتاب «گفت وگوى تندر و آذرخش» مجموعه شعر مقاومت ملل _ ۱ با آثارى از شاعران كشورهاى مصر، سودان، تونس، مراكش، ليبى و الجزاير است كه با ترجمه شاعر معاصر موسى بيدج توسط انتشارات خورشيد باران به تازگى وارد بازار كتاب شده است. اين كتاب با ۳۳ قطعه شعر در ۱۷۲ صفحه به زيور چاپ آراسته شده است و براى عموم علاقه مندان خصوصاً دوستداران شعر و مقاومت در ساير كشورها كتاب ارزنده اى است.
شعر كوتاهى از اين مجموعه از محمد ميلاد اهل كشور «تونس» مى خوانيم:
هر گاه كه مى نويسى
مگس هاى زنبورنما مى آيند
و كلمات تو را
دوباره نقطه مى گذارند
اين سفيدى
به درد نوشتن نمى خورد!

عطش به نيت دريا

مجموعه شعر «عطش به نيت دريا» شامل شعرهايى از شاعران استان سمنان است كه به تازگى با حمايت بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس سمنان و به كوشش حسن يعقوبى به چاپ رسيده است.
استاد على معلم دامغانى _ عليرضا قزوه _ محمد حسين جعفريان _ سارا حيدرى و عليرضا دهقانيان از جمله شاعرانى هستند كه آثارشان در اين مجموعه آوره شده است. در مجموعه ۶۰ قطعه شعر از ۳۳ شاعر مجموعه «عطش به نيت دريا» را زينت بخشيده است. اشعار اين مجموعه در زمينه هاى ايثار، شهادت و دلتنگى ها و دلواپسى هاى دوران ۸ سال دفاع مقدس است.
دو رباعى از اين مجموعه را از فرامرز عرب عامرى مى خوانيم:
(۱)
فداى گرد و خاك روى ساكت
گل آوردم بذارم روى خاكت
ببخشا چون دلم دست خودم نيست
همان شب بسته بودم بر پلاكت
(۲)
جدا شد جان من از پيكر من
غم هجرش نمى شد باور من
چه حالى داشت آن شب زير آتش
خدا مى داند و همسنگر من

«به رنگ هنوز»

«به رنگ هنوز» به قلم شاعر گرانمايه حبيب الله بخشوده و توسط انتشارات «نسيم حيات» با همكارى نشر صرير به تازگى در شمارگان ۲۵۰۰ نسخه وارد بازار كتاب شده است. اين كتاب كه در دو فصل عمده تحت عناوين بررسى ساختار شعر سپيد دفاع مقدس و بررسى محتوايى شعر سپيد دفاع مقدس تنظيم گرديده است. نويسنده آن بر آن بوده تا مهمترين مضامين رايج در شعر سپيد پايدارى را كه معمولاً مشترك با ديگر قالبهاى شعرى است بررسى نمايد و علاوه بر آن از ساختار شعر سپيد پايدارى نيز غافل نباشد. در اين كتاب علاوه بر آثار مهمترين و جدى ترين سپيد سرايان پايدارى با رجوع به جنگ هاى مختلف ادبى و جرايد از سرايندگانى كه به هر طريق در اين راه قلم زده اند بهره برده شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |