دوشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۴ -
Mon, Nov 21, 2005
گزارش
۳۳۱۶
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
رؤياهاى يك اژدهاى زرد
236748.jpg
مهرى حقان
چين همه چيز مى سازد، مى فروشد و ارتقا مى بخشد به جز يك چيز. شما ذهنيت ساختن ديوار را در نزد يك چينى نخواهيد يافت. آنها سال هاست هم از نبردهاى خونين سلسله هاى هون و اقتصاد دهقانى گذشته اند و هم انقلاب فرهنگى و گارد سرخ مائو نيز به كتابخانه هاى حزب كمونيست در پكن پيوسته است. شايد پس از قرن ها، سرانجام كلام نافذ كنفسيوس در چين هزاره جديد اثربخش شد. آن هنگام كه مى گفت: «به جاى آنكه بر تاريكى لعنت بفرستيد، شمعى بيفروزيد.»
هر چند مصرف كنندگان ايرانى، همچنان به چشم خوبى به كالاهاى چينى نمى نگرند، از آن رو كه بد نيست بدانيم چين در ۴ مرتبه A، B، C و D صادرات خود را رتبه بندى و صادر مى كند و بد نيست بدانيم كه ايران واردكننده مرتبه آخر يعنى D اين كالاهاست.
اما داستان همه گيرى ليبل «Made In China» فقط در كارخانه ها و سامان بخشى اقتصادى و صنعتى چين خلاصه نمى شود. فاتح ۳۲ طلاى المپيك آتن، رؤياهاى بزرگ ترى در سر دارد. چين با تركيبى از تحرك اقتصادى، مهارت ديپلماتيك و بى اهميت جلوه دادن خود به عنوان خطرى جدى براى جامعه جهانى مى كوشد تا به برترى امپراتورى گذشته خود در آسيا نزديك شود. اين همه با آرزوهاى بزرگ مائو در ميانه قرن بيستم شروع شد، اما در حقيقت نه با آن چه مائو مى گفت انجام شد بلكه با آرزوهاى كوچك نسل بعد از مائو تحقق يافت. فاصله اين دو تفكر در آن بود كه مائو مى انديشيد آنچه توانگران دارند از سفره هاى تهيدستان به دست آمده پس بايد به همان ها برگردانده شود. پيروان بعدى او اين تعبير را فراتر نيز بردند به شكلى كه حتى خواندن آثار شكسپير يا گوش دادن به سمفونى هاى بتهوون نيز از مظاهر زندگى بورژوايى ناميده مى شد. اين شد كه گستره انقلاب فرهنگى، اقتصاد چين را دچار ركود عميقى كرد. در تمام اين سالها، بخش بزرگ انرژى جامعه چين در دست گاردهاى سرخ بود تا اين سياست هاى فرهنگى را در همه نقاط چين اجرا كنند، اما عمر انقلابى گرى مائو چندان نپاييد.
با درك ويرانى هاى به وجود آمده در رهبران جديد چين گام هاى مهمى برداشته شد. نخست در «بهار پكن» از قربانيان و آسيب ديدگان انقلاب فرهنگى دلجويى شد.
در حقيقت يك سلسله ابتكارات به رهبرى «دنگ شيائو پنگ» اعمال شد. وى در فاصله سال هاى ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۴ روابط چين را با آمريكا، ژاپن و انگليس ترميم و اعتماد ديگر كشورهاى جهان را جلب كرد. آسودگى خاطرى كه وى در داخل و خارج چين به دست آورد، راه را براى اعلام علنى و رسمى اصلاحات اقتصادى هموار كرد و براى جلوگيرى از عصيان احتمالى كمونيست هاى افراطى، اقتصاد مورد نظر خود را «سوسياليسم بازار» ناميد و در پاسخ به برخى انتقادات گفت كه سوسياليسم نبايد كارش توزيع فقر باشد بلكه بايد در خدمت افزايش توليد باشد. اين گفته روحيه حاميان اصلاحات اقتصادى را احيا كرد. اقتصاد چين از سال ۱۹۷۸ - كه اصلاحات تدريجى در اين كشور آغاز شد - تا امروز راه درازى پيمود و گام هاى بزرگى برداشته است. توليد ناخالص داخلى چين كه در سال ۱۹۷۸ كمتر از ۲ تريليون دلار بود، در سال ۲۰۰۴ به ۷‎/۳ تريليون دلار رسيد. هم اكنون از نظر حجم توليدات پس از آمريكا، چين دومين اقتصاد بزرگ جهان است. اين در حالى بود كه چين در دوران حكومت مائو و جانشينانش به تدريج با همه كشورهاى جهان قطع رابطه كرد به طورى كه در هنگام انقلاب فرهنگى تقريباً هيچ نمايندگى دائم سياسى در پكن نبود و چين تنها يك كنسولگرى فعال در مصر داشت. اكنون چين، به جز كشورهايى كه تايوان را به رسميت شناخته اند با همه كشورهاى جهان روابط كامل دارد.
در حقيقت هنر رهبران جديد چين نه در ايدئولوژى پردازى، بلكه شناخت جهان جديد و عمل به ايده ها بود.
به گفته يك تحليلگر خارجى، چيزى را كه مائو هميشه مى گفت، اما عمل نمى كرد، در عمل رهبران جديد چين مى توان يافت: «اگر مى خواهى طعم گلابى را بدانى آن را گاز بزن».
چين به عنوان پرجمعيت ترين كشور جهان هم بايد خوراك يك ميليارد و سيصد ميليون نفر جمعيت اين كشور را تأمين كند و هم بايد براى آنان آينده نيز بسازد. به همين دليل چين بيش از نيمى از محصول سيمان، يك چهارم آهن و يك سوم زغال سنگ جهان را خريدارى مى كند. از سوى ديگر، ضروريات اقتصادى، عامل تعيين كننده سياست خارجى چين بوده است.
چين براى تأمين نيازهاى متعدد خود به دنبال متحدين جديد خارجى است و نفت در صدر اولويت هاى اقتصادى اين كشور قرار دارد. رئيس جمهور چين در اوايل سال كنونى ميلادى به آفريقا سفر كرد و برخلاف انتظار، پيش از ديدار از كشور سوسياليستى بنين به كشور كوچك گابن رفت. گابن كشورى نفت خيز است. در پى اين ديدار هم قراردادهاى تجارى و هم مجوز اكتشاف ميدان هاى نفتى نيز گرفته شد. اين حركت نشان مى دهد كه حفظ منافع و نه روابط عقيدتى، مهم ترين شكل دهنده ابعاد سياست خارجى چين است.
رشد هشت درصدى براى دومين اقتصاد بزرگ آسيا بدين مفهوم است كه چين يكى از موتورهاى اصلى رشد اقتصادى جهان باقى خواهد ماند. صادرات چين در سال گذشته بيش از ۳۵ درصد رشد داشت شاخص ديگر براى مثال اين است: نسخه آسيايى مجله تجارى فوربز فهرست ساليانه ثروتمندان چينى را چاپ كرده است كه بنابر آن ده ميلياردر دلارى در پرجمعيت ترين كشور جهان به سر مى برند. رشد سرسام آور اقتصاد چين موجب شده تا ثروت شخصى كارآفرينان برجسته اين كشور افزايش يابد. هم اكنون مجموع ثروت صد پولدار چين از ۴۱ ميليارد دلار افزون تر است. اين رقم در يك سال پيش ۲۹ ميليارد دلار بود. در حقيقت اشتهاى چينى ها به ثروت مانع از وفادارى آن ها به ايده هاى مساوى جويانه شده است. رونق اخير صنعت ساختمان نيز موجب شده تا در رأس اين صنعت دومين ثروتمند چين حدود يك ميليارد و ۴۰۰ ميليون دلار دارايى داشته باشد.
اما بيدار شدن اين اژدهاى زرد به چه سرانجامى براى جهان خواهد انجاميد. يك مركز تحقيقات انرژى در آمريكا تقاضاى چين را براى بنزين روزافزون مى داند. در يك سال اخير، چين جاى ژاپن را گرفته و به دومين مصرف كننده عمده بازار سوخت جهان پس از آمريكا تبديل شده است. نرخ رشد تقاضا در چين ۱۷ درصد است، در حالى كه در سراسر جهان ۳ درصد بيشتر نبوده. اين كه اين رشد چه تأثيرى بر زندگى مردم ساير كشورها مى گذارد، قيمت نفت مى تواند شاخص خوبى باشد. چين همزمان با وارد كردن كالا از كشورهاى توليدكننده تحقيقاتى هم درباره ظرفيت توليدات جديد در بسيارى از كشورهاى صادركننده انجام مى دهد و به اين ترتيب اين كشورها از سرازير شدن سرمايه گذارى هاى خارجى چين به سرزمينشان هم بهره مى برند. تبديل شدن چين به يك غول اقتصادى بر ساير كشورهاى اطراف نيز بى تأثير نخواهد بود. همين است كه ديدگاه و قضاوت ساير كشورها در مورد چين براى اين كشور اهميت زيادى دارد. ۱۵ سال پيش يعنى همزمان با تظاهرات تيان آن من، چين نگرانى هايى در اين مورد داشت. چين به آمريكا به چشم قدرت سردمدارى مى نگريست كه براى براندازى چين تلاش مى كرد، اما در همين چند سال اخير متوجه شد كه بايد سياست هاى خارجى خود را بر اساس ملاحظات مهم اقتصاى بنا كند و نه تحت تأثير ملاحظات سياسى.
در سال ۲۰۰۴ هوجين تائو رئيس جمهورى چين به دور دنيا سفر كرد تا راه هاى دستيابى چين به منابع اوليه را فراهم كند. در نوامبر همان سال وى در آمريكاى جنوبى در عرض شانزده روز، ۳۶ قرارداد تجارى با پنج كشور امضا كرد. چنين روند پرشتابى با خوش بينى هايى هم همراه است چنان كه يك اقتصاددان معتقد است اين رشد و بالندگى با كمك به چرخه اقتصادى دنيا، بسيارى از سيستم ها را از فقر نجات مى دهد. چين يك واردكننده عمده است و نيمى از اين مقدار از كشورهاى در حال توسعه بويژه كشورهاى شرق آسياست. از سوى ديگر چينى ها معتقدند قدرت آمريكا براى پيشبرد منافع اقتصادى چين سودمند است. يعنى آمريكا به عنوان پليس جهانى تا آن جا كه در امور داخلى چين دخالت نكند و برخى نگرانى هاى امنيتى، منافع اقتصادى و حفاظت از مرزهاى دريايى را حل كند، براى چين سودمند است. زندگى مسالمت آميز با آمريكا براى چينى ها بدين معنى است.
اما در پشت اين نماى قدرتمند، هزارتوى ديگرى نيز وجود دارد. رشد اقتصادى ناهموار موجب تمركز ثروت در مناطق شهرى و فقر در مناطق روستايى شده. اين اختلاف از هر كشور ديگرى در جهان بيشتر است. از مشكلات ديگر چين، فساد است كه در تمام سطوح جامعه به چشم مى خورد.  آلودگى به ويروس HIV و آلودگى محيط زيست از تأثيرات منفى رشد اقتصادى چين است. با وجود تحولات اقتصادى، در نظام سياسى چين تحول عمده اى صورت نگرفته است. در اين ميان هر چند عده اى مى گويند حزب كمونيست همچنان قدرت مطلقه است، اما قدرت مطلقه اى كه ديگر واجد خصوصيات حزب كمونيست نيست. رسانه هاى چين زير كنترل دستگاه رهبرى اين كشورند و از دسترسى به خبر، سايت و راديوهاى خارجى حتى BBC جلوگيرى مى شود.
تلويزيون چين به عنوان منبع اصلى خبر يك ميليارد نفر بيننده دارد. با وجود كنترل سايت هاى اينترنتى محبوبيت آن روز به روز افزايش پيدا مى كند چيزى حدود ۹۴ ميليون نفر در سال ۲۰۰۴.
چين با آمريكا به عنوان قدرت برتر جهان نيز چالش هايى دارد. نقض حقوق مالكيت معنوى شامل حق مؤلف مهم ترين تذكر آمريكا به چين است. هر سال اقتصاد آمريكا از اين راه زيان چند ميليارد دلارى مى بيند. علاوه بر تكثير غيرمجاز فيلم ها، آلبوم هاى موسيقى، بازى هاى رايانه اى و پوشاك آمريكايى، چينى ها دارو و ساير اجناس مانند خميردندان ساخت آمريكا را نيز توليد مى كنند و مى فروشند. پيشنهاد اخير ۱۸ و نيم ميليارد دلارى يك شركت دولتى چين براى خريد شركت نفتى اونوكال آمريكا نيز كنگره آمريكا را به چاره جويى واداشت.
در حالى كه از چين و هند به عنوان فيل هاى رشد اقتصادى جهان ياد مى شود، اما سوءتفاهم درباره قدرت آنها زياد است. جالب اين كه در پاسخ به اين سوءتفاهم ها يك اقتصاددان چينى از تمثيل شاعر ايرانى «مولانا» بهره مى گيرد. «سوءتفاهم درباره پرجمعيت ترين كشور جهان به مثل پنچ نابينا مى ماند كه هر كدام فيلى را لمس كردند، ولى هر كدام آن را مار، بادبزن، ريسمان، اسلحه و تنه درخت توصيف كردند، اما به هر رو اين ابرقدرت وارد زندگى روزمره ما شده است.»
موانع ديگرى نيز هست. چينى ها خارج از عرف بازارها، خودشان قيمت ها را تعيين مى كنند. تكيه بر زنجيره محصولاتى كه از چين وارد مى شود خطراتى نيز دارد زيرا عرضه اين محصولات ممكن است با هر گونه تخاصمى با اين كشور قطع يا كاهش يابد. رشد اقتصادى چين هر چند از همه كشورهاى ديگر بيشتر است، اما ميليون ها كشاورز چينى در سال هاى اخير، هستى خود را از دست داده اند و به كارگران مهاجرى تبديل شده اندكه در جست وجوى كار، به حاشيه شهرهاى بزرگ پناه مى برند. چيزى كه از آن به عنوان لومپن پرولتاريا و نو ثروتمندان صاحب ويلاها و خودروهاى لوكس ياد مى شود. در اين ميان رهبران منطقه اى حزبى، قيام هايى را كه با شليك گلوله خاموش مى شدند، از پكن، پنهان مى كنند رشد اقتصادى ۹ درصد، فاصله طبقاتى و ضعف سيستم خدمات درمانى و بيمه بازنشستگى را نيز به همراه داشته است. براى چنين اقتصادى، صرفه جويى و مصرف كارآمدتر انرژى اهميت زيادى دارد. شركت ملى نفت كه مسؤوليت تأمين انرژى چين را به عهده دارد، قراردادهاى بزرگى براى تأمين سوخت با كشورهاى مختلف بست كه قرارداد ۲۴ ميليارد دلارى با ايران يكى از بزرگترين آن ها بود. بر فراز تمام اصلاحات اقتصادى، رهبران چين همواره با اين استدلال كه تغيير سريع ساختارهاى قدرت سياسى مى تواند توازن قوا را به هم بزند، در مسير اصلاحات سياسى اقدام مؤثرى نكرده اند. اما در پس قدرت اقتصادى، ملزومات ديگرى نيز در ساخت قدرت جهانى وجود دارند، زيرا اين امرى غيرعادى است كه كشورى با برترى اقتصادى، اهداف نظامى در سرنپروراند.
چين هم اكنون نمى تواند به رقابت با آمريكا بپردازد، اما قدرت نظامى آمريكا ناشى از قدرت اقتصادى اين كشور است. چين به مدت ۴۰ سال از نظر آسيا كشورى فقير و خطرناك بود كه بايد از آن پرهيز مى شد، اما چين با دست برداشتن از عقايد انقلابى به صورت بزرگ خانواده در آسياى شرقى در آمد. اگر روزى چين ثروتمندتر از همه كشورهاى ديگر شود به برترى نظامى نيز روى خواهد آورد. امروز چين مى خواهد با آرامى و مسالمت به قدرت برتر برسد، اما معلوم نيست كه پس از رسيدن به آن چه خواهد كرد. چينى ها در پاسخ به اين نگرانى ها همواره كوشيده اند تا پاسخ هاى حكيمانه اى بدهند، چنان كه يك استاد چينى مى گويد: «يك جنتلمن واقعى هرگز مايل به جنگ نيست، ولى اگر جنگ كند، برنده مى شود.»
واقعيت كنونى دنياى اقتصاد اين است كه چين توانسته تنها بعد از آمريكا، آلمان و ژاپن در رده چهارم رشد صادرات در جهان قرار بگيرد. چين هم اكنون دومين مشترى بزرگ جهان است. در تمام اين سال ها نوشيدنى انرژى زاى چينى ها اقتصاد بازار بوده است. حاصل خصوصى سازى ده ها هزار شغل دولتى، حجم عظيم سرمايه گذارى هاى مستقيم خارجى است. فاز جديد اين رقابتها در سال ۲۰۰۳ بوده كه سرمايه گذاران خارجى و داخلى اجازه گرفتند سهام دولتى شركت هاى بزرگ را خريدارى كنند. بر اساس يك برآورد چين هم اكنون ۵۰ درصد تلفن، ۴۱ درصد ويدئو، ۳۰ درصد تهويه هوا، ۳۰درصد تلويزيون هاى رنگى، ۲۳ درصد ماشين لباسشويى و ۱۷ درصد يخچال در دنيا مى سازد.
گذر از پرتگاه اقتصاد كمونيستى و ايده حاكم بر آن مهمترين از خودگذشتگى و واقع بينى نسل كلاسيك رهبران كنونى چين بوده است. در پشت ايده اقتصادى كه چينى ها درسردارند، به حتم آرمان هاى بلندپروازانه اى نيز وجود دارد، اما رمز اين ابتكار عمل فراموش شدنى نيست. گذشتن از آرمان ها و حرف هاى بزرگ و تكيه بر ايده هاى كوچك، اما عملى چه هم اكنون جهان بسيار كوچكتر و متحدتر از نطق ها و ايده هاى بزرگ و پراكنده است، اما واقعيت ديگرى نيز وجود دارد برچسب نام هر كشورى در پشت زيرساخت هاى اقتصادى و زيرساخت هاى اقتصادى در پشت زير بناهاى فكرى و سنجيده بنا مى شود. آيا به راستى روزى خواهد رسيد كه نام China، ذهنيت ناشى از يك اقتصاد و جامعه باز، پيشرفته و آزاد را به ذهن مصرف كنندگان بكشاند. به نظر مى رسد براى رسيدن به اين خوشبينى، دست كم در مرزهاى داخلى كشورمان راه زيادى وجود دارد، اما فراتر از آن اين واقعيت وجود دارد كه واردات اجناس كلاس Dچينى، سود درجه اولى براى برخى از مجراهاى قوى وارداتى و صاحبان اين نوع ترانزيت نازل در بر خواهد داشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |