|
|
|
بررسى ۱۰۰جنگ بزرگ تاريخ
نبرد مسكو
قسمت سى و سوم
|
|
|
على غفورى
نبرد مسكو را مى توان نقطه عطف عمليات عظيم بارباروسا دانست. ۴۰۰ لشكر آلمانى پس از جارو كردن لشكرهاى درهم پاشيده ارتش سرخ در جنوب و شمال اكنون با فرمان هيتلر در ۳۰ سپتامبر عمليات موسوم به توفان را آغاز كردند. مطابق اين فرمان مسكو بايد از شمال و جنوب مورد حمله قرار مى گرفت. در ۶اكتبر ۱۴ لشكر زرهى آلمانى به همراه ۴۴لشكر پياده و ۸لشكر موتوريزه از سمت كيف در جنوب غربى مسكو حمله را به سمت اين شهر آغاز كردند. ارتشهاى شمالى آلمان نيز با تصرف كالينسين در ۱۶۰كيلومترى شمال مسكو اين شهر را در آستانه سقوط قرار دادند. (۱۴اكتبر) هيچ كس ديگر اميدى به پايدارى مسكو نداشت. نيمى از مردم شهر به اضافه تمامى مقامات سياسى (به جز استالين) شهر را ترك كردند. مارشال ژوكوف مدافع عمليات لنينگراد (كه موفق به متوقف كردن آلمانها شده بود) سرفرماندهى ارتش شوروى را در دفاع از مسكو بر عهده گرفت. ژوكوف فوراً دستور داد كه شهر و اطراف آن پر از گودال و خندق شود. گزارشهاى متعدد خبر از تمركز شديد نيروهاى روسى در پشت دروازه هاى مسكو مى داد. اين در حالى بود كه زرهپوشهاى آلمانى به سرعت از ۳جاده بريانسك _ مسكو، اسمولنسك _ مسكو و كالينسين _ مسكو در حال نزديك شدن به شهر بودند. در ۱۹اكتبر پايتخت روسيه به طور موقت به كوى بيشف در هزاركيلومترى شرق مسكو منتقل شد اما استالين كه خود را در غافلگيرى شوروى مقصر مى دانست قسم خورد كه مسكو و كرملين را ترك نكند. خطوط اوليه دفاعى روسها در اين زمان قادر به دفاع از مسكو نبود اما ۲اتفاق همزمان باعث نگرانى فرماندهان آلمانى و خوشحالى ژوكوف روسى مى شد. بارانهاى سيل آسا حركت نيروهاى موتوريزه آلمان را كند كرد و نويد زمستان زودرس مسكو را مى داد و از آن سو ميليونها سرباز و داوطلب روسى به سرعت خود را از شرق، شمال شرق و جنوب شرق به مسكو مى رساندند. در حالى كه آلمان در اين زمان تنها ۷۰لشكر را آماده تهاجم به مسكو داشت و قادر نبود به آنها قواى كمكى برساند، در اول دسامبر آلمانها به ۳۰كيلومترى مسكو رسيدند و اكنون نه تنها غرش توپهاى آلمانى كرملين را مى لرزاند بلكه مردم حومه مسكو مى توانستند پيشقراولان رايش را ببينند. اما فون بوك نابغه نظامى آلمانى با استفاده از عكسهاى هوايى و وضعيت واحدهاى خسته به نتيجه ديگرى رسيده بود. گل و لاى اجازه نداده بود كه واحدهاى موتوريزه او مسكو را قبل از رسيدن قواى كمكى تصرف كند و اكنون ژوكوف مسكو را به شدت تجهيز كرده بود. بارانهاى سيل آسا و سرما سبب شد قواى آلمان ۱۵روز ديرتر به مسكو برسند و همين ۱۵روز حياتى سبب شد كه ۱۰۰لشكر (عمدتاً از شرق و سيبرى و شرق اورال) به كمك مسكو بيايند. او در دوم دسامبر در درخواستى محرمانه از هيتلر خواست تا حمله نهايى مسكو را تا بهار به تعويق بيندازد اما هيتلر ديوانه وار با اين درخواست مقاومت كرد و در ۵دسامبر فرمان حمله نهايى به مسكو را صادر كرد. اما زمان از دست رفته بود و حملات آلمانها ناگهان با ضدحمله هاى شديد پاسخ گفته شد و در حالى كه بارش برف آغاز شده بود، حمله كم رمق زرهپوشهاى در گل مانده آلمانى با ضد حمله سنگين واحدهاى تعليم ديده و آشنا به سرماى شرق روسيه مواجه شد. در نبرد بى رحمانه مسكو ۳ميليون سرباز از دوطرف شركت داشتند و تاريخ مجدداً تكرار شد. سربازان سرما زده آلمانى بدون آنكه بتوانند از حربه جنگ برق آسا استفاده كنند هدف حملات جنگجويان سيبريايى و سواران قزاق قرار مى گرفتند. آنها هرگز گمان نمى كردند ارتش آسيايى روسيه بتواند براى آنها مشكل آفرين باشد اما زمانى كه توپها در گل از حركت مى مانند و خودروها به دليل سرما روشن نمى شوند و انگشتان يخ زده قادر به فشردن ماشه اسلحه نيستند آنگاه اسكى بازان و سواران آسيايى يكه تاز ميدان مى شوند. آلمانها تا ۸دسامبر مقاومت كردند و على رغم دستور پيشوا براى مقاومت از آن تاريخ ۶ تا ۱۶دسامبر يكسره عقب نشستند. ظرف ۲هفته آلمانها ۲۵۰كيلومتر عقب رانده شدند و ديگر مسكو در خطر نبود. باربارو سا با شكست مواجه شده بود. هيتلر احمقانه سعى كرد ژنرالهاى معروف خود را توبيخ كند. فون بوك و برافوويچ استعفا دادند و گودريان و هوپنر بركنار گرديدند. روندشتات نيز ماه بعد استعفا داد و عملاً ارتش آلمان نوابغ جنگى خود را از دست داد. نتيجه نبرد ژنرال فون رون افسر ارشد ستاد ارتش آلمان در جنگ دوم جهانى در كتاب خود به نام امپراتورى گمشده جهان مى نويسد: در دسامبر۱۹۴۱ ما قاره اروپا را در اختيار داشتيم درهيچ جنگى شكست نخورده بوديم. اما من در بازديدى كه از جبهه مسكو داشتم دريافتم كه درهمان زمان ما محكوم به باختن بوديم. چرا كه من مى ديدم چگونه سربازان، براى سير كردن شكم خود گوشت يخ زده اسبهايشان را به دندان مى كشيدند و براى گرم كردن خود از لباسهاى دست دوم (بعضاً زنانه) استفاده مى كردند. ارتش آلمان در دسامبر۱۹۴۱ ، ۲۰۰لشكر روس را به كلى منهدم كرده و ۱۱پايتخت اروپايى را فتح كرده بود اما اكنون در دشتهاى وسيع روسيه پخش شده وبه صورت هيولاى در برف مانده اى درآمده بود. شكست مسكو سبب شد تا كل عمليات بارباروسا بى نتيجه از آب درآيد. روسها در ماه نوامبر دست به ضدحمله اى بزرگ زدند و آلمانها را از وضعيت تهاجمى به تدافعى درآوردند و ۳سال بعد آلمان را نه تنها به كلى از شوروى بيرون راندند بلكه با تصرف شرق آلمان و برلن، اين كشور را براى نيم قرن دوپاره كردند. عمليات بارباروسا در تاريخ مشابهى ندارد و بعيد است كه در آينده نيز مشابهى داشته باشد. بارباروسا كمر ارتش آلمان را شكست. آلمان قدرت خود را تا آن زمان به وجود ژنرالهاى بزرگش مديون بود. هالدر، گودريان، روندشتت و فون بك مردانى بودند كه «فداى محاسبات نظامى» و به حركت درآوردن واحدهاى بزرگ زرهى و پياده محسوب مى شدند. هيتلر با بركنارى آنها و به دست گرفتن مستقيم فرماندهى جبهه شرق تير خلاص را به مغز ارتش آلمان شليك كرد. (اگرچه او ۳سال بعد مجبور شد مردانى چون روندشتت و گودريان را به ارتش بازگرداند اما آن زمان بسيار دير بود) شكست عمليات مسكو سبب شد تا لندن و واشنگتن نفس راحتى بكشند و مطمئن شوند كه آلمان از گرداب روسيه سالم به بيرون نخواهد آمد و دوغول كمونيستى و نازيستى يكديگر را خرد و نابود خواهند كرد. نبرد ۸۱: نبرد استالينگراد امكان ندارد كه كسى تاريخ را مطالعه كرده باشد اما با نام استالينگراد بيگانه باشد. استالينگراد نام يكى از بزرگترين، بى رحمانه ترين و خونين ترين نبردهاى تاريخ است. ۶ماه درگيرى شديد بين يك ميليون سرباز كه هيچ كدام «پاى عقب رفتن» نداشتند. زورآزمايى دوارتش بزرگ تاريخ ورماخت (نيروى زمينى آلمان) و ارتش سرخ. اراده دوملت در اين نبرد سنگين مقابل يكديگر قرار گرفت و شاهكار خونين نبردهاى زمينى را خق كرد. حمله مجدد آلمانها پس از ضدحمله مرگبار روسها در جبهه مسكو كه منجر به عقب نشينى گسترده آلمانها از جبهه مركزى شد نوك پيكان ارتش رايش اكنون متوجه حمله به جنوب شده بود. قبلاً روسها در جنوب با تحمل سنگين ترين شكستها، اوكراين و اطراف درياى سياه را به حريف واگذار كرده بودند و اكنون زمان آن بود تا ارتش آلمان با پيشروى در جنوب خطوط مستحكم دفاعى روسها را در مركز (و مسكو) دور بزند و ضربه قطعى را به روسيه با فتح مراكز نفتى باكو و قفقاز بزند. حركت به سمت ولگا و قفقاز حركت بسيار پراهميت و دلهره آورى بود اما اين اقدام بسيار پرريسك نيز محسوب مى شد چرا كه ورود به عمق خاك روسيه حركتى بود كه حتى ناپلئون نيز از آن وحشت داشت. هشدار ستاد ارتش آلمان هيتلر كه رؤياى رسيدن به منبع اصلى انرژى جهان يعنى ايران، عراق و قفقاز را در سر مى پروراند به مارشالهاى بزرگ خود فرمان حركت به سوى ولگا را داد اما بررسى هاى اوليه ۲ژنرال بزرگ آلمانى يعنى هالدر و فون ليست نشان مى داد ورود به اين منطقه بسيار خطرناك است چرا كه احتمال محاصره شدن قواى آلمان زياد و امكان يك ترابرى مؤثر بسيار كم است. اما هيتلر با عصبانيت اين گزارشهاى كارشناسى را رد كرد و با انتصاب ژنرال فون پاولوس به سرفرماندهى ارتشهاى جنوب عزم خود را براى حمله نهايى به قفقاز و ولگا جزم كرد. وورد به عمق خاك روسيه در ژوئن ۱۹۴۲ و با فرا رسيدن گرما ، ارتش آلمان از لاك دفاعى خود بيرون آمده و در قالب ۹۰لشكر در محور كورسك _ خاركف (در جنوب غرب مسكو) به پيشروى بزرگى دست زد. ارتش ششم آلمان در چندنقطه با در هم كوبيدن مقاومتهاى اوليه ارتش سرخ به شكلى سيل آسا از رود معروف دن گذشته و به روستوف (۱۰۰۰كيلومترى تفليس و ۶۰۰كيلومترى قفقاز) رسيد. آلمانها در قفقاز ارتشهاى جنوبى شوروى كه در پى چندضربه خرد كننده كاملاً منفعل شده بودند سراسيمه از سر راه ارتش آلمان كنار رفته و به شرق ولگا و اطراف استالينگراد عقب نشستند. اين در حالى بود كه نظاميان اكنون به غرب كوههاى قفقاز رسيده بودند جايى كه تنها يك ساعت پرواز هوايى تا تبريز فاصله داشت. آنها صليب شكسته (علامت رايش) را بر فراز قله ۵۶۰۰ مترى البروز به اهتزاز درآوردند و به انتظار رسيدن قواى اصلى ارتش نشستند. در ۱۹ اوت ۱۹۴۲ لشكرهاى اول و چهارم آلمان از ارتش ششم كه داراى تجهيزات كوهنوردى بودند در قفقاز فاتحانه مستقر شدند غافل از آنكه نبرد اصلى در صدها كيلومتر بالاتر در ولگاگراد (استالينگراد) در جريان است. استالينگراد در محاصره ارتشهاى اصلى آلمان از محور روستوف - ولگا به سرعت به شهر استراتژيك استالينگراد نزديك مى شدند. قدرت عظيم ماشين جنگى آلمان كليه نيروهاى روسى را مجبور كرد تا تنها «استراتژى عقب نشينى توأم با مقاومت» را پيشه كنند تا آنكه در ۱۱ اوت فون پاولوس با تسلط بر دو رود دن و ولگا عملاً استالينگراد را در محاصره گرفت. در اين زمان نيروهاى فون پاولوس بالغ بر ۳۰۰ هزار نفر بودند كه از عقبه اى ۷۰۰ هزار نفرى، ۵ هزار تانك و زره پوش و پشتيبانى ۳ هزار هواپيما برخوردار بودند. بسيج قواى روسيه براى استالين از دست دادن استالينگراد (كه قبلاً و بعد از جنگ ولگاگراد ناميده مى شد) قابل تحمل نبود. وى در ماه اوت با فرستادن ارتشهاى ۶۲ و ۶۳ شوروى متشكل از صدها هزار سرباز حرفه اى به فرمان واسيلى چويكوف و صدها هزار نيروى داوطلب تصميم به تقويت خط دفاعى استالينگراد گرفت. ورود نيروهاى جديد صحنه عمليات را كاملاً تغيير داد. بمبارانهاى سنگين ۳ هزار هواپيماى آلمانى نتوانست جلوى پيشروى قواى كمكى روسها را بگيرد و بمباران شديد شهر نيز على رغم ۴۰ هزار تلفات نظامى و غير نظامى تنها اراده روسها را براى مبارزه سخت تر كرد. حملات پى در پى فون پاولوس در ماه هاى سپتامبر و اكتبر ۱۹۴۲ هيچ اثرى در روحيه مدافعان نگذاشت و جنگ شهرى استالينگراد مبدل به يكى از خونين ترين جنگهاى شهرى تاريخ مى شود. دهها هزار سرباز آلمانى شكار تك تيراندازان روس مى شوند و فرارسيدن سرما نيز مجدداً روحيه روسها را قوى و روحيه آلمانها را تضعيف مى كند. در ۱۹ نوامبر ضد حمله روسها جناحهاى اصلى اطراف ارتش ششم را در هم مى شكند و دهها سرباز مجارى، رومانيايى و ايتاليايى قتل عام مى شوند. در ۲۲ نوامبر در ۲۰۰ كيلومترى شمال غرب استالينگراد روسها با استفاده از نيروهاى تقويتى جنوب مسكو و لشكرهاى محلى در منطقه كالاچ (كنار رود دن) واحدهاى آلمانى را به عقب مى رانند و عملاً با ايجاد يك حلقه بسيار بزرگ، ارتش ۳۰۰ هزار نفره فون پاولوس را در محاصره مى اندازند.
|
|
|
|
|