دوشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۴ -
Mon, Nov 21, 2005
زنان
۳۳۱۶
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
گفت وگو بامحبوبه حبيبى مدير پرستارى يك پلى كلينيك
از ۱۰ روز
تا ۱۰ سال
236796.jpg
فاطمه مصطفوى
روى ميزش هم آچار و پيچ گوشتى هست و هم گل. مى گويد يك مدير پرستارى بايد همه وسايل پرستارى موردنياز را همراه داشته باشد؛ اما آچار به چه كار پرستارى مى آيد را از خودش بايد پرسيد. او كارشناس ارشد پرستارى است و هشت سال است مديريت پرستارى پلى كلينيك را برعهده دارد
آچار و پيچ گوشتى به چه درد يك مدير پرستارى زن مى خورد؟
تمام لوازم موردنياز را بايد همراه داشته باشم. از جمله قيچى كوچك پانسمان. پيچ گوشتى و آچار هم به درد كار تعمير وسايل يا كامپيوترهاى بخش مى خورد. اينها براى پيشگيرى از لنگ ماندن كار تعميركارهاست. اصولاً از تمام لوازم مورد استفاده در بخشها يك نمونه در دفتر پرستارى نگه مى داريم تا مبادا بخشى به دليل نبودن وسيله يا خراب شدن آن مريض را رد كند.
گاهى وقتها در بعضى از بخشها دو نمونه از يك وسيله قرار مى دهيم تا مثلاً اگر اورژانس با كمبود مواجه شد بداند در بخش ديگرى هم آن وسيله هست. مثل وسيله اى به نام كوتر كه هم مورد استفاده بخش دندانپزشكى است، هم بخش زنان و هم اورژانس، نمونه بيشترى از آن را در بخش زنان گذاشته ايم تا اگر بخش ديگرى با كمبود روبرو شد از اين بخش بگيرد.
مگر وسيله مورد استفاده در بخش زنان به درد اورژانس يا دندانپزشكى هم مى خورد؟
بله، معمولاً وسيله اى را تهيه مى كنيم كه كاربردهاى فراوانى داشته باشد. مثلاً همين كوتر قلمهايى دارد كه در هر بخشى قلم خاص مربوط به آن بخش استفاده مى شود و ما وسيله را همراه قلمهايش به بخشها مى دهيم تا براى كارهاى متعددى استفاده شود.
آن وقت بخش اورژانس مى داند سراغ اين وسيله را در كدام بخش مى تواند بگيرد؟
بله، وقتى مى خواهيم يك وسيله (چند منظوره) بخريم با مسؤول بخشها هماهنگ مى كنيم و به همه آنها اطلاع مى دهيم كه نمونه اين وسيله در كداميك از بخشها موجود است. معمولاً براى خريد گروهى كارشناسى مى كنند كه شامل رياست مركز، مهندس تجهيزات پزشكى، مسؤول بخش، مسؤول تداركات و مدير پرستارى است. يكى از وسايلى كه من هميشه در كشوى ميزم دارم آهن رباست.
براى چه كارى؟
براى اينكه هر وسيله اى وقتى وارد كلينيك مى شود قبل از ورود به بخش بتوانم ميزان آهن موجود در آن را بسنجم چون وسيله اى كه آهن زياد داشته باشد زنگ مى زند.
چطور تيمى قابليت استفاده وسيله را تعيين مى كنيد؟
با هر شركتى كه قرارداد خريد مى بنديم معمولاً يك هفته تا يك ماه وسيله اش را آزمايش مى كنيم تا اگر امتحان خوبى پس داد خريد صورت گيرد. اين شركت بايد پايگاه مطمئنى در درمان داشته باشد و علاوه بر اينها وسيله فانتزى نباشد.
شده تا حالا وسيله اى را بخريد و باعث خطر شده باشد؟
نه؛ به همين دليل كه گروهى بررسى مى كنيم، چنين اتفاقى تا حالا نيفتاده.
اين ارزيابى معمولاً چقدر طول مى كشد؟
حداكثر يك هفته.
هيچ وقت تا حالا نشده بخشى لنگ يك وسيله بماند؟
اصلاً. مگر اينكه بخش به دفتر پرستارى اطلاع نداده باشد. ما گفته ايم هيچ مريضى را به دليل نداشتن وسيله رد نكنند؛ ولى گاهى يك بخش اطلاع نمى دهد و مريض را درست به همين دليل پذيرش نمى كنند؛ در صورتى كه اگر اطلاع بدهند وسيله را برايشان فراهم مى كنيم، چون ما هميشه ذخيره سازى داريم.
كمبود پزشك يا نيرو چطور؟ با آن روبرو نشديد؟
هميشه به پزشكان مى گوييم يك ماه تا يك هفته قبل از مرخصى درخواست كتبيشان را به ما بدهند تا بخشى بدون پزشك نماند. قبل از رفتن پزشكها به مرخصى جايگزين مى كنيم. درخواست كتبى مرخصى، چند تا حسن دارد. يكى اينكه تمام افراد ذيربط يعنى مسؤول بخش، مدير پرستارى و رئيس مركز در جريان نبودن پزشك قرار مى گيرند.
آيا گزارش روزانه از بخشها به شما مى رسد؟
در بخشها برنامه ريزى كرديم كه هر روز يك گزارش پرستارى داشته باشند. اين گزارش هر روز نوشته مى شود و اگر كار فوق العاده اى پيش آمده باشد همان روز گزارش را به من مى دهند در اين گزارش مشخص مى شود كه نيروها سر جاى خودشان بوده اند. در غير حالت فوريت روز بعد گزارش را مى گيرم.
مدير پرستارى مى تواند مرد هم باشد؟
بله، در خيلى از بيمارستانها (مترون) مدير پرستارى مرد است.
اصول كار مدير پرستارى مرد و زن فرق دارد؟
نه؛ ولى با توجه به محيط كار، نيازهاى آن محيط و دستورالعملها، روشها متفاوت است.
همه كارهايى را كه امروز انجام مى دهيد روز اول هم انجام مى داديد؟ يعنى همين طور تصميم مى گرفتيد؟
نه، بسته به نياز سيستم، راهكارها يك به يك اضافه مى شوند يا تغيير مى كنند. مراقبتهاى آموزش داده شده از بيمار در دانشگاهها در همه جا يكى است. البته بيمارستانها حجم كارشان خيلى بيشتر از يك پلى كلينيك است؛ ولى كارى منظم و قابل پيش بينى دارند در صورتى كه تصميم گيرى در درمانگاهها فى البداهه و براساس مراجعات روزانه است.
ما در كلينيك بايد اينقدر آگاهى نسبت به كارمان داشته باشيم كه فى البداهه تصميم بگيريم و اين آگاهى با آموزشهاى ضمن خدمت، مطالعات، شركت در كنگره ها و مشورت با اساتيد و پرستاران باتجربه به دست مى آيد.
از روز اول هم مى دانستيد بايد فى البداهه تصميم گيرى كنيد؟
نه؛ ولى طى مدت كوتاهى فهميدم. ضمن اينكه حجم كار پس از همكارى با مركز خيلى زيادتر شد. حتى تعداد نيروها ۵ برابر شد و بخشهاى زيادى زيرنظر دفتر پرستارى قرار گرفت.
مثل بينايى سنجى، روانشناسى،  شنوايى سنجى و دندانپزشكى مدارك پزشكى كه در ساير مراكز درمانى زيرنظر دفتر پرستارى نيست. شيفت ها هم اضافه شد به طورى كه اورژانس، داروخانه و راديولوژى شبانه روزى فعاليت مى كند. درمانگاهها هم تا ساعت هفت بعدازظهر فعالند.
خودتان خواستيد حجم كار را بالا ببريد؟
نه، نياز سيستم بود و من هم ديدم كار سختى نيست. البته براى اين كه كارها به خوبى انجام شود هم مديران ارشدبايد حمايت كنند و هم كاركنان همكارى لازم را داشته باشند.
شده پرسنل همكارى نكنند؟
خيلى كم. زمانى كه مسأله يا تغييرى برايشان جا نيفتاده باشد. وقتى مى خواهم تغييرى ايجاد شود با مسؤولين بخشها در ميان گذاشتم و وقتى همه كاملاً منفعت آن تغيير برايشان جا افتاد همكارى كردند. سعى مى كنم خيلى كم از موضع قدرت برخورد كنم. البته تغييرات ايستادگى مى خواهد. ولى در هر تصميم جديد يا تغييرى همه مشكلات انسانى، كارى و روانشناختى افراد پس از تغيير را در نظر مى گيرم و بعد با مسؤولين بخشها در ميان مى گذارم كه يا عيناً موافقت مى كنند يا پيشنهادهاى جديدى مى دهند.
خانم حبيبى! قدرت را شما با انعطاف همراه مى كنيد و اين به بالا بردن ظرفيت احتياج دارد، حالا ظرفيت خودتان را بالا مى بريد يا كاركنانتان را؟
هر دو را با هم. ما زمينه و بستر را آماده مى كنيم و پيشنهاد مى گيريم. بالا بردن ظرفيت آگاهى مى خواهد.
يك مدير غير از آگاهى چطور مى تواند ظرفيت خود را بالا ببرد؟
با تجربه. تجربه خودش و ديگران. از بيمارستانهاى ديگر الگو و راهنمايى بخواهد يا مثلاً در كنگره ها شركت كند.
گاهى كه نمى توانم در كنگره ها شركت كنم بعضى از نيروها را به آن همايش مى فرستم و بعد از آنها مى خواهم تازه ترين دستاوردها را براى كاركنان اين كلينيك كنفرانس دهند و اطلاعات همه را به روز درآورند.
منظورم از ظرفيت،  ظرفيت وجودى خود مدير است...
خداوند همه اين استعدادها و وسايل را در ذات بشر قرار داده و بالا بردن ظرفيت از طريق كمك الهى انجام مى شود. و معتقدم وقتى انسان خودش را شناخت، خود را باور مى كند و وقتى باور كرد (البته به دور از غرور) ديگران راه نفوذ پيدا نمى كنند.
در واقع بايد ثبات شخصيت داشته باشيد؟
بله، يعنى كسى فكر نكند امروز كه حبيبى سر حال است بروم ۲۰ ساعت اضافه كار بگيرم و يا روزى كه ناراحت است با همه بد رفتار مى كند.
طبق گفته امير المؤمنين (ع) در موقع خشم: نه تصميم مى گيرم، نه دستور مى دهم و نه تنبيه مى كنم. وقتى ناراحت هستم هم با خنده به همه مى گويم امروز كسى سراغ من نيايد.
وقتى آدم وارد محيط كار مى شود گاهى فراموش مى كند بچه اش را مهدكودك برده يا نه، سركار آدم همه مسائل زندگيش را بايد فراموش كند، به همكارانم هم گفته ام، از آنها خواستم هر وقت دچار فشار روحى و عصبى بودند مرخصى بخواهند.
چون وقتى مريض مى آيد با يك درد ظاهرى مى آيد ولى هزار و يك درد درونى دارد و هزار و يك اميد. او مى خواهد در درمانگاه به دردهايش رسيدگى شود و روى خوش مى خواهد.
شده تا حالا بيماران شاكى شوند؟
بله،  بيمار حقوق زيادى دارد كه هم از نظر شرعى و هم علمى ثابت شده است. بيمار مددجو است و ساده ترين حقش اين است كه بپذيرندش. كافى است كسى جواب سلامش را ندهد. زمين و زمان را گاهى به هم مى دوزد. فكر مى كند دولت و ملت و همه در بيمارى او دخيلند. البته اينجا اجازه نمى دهم كسى به بيمار توهين كند.
اگر كسى با بيمار تند حرف بزند جرقه هاى او شعله ور مى شود. يك تلنگريابى احترامى هم باعث توهينهاى متقابل مى شود.
بيشتر شكايتها از چيست؟
از اينكه معطل شوند يا فكر كنند بيمار ديگرى را زودتر فرستاده اند.
به شكايتهاى مردم چطور رسيدگى مى كنيد؟
خب وقتى شاكى به دفتر پرستارى مى آيد هميشه به شكايتش با حوصله گوش مى كنم؛ ولى به هيچ وجه پرسنل را رودرروى او نمى آورم. ولى اغلب براى اينكه از هر دو مسائل را شنيده باشم جلوى شاكى به پرسنل تلفن مى كنم و بعد نتايج صحبتها را بررسى مى كنم. ضمناً از بيمار هم به خاطر شكايتش تشكر مى شود چون اين شكايت هم باعث اصلاح روند درمان مى شود و هم از اشكالات آينده پيشگيرى مى كند. در واقع سعى مى كنم هم محيط براى مريض آرام شود و هم پرسنل از فشار عصبى خارج شوند. همكارانم را خوب مى شناسم وقتى شكايتى مى رسد نيازى نيست نام كسى را بگويند از روى خصوصياتشان متوجه مى شوم از چه كسى شكايت مى شود. و از آن طرف با اخلاقيات و مشكلات زندگيشان آشنا هستم، خودم را به آنها نزديك و از ايشان احوالپرسى مى كنم. در دفتر پرستارى براى درددل ها و حرفهايشان هميشه باز است و مى گويم اگر كارى داشتيد به خانه ما زنگ بزنيد. بعدازظهرها تا ساعت ۴ مى مانم كه محيط خلوت تر شود و راحت تر بتوانند حرفشان را بزنند.
به خانه شما زنگ مى زنند؟
بله. خيلى زياد. تا ساعت ۹ شب من جوابگو هستم.
همسرتان از اين تلفنها ناراحت نمى شود؟
نه. به ايشان هم گفته ام دوست دارم گره اى از كار مردم باز كنم. چون آرامشى كه براى كسى ايجاد مى شود در واقع نعمت خداست كه به آدم رو مى آورد.
فكر مى كنيد مدير پرستارى مرد هم اين قدر انعطاف از خودش نشان مى دهد؟
راستش با مترون مرد كار نكرده ام. ولى سوپروايزرهاى مرد را ديده ام كه خيلى با انعطاف با كاركنان برخورد مى كنند. مى گويند مديران پرستارى مرد خشك برخورد مى كنند؛ ولى چون با آنها كار نكردم نمى توانم قضاوت كنم ولى انتظار مى رود با توجه به تعليمات صحيح اخلاقى و حرفه اى، انعطاف پذير باشند.
مشكلات كارى را در خانه چطور مطرح مى كنيد؟
اكثر اوقات از مسائل كاريم در خانه چيزى نمى گويم. فقط از بى عدالتى صدايم درمى آيد. يك وقت مى گويم «يا صاحب الزمان به داد برس». همسرم مى گويد باز چه شده كه امام زمان را صدا مى زنى. مى گويم: هيچى. چيزى نشده.
چه مسائلى؟
ببينيد اگر سلسله مراتب در مسائل ادارى انجام شود خيلى از مشكلات براى همه به راحتى حل مى شود ولى گاهى اين سلسله مراتب را رعايت نمى كنند. اينجا سعى شده قابليتها و نكات مثبت افراد مرتباً و آشكارا به آنها گفته شود. نكات منفى خيلى در خفا. سعى مى كنيم بچه ها را هم از نظر علمى و هم از نظر مذهبى ارتقا دهيم. حتى محيط طورى باشد كه اقليتهاى مذهبى احساس نكنند تحت فشارند.
از دغدغه هايتان بگوييد.
من هميشه دغدغه اين را داشتم كه در تمام بخشها پرستار زن و مرد و در تمام تخصصها پزشك زن و مرد هر دو را داشته باشيم. حالا خوشبختانه در تمام تخصصها خانم دكتر هم داريم. حتى در شوراى پزشكيمان هم خانم حضور دارد و هم آقا چون شايد كسى مشكلش را نتواند به يك آقا بگويد. در بخشهاى آندوسكوپى، كلونوسكوپى، راديولوژى، آزمايشگاه و... خانم و آقا هر دو حضور دارند. حتى منشى ها هم خانم و آقا، هر دو هستند كه خانمها به راحتى بتوانند حرفشان را بزنند.
تا حالا شده پايتان به دادگاه برسد؟
اصلاً. اگر پرونده اى هم باشد مدير پرستارى به دادگاه نمى رود.
با مرگ و مير بيمار هم سر و كار داشته ايد؟
بله. بيمار قلبى داشتيم كه در درمانگاه حالش به هم خورد و دچار سكته قلبى شد و متأسفانه پس از مراحل احياى كامل فوت كرد. ما در انتخاب پرستار، از كسانى استفاده مى كنيم كه سابقه كار در CCU و ICU داشته و افراد با ايمانى باشند. تا حالا پيش آمده بيمارى در آمبولانس ايست قلبى كرده و پرستار ما يك تنه او را احياى قلبى - ريوى كرده و زنده به بيمارستان رسانده. حتى يكى از مهندسين كه از ارتفاع پرت و دچار ضربه مغزى شده بود پرستاران ما تا آنجا كه مى شد او را احياى قلبى - ريوى كردند و البته او در اثر ضربه مغزى فوت شد.
هيچ وقت اين فكر برايتان پيش آمده كه كاش اين شغل را انتخاب نكرده بودم؟
نه اصلاً. آدم هر جا برود پشت سر و پيش رويش كار هست. اگر بگويد كار انجام شدنى نيست، مى خواهد فرار كند. مترون در شرح وظايفش ۴۷ مورد پيش بينى شده ولى ما به خاطر ويژگيهاى اين مركز كارهاى فوق العاده هم انجام مى دهيم. من تا به حال نه فكر كرده ام چرا اينجا آمدم يا چرا دير آمدم. سعى مى كنم شنونده خوبى باشم. حداقل كار اين است كه لبخند روى لبى بنشيند و بعد از شنيدن شنيده ها بررسى مى شود كه چقدرش در ذهن ضبط شود.
كارى كه به شما محول مى شود حداكثر چقدر مى ماند.
كارى كه به دفتر پرستارى بيايد حداكثر دو روز مى ماند.
و سخن آخر...
هم برنامه ريزى كنيم براى
۱۰ روز مان و هم براى ۱۰ سالمان..


|   شناسنامه   |   آرشيو   |