|
نوجوان جادوگر همچنان ركورد مى شكند، اما...
هرى پاتر؛ نيك سيرت يا شيطان؟
|
|
|
منبع: آتلانتا جورنال ـ مترجم: وصال روحانى همزمان با اكران چهارمين فيلم هرى پاتر كه همانا جام آتش نام دارد و شروع فروش نجومى آن بايد دوباره اعتراف كرد كه اين سرى كارها توفيق تجارى خيره كننده اى داشته است و البته اصل ماجرا و اين موفقيت را در كتابهاى جى.كى.رولينگ بريتانيايى بجوييد كه فيلمهاى فوق از روى آنها اقتباس و ساخته شده است. از اين كتابها ۶ قصه چاپ شده و فقط قسمت هفتم (و ظاهراً آخر) مانده است كه رولينگ در دست نگارش دارد ولى همان ۶كتاب اول بيش از ۳۰۰ميليون نسخه در سطح دنيا فروخته است و اين به جز نسخه هاى غيرقانونى تكثيرشده در بسيارى از نقاط جهان است كه هيچ كنترل و مهارى بر آن وجود ندارد و طبعاً قابل شمارش هم نيست. با اين حال بسيارى از جامعه شناسان بر اين باورندكه داستان و مضمون هرى پاتر كه رويكرد يك نوجوان عينكى و همكلاسى هايش به علم سحر و جادو و مستقر شدن شان در يك مدرسه آموزش جادوگرى به نام هاگ وارتز است، مى تواند جنبه هاى بدآموزى بسيارى را داشته باشد و لطمات زيادى را به جامعه وارد كند و بچه ها و نوجوانان را به سمت كارهاى خطرناك بكشاند و بديهى است كه تقليد از برخى حركات ريسك آميز كاراكترهاى اين كتابها و سرى فيلمها نمى تواند بدفرجام نباشد. همانطور كه همگان انتظار داشته اند فيلم جديد هرى پاتر باز جشنواره اى از فن و سرعت و رؤيا است و يك لحظه هم از حركت و جادو و اسپشيال افكت هاى چشمگير بى بهره نيست و اين بار حتى تم فيلم از هر ۳اثر قبلى تندتر و تيره تر و حادتر است و اين مى تواند بر تأثيرگذارى منفى فيلم نيز بيافزايد. نماد نيكى در عين حال عاشقان پاتر ادعا مى كنند كه او هميشه نماد نيكى و مشغول مبارزه با نماينده شر يعنى كاراكتر لرد وولدمورت است و در نتيجه نبايد نگران چيزى به نام بدآموزى از جانب وى و فيلمهاى مربوطه بود. در عين حال استيووولبرگ كه يك كشيش و واعظ كليسا است در كتاب جديدش به نام «نيروهاى سياه فكرى» اين فرضيه را مطرح كرده است كه كتابها و فيلمهاى پاتر در وراى قصه ساده ظاهرى اش و آرزوهاى شيرين و روياگونه چند نوجوان، درباره وجود نيروهاى پرشمار «شر» در جامعه امروز و تقابل هميشگى آن با نماينده هاى نيكى است و نه در كتابها ونه در فيلمها نمى خوانيم و نمى بينيم كه راستى ها حقيقتاً بر كژى ها فايق آيند و اين مسأله يك اثر مستقيم اما ناآشكار بد بر ذهن بينندگان مى گذارد و همين كه فرضيه وجود دائمى شيطان را مطرح مى كند، تبليغ ناامنى است. ويران گرانه وولبرگ از اين هم فراتر مى رود. «ببينيد، در داستانهاى پاتر شما كمتر كاراكتر خوبى را مى يابيد و حتى سه نوجوان مركزى قصه نيز به نوعى نمادهاى منفى هستند، زيرا پيوسته به دنبال سحر منفى و كارهاى ويران گرانه هستند. در نتيجه برخلاف آنچه رولينگ درمورد كتابهايش و سران استوديوهاى فيلمسازى درباره برداشتهاى سينمايى موجود از روى قصه پاتر مى گويند ما با رودررويى كلاسيك نيكى و شر مواجه نيستيم بلكه شيطانهاى معمولى (پاتر و دوستانش در برابر شيطانهاى بزرگتر مى ايستند. رولينگ به ما اين حرف مسخره را مى زند كه مى توانيد به عالم سياه جادو و سحر وارد شويد ولى در نهايت يك ساحر خوب و سالم باشيد ولى مى دانيم كه چنين چيزى وجود ندارد و اگر قوه جادو به شما دست بدهد و بر شما حلول كند، خوب و بد نمى شناسد و اين نيرو اصولاً و معمولاً انسانى و خيرخواهانه نيست. چگونه مى توان يك شيطان خوب بود؟» ساحرها و اژدها به اعتقاد وولبرگ و همفكران او پاتر چندسالى است كه يك فضا و برداشت تيره را بر جهان و مراودات و فرهنگ آن حاكم ساخته و مردم بدون اينكه متوجه شده باشند، رويدادهاى آن را تعقيب مى كنند و به آن دل مى سپرند، حال آنكه در واقع باور جادوى منفى را در وجود خود مى نشانند ومى پرورانند. تمام زندگى پاتر و دوستانش سرشار از جادوگران مرد، ساحره هاى زن، اشباح و حتى اژدهاها و اشياى مشكوك پرنده است و اصولاً بافت و زيربنا و تمام ماهيت قصه هاى پاتر همين چيزها هستند و امكان ندارد كه اين قضايا در رسوخ به ذهن خواننده كتابها و بيننده فيلمها اثر منفى نگذارد. در نقطه مقابل، حاميان رولينگ و موجود عينكى بساير مورد توجه خلق شده توسط وى نظريه هاى فوق را رد مى كنند و مى گويند مخالفان به اين نكته اصلى و بنيادين و ساده هم توجه مبذول نمى دارند كه پاتر در نهايت يك قصه است و تمام كاراكترهايى كه مى بينيم، خواب و خيالى بيش نيستند. مليسا آگنلى يكى از سران سايت اينترنتى هواداران پاتر كه آن را »Leaky Cauldron« نامگذارى كرده اند، مى گويد: «اين اصلاً يك بحث احمقانه است زيرا كاراكتر اصلى ما كسى است كه ذاتاً نيت بدى ندارد و برعكس تصميم هاى درستى مى گيرد. او ماجراجو هست اما قاتل نيست. نوجوانى است مثل هزاران نوجوان ديگر، اما مجهز شده به كارايى هاى سحر و جادو. او مردم را به سوى خود جلب كرده زيرا آنها را به يك دنياى جذاب و ناشناخته مى برد، اما هرگز اين نكته در دل قصه از نظرها دور نمى ماند كه اينها خيال و تصورى بيش نيست.» شكايات پدر و مادرها با اين حال اخيراً در آمريكا شكايات زيادى از سوى پدر و مادرها رسيده است كه مى گويند بچه هايشان بر اثر بذل توجه به پاتر به سمت جادوگرى كشيده شده اند و دوست دارنداين فن را ياد بگيرند و مثل پاتر و يا ماشين او در آسمان پرواز كنند و معلوم نيست كه سرنوشت شان به كجا كشيده خواهد شد و اين كتابها و فيلمها را تبليغ مستقيم سحر و جادو مى دانند كه در كل پديده مثبت و قابل اعتمادى نيست و طرز فكر جامعه را عوض مى كند. با اين حال ورلين فلايگر استاد ادبيات انگليسى در دانشگاه مرى لند آمريكا مى گويد هيچ خط و تأثيرگذارى مستقيم و سياهى را از سلسله آثار پاتر حس نمى كند و آن را بيشتر يك صنعت عظيم پولساز مى داند.» مردم يادشان رفته است كه صحبت هاى بچه گانه درباره جادو براى تبليغ و بسط آن به تنهايى كفايت نمى كند، زيرا سنديتى ندارد و قابل لمس نيست. ما فقط با داستان و سلوك چند نوجوان ساده و بزرگ شدن شان طرف هستيم كه به مدرسه مى روند و بخش جادو و سحر قصه نيز فقط شيرينى جنبى قضيه است كه بيننده ها را به دنبال اصل قصه مى كشاند. اگر قرار باشد چيزى دراين فيلمها تأثير بگذارد، مدرسه رفتن، درس خواندن، در امتحان شركت كردن و در كنار دوستان و اعضاى خانواده زندگى كردن است و نه فقط جادو و چيزهايى كه در اين خصوص طى اين آثار مى بينيم.» هر پدر و مادرى حق دارد، اما... خود رولينگ كه ۴۰سال سن دارد و در كشورش (بريتانيا) به يكى از مشهورترين و ثروتمندترين افراد بدل شده است، مى گويد هر پدر و مادرى حق دارد كه فرزندان خود را از خواندن هر كتابى كه صلاح نمى داند باز دارد اما مى افزايد جمع كردن كتابهاى او از مجامع عمومى و كتابخانه ها يك كار غلط و ناقض آزاديها است. او مى گويد: «خب، ما چه مى خواهيم بكنيم؟ آيا مايليم هر كتاب كودكان را كه در آن اسم و يادى از جادو و سحر مى شود، جمع آورى كنيم؟ در آن صورت نه فقط كتابهاى من بلكه بسيارى از كتابهاى ديگر و حتى آثار كلاسيك ادبيات بايد برچيده و محو گردند.» بدآموزى مشكل هرى پاتر فقط به سحر و جادو و اين مسأله خاص منتهى و محدود نمى شود، زيرا ريچارد ابانس (كه او هم نويسنده است) مى گويد اين كتابها و فيلمها يك سرى پيامهاى مغشوش و خطرناك اجتماعى را صادر و ساطع مى كند و از نظر او چه چيزى از اين بدتر كه حتى قهرمانان قصه يعنى پاتر و دوستانش دائماً در حال انجام كارهاى خطا و خلاف و مسائل غيرمثبت همانند سرقت، دروغگويى، تقلب و انتقام جويى هستند و تنش از زندگى شان مى بارد و گاه فاقد كوچكترين عدالتى در كنش هاى خود هستند و حاضرند براى بسط سحر و جادوى خود دست به هر كارى بزنند. وولبرگ كه پيشتر وصف او رفت در همسويى با ايده هاى آبانس مى گويد: «اين چگونه قهرمانى است كه ۲۴ساعته دروغ مى گويد، قانون شكنى مى كند، اهل كلك و ريا است و اگر چيزى را ياد مى گيرد و دوستدار آن است، جادو و شعبده بازى است و هر كتابى كه در دست او ديده مى شود، ضدفرهنگ عادى و اصيل و از همين قبيل كارها است. هر جور كه به قضيه نگاه كنيد نمى توانيد او را يك الگوى خوبى معرفى كنيد و حتى اگر بگوييد او از جمله ضدقهرمانان رايج در دنياى كنونى است، بايد گفت هيچ ضدقهرمانى اين قدر به دنبال ضدارزش ها درون جامعه و محل زيست خود نبوده است.» اگر دقت كنيد آگنلى كه قبلاً نامش را آورديم، مى گويد اگر پاتر قانونى را هم مى شكند از روى نيك سيرتى او و به قصد انجام كارهاى صالح است. او مى افزايد: «بله، هرى گاهى كارهاى خلاف مى كند اما اگر دقت كنيد، مى بينيد كه در وراى آن قصد داشته جان يك نفر را كه در خطر قرار گرفته، نجات بخشد. او، دوستانش و مردم راگرامى مى دارد و بدخواه كسى نيست ولى در عالم جادوگرى شما نمى توانيد راحت بياييد و راحت برويد!» وولبرگ مى گويد استعداد و خلاقيت هاى هنرى رولينگ را قبول دارد، اما مى افزايد بايد بين قصه سازيهاى اجتماعى و تندروى ها يك خط ضخيم كشيد. «نمى خواهم آزادى و حق بيان را از كسى بگيرم اما آنچه از سوى رولينگ و فيلمهاى ساخته شده از روى كتب او ساطع مى شود، افراط به معناى واقع كلمه است. شما وقتى از سه نوجوان قهرمان مى سازيد و سپس مى گوييد كه تمام زندگى و هم و غم آنها يادگيرى سحر و جادو است، چطور مى خواهيد همين درس و كشش و رويكرد را به طور مستقيم و غيرمستقيم به هزاران نوجوان ديگر توصيه نكنيد و مدعى شويد كه به آنها درس منفى نداده ايد؟ من به دنبال جادوگران و شكارچى آنها نيستم. بقيه هم نيستند. نمى گوييم هر چه جادوگر هست، بايد تيرباران شود. من حتى قبول دارم كه رولينگ در فن نويسندگى مهارت دارد و اين حق اوليه را دارد كه هر چه مى خواهد به عنوان قصه به روى كاغذ ببرد. اما اگر قرار باشد به جامعه و بخصوص نوجوانان درسهاى منفى و تيره بدهد و آنها را به سمت كارهاى مشكوك و مذموم بكشاند، ما هم حق داريم كه جلوى او و امثال وى بايستيم و به جامعه به شدت هشدار بدهيم كه در دام اين كارها نيافتند و هوشيارى خود را حفظ كنند. شما با يك تحقيق ساده هم متوجه مى شويد كه طى سالهاى اخير با محبوبيت كتابها و فيلمهاى پاتر رويكرد به جادوگرى نيز در آمريكا و اروپا و بويژه آمريكا وسعت خطرناكى يافته و كار دارد از كنترل خارج مى شود. چه كسى پاسخگوى اين خطرات و ناهنجاريهاى اجتماعى است؟ كار به جايى كشيده است كه بچه ها و گاهى بزرگسالان هم نمى توانند يك خط براى تميز دادن و تفكيك خيال از حقيقت بكشند و جادوى ظاهر خيالى پاتر با جادوهاى سياه موجود و حقيقى جارى در جامعه غرب عجين و يكى شده است. اين مى تواند جامعه ما را بيش از پيش نابود كند.» تنها اثر فيلم «جام آتش» كه از روى كتاب چهارم ساخته شده و كارگردانى آن با مايك نيوول است و باز هم دانى يل رادكليف، روپرت گرينت و اما واتسون نقش هاى اصلى را در آن بازى كرده اند و اين روزها در سينماها و تماشاخانه هاى آمريكا براى ديدن آن صف مى بندند، تنها اثرى كه داشته (البته منهاى ركوردشكنى و فروش غيرقابل محاسبه اش)، داغ تر و رايج كردن بحثهاى فوق است.
|