پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۸۴ -
Thu, Nov 24, 2005
زنان
۳۳۱۹
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
حقوق زنان در طلاق غيابى
از مردان مجهول المكان
237228.jpg
گرايش به ازدواج و همسرگزينى از نيازهاى طبيعى انسان است و از مهمترين كاركردهاى آن ايجاد امنيت روحى و روانى، برآورده كردن نيازهاى عاطفى و ايجاد آرامش و رأفت و همدلى است. ازدواج با پذيرش مسؤوليت و قبول تعهدات همراه است، وفادارى شرط بقاى زندگى است. در ازدواج سرنوشت زن و شوهر لاجرم به هم گره مى خورد و در هم تأثير قابل ملاحظه اى مى گذارد. ازدواج با ساير مناسبات زندگى متفاوت است. وجود مشكلات در زندگى مشترك كاملاً عادى است. توجه به هدفهاى والاى زندگى مشترك اشتباهات و خطاها را در نظر محقر و كوچك مى نماياند. زاويه نگاهها را بايد به سوى خردورزى و مصلحت انديشى سوق داد اما با همه اينها زندگى سراسر زجركشيدن و تحمل مصائب و در بلاتكليفى بسر بردن نيست. به همين جهت قانونگذار به پيروى از شارع مقدس با وضع قوانين و مقرراتى طرفين ازدواج را به رعايت حقوق طرف مقابل و انجام تكاليف محوله ملزم نموده است زيرا هميشه حق با تكليف ملازمت دارد كه درقانون مدنى گرد آمده است. زن و شوهر از اركان زندگى مشترك مى باشند. ايفاى نقش و انجام تكاليف ايجاب مى كند آنها در زير يك سقف زندگى مشترك داشته باشند به همين جهت در صورت تخلف از تكاليفى كه زن و شوهر نسبت به هم دارند در قانون ضمانت اجراهايى نيز آمده است به عنوان مثال: مطابق ماده ۱۱۰۳ قانون مدنى زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با يكديگر هستند و در ماده ۱۱۰۶ مرد را مكلف به پرداخت نفقه به همسرش مى كند.
اگر زن كه وظيفه حسن معاشرت او ايجاب مى كند كه در قبال همسرش تمكين داشته باشد از انجام تكليف مقرر بدون دليل موجه امتناع كند «ناشزه» محسوب مى شود و از حق دريافت نفقه محروم مى شود. همچنين اگر مرد بدون دليل از اختياراتش در زندگى مشترك سوء استفاده كند و يا در پرداخت نفقه به همسرش كوتاهى كند در صورت تقاضاى زن قانون وى را الزام به پرداخت نفقه مى نمايد و حتى مجازات حبس براى او پيش بينى شده است و در صورت عدم امكان الزام زن حق خواهد داشت از دادگاه تقاضاى طلاق نمايد. البته لازم به ذكر است كه قانون مدنى به پيروى از فقه اختيار طلاق را براى مرد دانسته است. به موجب ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى مرد مى تواند با مراجعه به دادگاه تقاضاى طلاق همسرش را بنمايد. البته وى بايد قبل از اجراى صيغه طلاق حقوق قانونى همسرش را پرداخت نمايد. اما زن نيز مى تواند به عنوان آخرين چاره براى رهايى از زندگى مشقت بار و تحمل ناپذير از دادگاه تقاضاى طلاق نمايد و دادگاه در صورتى براساس درخواست زن حكم صادر مى كند كه زن بتواند با استناد به دلايلى عسر و حرج خود را ثابت نمايد و دادگاه آن را احراز نمايد. عسر و حرج يعنى مشقت شديد كه ادامه زندگى را براى زن غيرقابل تحمل مى كند. به مقتضاى قاعده لاجرح طلاق از شكل انحصارى خارج مى شود و به زن نيز حق داده مى شود كه از دادگاه تقاضاى طلاق نمايد. از موارد ديگر كه زن حق دارد از دادگاه تقاضاى طلاق نمايد همانطور كه ذكر شد استنكاف زوج از پرداخت نفقه به زن مى باشد يا با اثبات تحقق شرط ضمن عقد در دادگاه با استفاده از وكالتى كه از مرد دارد مى تواند خود را مطلقه نمايد.
يكى از مصاديق عسر و حرج كه منظور بحث حاضر است و زن مى تواند به استناد عسر و حرج از دادگاه تقاضاى طلاق نمايد ترك زندگى مشترك توسط زوج مى باشد زيرا در صورتى كه زوج زندگى مشترك را ترك نمايد نمى تواند تكاليفى را كه در مقابل همسر خود دارد ايفا نمايد و زن به حالت «كالمعلقه» درمى آيد كه با كلام متين خدا و توصيه هاى دينى مغايرت پيدا مى كند.
در فرض غيبت زوج يا مجهول المكان بودن او و عدم دسترسى زوجه به نشانى و آدرس وى، زن مى تواند به طرفيت خوانده «مجهول المكان» دادخواست طلاق تقديم نمايد كه دو راه را براى اخذ طلاق مى تواند انتخاب نمايد:
۱- با استناد به ماده ۱۰۲۹ قانون مدنى كه مقرر داشته است «هر گاه شخصى چهار سال تمام غايب مفقو دالاثر باشد، زن او مى تواند تقاضاى طلاق كند، در اين صورت با رعايت ماده ،۱۰۲۳ حاكم او را طلاق مى دهد.»
غايب مفقودالاثر كسى است كه از غيبت او مدت بالنسبه مديدى گذشته و از او به هيچ وجه خبرى نباشد. براساس ماده ۱۰۲۳ قانون مدنى دادگاه پس از تقديم دادخواست طلاق از طرف زن در يكى از روزنامه هاى كثيرالانتشار، سه دفعه متوالى به فاصله يك ماه آگهى مى كند و اشخاصى را كه ممكن است اطلاعاتى راجع به غايب داشته باشند دعوت مى نمايد تا دادگاه را از شرايط غايب مطلع نمايند. در صورتى كه يك سال از تاريخ انتشار اولين آگهى بگذرد و آثارى از حيات غايب نرسد دادگاه حكم طلاق را صادر مى كند و ماده ۱۱۵۶ تصريح دارد: «زنى كه شوهر او غايب مفقودالاثر بوده و حاكم او را طلاق داده باشد، بايد از تاريخ طلاق عده وفات نگاه دارد.» چنانچه شوهر قبل از انتضاء مدت عده مراجعت نمايد، حق رجوع به همسر مطلقه خود را دارد ولى اگر مراجعه شوهر بعد از اتمام ايام عده زن باشد براى مرد حق رجوع نيست.
۲- طلاق زوجه با استناد به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنى و اعلام عسر و حرج: چنانچه غيبت شوهر براى وى ايجاد عسر و حرج كرده باشد و ادامه زندگى براى وى مشقت  آور و زجرآور شده باشد مى تواند تقاضاى طلاق نمايد. زيرا نشوز صفتى است كه مى تواند بر زوج و زوجه عارض شود و در صورتى كه شوهر نتواند از انجام تكاليف زناشويى برآيد عنوان نشوز بر وى نيز صدق مى كند و بلاتكليفى زن ممكن است سلامت و بهداشت روحى و روانى و به تبع آن سلامت جسمانى زن را تهديد كند و براى وى ايجاد عسر و حرج نمايد.
از نظر تشريفات رسيدگى زن به عنوان «خواهان» موظف است نشانى دقيق خوانده را در دادخواست تعيين و اعلام نمايد. ولى در فرض فوق و عدم اطلاع زوجه از نشانى زوج، وى دادخواست طلاق را به طرفيت خوانده «مجهول المكان» تقديم مى نمايد يعنى در برگ دادخواست در ستون خوانده عبارت «مجهول المكان» را قيد مى نمايد و تقاضاى ابلاغ وقت دادرسى از طريق انتشار آگهى در روزنامه كثيرالانتشار را مى نمايد. (ماده ۷۳ قانون آيين دادرسى مدنى) كه رسيدگى به اين دادخواست رسيدگى غيابى (بدون حضور خوانده درصورتى كه به خوانده ابلاغ واقعى نشده باشد) و رأى صادره رأى غيابى محسوب مى شود. (ماده ۳۰۳ قانون آيين دادرسى مدنى)
اما نكته اى كه حائز اهميت است و ذهن قضات شريف را به خود مشغول مى دارد، اين است كه طبق تبصره ۲ ماده ۳۰۶ قانون آيين دادرسى مدنى «اجراى حكم غيابى منوط به معرفى ضامن معتبر يا اخذ تأمين متناسب از محكوم له خواهد بود مگر اينكه دادنامه يا اجرائيه به محكوم عليه غايب ابلاغ واقعى شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاريخ ابلاغ دادنامه واخواهى نكرده باشد.» شرط ضامن معتبر و اخذ تأمين مناسب از زنى كه در عسر و حرج ناشى از غيبت يا ترك زندگى زوج به سر مى برد به چه معنى مى تواند باشد البته اين به معنى ناديده انگاشتن حقوق غايب نيست زيرا مورد مطرح شده از حساسيت خاصى برخوردار است و در صورتى كه زن با گذاشتن تأمين مناسب و ضمان معتبر موفق به اخذ طلاق شد و پس از اجراى صيغه طلاق و انقضاى ايام مربوط به عده تصميم به ازدواج بگيرد و چنانچه صاحب فرزندى هم بشود در اين مدت زوج پيدا شود و به حكم اعتراض نمايد آيا دادگاه مرتكب كار بيهوده اى نشده است و آيا وضعيت اسفبار زوجه موجب سرخوردگى و افسردگى و مشكلات عديده ديگرى براى وى و فرزندش و همچنين زوج جديد نخواهد بود؟ حكومت قوانين براى رفع مشكل و فصل خصومت است، نفس غيبت زوج چه وى در آن بى تقصير باشد يا با تقصير براى زوجه ايجاد عسر و حرج نموده است و همانطور كه در ماده ۱۰۳۰ آمده است مراجعت زوج بعد از انقضاى عده در طلاق عسر و حرج نيز دعوى زوج را نسبت به ادامه زوجيت و انحلال نكاح فعلى زوجه بى اثر كند و نبايد وضعيت ثبات ناشى از استفاده از حق قانونى و شرعى را متشنج و متلاطم نمايد.
با توجه به تحولات زندگى و پيشرفت سريع تكنولوژى و آسان شدن مسافرت ها و دسترسى آسان و اقامت آسان در كشورهاى ديگر از طرفى و آزادى مرد در استفاده از اين امكانات و عدم دسترسى زوجه به وى و دلايل ديگر كه ممكن است زوج نيز بى تقصير باشد به هر حال قضات با پرونده هاى زيادى با تقديم تقاضاى طلاق به طرفيت زوج مجهول المكان مواجه مى باشند كه وظيفه دستگاه قضايى و نهاد قانونگذارى مرتفع نمودن اين ابهامات و انجام اصلاحات در اينگونه قوانين است كه به جاى ايجاد آرامش، تشنج مى آفريند و قضات شريف را در اجراى صحيح قانون با مشكل مواجه مى سازد. يكى از راههاى رسيدن به توسعه قضايى بازنگرى و تجديدنظر در اينگونه قوانين مى باشد. اداره حقوقى و تدوين قوانين قوه قضاييه در خصوص اجراى احكام غيابى كه منوط به معرفى ضامن معتبر يا اخذ تأمين مناسب از محكوم له، است مگر اينكه دادنامه يا اجراييه به محكوم عليه غايب ابلاغ واقعى شده باشد. در مورد اجراى احكام غيابى دادگاه خانواده اعم از طلاق، اجازه ازدواج مجدد، ازدواج به دختر در صورت مضايقه ولى قهرى (پدر و جد پدرى) طبق مواد(۱۰۴۳ و ۱۰۴۴) قانون مدنى _ نوع و ميزان اخذ ضمانت چگونه خواهد بود و در صورت اخذ تأمين و ضمانت، اين ضمانت تا چه زمانى ادامه دارد؟
در پاسخ به سؤال فوق بايد گفت:مقررات تبصره ۲ ماده ۳۰۶ قانون مذكور به كليه احكام غيابى صادره از دادگاههاى عمومى اعم از مالى و غيرمالى تسرى دارد. صدور احكام غيابى طلاق نيز مشمول حكم مزبور است ليكن بايد در نظر داشت كه مصلحت نيست حكم غيابى طلاق قبل از ابلاغ واقعى و قطعيت اجرا شود زيرا ممكن است بعداً فسخ شود و تالى فاسد داشته باشد، اجازه ازدواج به دختر در صورت مضايقه ولى قهرى (پدر و جد پدرى) موضوع مواد (۱۰۴۳ و ۱۰۴۴) قانون مدنى نيز چنانچه حكم دادگاه غيابى باشد با توجه به استدلالى كه در مورد حكم طلاق غيابى شد، مصلحت نيست كه اجازه ازدواج غيابى به دختر باكره و قطعيت حكم اجرا شود. زيرا ممكن است بعداً فسخ شود. و تالى فاسد داشته باشدو در خصوص ازدواج مجدد، مواد (۱۰۴۳ و ۱۰۴۴) قانون مدنى كه در مورد ازدواج دختر باكره مى باشد به ازدواج مجدد مصداق پيدا نمى كند زيرا ازدواج مجدد نياز به اذن پدر و يا جد پدر ندارد و از شمول مواد فوق خارج است.
از آنجايى كه احكام غيابى براى فصل خصومت بسيار ضرورى است و در صورت عدم استفاده از آن مسائل و مشكلات حقوقى مردم بلاتكليف و حل نشده باقى مى ماند به همين جهت قانونگذار باتكيه بر احاديث و روايات و فتاوايى كه در اين خصوص وجود دارد، عدم حضور طرفين را مانع از رسيدگى و اتخاذ تصميم ندانسته است. ماده ۹۵ قانون آيين دادرسى مدنى دادگاههاى عمومى و انقلاب مقرر نموده است «عدم حضور هر يك از اصحاب دعوى يا وكيل آنان در جلسه دادرسى مانع رسيدگى و اتخاذ تصميم نيست.» با توجه به مجوز قانونى در رسيدگى به دعاوى بدون حضور يكى از اطراف پرونده نتيجه اين دادرسى نيز بايد عارى از پيامدهاى ناگوار منفى باشد و به لحاظ رعايت مصلحت افراد و جامعه، مرور زمان به اعتراض به احكام غيابى را خدشه دار نكنيم و استثنائاتى كه تالى فاسد دارد را حذف نماييم. واقعيت آن است كه تحولات وسيع اجتماعى در ايران و افزايش سطح معلومات و آگاهى هاى جامعه زنان ايران، نيازمند قوانينى متناسب با شرايط فعلى و سازگار با اوضاع و احوال را مى طلبد.
پرنسس ديانا ملكه قلب هاى اندوهگين و بيماران لاعلاج
237225.jpg
ديانا پرنسس ولز يا ليدى ديانافرانس اسپنسر در اول جولاى سال ۱۹۶۱ در پارك هاوس، نزديك ساندرينگهام، نورفولك به دنيا آمد.او كوچكترين دختر ويكنت جان ادوارد اسپنسر و ويكنتس فرانسز اسپنسر بود. پدرش ارل اسپنسر هشتم ازسال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۲ از ملازمان جرج ششم و ازسال ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴ ملازم ملكه اليزابت بود. والدين ديانا كه درسال ۱۹۵۴ ازدواج كرده بودند، درسال ۱۹۶۷ به طور موقت جدا و در سال ۱۹۶۹ رسماً از هم جدا شدند. ليدى ديانا، همراه دو خواهر بزرگترش سارا (متولد ۱۹۵۵) ، جين (متولد ۱۹۵۷ ) و برادر كوچك ديانا (متولد ۱۹۶۴) تا زمان فوت پدر بزرگشان ارل اسپنسر هفتم با پدر در پارك هاوس ساندرينگهام ، زندگى خود را ادامه دادند.
در سال ۱۹۷۵ خانواده اقامتگاه اسپنسر در آلتورپ (خانه اى قديمى كه درسال ۱۵۰۸ بنا شده است) در نورتهمتون شاير ميدلند نقل مكان كردند.
ليدى ديانا ابتدا به مدرسه مقدماتى در نورفولك و سپس به مدرسه شبانه روزى در كنت رفت در دوره دبستان او نشان داد استعداد ويژه اى در موسيقى (به عنوان يك پيانيست خبره) رقص و علوم دارد و توانست جايزه ويژه افرادى را كه به مدرسه و همكلاسان خود كمك مى كنند دريافت كند.
وى سال ۱۹۷۷ مدرسه شبانه روزى را ترك و به مدرسه تكميلى دختران در مؤسسه آلپين ويدمانته رافمونت سوئيس رفت و سال بعد پس از خاتمه ترم عيد پاك اين مدرسه را ترك كرد. سال بعد او به  آپارتمانى دركول هرن لندن نقل مكان كرد. در اينجا اومدتى به عنوان پرستار از كودك يك زوج آمريكايى نگهدارى كرد و سپس به عنوان مربى و آموزگار مهدكودك در مدرسه كودكان انگليسى پيميسكو به كار مشغول شد.
۵ ازدواج و خانواده
در ۲۴ فوريه ۱۹۸۱ رسماً اعلام شد كه ليدى ديانا با پرنس ولز ازدواج مى كند. خانواده ليدى ديانا تا سال ۱۹۷۵ در ساندرينگهام زندگى مى كردند و با خاندان سلطنتى انگليس همسايه بودند و به خوبى يكديگر را مى شناختند. در نوامبر ۱۹۷۷ زمانى كه پرنس چارلز براى گذراندن تعطيلات آخر هفته به آلتورپ دعوت شد، ليدى ديانا و پرنس چارلز مجدداً يكديگر را ملاقات كردند. در ۲۹ جولاى سال ۱۹۸۱ مراسم ازدواج اين دو در كليساى جامع سنت پل برگزار شد. اهميت، زيبايى و شكوه اين مراسم به حدى بود كه شبكه تلويزيونى جهانى اين مراسم را براى بيش از يك ميليارد نفر در دنيا پخش كرد. و صدها هزار نفر در كنار خيابان هاى بين كليسا و قصر باكينگهام، محل برگزارى جشن عروسى ، صف كشيده بودند تا در اين مراسم شركت كنند. پس از ۳۰۰ سال پرنسس ديانا اولين زنى بود كه با شاهزاده صاحب تاج وتخت يا به عبارتى وليعهد انگلستان ازدواج مى كرد (قبل از او ليدى آن هايد با پادشاه آينده و وليعهد كشور ، جيمز دوم ازدواج كرده بود او از اجداد پرنسس ديانا بود) . زوج سلطنتى بخشى از سفر ماه عسل خود را در اقامتگاه خانوادگى در بردلند همپشاير گذرانده و سپس با كشتى سلطنتى سفرى ۱۲ روزه به مصر كردند. با اقامتى كوتاه در بالمورال به سفر خود خاتمه دادند.
پس از مراجعت از سفر، آنان به محل زندگى خود در خانه هاى گرو نزديك تبتورى گلوستر شاير رفتند و در لندن هم يك  آپارتمان مشترك نزديك قصر كنزيگتون گرفتند. پرنسس ديانا صاحب دو پسر به نام هاى پرنس ويليام آرتور فليپ لوئيس (متولد ۲۱ ژوئن ۱۹۸۲ ) و پرنس هنرى (هارى) چارلز آلبرت ديويد(متولد ۱۵ سپتامبر ۱۹۸۴) شد. او علاوه بر دو فرزندش ۱۷ فرزند خوانده نيز داشت.
در دسامبر ۱۹۹۲ اعلام شد كه پرنس و پرنسس ولز توافق كردند كه از هم جدا شوند و به اين دليل پرنسس ديانا محل زندگى وكار خودرا به قصر كنزيگتون برد و پرنس چارلز نيز دركاخ سنت جيمز اقامت كرد.
در نوامبر ۱۹۹۵ پرنسس در يك مصاحبه تلويزيونى شركت كرد و در آن از شوربختى خود در زندگى خصوصى وفشارهاى نقش اجتماعيش سخن گفت. در نهايت اين زوج سلطنتى در ۲۸ آگوست سال ۱۹۹۶ رسماً از هم جدا شدند، اما در نگهدارى از فرزندانشان و قبول مسؤوليت آنان به همكارى با هم ادامه دادند. پرنسس ديانا به عنوان مادر پرنس ويليام دومين وارث سلطنت، هنوز جزو خاندان سلطنتى محسوب مى شد مقرر شد كه وى پرنس ولز باقى بماند.
نقش اجتماعى
پس از ازدواج ، پرنسس ديانا درگير مسؤوليت هاى ادارى خاندان سلطنتى شد. او همراه پرنس چارلز به كشورهاى مختلف از جمله استراليا، زلاندنو، ايتاليا ، مجدداً استراليا (براى شركت در جشن دويست سالگى استراليا) برزيل، هند ، كانادا، كامرون، اندونزى ، اسپانيا ، فرانسه ، پرتغال ، ژاپن (براى تاجگذارى امپراتور آكيهوتو) سفر كرد. وى براى اولين بار به تنهايى در سپتامبر ۱۹۸۲ به عنوان نماينده ملكه در مراسم خاكسپارى پرنسس گريس موناكو شركت كرد. با وجودعلاقه پرنسس به هنر وحمايت او از طراحان جوان انگليسى و گروه ملى باله انگليس، شهرت او به دليل فعاليت هاى او در مؤسسات خيريه بود.
او در طول زندگيش از بيش از ۱۰۰ مدرسه خيريه پشتيبانى كرد وبراى كمك به بى خانمانان ، معلولين، و كودكان و افراد مبتلا به ايدز تلاش فراوانى كرد.
پس از جدايى رسمى، او از بيشتر كارهاى خود استعفا كرد و تنها به عنوان پشتيبان مؤسسه هاى خيريه بويژه افراد بى خانمان، مؤسسه حمايت از جذاميان، و مؤسسه ملى مبارزه با ايدز، رئيس بيمارستان كودكان و بيمارستان بزرگ ارومند استريت و بيمارستان سلطنتى مارسدن، حامى گروه باله ملى انگليس به كار خود ادامه داد.
درسال ۱۹۹۷ مراسمى براى فروش لباس هايى كه پرنسس در مراسم رسمى پوشيده بود، در لندن و نيويورك برگزار گرديد و پرنسس ديانا نيز در اين مراسم شركت نمود تا درآمد آن را صرف امور خيريه كند.
جشن تولد سى و ششمين سال پرنسس، آخرين روزتولدش رادر اول جولاى ۱۹۹۷و همزمان با جشن صدمين سال گالرى تت برگزار گرديد. آخرين كار رسمى او در انگليس روز ۲۱ جولاى انجام گرفت و او از بيمارستان فورويك پارك، ويژه كودكان آسيب ديده ديدن كرد.
پرنسس ديانا به حمايت از مبتلايان به ايدز، جذام، و كسانى كه به دليل انفجار مين هاى زمينى دچار نقص عضو شده بودند، شهرت داشت. او از بيان كردن مشكلات و مسائل اين افراد واهمه اى نداشت و حمايت خودرا از كسانى كه جامعه محدودشان كرده بود، دريغ نمى كرد. در سال ۱۹۸۷ زمانى كه او در ملأ عام دست يك بيمار مبتلا به ايدز را در دست گرفت، مردم را شوكه كرد. وقتى كه او دست يك فرد جذامى را در دست گرفت يا صورت او را نوازش مى كرد، نظر عموم را نسبت به اين افراد تغيير داده و براى آنان شانس زندگى بهترى را به وجود مى آورد. او به كسانى كه موفق به ديدارش مى شدند آرامش مى بخشيد و الهام بخش كسانى بود كه كارهاى او را تماشا مى كردند. كارهاى بشر دوستانه ، نقش مهمى در زندگى او داشت.
بيشتر سفرهاى خارج از كشور او براى رسيدگى به اين امر مهم بود. او در سال ۱۹۹۲ در سفرى به ايتاليا با مادر ترزا ملاقات كرد.
از يكسال قبل از مرگ او يكى از مبارزان فعال جلوگيرى از توليد واستفاده از مين هاى زمينى بود. او در ژانويه سال ۱۹۹۷ به عنوان بخشى از سفرهاى مبارزاتى اش از آنگولا ديدن كرد. در ماه ژوئن در كنفرانس مين هاى زمينى در انجمن سلطنتى جغرافياى لندن سخنرانى كرد. پيرو اين برنامه وى به واشنگتن دى سى سفر كرد تا ازمبارزات جمعيت صليب سرخ آمريكا حمايت كند. در اين سفر او در برونكس نيويورك با مادر ترزا ديدار كرد. در همين سال وى طى سفرى به آفريقاى جنوبى با نلسون ماندلا نيز ملاقات نمود.
در آخرين كار او قبل از مرگ ، طى يك سفر ۳ روزه به بوسنى، از ۷ تا ۱۰ آگوست، از برنامه و پروژه مبارزه با مين هاى زمينى در تراونيك ، سارايوو و زنزيكا ديدن نمود.
در سراسر زندگيش مردم علاقه زيادى به عكس هاى اونشان مى دادند و گرفتن يك عكس از او مى توانست گيرنده آن را صاحب صدها هزار دلار كند. به همين جهت عكاسان به طور دائم به دنبال لحظه اى بودند كه بتوانند با گرفتن عكس جديدى از او ثروتمند شوند.در شب ۳۱ آگوست، زمانى كه ديانا به همراه دوستش دوى آل فايد، هتل و نيز پاريس را ترك مى كرد، با تعداد زيادى از عكاسان موتور سوار مواجه شد.فرار از دست اين عكاسان سبب بروز حادثه اى شد. در اين تصادف رانندگى پرنسس ديانا، دوى آل فايد و راننده آن جان خودرا از دست دادند.
وى طى مراسم باشكوهى به خاك سپرده شد به احترام همه كارهاى خير و عام المنفعه او، در روز خاكسپارى اش از نماينده مؤسسات خيريه كه پرنسس ديانا در طول زندگيش با وى همكارى داشت، دعوت شد تا در مراسم شركت كند و به همراه خانواده ديانا، دنبال تابوت او كه از كاخ سنت جيمز به كليساى وست مينستر حمل مى شد، حركت نمايد.
در ۲ نوامبر سال ،۲۰۰۲ رئيس جمهور سابق آفريقاى جنوبى نلسون ماندلا اعلام كرد صندوق حمايت از كودكان نسلون ماندلا تصميم دارد براى كمك به مبتلايان به ايدز آفريقاى جنوبى و خانواده آنها وكمك به كودكانى كه براثر اين بيمارى والدين خود را از دست داده اند، به صندوق يادبود ديانا، پرنسس ولز بپيوندد. ماندلا در كنفرانس مطبوعاتى در لندن چنين گفت: مراقبت از افرادى كه در حال مرگ هستند و كمك به بازماندگان و داغداران اين افراد و محرومان كارى بود كه پرنسس ديانا در همه عمر انجام داد. او ادامه داد: مردم احساس كردند كه اگر يك شاهزاده مى تواند به بخش بيماران مبتلا به ايدز برود و با آنان هم كلام شود و دست آنان را در دست بگيرد. پس همه مى توانند بدون هيچ نگرانى و افكار خرافى اين كار را انجام دهند.
منبع: اينترنت
برگردان معصومه پيروزبخت


|   شناسنامه   |   آرشيو   |