جمعه ۴ آذر ۱۳۸۴ -
Fri, Nov 25, 2005
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۳۲۰
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
RSS
تجسميبه مناسبت آخرين نمايشگاه على اكبر صادقى
فيلم زندگينامه Cent ۵۰ به اندازه امينم موفق نبود
منطقه آزاد
ركوردشكنى
اين روزها فقط رشته هاى ورزشى نيستند كه در آنها مى توان در انتظار شكستن ركوردهاى قبلى بود. ركوردشكنى در دنياى هنر نيز ، امروزه بسيار شايع شده است. هفته گذشته و با برپايى چند حراج مهم ، چندبار خبر شكسته شدن ركوردهاى قبلى فروش آثار هنرى مطرح شد تا اينكه وينسنت ونگوگ روى دست همه بلند شد و بيشترين ركورد را به نام خود ثبت كرد. دراين تابلو ، باغچه آسايشگاهى روانى در فرانسه تصوير شده است و زمان خلق آن به سال ۱۸۸۹ و سه ماه پيش از خودكشى ونگوگ باز مى گردد.
حراج اثر ونگوگ كه با قيمت پيشنهادى ۱۵ميليون دلار آغاز شده بود در كمتر از دو دقيقه به قيمت ۴۹ ميليون دلار رسيد و به دوبرابر قيمتى كه براى آن پيش بينى مى شد از سوى يك شركت ژاپنى بيمه خريدارى شد.
كشف تابلوهاى مسروقه
۲۷سال پيش ، هفت تابلوى نقاشى از خانه مايكل باكدين به سرقت رفت كه شامل آثارى از سزان، سوتينز، ولامينك، يوتريلو و ژان ژانسن بود.
باوجود تلاش پليس، اين تابلوها تا سال ۱۹۹۱ كشف نشدند تا اينكه مؤسسه انگليسى Artloss register كه ردپاى آثار هنرى مسروقه را دنبال مى كند، اعلام كرد فردى در روسيه به دنبال بيمه كردن تابلويى از سزان است . پس از بازگرداندن آن تابلو به صاحب اصلى آن سرنوشت آثار ديگر همچنان مجهول ماند چرا كه كمپانى تجارى Erie آنها را به شكل قانونى خريدارى كرده بود. حال از هفته گذشته ، دادگاه عالى لندن كاربررسى اين پرونده را آغاز كرده تا مشخص شود كه آيا امكان بازگرداندن اين آثار نيز به صاحب اصلى آن وجود دارد يا خير.
خشم دختر «جانى كش »
با وجود آنكه حدود دو سال از مرگ «جانى كش» ترانه سرا و خواننده موسيقى كانترى مى گذرد اما هنوز دعواهاى خانوادگى درباره او ادامه دارد.
دختر جانى كش به تازگى درباره فيلمى درباره پدر خود عنوان كرده كه دراين فيلم ،مادرش به غلط به عنوان يك روانى كوچولوى ديوانه تصوير شده است.
كتى كش از ديدن اين فيلم كه به شكل خصوصى براى خانواده كش به نمايش درآمده بود، آنقدر عصبانى شد كه سالن سينما را ترك كرد و گفت: «تصويرى كه اين فيلم از مادرم ارائه كرده ، درست نيست. او در فيلم هيچ حضورى ندارد مگر در جايى كه به عنوان زنى معرفى مى شود كه روانى بوده و از كار همسرش متنفر است. در حالى كه مادر من عاشق كار همسرش بود و به او افتخار مى كرد.»
هويت گمشده
يك موسيقيدان اسكاتلندى كه از ۲۰۰ سال پيش تاكنون هيچ نامى از او وجود نداشت و آثار برجاى مانده از او به عنوان آثار هنرمندى ناشناس اجرا مى شد، بالاخره هويت خودرا پيدا كرد.
«جان تامسون» موسيقيدانى است كه از دوستان نزديك آهنگساز بزرگ «مندلسون» بود و هم اكنون از او به عنوان خالق آثارى مانند اورتور «هرمان» نام برده مى شود.جمعى از آهنگسازان و نوازندگان اسكاتلندى از اين اتفاق آنقدر ذوق زده شده اند كه قصد دارند جشنواره اى براى بزرگداشت او برپا كنند.
اركسترهاى انگلستان و مشكل بيمه
پرداخت بيمه براى اركسترهاى انگلستان به بلاى ويرانگرى تبديل شده كه آنها را با خطر تعطيلى روبرو كرده است. اين اركسترها در صورتى كه مجبور شوند قبض ۳۳ ميليون پوندى بيمه ملى را پرداخت كنند با خطر تعطيلى و كاهش اعتبار جهانى روبرو خواهند شد. از سال ۱۹۹۸ با تغيير قوانين كار اين كشور ، خوانندگان و آهنگسازان مستقل براى اهداف بيمه ملى به عنوان كارمند و براى اهداف مالياتى به عنوان كارگران خويش فرما طبقه بندى شده اند.
اخبار تكميلى
هفته گذشته در همين صفحه، مطلبى درباره دومين دوره مسابقه عكس كاوه گلستان چاپ شد كه در كنار عكس مرتبط با آن نام مهدى قاسمى به عنوان عكاس تصوير مذكور از قلم افتاد. قاسمى در اين دوره از مسابقه، جايزه استعداد جوان را به خود اختصاص داد.
خبرسازان
237417.jpg
صدمين سال تولد روح الله خالقى
گروه نهضت با اجراى آثارى از روح الله خالقى در روزهاى سوم و چهارم آذر، صدمين سال تولد اين هنرمند آهنگساز را گرامى مى دارد.در اين كنسرت كه ساعت ۲۱ در تالار وحدت برگزار مى شود علاوه بر آثار خالقى، قطعاتى نيز از ساخته هاى اعضاى گروه نهضت اجرا خواهد شد.
گروه نهضت كه از هنرجويان موسيقى تشكيل شده، كار خود را از سال ۱۳۷۵ آغاز كرد و در اين مدت كنسرت هايى در بزرگداشت يكصدوبيست و پنجمين سال تولد استاد غلامحسين درويش، نودو سومين سال تولد استاد على اصغر بهارى، تجليل از ۵۰ سال خدمت استاد فرامرز پايور و ... را برگزار كرده است.

خاطرات آتليه كبود
پرويز تناولى، هنرمند مجسمه ساز كشور در كتاب «آتليه كبود» به حدود ۷۰ سال قبل بازگشته و خاطرات خود از دورانى كه در آتليه كبود فعاليت هنرى را آغاز كرد به رشته تحرير درآورده است. تناولى تاكنون در آثار مكتوب خود، بيشتر به هنرهاى سنتى و آثار هنرى عشاير پرداخته بود و آنها در قالب كتابهايى چون «قاليچه هاى شيرى فارس»، «قاليچه هاى تصويرى ايران»، «آرايش اسب و جل هاى عشايرى ايران»، «تاچه هاى چهارمحال»، «دستبافته هاى عشايرى و روستايى ورامين» و «گبه؛ هنر زيرپا» منتشر كرده بود. اما اين بار به سراغ موضوعى رفته است كه مى توان آن را نوعى تاريخ نگارى از هنر مدرن ايران قلمداد كرد. اين خاطرات به سالهاى ۱۳۳۹ بازمى گردد؛ همان روزهايى كه از دانشكده هنرهاى زيباى كارارا و ميلان در رشته مجسمه سازى فارغ التحصيل شده و به ايران بازگشته بود.

كنسرتى كه شهر را تكان داد
مطمئناً مى توان چهره هنرى اين هفته را محمدرضا شجريان دانست. درحالى كه از كنسرت شجريان در داخل كشور خبرى نبود و او به همراه حسين عليزاده، كيهان كلهر و همايون شجريان مشغول اجراى برنامه  در خارج از كشور بود ناگهان با اعلام خبر كنسرت اين گروه در روزهاى هشتم تا يازدهم آذر، تكان شديدى در فضاى هنرى كشور به وجود آمد.اعلام امكان پيش خريد بليت هاى اين كنسرت از طريق اينترنت كافى بود تا سيل علاقه مندان به سمت سايت دلواز فراهم شود و مسؤولان سايت كه اين حجم مراجعه كننده را براى يك روز پيش بينى نكرده بودند، سايت خود را در شرايطى ديدند كه آمادگى سرويس دهى به مراجعه كنندگان را ندارد و درخواست كردند كه ديگر به اين سايت مراجعه نشود.


هفت انقلاب بزرگ
قرار است در بهمن ماه سال جارى، نمايشگاه و همايشى بين المللى كه هنر هفت انقلاب بزرگ دنيا نام دارد در تهران برگزار شود. در اين همايش به بررسى پژوهشى انقلاب اسلامى ايران، انقلاب كوبا، انقلاب آفريقاى جنوبى، انقلاب اكتبر روسيه، انقلاب اخير فرانسه، انقلاب اسپانيا و پايدارى ملت فلسطين (انتفاضه) پرداخته مى شود. در اين همايش، تاريخ هنر انقلاب، هنر انقلاب و جامعه پس از انقلاب، هنر انقلاب و تمايلات ملى، هنر انقلاب و شعارهاى انقلاب، هنر انقلاب و جنگ و ... مورد بررسى قرار مى گيرد. فرهنگستان هنر، مؤسسه صبا و پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامى كه برگزاركنندگان اين همايش هستند سعى دارد آثار هنرى كشورهاى مذكور را نيز در تهران به نمايش بگذارند.
تجسميبه مناسبت آخرين نمايشگاه على اكبر صادقى
سربازهاى
ميخكوب در قاب
237447.jpg
على اكبر صادقى، هنرمند نقاش، هفته گذشته تعدادى از آثار جديد خود را در نگارخانه گلستان به نمايش گذاشت. او كه از سالها پيش، شيوه اى خاص در نقاشى را در پيش گرفته است اين بار نيز آثارى سوررئاليستى را به نمايش گذاشت كه موضوع «سربازان» به عنوان محور آنها انتخاب شده بود.
صادقى از سالها پيش پرداختن به چهره سربازان قديمى را آغاز كرده است اما در آثار جديدتر او استفاده از قابها و چارچوبهاى داخل اثر به سمتى پيش رفته كه بيشتر يادآور «رنه مگريت» در به كار گرفتن اين عنصر دوپهلو در نقاشى است. در واقع قاب اين پنجره يا چارچوب به شكلى به اثر وارد مى شود كه انگار، تابلوى نقاشى، پشت آن قرار دارد و مخاطب از پشت اين چارچوب به نقاشى نگاه مى كند.
صادقى درباره انتخاب موضوع سربازان در آثار خود مى گويد: «از زمانى كه به هنر نقاشى روى آوردم، تم هاى حماسى در نظرم معناى ديگرى داشتند. در واقع سعى مى كردم با الهام گرفتن از قصه هاى حماسى كه در ادبيات ما به شكل غنى شده اى به چشم مى خورند، به كشيدن تصاويرى در اين خصوص بپردازم.»
صادقى در آثار تازه خود علاوه بر رنگ و روغن كه تكنيك غالب آثار او به شمار مى رود در پرتره هاى خود ازكلاژ و ميخكوب كردن تصاوير نيز استفاده كرده است.
اين هنرمند نقاش از معدود افرادى است كه در كشور ما شيوه سوررئاليستى را در پيش گرفته و با وارد كردن عناصرى از نقاشى سنتى ايران به ويژه در چهره پردازى، شيوه اى منحصر به خود را پديد آورده است.
در آثار دوره هاى گذشته او و در زمانى كه به موضوع سيب مى پرداخت نوع نگاه او در استفاده از عناصر تصويرى كاملاً متمايز از ديگر هنرمندان هم دوره اش بود. به طور مثال استفاده صادقى از قاب نقاشى ها به گونه اى است كه قاب نقاشى نيز به بخشى از اثر تبديل مى شود و گاهى اوقات خلق تصاوير بر روى قاب نيز ادامه پيدا مى كند.
صادقى كه در دوران دبيرستان از آواك هايراپتيان نقاشى آبرنگ را آموخت پس از سالها دورى از آبرنگ از سال۱۳۶۷ دوباره به آن روى آورد و در اين زمينه نيز به سرعت نام آور شد.
صادقى درباره زمانهايى كه از نقاشى آبرنگ يا رنگ و روغن استفاده مى كند، مى گويد: «هنگام رهايى از تنش هايى كه مرا به نقاشى سوررئاليستى مى كشاند و در لحظات آرامش روحى به سراغ آبرنگ مى روم.»
۱۸تابلويى كه در نمايشگاه اخير از او به نمايش گذاشته شد، حاصل يك سال و نيم كار او به شمار مى روند. او كه به تازگى از سفر خارج از كشور بازگشته است در اين سو براى آنكه خود را تكرار نكرده باشد به بازديد از موزه هاى هنرى دنيا پرداخت و به گفته خودش در حال مطالعه و تحقيق است تا سبك تازه اى بيابد.
على اكبر صادقى به غير از رشته نقاشى در تصويرگرى كتابهاى كودكان و ساخت آثار انيميشن نيز چهره اى بين المللى به شمار مى رود كه تاكنون جوايز بسيارى را كسب كرده است. او با تصويرگرى كتاب «پهلوان پهلوانان» موفق شد جايزه بزرگ نخستين دوره مسابقه «دوما» را به دست آورد كه هم اكنون يكى از معتبرترين مسابقات تصويرگرى كتاب كودك است.
پس از آن او دست به خلق شش اثر انيميشن زد كه عبارتند از: گلباران، رخ، من آنم كه...، ملك خورشيد، هفت شهر و ذال و سيمرغ. صادقى با خلق اين شش اثر پويانمايى، نزديك به ۲۰ جايزه بين المللى و داخلى را به دست آورد.
سال گذشته نيز پس از ۲۵سال يكبار ديگر به دنياى انيميشن بازگشت و توانست با اثرى به نام «ائتلاف» جايزه اول بخش مسابقه چهارمين جشنواره پويانمايى تهران را به دست آورد.
«ائتلاف»، اثرى بود كه صادقى در آن از تابلوهاى نقاشى خود نيز استفاده كرد.
صادقى درباره «ائتلاف» گفته است: «اين اثر به موضوع ائتلاف ابر قدرتها براى زير سلطه بردن كشورهاى ديگر، آن هم با شعار دموكراسى مربوط مى شود. در اين فيلم از دورنگ قرمز و آبى كه در پرچم كشورهاى ابرقدرت مشترك است به عنوان سمبلى استفاده كردم كه براى از بين بردن انسان و سرزمين ها با هم ائتلاف مى كنند.»
فيلم زندگينامه Cent ۵۰ به اندازه امينم موفق نبود
مرگ در راه پولدار شدن
افشين ابراهيمى
شايد بعد از موفقيت قابل توجه «هشت مايلى» در سال ،۲۰۰۲ دور از انتظار نبود كه در آينده نزديك فيلم هاى مشابه ديگرى هم با موضوع زندگى ستاره هاى هيپ هاپ ساخته شود. موسيقى هيپ هاپ به دليل خاستگاه فرهنگيش (كه بيشتر اختصاص به سياه پوستان و اقشار فقير و درگير فساد جامعه دارد) موجب شده كه بسيارى از فعالان اين سبك، زندگى و پيشينه خاص و توأم با مشكلات و مصايب فراوان داشته باشند.
يكى از بهترين نمونه ها براى پرداخت سينمايى، داستان زندگى امينم بود كه در يك دنيا و فضاى كاملاً جا افتاده و سنتى سياه پوستى وارد شده و نه فقط تبديل به تنها سفيدپوست موفق، بلكه موفق ترين هنرمند سبك هيپ هاپ شد. داستان زندگى و اوجگيرى او يك سوژه جذاب سينمايى بود و به همين خاطر مورد توجه كارگردان مطرح و پرآوازه اى مثل كرتيس هنسن قرار گرفت. هنسن كه سابقه ساخت فيلم هاى درخشانى را داشت و بخصوص به خاطر «محرمانه لس انجلس» بسيار مورد تحسين قرار گرفته بود، با الهام از زندگى امينم فيلمنامه اى نوشت و آن را به نام «هشت مايلى» (اشاره به نام جاده اى در ديترويت كه محله هاى سياه پوست نشين را از سفيد پوست نشين جدا مى كند) كارگردانى كرد. هر چند كه فيلم فقط از زندگى امينم الهام گرفته بود دقيقاً زندگى نامه او محسوب نمى شد، اما قطعاً كسى بهتر از خود او نمى توانست نقش اصلى آن را ايفا كند. از تركيب توانايى هاى يك كارگردان معتبر و با استعداد، زندگى واقعى يك ستاره هيپ هاپ و حضور خود اين ستاره محبوب در نقش اصلى، فيلمى تحسين شده حاصل شد كه فروش بسيار خوبى هم داشت.
237438.jpg
هاليوود به روال سرمايه سالارى هميشگى اش سعى مى كند فرمول هاى موفق را هر چه بيشتر و هر چه سريعتر تكرار كند و با يك بار استخراج حاضر به رها كردن يك معدن طلا نيست. اما اين نكته گاهى مورد غفلت قرار مى گيرد كه ممكن است رگه هاى بعدى، ارزش و خلوص رگه اوليه را نداشته باشند.
اين مسأله هفته قبل و با اكران فيلم «پولدار شو يا بمير» به اثبات رسيد. به دنبال موفقيت فيلم زندگى نامه امينم، تصميم گرفته شد كه به زندگى ديگر ستارگان هيپ هاپ هم پرداخته شود. «پنجاه سنتى» (۵۰ cent) در نگاه اول انتخاب بسيار خوبى براى اين كار به نظر مى آيد. او كه در سال ۲۰۰۲ مورد توجه امينم قرار گرفت و با كمك و حمايت او به موفقيت و شهرت رسيد، زندگى بسيار بدى داشته است. ۵۰ cent (با نام اصلى كرتيس جكسن) در يكى از فقيرترين و پر جنايت ترين محله هاى نيويورك بزرگ شد و به همين خاطر كارش به ارتباط با خلافكاران، قاچاقچيان و آدم كش ها افتاد و حتى سر از زندان درآورد. با اين حال در اواسط دهه ۱۹۹۰ تصميم گرفت خودش را كاملاً از اين محيط فاسد بيرون بكشد و از طريق موسيقى تلاش كند پولدار شود يا بميرد. چنين ماجرايى طبعاً مى توانست دستمايه خوبى براى يك فيلم جذاب باشد. از طرف ديگر محبوبيت قابل توجه ۵۰ cent باعث مى شد كه زندگى نامه او، بخصوص با ايفاى نقشش توسط خود او، بتواند موفقيت «هشت مايلى» را تكرار كند.
بعد از نوشته شدن فيلمنامه توسط ترنس وينتر، فيلمنامه نويسى كه به خاطر نوشتن سريال هاى معتبر تلويزيونى اعتبار خوبى دارد، تنها چيزى كه باقى مى ماند يك كارگردان مستعد و خوش سابقه بود كه حاضر باشد چنين پروژه اى را بپذيرد. به اين ترتيب جيم شرايدن مسؤوليت ساخت فيلم را به عهده گرفت. شرايدن تا به حال چهار بار به خاطر فيلمنامه و كارگردانى «پاى چپ من» و «به نام پدر» نامزد دريافت جايزه اسكار شده و اعتبار خوبى دارد. آخرين ساخته هاى او هم «بوكسور» و «در آمريكا» بوده كه هر دو با استقبال هنرى روبرو شدند.
مجموع عوامل فوق باعث مى شد كه «پولدار شو يا بمير» نويد موفقيت قابل توجهى را بدهد. هر چند كه اين فيلم توانست فروش نسبتاً خوبى در گيشه داشته باشد، اما به نسبت توقعى كه از آن مى رفت بايد آن را شكست خورده دانست. بخصوص كه اگر آن را دنباله روى مسير «هشت مايلى» بدانيم، در مقايسه با آن نتيجه بسيار ضعيفى گرفته است. جدا از مسأله فروش و موفقيت تجارى، منتقدان هم زياد روى خوشى به «پولدار شو...» نشان نداده اند و با توجه به نقدهاى عمدتاً منفى، تقريباً مى توان موفقيت فيلم در جشنواره ها را منتفى دانست.
شايد يك دليل عمده اين شكست، بازى۵۰ cent باشد. وقتى كه امينم نقش خودش را در «هشت مايلى» ايفا كرد، بسيار فراتر از انتظار ظاهر شد و نشان داد به عنوان يك بازيگر هم از استعداد زيادى برخوردار است. اما بيشتر نقدهايى كه بر «پولدار شو...» نوشته شده، از بازى بسيار بد ۵۰ cent انتقاد كرده اند و گفته اند به فيلم لطمه زيادى زده است.
به هر حال و به هر دليل، اين شكست زياد براى۵۰ cent كه اصل فعاليتش در حوزه اى غير از سينماست زياد مهم نيست. اما جيم شرايدن سابقه درخشانش را بر سر اين پروژه گذاشت و برخلاف كرتيس هنسن كه «هشت مايلى» بر اعتبارش افزود، شرايدن با اين فيلم توانايى هاى خودش به عنوان يك فيلمساز را زير سؤال برد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |