محسن فرجيوقتى يك پديده ، اتفاق و يا ضعف، برگى از برگه هاى تقويم را به خود اختصاص مى دهند، قرار است كه در آن روز خاص، با يادآورى آن پديده، اتفاق و يا فعاليت آن صنف، تجليل و تقديرى هم شامل حالشان شود.
با اين اوصاف، اين سؤال طرح مى شود كه آيا اساساً «شعر» نيازمند به داشتن روزى خاص در تقويم ايرانيان است؟
فرهنگ ايرانى، از روزگارى بسيار دور تاكنون، همراه و همپاى شعر و شاعرى بوده است؛ از سروده هاى زرتشت تا دفتر شعرهايى كه هم اكنون، شاعران جوان به بازار نشر مى فرستند. كودكى هاى ما نيز با لالايى هاى مادران مان آغاز شده است كه كلامى موزون و از جنس شعر، بوده است. امروز هم اگرچه در شهرهاى بزرگ، لالايى ها در ميان انبوه آلودگى هاى صوتى، فراموش شده است، اما انواع و اقسام نوارها و CD هايى كه با ترانه هاى كودكانه پر شده اند، كودكان امروز را با اولين جلوه هاى شعر وشاعرى، آشنا مى كنند.
جداى از آن، رسانه ملى همواره يكى از مصرف كنندگان جدى شعر بوده و اگرچه روى خوشى به شعر نو نشان نداده، اما همواره و هميشه ادبيات كلاسيك را در دستور كارش داشته است. حتى بسيارى از روزنامه ها، جداى از اختصاص صفحه يا صفحاتى به شعر وادب، هر روز انتشار خود را با بخشى از غزليات ناب حافظ آغاز مى كنند.
شعر، آنچنان كه در ذهن و زبان ايرانيان ريشه دوانيده است كه بسيارى از ضرب المثل ها، تكيه كلام ها، معماها و... از ساختارى موزون بهره برده اند. حتى اين مسأله چنان با زندگى روزمره مردم ايران درآميخته است كه حتى در پشت بسيارى از وسايط نقليه، انواع و اقسام شعرها - از عالى ترين تا پيش پا افتاده ترين نوع - ديده مى شود.
آوردن نمونه ها و مصاديق فراوان ديگرى از حضور پررنگ شعر در زندگى و زبان مردم ايران، كارچندان دشوارى نيست. اما همين نمونه ها نشان مى دهد كه پاسخ به سؤالى كه طرح كرديم منتفى است. به عبارتى، اساساً شعر نيازمند به داشتن روزى خاص در تقويم ايرانيان نيست. وقتى پديده اى ، بدين شكل گسترده در ميان مردم ما نفس مى كشد و حضورى مستمر دارد، ديگر چه نيازى به يادآورى و يا تجليل و تقدير از آن است؟ همان گونه كه گفته شد، وقتى پديده اى يك روز خاص را به خود اختصاص مى دهد كه در ميان انبوه پديده ها و اتفاقات ديگر زندگى، كمرنگ شده باشد و در آن روز خاص، جلا و برجستگى دوباره اى بيابد؛ فرايندى كه شعر از اساس به آن نيازمند نيست.
اما با تمام اين حرف ها، حتى اگر بپذيريم كه بايد در تقويم ايرانيان، روزى براى شعر باشد، سؤال ديگرى طرح مى شود كه تاكنون از سوى شاعران و شعر دوستان فراوانى، طرح شده است: چرا بايد اين روز، به سالمرگ يك شاعر اختصاص يابد؟
به نظر مى رسد از اساس، تعيين روزى براى شعر، صحيح نبوده است، ترديدى نيست كه هر انتخابى هم راه به جايى نمى برد و نهايتاً مانند برخى از مناسبت ها، بيشتر در تقويم جاخوش مى كند تا در دل مردم.