امير صدرى
تا پيش از آنكه فدراسيون فوتبال ايران از فريدون زندى براى بازى در تيم ملى دعوت كند، بازگشت هيچ يك از ورزشكاران مهاجر ايرانى و يا دورگه هايى كه گاهى حتى بلد نبودند به زبان سرزمين پدرى شان حرف بزنند، كسى را متوجه اين واقعيت نكرده بود كه نسل ناشناخته اى از فرزندان اين سرزمين، از درى كه مدتها بسته بود، آرام و بى صدا وارد ورزش مى شوند و تازه بعد از بازگشت زندى بود كه روزنامه نگاران ورزشى وجب به وجب سايتهاى اينترنتى را به دنبال نشانه هايى ديگر از فرزندان اين سرزمين كه ممكن است در نقطه اى از جهان، ورزش را حرفه اى دنبال كنند، گشتند.
آرمين كركلند، شايد محصول اين جست و جوهاى اينترنتى است. جوانى ايرانى الاصل كه به نوشته روزنامه سين سيناتى اونينگ، فاصله زيادى با ورود به ليگ حرفه اى بسكتبال آمريكا، NBA، ندارد.
آن گونه كه بيلى هگيسن، نويسنده اين روزنامه يادآورى مى كند، آرمين يك ايرانى الاصل است كه با وجود آن كه هرگز ايران را از نزديك نديده، علاقه ويژه اى به سرزمين مادرى اش دارد.
در رختكن تيم بسكتبال دانشگاه سين سيناتى يك نوشته بزرگ به ديوار نصب شده «درد اجتناب ناپذير است. درد ناشى از نظم و انضباط و سخت كوشيدن يا درد شكست و ناكامى، انتخاب با شماست.»
گرچه اين پوستر خاص «آرمين كركلند» طراحى نشده است، اما اندى كندى مربى بسكتبال كالج سين سيناتى كه آرمين را از كالج لى تيلور تگزاس به اين دانشگاه آورد، معتقداست كه نوشته اين پلاكارد به درد اين بازيكن مى خورد. كندى، كركلند را يك بازيكن مستعد و متفاوت معرفى مى كند و مى گويد: به خاطر اين كه زمانى نرسد كه او بگويد كاش بيشتر تلاش مى كردم، به او بيشتر از تمام بازيكنان تيم فشار مى آوردم، او مى تواند بهتر از اين هم شود...
كسى درمورد توانايى ها و استعدادهاى اين بازيكن ۱۹۹ سانتى مترى كه ۹۶ كيلو وزنش است، شكى ندارد. گرچه شايد اين فصل وضعيت فوق العاده نداشته است. كركلند در اين فصل به طور متوسط در هر بازى ۶/۷ امتياز كسب كرده و سه ريباند موفق انجام داده كه كمتر ازانتظار مربيان از اوست. او مى گويد: «فكرمى كنم تفاوت من با ساير بازيكنان دراين است كه من نوعى نگاه مربى گرانه دارم، در هر لحظه مى دانم كارى كه انجام داده ام درست بوده يا غلط. شايد همين مسأله است كه باعث مى شود كار با من براى مربيان سخت باشد، مربى قبلى ما باب هيگان هميشه از من ايراد مى گرفت، اما من فكرنمى كردم كه كارهايى كه مى كنم غلط است. به همين دليل من با او مشكل داشتم اما حالا وضع فرق كرده است...»
كركلند از يك خانواده متوسط آمده است. براى همين اگر بتواند در مراسم انتخاب بهترين ها براى بازى در ليگ حرفه اى بسكتبال آمريكا (NBA DRAFT) انتخاب شود يك اتفاق مهم در زندگى وى مى افتد، هم آرمين و هم اندى كندى بسيار اميدوارند كه آرمين سال بعد را در NBA بگذراند.
آرمين كركلند يك ايرانى _ آمريكايى است. مادرش فرح، نوزده ساله بود كه براى تحصيل به آمريكا آمد. او ابتدا به نيويورك و بعد به دانشگاه فيليپس اوكلاهاما رفت تا در رشته پرستارى و مراقبت هاى ويژه تحصيل كند، آنجا بود كه با پدر آرمين، جيم، كه او هم دانشجوى رشته فوريت هاى پزشكى بود، آشنا شد. اين آشنايى خيلى زود به ازدواج انجاميد. يكسال پس از اين ازدواج، آرش پسر بزرگ خانواده به دنيا آمد، سه سال بعد هم آرمين به دنيا آمد، اما زمانى كه آرمين سه ساله شد، پدر و مادرش از هم جداشدند. مادر خانواده دو پسرش را با خود به آستين برد و در آنجا مشغول به كار شد. آرش حالا در دانشگاه يوتا در رشته پزشكى درس مى خواند و آرمين هم قصددارد در رشته علوم اجتماعى ادامه تحصيل دهد.
آرمين درباره ريشه ايرانى اش مى گويد: من تاكنون به ايران نرفته ام، اما مادرم در سال هاى اخير يكى دو بار براى ديدن اعضاى خانواده اش به اين كشور سفر كرده است. او براى من و برادرم چيزهاى زيادى از ايران تعريف كرده است، چيزهايى كه با تصورات مردم اينجا از اين كشور خيلى متفاوت است. مادر من مى گويد كه ايران كشورى بسيار زيبا با مردمى بسيار صميمى و ميهمان نواز است كه اكثر مردم آنجا زندگى هاى خوب و مدرنى دارند، به هرحال به نظرمى رسد كه ميان واقعيت و ميان آنچه مردم اينجا تصور مى كنند اختلاف زيادى وجودداشته باشد.
نكته جالبى كه آرمين را تحت تأثير قرارداده، موسيقى ايرانى است مى گويد: من زبان ايرانى (فارسى) بلد نيستم اما مادرم بسيارى از اوقات موسيقى هاى ايرانى گوش مى كند، اين موسيقى با موسيقى غربى كاملاً متفاوت است. بايد بگويم كه اين موسيقى خيلى جذاب و قشنگ است، موسيقى ايرانى كاملاً خاص است...
طبق آنچه خودش مى گويد: عمده مشكلش در سال هاى اخير براى موفقيت در بسكتبال در سطح كالج و سپس دانشگاه مسائل انضباطى و چالش با مربيان بوده است.
او توضيح مى دهد كه از ماه جولاى گذشته، يعنى از زمان تولد دخترش، آرايا، تغييرات زيادى در خود حس كرده است، تغييرات مثبتى كه مى تواند به موفقيتش كمك كند. عشق به فرزند با عشق و علاقه به تمام افراد ديگر فرق دارد. اين يك احساس متفاوت است كه تغييرات زيادى در انسان ايجاد مى كند، من از زمان تولد دخترم متوجه شده ام كه بايد بكوشم تا بر ايرادات خودم غلبه كنم و بهتر شوم، درواقع فهميده ام كه بايد به خاطر او بيشتر تلاش كنم...
روى بازوى آرمين نام دخترش خالكوبى شده است. او توضيح مى دهد كه هم نام خودش و هم نام دخترش نام هاى فارسى است.