جمعه ۴ آذر ۱۳۸۴ -
Fri, Nov 25, 2005
ورزش
۳۳۲۰
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
RSS
درليگ بسكتبال آمريكا
جادوگر، قصر يخى را آب كرد
237366.jpg
گلى كه على كريمى، جادوگر فوتبال ايران به راپيدوين زد درست مثل آبى بود كه آتش نقد منتقدان را خاموش كرد. كريمى كه اين روزها بدجورى زيرفشار مطبوعات منتقد آلمان قرار دارد، با اين گل خود را آزاد كرد. كريمى كه بعد از بازى با ولفسبورگ نوسان زيادى داشت يك خط در ميان خوب بود و كم كم همه داشتند فكر مى كردند كه او به بن بست مى خورد اما سه شنبه طلايى در مونيخ فرشته نجات «جادوگر مهربان» شد. گلى كه او در ليگ قهرمانان اروپا زد، دل يخى آلمانها را گرم كرد تا به او مهربانتر نگاه كنند. اين گل و پاس گلى كه به روى ماكاى داد هم بايرن و هم طرفداران مونيخ را اميدوار كرد البته حساب طرفداران بى شمار «على» در ايران به يك كنار حالا خود كريمى هم با دلگرمى خاصى زمستان سرد آلمان را تحمل مى كند. جالب اينكه با اين نمايش خوب، سردبير مجله فوتبالى «كيكر» بايد دنبال سوژه جديدى بگردد. او قبلاً نوشته بود كه على كريمى با شروع زمستان سرد و برفى مونيخ به تهران برمى گردد اما پيش بينى هاى او غلط از آب درآمد.
آشتى كنان ركابزنان معترض
يكى از خبرسازترين چهره هاى ورزش اين هفته سه دوچرخه سوار معروف ايرانى هستند، احمد كاظمى، قادر ميزبانى و حسين عسگرى. اين سه ركابزن كه مدتها به خاطر انتقادات تندى كه از فدراسيون دوچرخه سوارى داشتند از تيم ملى دور بودند يك بار ديگر به اردو دعوت شدند. اين سه نفر لژيونرهاى دوچرخه سوارى هستند كه براى تيم «جانيت» پا مى زنند. آنها با شركت در تورهاى متعدد توانستند شش سهميه جهانى براى ايران بگيرند اما فدراسيون با اعصاب آرام تلاش آنها را ناديده گرفت و گفت كه سهميه مال آنهاست و همين يكى به دوها طول كشيد تا شد چهارماه. اما هفته گذشته همه چيز با گفت وگوى دوساعته حل شد. حالا دوباره اين سه لژيونر، در جاده هاى ايران ركاب مى زنند.
باز هم حاج حسين
237372.jpg
«حاج حسين» كه نياز به نوشتن ندارد، حسين رضازاده قهرمان دوست داشتنى وزنه بردارى ايران در بدترين شرايط ممكن براى ايران طلا گرفت. او كه نه چندان راضى به دوحه رفت گله داشت كه چرا هيچ كس قدر زحمات او را نمى داند اما به محض اينكه به دوحه رسيد همه چيز يادش رفت. رضازاده در حركت يك ضرب بعد از چكشيف روس دوم شد. حريف روسى فقط يك كيلو بيشتر بلند كرد اما حسين به نام ايران در حركت دو ضرب بى رقيب بود، او مثل آب خوردن وزنه ۲۵۱ را بالاى سر برد و باز هم قهرمان جهان ماند.
درليگ بسكتبال آمريكا
يك جوان ايرانى تبار درآستانه NBA
امير صدرى
تا پيش از آنكه فدراسيون فوتبال ايران از فريدون زندى براى بازى در تيم ملى دعوت كند، بازگشت هيچ يك از ورزشكاران مهاجر ايرانى و يا دورگه هايى كه گاهى حتى بلد نبودند به زبان سرزمين پدرى شان حرف بزنند، كسى را متوجه اين واقعيت نكرده بود كه نسل ناشناخته اى از فرزندان اين سرزمين، از درى كه مدتها بسته بود، آرام و بى صدا وارد ورزش مى شوند و تازه بعد از بازگشت زندى بود كه روزنامه نگاران ورزشى وجب به وجب سايتهاى اينترنتى را به دنبال نشانه هايى ديگر از فرزندان اين سرزمين كه ممكن است در نقطه اى از جهان، ورزش را حرفه اى دنبال كنند، گشتند.
آرمين كركلند، شايد محصول اين جست و جوهاى اينترنتى است. جوانى ايرانى الاصل كه به نوشته روزنامه سين سيناتى اونينگ، فاصله زيادى با ورود به ليگ حرفه اى بسكتبال آمريكا، NBA، ندارد.
237381.jpg
آن گونه كه بيلى هگيسن، نويسنده اين روزنامه يادآورى مى كند، آرمين يك ايرانى الاصل است كه با وجود آن كه هرگز ايران را از نزديك نديده، علاقه ويژه اى به سرزمين مادرى اش دارد.
در رختكن تيم بسكتبال دانشگاه سين سيناتى يك نوشته بزرگ به ديوار نصب شده «درد اجتناب ناپذير است. درد ناشى از نظم و انضباط و سخت كوشيدن يا درد شكست و ناكامى، انتخاب با شماست.»
گرچه اين پوستر خاص «آرمين كركلند» طراحى نشده است، اما اندى كندى مربى بسكتبال كالج سين سيناتى كه آرمين را از كالج لى تيلور تگزاس به اين دانشگاه آورد، معتقداست كه نوشته اين پلاكارد به درد اين بازيكن مى خورد. كندى، كركلند را يك بازيكن مستعد و متفاوت معرفى مى كند و مى گويد: به خاطر اين كه زمانى نرسد كه او بگويد كاش بيشتر تلاش مى كردم، به او بيشتر از تمام بازيكنان تيم فشار مى آوردم، او مى تواند بهتر از اين هم شود...
كسى درمورد توانايى ها و استعدادهاى اين بازيكن ۱۹۹ سانتى مترى كه ۹۶ كيلو وزنش است، شكى ندارد. گرچه شايد اين فصل وضعيت فوق العاده نداشته است. كركلند در اين فصل به طور متوسط در هر بازى ۶‎/۷ امتياز كسب كرده و سه ريباند موفق انجام داده كه كمتر ازانتظار مربيان از اوست. او مى گويد: «فكرمى كنم تفاوت من با ساير بازيكنان دراين است كه من نوعى نگاه مربى گرانه دارم، در هر لحظه مى دانم كارى كه انجام داده ام درست بوده يا غلط. شايد همين مسأله است كه باعث مى شود كار با من براى مربيان سخت باشد، مربى قبلى ما باب هيگان هميشه از من ايراد مى گرفت، اما من فكرنمى كردم كه كارهايى كه مى كنم غلط است. به همين دليل من با او مشكل داشتم اما حالا وضع فرق كرده است...»
كركلند از يك خانواده متوسط آمده است. براى همين اگر بتواند در مراسم انتخاب بهترين ها براى بازى در ليگ حرفه اى بسكتبال آمريكا (NBA DRAFT) انتخاب شود يك اتفاق مهم در زندگى وى مى افتد، هم آرمين و هم اندى كندى بسيار اميدوارند كه آرمين سال بعد را در NBA بگذراند.
آرمين كركلند يك ايرانى _ آمريكايى است. مادرش فرح، نوزده ساله بود كه براى تحصيل به آمريكا آمد. او ابتدا به نيويورك و بعد به دانشگاه فيليپس اوكلاهاما رفت تا در رشته پرستارى و مراقبت هاى ويژه تحصيل كند، آنجا بود كه با پدر آرمين، جيم، كه او هم دانشجوى رشته فوريت هاى پزشكى بود، آشنا شد. اين آشنايى خيلى زود به ازدواج انجاميد. يكسال پس از اين ازدواج، آرش پسر بزرگ خانواده به دنيا آمد، سه سال بعد هم آرمين به دنيا آمد، اما زمانى كه آرمين سه ساله شد، پدر و مادرش از هم جداشدند. مادر خانواده دو پسرش را با خود به آستين برد و در آنجا مشغول به كار شد. آرش حالا در دانشگاه يوتا در رشته پزشكى درس مى خواند و آرمين هم قصددارد در رشته علوم اجتماعى ادامه تحصيل دهد.
آرمين درباره ريشه ايرانى اش مى گويد: من تاكنون به ايران نرفته ام، اما مادرم در سال هاى اخير يكى دو بار براى ديدن اعضاى خانواده اش به اين كشور سفر كرده است. او براى من و برادرم چيزهاى زيادى از ايران تعريف كرده است، چيزهايى كه با تصورات مردم اينجا از اين كشور خيلى متفاوت است. مادر من مى گويد كه ايران كشورى بسيار زيبا با مردمى بسيار صميمى و ميهمان نواز است كه اكثر مردم آنجا زندگى هاى خوب و مدرنى دارند، به هرحال به نظرمى رسد كه ميان واقعيت و ميان آنچه مردم اينجا تصور مى كنند اختلاف زيادى وجودداشته باشد.
نكته جالبى كه آرمين را تحت تأثير قرارداده، موسيقى ايرانى است مى گويد: من زبان ايرانى (فارسى) بلد نيستم اما مادرم بسيارى از اوقات موسيقى هاى ايرانى گوش مى كند، اين موسيقى با موسيقى غربى كاملاً متفاوت است. بايد بگويم كه اين موسيقى خيلى جذاب و قشنگ است، موسيقى ايرانى كاملاً خاص است...
طبق آنچه خودش مى گويد: عمده مشكلش در سال هاى اخير براى موفقيت در بسكتبال در سطح كالج و سپس دانشگاه مسائل انضباطى و چالش با مربيان بوده است.
او توضيح مى دهد كه از ماه جولاى گذشته، يعنى از زمان تولد دخترش، آرايا، تغييرات زيادى در خود حس كرده است، تغييرات مثبتى كه مى تواند به موفقيتش كمك كند. عشق به فرزند با عشق و علاقه به تمام افراد ديگر فرق دارد. اين يك احساس متفاوت است كه تغييرات زيادى در انسان ايجاد مى كند، من از زمان تولد دخترم متوجه شده ام كه بايد بكوشم تا بر ايرادات خودم غلبه كنم و بهتر شوم، درواقع فهميده ام كه بايد به خاطر او بيشتر تلاش كنم...
روى بازوى آرمين نام دخترش خالكوبى شده است. او توضيح مى دهد كه هم نام خودش و هم نام دخترش نام هاى فارسى است.
كاظميان: كاش مى رفتم كايزرسلاترن
237375.jpg
محمود مولايى
«جواد كاظميان»، اين فصل كمى دير به خودش آمد. درست بر خلاف فصل پيش كه همه اميد پرسپوليس به فرارهاى او بود. درخشش كاظميان زمانى اتفاق افتاد كه وضعيت پرسپوليس هم بهتر شد. با اين حال نمى شود گفت كه كاظميان نقش زيادى در بهتر شدن وضعيت پرسپوليس داشته. خودش هم اعتراف مى كند كه پرسپوليس حالا به روزهاى اوج گذشته برگشته، اگرچه هنوز آن بازيكنى نيست كه به تيم ملى دعوت مى شد. البته خودش معتقد است به شرايط ايده آل رسيده و مى تواند به تيم ملى دعوت شود. اما سعى مى كند پا را فراتر نگذارد و بيشتر از اين از تيم ملى حرف نزند. بازيكنى كه اول فصل پيشنهاد كايزرسلاترن را نپذيرفت و در پرسپوليس ماند...
پشيمان نيستى؟
نمى دانم. شايد احساسى تصميم گرفتم. امامى دانم كار عاقلانه اى نكردم. كاش مى رفتم!
اگر كايزرسلاترن الآن پيشنهاد بدهد ، قبول مى كنى؟
بازهم نمى دانم. بايد شرايطش پيش بيايد. آن موقع كه شرايط خاصى داشتم. نمى دانستم چه كار كنم. فكر مى كنم جو پرفشارى را گذراندم. طورى كه در آخرين لحظات تصميم گرفتم بمانم. يعنى پرسپوليس را به كايزرسلاترن ترجيح دادم.
اما پرسپوليس فصل را آن طور كه بايد شروع نكرد. ضعيف بود و حتى بازى زيبايى را هم به نمايش نمى گذاشت.
فكر مى كنم بدشانسى آورديم. اما ديديد كه رفته رفته بهتر شديم. فكر مى كنم روز به روز بهتر شويم. يعنى اين طور به نظر مى رسد.
با اين وجود از صدر جدول فاصله زيادى گرفته ايد...
مى دانم. بد نتيجه گرفتيم. همه اينها باعث شد نتوانيم به بالاى جدول برسيم. دير شروع كرديم. ولى مطمئن باشيد خيلى زود به بالاى جدول مى رسيم.
اما در بالاى جدول تيم هايى مثل استقلال ، ذوب آهن ، پاس و حتى سپاهان تاحالا نتايج خوبى گرفته اند. بنابراين كار پرسپوليس آنقدر ها هم آسان نيست . قبول دارى؟
مااميدواريم . براى همين نبايد به اين چيزها فكر كنيم. بايدجلو برويم . حالا تا آخر فصل خيلى مانده، هنوز به نيم فصل هم نرسيديم.
از خودت بگو. اينكه اول فصل خوب نبودى و بعد...
براى اينكه در پست تخصصى ام بازى نمى كردم. البته در همان جناح راست بودم ولى حالت تدافعى داشتم. طورى كه نمى توانستم كار زيادى انجام بدهم. اما الآن جلوتر آمدم و راحت تر كار مى كنم. فكر مى كنم يك بازيكن هجومى هستم كه مى توانم در كارهاى حمله بهتر عمل كنم. ديديد كه فصل پيش مهاجم بودم و ۹ گل زدم.
به هر حال اين روزها آماده اى.
ثابت كردم اگر در زمين آزاد باشم خوب بازى مى كنم. سرعت بالايى دارم كه به درد تيم مى خورد. اين طورى مدافعان حريف را اذيت مى كنم. اما اگر دردفاع باشم توانايى هايم را نمى توانم نشان بدهم.
معمولاً بعد از هر گل شادى ويژه اى دارى. روى اين مسأله خيلى فكر مى كنى.
هميشه دوست دارم كارى كنم كه براى هواداران جالب باشد. مثلاً منحصر به فرد باشد . حركت تازه اى كه بتواند هواداران را سرحال بياورد. البته بعد از فوت برادرم، چند دفعه عكس اش را زير پيراهنم داشتم كه رو كردم. اما خيلى روى آن فكر نمى كنم باور كنيد.
با اينكه آماده اى اما به تيم ملى دعوت نمى شوى؟
هيچ وقت دوست ندارم در باره تيم ملى حرف بزنم. البته نمى توانم علاقه ام به تيم ملى را پنهان كنم. بازى ام خوب باشد دعوت مى شوم.
به نظر مى رسد آقاى برانكو به تو و ايمان مبعلى اعتقادى ندارد؟
... بگذريم.
ظاهراً پيشنهادهايى از تيم هاى اماراتى دارى. چطور مى شود ، مى روى؟
بله ، ولى شرايطى دارم. من پيشنهاد كايزرسلاترن را قبول نكردم. پيشنهاد اماراتى بايد از نظر مالى و مسائل ديگر مرا راضى كند. هنوز تصميمى نگرفته ام . اگر بنا شد بروم نيم فصل يا آخر فصل از پرسپوليس جدا مى شوم.گفت و گو با ستاره اى كه به يك پيشنهاد خوب پشت كرد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |