|
بحثى در باره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمد حسين عابدى قسمت پنجاه و دوم
جايگاه شاعر نكته ديگرى كه بايد به آن اشاره كرد جايگاه شاعر در شاخه هاى متفاوت شعرى و در نزد خود شاعران است. شعر هر شاعر با جايگاهى كه وى براى «شاعر» به مفهوم كلى قائل است در ارتباط است. اگر براى شاعر، جايگاه يك مصلح اجتماعى را قائل شويم بديهى است كه شعر ما به سمت مسائل اجتماعى گرايش مى يابد. همچنين است وقتى كه شاعر را يك مبارز و چهره سياسى _ به واسطه شعرش- بدانيم. به طور كلى مى توان گفت هر جايگاهى كه به شاعر نسبت دهيم مانند آن است كه به شاعر سفارش نوعى شعر مى دهيم و جايگاه در نظر گرفته شده براى شاعر، نوع آن سفارش را تعيين مى كند. چنين است كه برخى از علاقه مندان شعر، از شاعران توقع شعر سياسى يا اجتماعى دارند و برخى از شاعران نيز، از خود چنين توقعى دارند؛ زيرا جايگاهى كه براى شاعر در نظر گرفته اند وى را در مرتبه يك مصلح اجتماعى و يا يك مبارز سياسى مى نشاند. در چنين حالتى، ما شرط يا شروطى را بيرون از شعر در نظر مى گيريم و بعد آن رابه عنوان شرط لازم براى شعر بودن مطرح مى كنيم. اگر شعرى، به مسائل سياسى و اجتماعى روز بى توجه بود پس اصلاً از حوزه شعر مورد نظر ما خارج مى شود و شاعر آن اشعار نيز از دايره شاعران بيرون گذاشته مى شود. اين موضوع بويژه در مقاطعى به شعر و شاعران ما لطمه هاى بسيارى وارد آورده است و از همين رو توجه به آن مهم است. پيشتر در بررسى ويژگى هاى ذكر شده براى شعر هفتاد اشاره كرديم كه برخى از شاعران شعر هفتاد ويژگى هايى مانند آرمان گريزى، جزئى نگرى و سر باز زدن از قبول تعهد را به آن نسبت دادند كه هرچند صحيح بود اما آن ويژگى ها، منحصر به شعر هفتاد نبود. اين بحث را مى توانيم ذيل عنوان جايگاه شاعر قرار دهيم. در طول هزار سال شعر فارسى عادت چنان بوده كه جايگاهى بيرون از حوزه شعر و زبان، براى شاعران فرض شده است و اين جايگاه در واقع نوعى سفارش شعر به شاعران است. نظامى عروضى سمرقندى در مقاله دوم از كتاب معروف چهار مقاله و در فصل «در چگونگى شاعر و شعر او» آورده است: «و اما بر پادشاه واجب است كه چنين شاعر را تربيت كند تا در خدمت او پديدار آيد و نام او از مدحت او هويدا شود اما اگر ازين درجه كم باشد نشايد بدو سيم ضايع كردن و به شعر او التفات نمودن...» و با اين كار در واقع جايگاه شاعر را در دربار شاه قرار مى دهد و شعر مورد نظر خود را به شاعر سفارش مى دهد: «اما در خدمت پادشاه هيچ بهتر از بديهه گفتن نيست كه به بديهه طبع پادشاه خرم شود و مجلس ها برافروزد و شاعر به مقصود رسد و آن اقبال كه رودكى در آل سامان ديد به بديهه گفتن و زود شعرى، كس نديده است.» بنابراين شاعران همواره، يا مقربان درگاه شاهى بوده اند و يا عزيزان مردم و گاهى هم هر دو. اما در هر حال حكيمانى در نظر آمده اند كه رويكرد آنان به حكمت در شعرهايشان جذابيتى خاص براى خوانندگان داشته است. در مقاطعى خاص از تاريخ ايران، اين رويكرد از حكمت، به سياست و مسائل اجتماعى تغيير جهت يافته است. ادامه دارد
|