|
با هنرمندان دفاع مقدس
نثر شاعرانه با موضوع دفاع مقدس جدى گرفته نشده است
|
|
|
اشاره: سيدضياء الدين شفيعى را بيشتر به عنوان شاعر و مشاور فرهنگى مى شناسيم. اما تلاش هاى مجدانه وى در حوزه «نثر شاعرانه» به سالهاى پيش بر مى گردد درمطبوعات باعث خلق اثرى شده به نام «شب يك رؤيا» كه در چهارمين دوره انتخاب كتاب سال دفاع مقدس مورد تقدير قرار گرفت. به همين بهانه گپ وگفتى با وى داشته ايم كه مى خوانيد: در ابتدا از انگيزه تأليف كتاب «شب يك رؤيا» صحبت بفرماييد. «شب يك رؤيا» ادامه همان حركتى بود كه جرقه اش را درسالهاى قبل زده بودم. يعنى از سال ۶۹ كه تصميم به چاپ قطعات ادبى در روزنامه ها گرفته بودم تا همين امروز اين روند را ادامه دادم. تا جايى كه به اين نتيجه رسيدم «بايد اين مقوله را جدى تر گرفت» برخى از اين آثار را در مجموعه هايى به چاپ رساندم. تا رسيد به همين مجموعه يعنى «شب يك رؤيا» كه در چهارمين جشنواره كتاب سال دفاع مقدس مورد تقدير قرارگرفت. نثر ادبى مقوله اى است كه متأسفانه كمتر مورد توجه شاعران و نويسندگان قرار گرفته است به نظر شما علت چيست؟ من در رابطه با روشن كردن مرزهاى شاعرانه و شعر منثور صحبتهاى زيادى داشته ام و اينكه اصلاً چرا نثر تاكنون جدى گرفته نشده است. البته دوستانى از قبيل مرحوم سيدحسن حسينى، محمود اكرامى، هادى منورى و محمدرضا مهديزاده و حتى دكتر امين پور در مجموعه «طوفان در پرانتز» در اين زمينه كار كرده اند اما متأسفانه ادامه نداده اند. معتقدم بسيارى ازشعرهاى حقيقى كه تبديل به برگهاى فراموش شده اى مى شوند. اينها در واقع نثرهاى خوبى بوده اند كه با لجاجت صاحب اثر به عنوان شعر دچار جوانمرگى شده اند. در واقع سختگيرى برخى شاعران، عدم زايش نثر را به وجود مى آورد. شايد يكى از اين سختگيرى ها نداشتن عنوان مناسب براى اين دسته افراد است كه باعث شده كار نثر را به صورت حرفه اى دنبال نكنند. شما تصور كنيد كسى كه يك عمر نثر مى گويد چه عنوانى را بر او مى گذارد. كسى كه شعر مى گويد به او شاعر و كسى كه قصه يا رمان مى نويسد نيز به او قصه نويس يا داستان نويس مى گويند اما به كسى كه نثر مى نويسد چه مى گويند؟ جدى گرفتن يك قالب هنرى براى برخى كه ممكن است خيلى مواقع جواب ندهد باعث شده كه حتى شاعران طراز اول در هنگام نوشتن مطلبى كوتاه در ابتداى كتابشان براى تقديم ناتوان بمانند. چرا كه خود را تنها محدود به سرودن كرده اند. در حالى كه وقتى شما نگاه مى كنيد مى بينيد كه يادداشتهاى نيما يوشيج مشحون از اشارتهاى شاعرانه است. در دوره جديد متأسفانه كسى نيست كه بتواند اين ظرفيت را پاسخگو باشد البته باز تعداد محدودى كار مى كنند اما بى حوصلگى عمومى كه در قرن حاضر وجود دارد مانع از اين است كه بتوانيم آن را به صورت بالفعل ببينيم. خيلى ها هستند كه سالهاست دوران شاعرى شان به اتمام رسيده اما گاه آثار ضعيفى ارائه مى دهند همين دسته هم حاضر نيستند كه همان انرژى شان را صرف نثر كنند. تا چه اندازه از نظر كارى و اجرايى به مقوله دفاع مقدس وابسته ايد؟ من در خيلى از سازمانهايى كه عهده دار مسؤوليت خطير حراست از آرمانهاى دفاع مقدس بوده اند مسؤوليت داشته ام اما متأسفانه بنا به دلايلى نتوانسته ام بمانم در واقع از آن مكانها بيرون آمده ام تا براى هميشه در خدمت شهدا باشم. من هيچ وقت رابطه كارى با شهدا نداشته وندارم و هنوز با خاطرات سالهايى كه در جبهه بوده ام زندگى مى كنم چرا كه هماره گفته ام آن روزها عزيزترين لحظه هاى من هستند. آيا به نظر شما در شرايط كنونى جامعه هنوز مى شود با موضوع و محور دفاع مقدس شعر گفت؟ يكى از بدترين قضاوتهايى كه در مورد شعر دفاع مقدس انجام گرفته اين است كه مى گويند هنرمند بايد در آن فضاى فيزيكى قرار بگيرد تا بتواند اثرى خلق كند در حالى كه اصلاً اينگونه نيست همانطور كه خيلى ها در فضاى دوران دفاع مقدس بودند و نتوانستند خوب شعر بگويند و آثارشان بيشتر شبيه به نظم بود تا شعر و اغلب كسانى كه مايه هايى از قصه نويسى داشتند كارهايشان تبديل به خاطره شد و سرانجام هيچ وقت يك قصه نويس حرفه اى نشدند. در عوض كسانى بودند كه تجربه زيادى در جنگ نداشتند اما به واسطه اينكه حرفه اى به موضوع نگاه كردند آثار قابل قبولى از خود ارائه دادند. افراد ديگرى هستند كه حضور در جنگ را دادوستد مى كنند متأسفانه اين دسته هم در جنگ رفوزه اند و هم در هنر. اينها نه صلاحيت ارزشى دارند و نه صلاحيت هنرى، چرا كه از هر دو اين مقوله سوء استفاده مى كنند من هميشه سعى كرده ام كسى باشم كه هم جنگ را تجربه كرده و هم به طور حرفه اى به مقوله هنرى نگاه مى كنند. صراحتاً بفرماييد بحث دفاع مقدس و الهام گرفتن از آن سالها در اولويت چندم فكرى شماست؟ مقوله دفاع مقدس در دريغ مندى اولويت اول را براى من دارد همين! با اين صحبتها به نظر شما سهم نسل جديد از مقوله دفاع مقدس چقدر مى تواند باشد. متأسفانه نسل جديد با وجود مشكلاتى كه پيش روى آنهاست كمتر شانسى براى ورود به عرصه متعهد هنر پيدا مى كنند چرا كه فرصت شناخت براى آنها كمتر پيش آمده است.مگر همتى بلند و تلاشى وافر كه من به آن اميدوارم. كمى از برگزارى كنگره هاى شعر دفاع مقدس بگوييد در چند سال گذشته روندبرگزارى آن را چگونه ديديد؟ كنگره هاى شعر دفاع مقدس زمانى انگيزه داشتند اما حالا كمى از آن انگيزه ها فاصله گرفته ايم. البته تنها شكل و جعبه اش را حفظ كرده ايم و از محتواى آن غافل بوده ايم هرچند كه ممكن است اين جعبه هرسال شكيل تر و قشنگ تر شود؟! در سالهاى جنگ بردن ده شاعر به خرمشهر براى شعرخوانى كار ساده اى نبود چرا كه دغدغه همه چيز ديگرى بود نه ماديات و نه زرق و برق و... همه به جنبه تعهد فكر مى كردند و اين مى شد كه ازلحاظ محتوى خيلى پر بود. البته بنده منكر تلاش مسؤولين وقت در برپايى اين كنگره ها نيستم اما اى كاش مى شد هر سال كه مى گذرد به جاى توجه ظواهر، به محتويات كار توجه شود و مفاهيمى كه در بطن يك اثر يا حتى يك بيت وجود دارد. سورنا صداقت
|