هيتلر براى آغاز سلطه اش نياز به يك زبان جهانى داشت. زمانى كه او در المپيك مونيخ براى مردم دست تكان مى داد و ژست هاى عامه پسند اما پرجذبه اى مى گرفت به دقت مى دانست كلام مشترك ميان تمام ملل، تصوير است. مردم شرق نمى دانستند او چه مى گويد، آمريكا نيزمفهوم كلام او را نمى دانست، حتى همسايگان آلمان هم به جز چند كشور ، قادر به درك آنچه بر زبان او جارى بود، نبودند. او براى سلطه اش مسير فرهنگ را در پيش گرفته بود. سلطه فرهنگى او نيز با زبان مشترك مردم دنيا يعنى «تصوير» مقدور بود. شايد هيتلر اولين سياستمدارى بود كه از ورزش و اسناد ورزشى - كه يكى از تأثيرگذارترين آنها عكس بود - در جهت مقاصد سياسى اش استفاده كرد. عكس هاى عكاسان حاضر در المپيك مونيخ به تمام دنيا مخابره شد و مردم دنيا براى اولين بار با پديده اى به نام «آدولف هيتلر» آشنا شدند. با آغاز جنگ سرد ميان شوروى (سابق) و آمريكا، نشانه هاى آن در المپيك ظاهر شد كه اسناد تصويرى آن رقابتها نشان از درگيرى هاى سياسى در ميادين ورزشى دارد. با ثبت اين اسناد به آرامى عكاسى ورزشى هم در دنيا اهميت پيدا كرد.
اولين تصاوير ورزشى
اولين عكس هاى ورزشى دنيا كى و كجا گرفته شدند؟ قديمى ترين سند موجود، همان قديمى ترين تصاوير دنيا است. اولين صحنه هاى فيلم بردارى شده در تاريخ بشر كه متشكل از عكسهاى سرى و پشت سر هم بودند، به رشته ورزشى سواركارى مربوط مى شود اين صحنه ها و تصاوير اسبى را در حال دويدن نشان مى دهند.
عكاسى از آن موقع تا امروز كه در گوشه وكنار جهان آژانس هاى مخصوص عكس هاى ورزشى تشكيل شده اند، يكى از اجزاء اصلى در رويدادهاى مهم ورزشى به شمار مى روند.
اولين عكس هاى ورزشى ايران
با اين حال كسى از تاريخ دقيق اولين عكس هاى ورزشى ايران اطلاعى ندارد. رضا معطريان عكاسى كه تدريس نيز مى كند، مى گويد: «كسى تا به حال تحقيق نكرده است كه اولين عكس هاى ورزشى ايران كجا وكى گرفته شده اند، منتهى به نظر مى رسد سالها پيش از آنكه حتى استفاده از عكس در روزنامه ها و مطبوعات ايرانى متداول شود، مستشرقينى كه براى تحقيقات به ايران سفر مى كردند مجموعه اى از عكس هايى در زمينه هاى مختلف گرفته اند كه در آن ميان عكس هاى ورزشى هم موجود است. اغلب عكس هاى آنها به زورخانه ها و پهلوانان بنام ايرانى مربوط مى شود. اين عكس ها حتى به دوره ناصرالدين شاه نيز باز مى گردد و به نظر مى رسد در اين زمينه عكس هايى از خود او هم باقى مانده باشد».
عكس هايى كه از نمايش گروه هاى آكروباتيك ايرانى كه در حضور شاهان گرفته شده نيز از قديمى ترين عكس هاى ورزشى ايران به شمار مى رود. البته با توجه به اين كه عكس و عكاسى با فاصله كوتاهى (دو تا چهار سال) وارد ايران شده است، تفاوت تاريخى چندانى در اين زمينه ميان دنيا و ايران وجود ندارد.
قديمى ترين عكاسان ورزشى
نسل اول عكاسان ورزشى ايران با تولد نشريات ورزشى شكل گرفت. مرحوم قاسم فارسى، مرحوم باقر زرافشان، مرحوم احمد مهران، مرحومه منير مهران، على خادم، اسماعيل زرافشان، يونس عليشيرى، صياد پرتوى، برادران محمود و قاسم محمدى ،دولو، فربود، ناصر فرهت، على كاوه و چند نفر ديگر، عكاسانى بودند كه به صورت حرفه اى يا آماتور عكس ورزشى گرفتند و به چاپ رساندند.
احمد و منير مهران، صاحب و مالكان باشگاه نيرو و راستى هر از چندگاهى نشريه اى به نام باشگاهشان چاپ مى كردند در اين گاهنامه عكس هاى احمد و منير مهران بيشتر از رشته هاى وزنه بردارى و پرورش اندام بود.
نشريه نيرو و راستى را شايد بتوان زادگاه اولين عكاس حرفه اى ورزش ايران ذكر و مرحوم قاسم فارسى را قديمى ترين عكاس حرفه اى ورزش ايران معرفى كرد. او از سال ۱۳۲۱ عكاسى ورزشى را در همين نشريه آغاز كرد.
او در طول دوره عكاسى اش براى عكاسى به ۷ المپيك رفت كه اولين آن ۱۹۵۶ - ملبورن بود.از ۷ دوره بازيهاى آسيايى عكس گرفت و ۲۵ رئيس ورزش كشور را ديد. مرحوم فارسى از روز تأسيس كميته ملى المپيك با آن همكارى كرد و در المپيك رم نمايشگاهى از عكس هاى ورزشى اش را به پا كرد. و از رؤساى كميته بين المللى از جمله ژان روگ ، رئيس كنونى كميته بين المللى المپيك لوح تقديرگرفت.
يكى ديگر از قدماى عكاسى ورزشى ايران اسماعيل زرافشان است.
اسماعيل زرافشان با سابقه اى طولانى در كار عكاسى - از روزى كه وارد يك عكاسى در تهران شد - و با عكسى از يك تيم فوتبال با قدمت ۶۲ سال چهره ممتازى در بين عكاسان ورزشى است. قاسم فارسى براى چاپ عكس هاى ورزشى خود اغلب آنها را به گالرى عكاسى زرافشان مى سپرد.
اما پيش از هر دوى اينها على خادم بود . على خادم را كمتر كسى به ياد مى آورد. عكسهاى ورزشى او در روزنامه ايران چاپ مى شد كه متأسفانه اطلاعات بيشترى از او در دست نيست. عكسهاى على خادم بيشتر از رشته كشتى بود.
عزيز رشدى هم كه عكاس آسوشيتدپرس بود نيز گهگاهى عكس ورزشى مى گرفت البته بيشتر كشتى پهلوانى. اسماعيل زرافشان مى گويد: «نمى توان سابقه دقيقى پيدا كرد اما قديمى ترين عكس خود من متعلق است به ۶۲ سال پيش. البته من زمانى عكاسى را شروع كردم كه تهران هنوز برق نداشت !!!»
با تولد اولين نشريه حرفه اى ورزشى عكاسى ورزشى نيز در ايران متحول شد. كيهان ورزشى فعاليتش را آغاز كرد؛ «از شماره يك كيهان ورزشى براى اين نشريه عكس گرفتم كه در شماره نخست دو عكس من، يكى عكس خودم هنگام بازديد از يك غار و دومى عكس رضا بازرگان قهرمان اسكى ايران ، كه به المپيك هم رفت چاپ شد».
در كنار اسماعيل زرافشان، برادر او مرحوم باقر نيز از قدمتى بالا در عكاسى ورزشى برخوردار بود. باقر برادر كوچكتر اسماعيل عكاسى را از برادر آموخت اما چون عرصه ورزش و مطبوعات را انتخاب كرد زودتر و بيشتر از او به شهرت رسيد.
عكس ورزشى وارد رقابت شد
پس از چند سال از شروع فعاليت كيهان ورزشى، مؤسسه اطلاعات رقيب قديمى كيهان، اقدام به دريافت مجوز نشريه اى ورزشى كرد. دنياى ورزش رقيبى شد براى كيهان ورزشى. عكاسانى كه در اين نشريه مشغول به كار شدند نيز از قديمى ترين عكاسان ورزشى ايران هستند.
يونس عليشيرى از قديمى ترين عكاسان اين نشريه ورزشى بود؛ «من اولين عكاس دنياى ورزش بودم. پرونده درخواست مجوز نشريه دنياى ورزش را خودم پيش وزير فرهنگ وقت بردم.
البته از سال۱۳۳۷ به عكاسى ورزشى تشويق شدم. من استخدام روزنامه اطلاعات بودم، وقتى مى خواستند عكاسان را تقسيم بندى كنند، گفتم مى روم بخش ورزشى.»
از ديگر عكاسان قديمى دنياى ورزش على كاوه بود؛ «اولين عكس ورزشى ام را سال۱۳۴۰ گرفتم در ميدان فوزيه سابق. من آن زمان پيش آقاى اسماعيل زرافشان كار مى كردم. كلوپ كوهنوردى دماوند را نيز داشت. اولين عكسم مربوط مى شد به بازى تيم خوزستانى.»
او در سال۱۳۴۷ وارد مؤسسه اطلاعات شد و فعاليت اش در دنياى ورزش را آغاز كرد.
او شايد تنها عكاسى باشد كه از تمام رشته هاى ورزشى بازيهايى آسيايى تهران در سال۱۳۵۳ عكس گرفت؛ «بازى ايران _ كره بود. نمى دانم، شمالى يا جنوبى اش يادم نمانده. ما بازى را با حساب ۰-۲ باگلهاى حسن روشن و غفور جهانى برديم. از فرط خوشحالى و اينكه زودتر نگاتيوها را به روزنامه برسانم، در تونل خروجى استاديوم زنجير حايل را نديدم. چنان خوردم زمين كه دستم در رفت. هنوز هم جايش مانده است.»
وقتى عكاسان در زمين فوتبال راه مى رفتند
سير تكامل ابزار و ادوات عكاسى در عكاسى ورزشى نمود بيشترى داشته است. عكسهاى ورزشى به سه تاريخ عكاسى مربوط مى شوند؛ عكسهايى كه روى شيشه (فيلم تخت) گرفته مى شدند، دوره نگاتيو، عكاسى ديجيتال و كارت حافظه.
۱- شيشه: شيشه هاى معمولى كه بر روى آن نقره كشيده مى شد و تنها مى شد از صحنه هاى ثابت عكس گرفت.
۲- نگاتيو: نگاتيو خود تاريخ مسبوطى دارد كه در بحث نمى گنجد و در ميان مطالب به اختصار در مورد آن توضيح داده خواهد شد.
۳- كارت حافظه: ثبت عكسها بر روى يك حافظه ديجيتالى.
در گذشته اغلب سالن هاى ورزشى براى عكاسى؛ دو عيب بزرگ داشتند فضاى كوچك، نور كم. اغلب سالنها مخصوص كشتى بودند آن هم در حداقل فضا كه از نور مناسب نيز برخوردار نبودند. براى تأمين نور بايداز فلاش استفاده مى شد. بعيد به نظر مى رسد عكاس ورزشى دوره عكاسى با فلاشهاى منيزيمى را تجربه كرده باشد اما فلاشهاى كاسه اى بزرگ را بسيارى از عكاسان قديمى به ياد دارند.
فلاش هايى كه از باترى تر ۶ولتى _ مانند باترى موتور _ انرژى مى گرفتند. وزن دوربينهاى عكاسى گاه به ۱۵ تا ۲۰كيلوگرم هم مى رسيدند؛ «يك فلاش براون سنگين داشتم. پدرم درمى آمد تا فقط حمل شان كنم. وسايلم حدود ۱۳كيلوگرم بودند كه بايد مى انداختم روى شانه ام.» يونس عليشيرى همچنين مى گويد: «فيلمهاى عكاسى ابتدا بيش از ۱۲نگاتيو نداشت. يادم مى آيد در مسابقات جهانى كشتى در سال۱۹۵۹ كه در تهران برگزار مى شد، در كشتى تختى و كولايف، يك صحنه بود كه تختى كنده كولايف را كشيده بود، آمدم عكس بگيرم فيلم تمام شد، تا فيلم را عوض كنم كشتى تمام شده بود.»از ديگر معضلات عكاسان قديمى سرعت پايين فيلمها بود. از سوى ديگر تا اوايل دهه پنجاه شمسى هم از لنز خبرى نبود. در اواخر دهه چهل لنزها با زوم نرمال آمدند به همين دليل عكاسان براى گرفتن صحنه ها مجاز بودند در هنگام ضربات پنالتى تا كنار خطهاى طولى محوطه جريمه جلو بيايند؛ «لنز نبود. آنقدر مى نشستيم تا بازى به دروازه اى كه پشتش نشسته بوديم، نزديك شود. سالهاى ۴۱ يا ۴۲ بود كه ديگر با بعضى از بازيكنان دوست شده بوديم. به آنها سفارش مى كرديم توپ را بياورند سمت ما تا عكس بهترى بگيريم!»
اما اغلب عكاسان از تاريكخانه ها خاطرات به ياد ماندنى اى دارند، حتى آنهايى كه به نسبت جوانترند. فرشاد عباسى، عكاس ورزشى مى گويد: «پيش اسماعيل زرافشان بودم تا عكاسى ياد بگيرم. يك روز در تاريكخانه گفت از ۱۰۰۱ تا ۱۰۲۰ بشمار و بعد عكس را از داروى ظهور خارج كن. من در عالم خودم بودم، رفتم ۱۰۴۰ و به بالا. حاج اسماعيل زد پس كله ام كه اين كه دارى ظاهر مى كنى، عكس است يا لواشك؟ عكس كاملاً سياه شده بود.»
على كاوه انتقاد مى كند عكاس هاى امروزى حتى نمى دانند تاريكخانه كجا است و يونس عليشيرى روزى را به خاطر مى آورد كه آرزو كرده بود روزى عكسها در روشنايى ظاهر شوند.
عكس چاپى از ورزش رفت
تاريخ عكس با فيلم و نگاتيو دوره اى عجيب و طولانى را سپرى كرد. با اين حال آرزوى عكاسان يعنى رفع دردسر ظهور وچاپ عكس برآورده شد و از چندسال پيش _ حدود ۵ تا ۶سال _ عكاسى با دوربين هاى ديجيتال و ثبت آن بر روى كارتهاى كوچك حافظه بدون نياز به ظهور و چاپ متداول شد. ابتدا دوربين هاى ديجيتال مانند نمونه هاى امروز قابليت بالايى نداشتند اما ثبت تصاوير در نور كم و سرعت بسيار بالا از قابليت هاى دوربين هاى امروزى است. دوربين هاى ديجيتالى قادر به ثبت ۸تصوير در ثانيه هستند كه همين باعث مى شود كمتر صحنه اى عكس نگرفته باقى بماند.
اما عكاسى و عكاسان امروز به دوطيف تقسيم مى شوند. رضا معطريان مى گويد: «دوگروه عكاس داريم. يك گروه عكاسى كه به نظر من تكنسين هستند. يعنى عكس خوب مى گيرند اين در پى تداوم در كار است. گروه دوم مؤلف هستند. يعنى دنبال نگاه ويژه اى در وقايع هستند. دليل اينكه عكسهاى يك ديدار ورزشى اغلب شبيه هم است نيز همين است. امكانات عالى دوربين هاى ديجيتال به عكاسان كمك زيادى مى كند اما در هيچ كدام از عكسها نگاه ويژه اى را نمى بينيد. ما موضوعات محدودى داريم. بايد ياد بگيريم در يك محيط، با نگاهى ديگر و جور ديگرى عكس بگيريم. به طور مثال همه صحنه هاى زيادى از گل زدن يا شادى پس از گل دارند. اما عكس متفاوت عكسى است كه على دايى را به جز شورت و لباس ورزشى مثلاً در اردبيل كنار خانواده يا درحال سواركارى ثبت كرده باشد و يا تصوير رضازاده حالتى به جز وزنه زدن، مثلاً هنگام خوابيدن، گرفته باشد
پسرفت عكاسى ورزشى
با اين حال به نظرمى رسد بزرگترين معضل عكاسى ورزشى امروز به عنوان هنر، تعداد بيش از حد تكنسين ها باشد. ساده شدن عكاسى ورزشى با امكانات امروز باعث شده است هرروز برتعداد عكاسان ورزشى افزوده شود كه همين امر موجب نارضايتى عكاسانى شود كه پيشتر و در شرايط سخت گذشته نيز عكاسى مى كردند. متأسفانه ورود به دنياى عكاسى حرفه اى ورزش بسيار ساده شده است. هركسى مى تواند وارد اين حرفه شود. به شرط اينكه پول خريد ابزارش را داشته باشد. دراين ميان عده اى هم هستند كه تاجرند و يا مشاغل ديگرى دارند.بعضاً ديده مى شود كه برخى از عكاسان هنگام به ثمررسيدن گل توسط يك تيم چنان هيجان زده مى شوند كه بدون دغدغه دنبال گلزن مى روند تا با او عكس يادگارى بگيرند. فرشاد عباسى مى گويد: متأسفانه طورى شده كه برخى ازعكاسان جايى مى نشينند كه چهره شان شب در تلويزيون پخش شود.
در همين بازى آخر عده اى اسماعيل زرافشان را با سنى حدود ۸۰ سال هول مى دادند كه صحنه اى را عكس نگيرد. آنها رعايت اين فرد، با اين كسوت را هم نمى كنند.
صدور كارت هاى عكاسى بدون هيچ معيار و استانداردى اين وضعيت را تشديد كرده است. اما عده اى از عكاسان حرفه اى ورزش عامل ديگر تنزل كيفيت و جايگاه عكس ورزشى امروز را تعدد روزنامه هاى ورزشى مى دانند. يك عكاس ورزشى مى گويد: ۱۲ ، ۱۳ روزنامه ورزشى داريم. تا دلتان بخواهد هم هفته نامه و مجله داريم كه با ورزش سروكار دارند و يا مثل خيلى از نشريات و روزنامه هاى سياسى صفحه ورزشى دارند. وقتى كل ورزش ما فوتبال است آنهم مختص ۲ ، ۳ تيم و ۲۰ ، ۳۰ بازيكن به نظرتان براى سردبيران مهم است كه چه عكسى با چه كيفيتى چاپ مى شود؟
آنها فرار مى كنند
اما براى رهايى از اين شرايط بايد چه كرد؟ رضا معطريان معتقداست بايد طورديگرى و با نگاه ديگرى عكس انداخت و حركت به سوى تأليف عكس را بهترو جايز مى داند. او مدتى به موضوعى به نام «زندگى طرفداران فوتبال» پرداخت كه از مجموعه عكس هاى او نمايشگاهى برپاشد و بخشى از آن در كتاب جوانان ايرانى به چاپ رسيد. در فرانسه نيز مورداستقبال قرارگرفت. اينها سوژه هاى پنهانى هستند كه وقتى چاپ مى شوند از آن حالت خارج مى شوند. پس از چاپ آنها بود كه بسيارى يادشان افتاد، مى توانند از طرفداران و تماشاگران فوتبال عكس بگيرند.
اما فرشاد عباسى عقيده ديگرى دارد. آنقدر شرايط نابسامان است كه فرصت براى نگاه جديد باقى نمى ماند. عكاسانى كه با خريد يك دوربين عكاس شده اند حتى از رنگ شلوار و نوع دوربين وپيراهن آدم هم كپى بردارى مى كنند. ما فقط كارى مى كنيم كه بقيه نمى كنند. ما فقط فرار مى كنيم.
عكس براى ورزش محلى
شايد يكى از عمده ترين معضلات ذهنى درمورد عكاسى و عكس ورزشى اين باشد كه چرا عكس و عكاسى ورزشى ايران هيچگاه مثل عكاسى خبرى يا سياسى مطرح نمى شود. يك عكاس ورزشى معتقداست فقر ورزش ايران دليل اصلى اين تفاوت است. او مى گويد: ما عكاسان مصرف كننده هستيم. لازمه عكس گرفتن سفر است. وقتى روزنامه ها فقير هستند و ترجيح مى دهند عكس بازى رئال _ بارسلونا را از آسوشيتدپرس يا «ياهو» بگيرند مسلماً عكس ورزشى هم عقب مى افتد.
ازسوى ديگر وقتى در المپيك حدود ،۴۰۰ ۵۰۰ مدال طلا توزيع مى شود و سهم ما از آن فقط ۲ طلا است بايد درنظر بگيريم سهم عكس ورزشى مان در دنيا هم به اندازه همان ۲ طلا است.
ورزش ايران به اعتقاد كارشناسان عكس ورزشى دربرابر ورزش دنيا مثل بازيهاى محلى است. به نظرتان بازى پرسپوليس _ استقلال كه مهمترين بازى ورزشى ما است، براى مردم كدام كشور ديگر مهم است. اصلاً براى يك عاشق فوتبال در اسپانيا چه اهميتى دارد كه استقلال بازى آخر را برده است يا پرسپوليس؟ بايد بپذيريم ورزش جهانى و قابل توجه ازنظر مردم ديگر كشورها نداريم. وقتى آن طرف برايشان مهمترين وقايع ورزشى بااهميت ندارد پس عكس هم از مرز ايران خارج نمى شود.
به نظرمى رسد عكس چهره هاى مطرحى چون حسين رضازاده، على كريمى، على دايى، هادى ساعى و... مى توانند عامل رشد عكس ورزشى عكاسان ايرانى در دنيا باشد. رضا معطريان برخلاف همه عقيده دارد: «كدام ورزشكار ما براى ديگر ملل آنقدر اهميت دارند كه از آنها تأثير مى گيرند؟ بايد واقعيت را پذيرفت على كريمى مطرح هست ولى آيا جوان آلمانى مدل مو يا ريش اش را از او الگوبردارى مى كند. آدمى مثل مارادونا آنقدر مهم است كه وقتى خارج از بحث ورزش با بوش و آمريكا درمى افتد عكس اول خبرگزاريها مى شود. يك آدم روستايى در يك كشور فقير آفريقايى هم او را مى شناسد. به خاطر اين كه او ستاره است نه براى ما بلكه براى تمام مردم دنيا.»
استانداردى كه وجودندارد
با وجود اين قابليت ها عكاسى ورزشى ايران طى سالهاى گذشته با وجود پيشرفت تكنولوژى افت كرده است. وقتى تعداد عكاسان يك بازى ساده فوتبال بيشتر از تعداد خبرنگاران و بعضاً تماشاگران حاضر در ورزشگاه مى شود بايد با تأمل انديشيد كه عكس ورزشى ايران چه روندى را طى مى كند و عكاس ورزشى چه خصوصياتى بايد داشته باشد كه امروز ندارد.