چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۸۴ -
Wed, Nov 30, 2005
حوادث
۳۳۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
• يك مرد با شهادت پسر ۷ ساله اش به اتهام قتل همسر محاكمه مى شود
اعتراف در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران
ادعاهاى يك زن ۱۶ ساله افغانى در دادسرا ى جنايى تهران
شاهدى براى قتل
در شب سرد زمستانى
• يك مرد با شهادت پسر ۷ ساله اش به اتهام قتل همسر محاكمه مى شود
237993.jpg
گروه حوادث: با اظهارات پسر ۷ ساله ، عامل جنايت چمدانى شناخته شد.رسيدگى به ماجراى اين قتل چمدانى با وجود اعترافات گمراه كننده عامل جنايت در دستور كار قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت.
بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۲ ظهر هشتم بهمن ماه سال ۸۳ مردى جوان كه در حال گذر از حاشيه اتوبان قزوين _ كرج بود به چمدان كرم رنگى برخورد كه پيكر زن جوانى داخل آن بود.وقتى تيم تجسس پليس به بالاى سر چمدان اعزام شدند و درآن را باز كردند پيكر زن ۲۷ ساله اى را ديدند كه پاهايش را با طنابى بسته بودند و دور گردنش طنابى را گره زده بودند به گونه اى كه مشخص مى كرد او را خفه كرده اند.جسد زن ناشناس به بهشت سكينه برده شد و در شاخه تحقيقى پليس كارآگاهان پى بردند مردى ۴ ساعت قبل از كشف قتل چمدانى به كلانترى كمالشهر رفته و خواستار رديابى همسر ناپديد شده اش با نام «سهيلا سعيدى» شده است.شوهر «سهيلا» با جنايى شدن ماجراى ناپديد شدن وى تحت بازجويى قرار گرفت و گفت: ساعت ۶ صبح هفتم بهمن ماه همسرم من را از خواب بيدار كرد تا به سر كار بروم وقتى از خانه خارج شدم «سهيلا» نزد پسرم بود تا اينكه ساعت ۴ بعدازظهر به خانه برگشتم، پسرم تنها بود وقتى پرسيدم كه مادرت كجا است؟ شنيدم كه از وقتى او از خواب بيدار شده است «سهيلا» در خانه نبود، حتى پسرم وقتى براى خوردن صبحانه مى خواست چاى درست كند دستش را سوزانده بود.
> شاهد ۷ ساله جنايت
۱۸ روز بعد، پليس به شاهد ۷ ساله اين جنايت برخورد كه مى گفت به خاطر ترس از پدرش سكوت كرده است و همه جزئيات قتل مادرش را ديده است.
اين پسر بچه به كارآگاهان گفت: «شب قتل ميهمان داشتيم، وقتى آنان رفتند سر اعتياد پدرم بين آن دو درگيرى به وجود آمد من براى رهايى از اين داد و فريادها به اتاقم رفتم تا بخوابم، ناگهان صداى جيغ مادرم را شنيدم با نگرانى بيرون دويدم، آن دو در حياط بودند.»وى افزود: «ديدم كه پدرم طناب قرمزرنگى دور گردن مادرم انداخته است، وقتى مادرم بى جان روى زمين افتاد، پدرم آن را داخل چمدانى گذاشت و چمدان را در حياط گذاشت سپس سراغ من آمد و تهديدم كرد به كسى از ماجراى قتل مادرم نگويم.»شاهد خردسال جنايت چمدانى گفت: «هر دو خوابيديم، صبح كه بيدار شدم ديدم از پدرم و چمدان اثرى نيست، خواستم به كوچه بروم و با دوستانم بازى كنم اما درها قفل بودند، از راه پشت بام به خانه همسايه رفتم و با دوستم به كوچه رفتيم من در حين بازى به دوستم گفتم كه مادرم به دست پدرم خفه شد و خواستم به كسى چيزى نگويد.»پسر ۷ ساله «سهيلا» ادامه داد: «وقتى پدرم برگشت و من را خارج از خانه ديد دعوايم كرد و فهميد كه به دوستم ماجرا را گفته ام به خاطر همين با سيخ دستم را داغ گذاشت و هيچ گاه دستم در جريان درست كردن چاى يا تخم مرغ نسوخته است.»با ادعاهاى هولناك پسربچه زوج جوان، پليس و دادگاه شوهر «سهيلا» را عامل قتل چمدانى شناختند و اين در حالى بود كه با وجود مطابقت ادعاهاى شاهد جنايت با ردپاهاى به دست آمده در چمدان و علايم روى جسد، حسين دخالت در قتل همسرش را نمى پذيرفت.
يك زن مظنون نخست در قتل كارمند شركت نفتى
238002.jpg
گروه حوادث: ردپاى يك زن در پرونده قتل كارمند عاليرتبه يك شركت نفتى به دست آمد.مأموران آگاهى با بررسى هاى دقيق خود ردپاى زن جوانى را در ماجراى جنايت خيابان گاندى به دست آوردند.
آنان اميدوارند با توجه به اطلاعاتى كه از رفت و آمدهاى اين زن به خانه مهندس ۵۲ ساله به دست آورده اند، مخفيگاه او را شناسايى كنند.قربانى جنايت يكى از كارمندان ارشد شركت نفتى استات اويل در تهران بود و هنگامى كه به تنهايى در آپارتمانش حضور داشت به طور اسرارآميزى از پاى درآمد.حادثه اين جنايت نيمه شب ۳۰ آبان ماه سال جارى به دنبال پيدا شدن خودروى پژو ۲۰۶ قربانى حادثه در يك كارخانه شن و ماسه در شهريار از سوى پليس فاش شد.مقتول كه داراى تحصيلات عاليه در رشته اقتصاد و مديريت تجارى بود از ۲ روز قبل سركارش حاضر نشده بود.قربانى حادثه كه «جمشيد » نام داشت در حالى كه در اتاق خوابش روى تخت دراز كشيده بود با اصابت ضربه يك بطرى شيشه اى به سرش از پاى درآمده بود.براساس اظهارات بستگان قربانى جنايت عامل يا عاملان قتل، پس از كشتن او بسيارى از لوازم باارزش موجود در آپارتمان را به سرقت برده بودند.به دستور بازپرس «حسينى» از شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران مأموران آگاهى تحقيق در اين باره را آغاز كردند تا اينكه در لابلاى تصاويرى كه در آلبوم خصوصى او بود توانستند عكس يك زن جوان را به دست آورند.اين در حالى است كه هيچ يك از بستگان قربانى حادثه اين زن را به درستى نمى شناختند و ادعا كرده اند او گاهى براى انجام دادن كارهاى شخصى قربانى به خانه وى مى آمده است.از سوى ديگر چند تن از همسايگان مقتول نيز در بازجويى هاى پليسى ادعا كرده اند اين زن را بارها ديده اند كه به همراه قربانى حادثه به آپارتمانش آمده بود.بررسى هاى تخصصى روى چهره زن مورد نظر حكايت از آن دارد كه وى نمى توانسته كارگر و نظافتچى باشد و به احتمال بسيار قوى اين زن به نوعى وارد زندگى او شده است.
مى خواستند بى هوشم كنند
238008.jpg
گروه حوادث: تلاش مادر و دخترى براى زورگيرى خودروى سمند يك فوتباليست تيم راه آهن تهران با هوشيارى او ناكام ماند.
در جريان اين حادثه كه ساعت ۲۱ شب دوشنبه حوالى منطقه مهرآباد جنوبى تهران رخ داد، دو سارق زورگير قبل از هرگونه اقدامى از سوى مردم دستگير و تحويل مأموران كلانترى ۱۱۹ مهرآباد شدند.راننده جوان در جريان شكايت خود به بازپرس توكلى گفت: من فوتباليست هستم و در تيم راه آ هن تهران بازى مى كنم، ولى در وقتهاى بيكارى به عنوان راننده در يك آژانس مسافربرى در فرودگاه مهرآباد كار مى كنم.روز حادثه دو تن از ميهمانداران هواپيما را به منطقه خاوران بردم. هوا تاريك بود. چون سطح شهر خلوت بود، تصميم گرفتم از داخل شهر به فرودگاه برگردم. در ميدان انقلاب اين دو زن جلوى خودروام را گرفته و خواستند تا آنها را به آزادى ببرم، پذيرفتم. در بين راه متوجه حركات مشكوك آن دو شدم. وقتى وارد مهرآباد شدم، احساس كردم تمام بدنم در حال سست شدن است. فكر مى كنم داشتم بى هوش مى شدم. شيشه كوچكى را در دست يكى از زنان ديدم كه از پشت سر به بينى ام نزديك شده بود. تنها فكرى كه به ذهنم رسيد، اين بود كه در محل شلوغى ترمزدستى خودرو را بكشم.بنا به گفته يكى از بچه محلهايم كه مرا در آن حالت ديده بود، يك خودرو پرايد سبزرنگ با دو سرنشين ما را تعقيب مى كردند.اين درحالى است كه دو زن پس از حضور در شعبه پنجم دادسراى جنايى تهران با انكار ادعاهاى مطرح شده از سوى راننده جوان گفتند: اين مرد ما را سوار كرده و سعى داشت ما را اغفال كند، ولى نمى دانيم چرا او اين مطالب را مطرح مى كند.
چهره نگارى قاتلان برادريك فوتباليست
237999.jpg
گروه حوادث: پليس با چهره نگارى دو زورگير مسلحى كه برادر يكى از فوتباليست هاى سابق تيم پرسپوليس را به قتل رسانده اند به اقدامات تخصصى دست زده است.
پرونده اين جنايت با توجه به اينكه اقدام دو زورگير جنايتكار نشان مى دهد آنان حرفه اى هستند با دستور بازپرس اصغر زاده دراختيار كارآگاهان مبارزه با سرقت مسلحانه قرار گرفت.اين حادثه ساعت ۲۱ روز چهارشنبه ۲ آذرماه سال جارى در حوالى پل اكباتان بوقوع پيوست و جوان ۳۸ ساله اى به نام داوود ترابيان براى جلوگيرى از سرقت پژوى خود ودر جدال با دو سارق مسلح با شليك گلوله از پاى درآمد.مأموران تحقيقات و جست وجو در اطراف ترمينال، خودرو مقتول را در حوالى ترمينال غرب درحالى كه رها شده بود پيدا كردند.
اعتراف در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران
باعث پرت شدن همسرم شدم
238005.jpg
گروه حوادث: يك فوتباليست حرفه اى كه در سقوط شبانه همسر جوانش از پشت بام خانه، مجرم شناخته شده است، مى گويد: «قاتل نيستم!»
اين مرد جوان از ساعت يك بامداد روز ۲۸ فروردين ماه سال جارى با مرگ دلخراش همسرش تحت تجسس پليسى و قضايى قرار داده شد.بنا به اين گزارش، وقتى بازپرس ويژه قتل و تيم جنايى پليس آگاهى تهران در بررسى صحنه سقوط زنى به نام «نينا» از پشت بام خانه شان در حوالى بزرگراه همت پى بردند كه ادعاهاى شوهر وى واقعيت ندارد، خود را در برابر قتل پيچيده اى ديدند.
> در دادگاه
ساعت ۱۱ صبح ديروز - سه شنبه ۸ آذرماه سال جارى - فوتباليست جوان در برابر قاضى عزيز محمدى - رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران - و چهار قاضى مستشار - رحيمى، شهرابى فراهانى، افتخارى و مظفرى - ايستاد و درحالى كه گريه مى كرد، گفت كه قاتل نيست!!در ابتداى جلسه، داديار دلدارى در مقام نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست پرداخت و با تأكيد بر اينكه «نينا» به دست همسرش كشته شده است، خواستار مجازات قصاص عامل جنايت شد، سپس پدر و مادر قربانى با بيان اينكه دامادشان براى رهايى از مهريه ۵۰۰ سكه اى دست به اين جنايت زده است، خواستند وى به قصاص نفس - اعدام - محكوم شود.فوتباليست جوان وقتى به دعوت رئيس دادگاه در جايگاه دفاع قرار گرفت، گفت: «من بى تأثير نبودم، اما قتل عمد انجام نداده ام. شب حادثه من دير به خانه نرفتم و ساعت ۹ شب در نزد «نينا» و بچه ام بودم، در حال تماشاى مسابقه فوتبال بودم و بچه خواب بود، همسرم گفت كه تنظيم ماهواره به هم خورده است، به خاطر درخواست او بود كه به تنهايى بالاى پشت بام رفتم، در حال جابه جايى بشقاب ماهواره بودم كه «نينا» هم بالا آمد، هيچ اختلافى نداشتيم، تنها به خاطر نداشتن خانه و اذيتهاى صاحبخانه اختلاف پيدا كرديم، در حال رفتن به خرپشته ساختمان بودم، وزنه دنبلى كه روى پايه هاى بشقاب ماهواره مى گذاشتم تا باد آن را تكان ندهد در دستانم بود، تنها به خاطر اينكه «نينا» را از پشت بام دور كنم و به خانه برگردد، وزنه را به سمت او پرتاب كردم، البته نه به قصد زدن همسرم، بلكه ترساندن او، ديدم كه وزنه به سرش خورد، در تاريكى بود كه صداى همسرم را شنيدم و ديدم پايين پرت شده است. باورم نمى شد، وقتى خودم را بالاى سرش رساندم، نفس مى كشيد، همه مى ترسيدند او را جابه جا كنند، تا اينكه اورژانس رسيد، اما كار از كار گذشته بود.»
توضيح پيرامون حادثه بيمارستان نفت اميديه
روابط عمومى سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت با ارسال نمابرى در باره خبر حادثه بيمارستان نفت اميديه كه در تاريخ يكم آذرماه به چاپ رسيده بود، توضيحاتى ارسال كرده اند كه بخشى از آن را مى خوانيد:اولاً : مرحوم دكتر اسلامى نسب مديرعامل بيمارستان نبوده بلكه رئيس بهداشت و درمان صنعت نفت شهرستان اميديه بوده است.ثانياً : برخلاف اظهارات روزنامه محترم ايران، ضارب عليه بيمارستان طرح شكايت ننموده بلكه اين بيمارستان بوده كه عليه ضارب قبلاً شكوائيه مطرح نموده و طى دادنامه شماره ۳۹۳‎/۸۴ به جهت تخريب و حريق خودروى متعلق به مرحوم دكتر اسلامى نسب به پنج ماه حبس محكوم گرديده است.ثالثاً: مرحوم دكتر اسلامى نسب پس از ايجاد انفجار توسط ضارب به وسيله سرنيزه مورد حمله قرار گرفته است و ورود سه ضربه محكم به ناحيه قلب ايشان عملاً امكان صحبت توسط ايشان را منتفى مى كند و اعلام رضايت مرحوم اسلامى نسب در بيمارستان كذب محض بوده و كسى اين مطلب را تأييد ننموده است.
ادعاهاى يك زن ۱۶ ساله افغانى در دادسرا ى جنايى تهران
مادرم مرا ۴ ميليون تومان فروخت
237996.jpg
گروه حوادث: زن جوان ماجراى ۴ سال اسارت و شكنجه در خانه شوهرش را براى بازپرس جنايى تهران بازگو كرد.
اين زن كه ۱۶ سال دارد، درحالى كه از ۲۰ روز قبل توانسته بود از خانه شوهرش بگريزد با شكايت او توسط پليس بازداشت شد.شوهر ۴۰ ساله درحالى در برابر بازپرس توكلى ادعا مى كرد زن ۱۶ ساله همسر اوست كه هيچ مدركى براى اثبات زوجيت نداشت.زن جوان درحالى كه بشدت مى گريست، درباره ماجراى اسارت خود گفت: يك روز مردى كه ادعا مى كند شوهرم است، به خانه ما آمد. او پس از فريب مادرم، عكس پسر جوانى را به او نشان داده و گفت از بستگان نزديكش در ايران است، سپس ۴ ميليون تومان به مادرم داد و على رغم ميل باطنى ام مرا با خود به صورت غير قانونى به ايران آورد.وقتى به تهران آمديم، تازه متوجه فريبكارى هاى او شدم، ولى ديگر چاره اى جز تن دادن به درخواستهاى او نداشتم. او مرد بداخلاقى بود و به طور مداوم مرا زير مشت و لگد مى گرفت. اين اواخر اوضاع خيلى بد شده بود. او مرا مجبور مى كرد تا با خودفروشى هزينه زندگى با او را تهيه كنم. من هم تصميم به فرار گرفتم.مرد ۴۰ ساله نيز در اين باره گفت: اين زن با ميل و رغبت خود به عقد من درآمد. من هيچ وقت با او بدرفتارى نكرده ام. در كشور ما رسم بر اين است كه با پرداخت مبلغى پول دختر را به خانه خود مى بريم و مدركى براى ازدواج لازم نيست.۲۰ روز قبل او به بهانه اينكه مرغ در خانه نداريم، مرا از خانه بيرون فرستاد، وقتى برگشتم، او رفته بود. حالا هم مى خواهم او را به خانه برگردانم.زن جوان كه با حيرت به گفته هاى مرد ۴۰ ساله نگاه مى كرد، با گريه گفت: آقاى قاضى مرا به او تحويل ندهيد. او اگر مرا از اينجا بيرون ببرد، مى كشد. من در كشور شما كسى را ندارم، مرا به زندان بيندازيد، ولى تحويل او ندهيد. من سواد ندارم. به من رحم كنيد.مرد ۴۰ ساله با گفتن اينكه حاضر است تعهد بدهد كه كارى به اين زن نداشته باشد، خواستار بازگرداندن او به خانه اش شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |