چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۸۴ -
Wed, Nov 30, 2005
چشم انداز
۳۳۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاريخ
نبرد صحرا
قسمت سى و پنجم
237912.jpg
على غفور
نبرد ۸۳: نبرد العلمين
اقدامات احمقانه ايتاليا در اوج جنگ جهانى دوم مكرراً سبب مى شد هيتلر مجبور به دخالت در جبهه هايى شود كه اصلاً مايل به ورود به آن نبود. موسولينى ديكتاتور ايتاليا به اشتباه گمان مى برد مى تواند با هجوم برق آسا مانند ارتش آلمان كشورها را تصرف كند. حمله اكتبر ۱۹۴۰ او به يونان از جمله اشتباهات احمقانه موسولينى بود. قدرت دفاعى يونان ايتاليا را به زحمت انداخت تا آنكه هيتلر مجبور شد آوريل ۱۹۴۱ با ورود به جبهه نبرد يونان، كار را يكسره كند.
اما موسولينى دسته گل ديگرى نيز به آب داده بود! «ورود به قلمرو بريتانيا در شمال آفريقا.» ايتاليا كه ليبى را در دست داشت دسامبر ۱۹۴۰ تصميم گرفت خود را به اسكندريه و قاهره برساند تا با تسلط به كانال سوئز ناوگان دريايى انگليس را با مشكل مواجه كند.
غافل از آنكه ارتش ايتاليا تنها به درد نبرد با كشورهاى جهان سومى و يا ارتشهاى درجه دوم اروپا مى خورد. در شرق ليبى نيروهاى انگليسى به فرماندهى ژنرال ويول و اوكانر نيروهاى ايتاليا را محاصره كرده و وادار به تسليم مى كنند. سقوط دژ طبروق (توبروك) در ۲۲ ژانويه ۱۹۴۱ سبب فروپاشى دفاع ايتاليا در جبهه ليبى شد اكنون قواى فرانسه آزاد به رهبرى ژنرال شارل دوگل نيز وارد صحنه شمال آفريقا شده بودند و ديگر براى ايتاليا مجالى باقى نمانده بود. لازم به ذكر است ارتش فرانسه آزاد براى از پاى درآوردن ايتاليا بيابانهاى بى آب و علف چاد و جنوب ليبى را پشت سر گذاشتند.
ورود رومل
سقوط بنادر بنغازى و طبروق سبب شد، هيتلر تصميم بگيرد با قدرت مانع پيشروى انگليسى ها و فرانسوى ها در شمال آفريقا شود. به همين دليل در فوريه ۱۹۴۱ رومل فرمانده لايق و موفق آلمانى (كه پيش از اين در نبردهاى جبهه غرب قدرت خود را نشان داده بود) را به همراه ۲ لشكر زرهى و موتوريزه به طرابلس (پايتخت ليبى) واقع در غرب ليبى اعزام كرد.
رومل به محض ورود به منطقه متوجه شد قواى ايتاليا به شدت روحيه خود را از دست داده اند به طورى كه مارشال گرادزيانى، فرمانده كل قواى ايتاليا در شمال آفريقا و فاتح ليبى در ۱۵ سال قبل (كسى كه موفق شد عمر مختار مبارز بزرگ ليبى را شكست دهد) چند روز قبل استعفاى خود را تقديم موسولينى كرده است.
وى تصميم گرفت شيوه جنگهاى نوين در غرب را در آفريقا دنبال كند و بلافاصله ستاد خود را تجهيز كرد.
توقف انگليسى ها
شكست هاى متعدد ايتاليا سبب شد، در خطوط دفاعى قواى محور شكاف بزرگى ايجاد شود كه در ابتدا حتى خود طرابلس را در خطر انداخته بود. اما چنان كه ذكر شد، آنان در نوامبر ۱۹۴۱ براى اولين بار با مقاومت هاى جدى روبرو شدند و در شرق طرابلس در نبردى سنگين در اين منطقه ضربه نابودكننده اى را از قواى زرهى رومل تحمل كردند. گفته مى شود ؛ آنان در عمليات ماه هاى اكتبر و نوامبر، ۷۵درصد از قواى زرهى خود را از دست داده بودند.
از اين زمان به بعد اين آلمانها بودند كه تحت فرمان رومل شروع به پيشروى كردند. رومل از ژانويه تا ژوئن ۱۹۴۲ در چندين جنگ پياپى، انگليسى ها و فرانسوى ها را از خاك ليبى بيرون كرد و در نبرد بئرالحكيم اگر دلاورى ۵۵۰۰ سرباز فرانسوى نبود ستون هاى انگليسى قتل عام مى شدند.
ورود به مصر
رومل ۲۴ ژوئن با اجازه پيشوا آماده ورود به مصر شد. قواى آلمان به سرعت در محور سيدى برانى _ العلمين شروع به پيشروى كرد و در همه جا قواى انگليس به همراه سربازان استراليايى و نيوزيلندى را عقب زد. در ۲۸ ژوئن با عقب كشيدن سپاه هاى هشتم و دهم انگليس رومل به ۲۰۱ كيلومترى اسكندريه رسيد.
اولين توقف
طولانى شدن خطوط تداركاتى رومل از يك سو و ورود نيروهاى تازه نفس انگليسى از شرق مصر، سبب شد وضعيت مدافعان تقويت شود. در جولاى ۱۹۴۲ نبرد سرنوشت ساز العلمين نشان داد دستيابى به كانال سوئز تقريباً غيرممكن است. مدافعان اين شهر كوچك كه در ۸۸كيلومترى قاهره قرار دارد، دو حمله پياپى ايتاليايى ها و رومل را بدون فايده گذاشتند. رسيدن دهها هزار سرباز كمكى انگليسى در ماه اوت سبب شده، رومل نتواند از حملات پى در پى خود نتيجه بگيرد.
اشتباه هيتلر
هيتلر كه سخت درگير نبرد سرنوشت ساز و بى رحمانه با شوروى بود، به درخواست هاى مكرر رومل براى قواى كمكى جوابى نداد حال آنكه اين سردار شجاع آلمانى با كمتر از ۱۰۰ تانك در ۳۰۰ كيلومترى كانال سوئز بود و در آن شرايط مى توانست با كمك يك سپاه كمكى خاورميانه را به خطر بيندازد و در كشورهايى نظير سوريه، عراق و ايران جنبش هاى ضدانگليسى را تقويت كند. علاوه بر آنكه مناطق نفت خيز مورد علاقه انگليس در خليج فارس را به خطر اندازد.
اما قبل از هيتلر اين چرچيل بود كه از وضعيت حساس جبهه مصر باخبر شده و به سرعت يك ژنرال با روحيه و معروف به نام مونتگومرى را به همراه واحدهاى جديد كمكى به جنگ رومل فرستاده بود.
نبرد موش صحرا و روباه صحرا
مونتگومرى كه بعدها به موش صحرا معروف شد، از همان ابتدا تاكتيك خود را بر «حمله و باز هم حمله» متمركز و رومل روباه صحرا را عاصى كرد. در ماه نوامبر حملات مكرر انگليسى ها، رومل را مجبور به عقب نشينى از مصر كرد.
دستورات اشتباه هيتلر سبب شد ، سپاه آلمان و ايتاليا نامنظم عقب نشينى كند و در نتيجه ۳۰هزار سرباز دول محور اسير انگليس ها شوند و به اين ترتيب نبرد ۶ماهه العلمين با شكست آلمان پايان يافت.
شكست كامل آلمان ها در شمال آفريقا
دولت آمريكا با وجود ورود به جنگ دوم جهانى در ماه دسامبر ،۱۹۴۱ با گذشت يك سال هنوز هيچ اقدامى براى اعزام نيروى جنگى براى كمك به متفقين خود نكرده بود و بنابراين تصميم گرفت در نوامبر ۱۹۴۲ در كنار انگليس ها ۷۵هزار نيرو در الجزاير كه در آن زمان تحت فرمان دولت فرانسه (دست  نشانده آلمانها) بود، پياده كند.
اكنون رومل از شرق و غرب تحت فشار بود چرا كه نيروهاى پياده شده در مراكش و الجزاير بلافاصله به تونس حمله كردند. رومل براى آنكه محاصره نشود، به سرعت خود را به تونس رساند تا با قواى تازه نفس متفقين بجنگد. وى موفق شد در منطقه اى به نام «كاسرين» متفقين را شكست دهد اما نيروهاى متفقين با بهره گيرى از صدها توپ ، هواپيما و تانك حمله اى سنگين عليه اين قريه آغاز كردند كه با وجود دفاع جانانه  آلمانها، در نهايت با تحمل ۱۰هزار كشته رومل را عقب راندند. تلفات رومل در اين نبرد تنها ۲هزار نفر بود اما اين عقب نشينى نشان داد، آلمانها ديگر «دست بالا» را ندارند. پيشروى مجدد مونتگومرى در مارس ۱۹۴۳ به سمت طرابلس رومل را مطمئن مى كند شمال آفريقا ديگر جاى ماندن نيست و از هيتلر درخواست موافقت با عقب نشينى مى كند اما هيتلر به جاى اين كار او را از فرماندهى كنار گذاشته و ژنرال فن آرنيم را مسؤول عمليات كرد.
آمريكايى ها با اعزام صدها هزار سرباز جديد و اسكادرانهاى متعدد هوايى به منطقه، نشان دادند عزمشان براى شكست دادن آلمانها جزم است.
در مه ۱۹۴۳ قواى آلمان و ايتاليا كه در گاز انبر بزرگ متفقين (مونتگومرى از شرق و آمريكاييها در غرب) گرفتار شده اند، تن به تسليم مى دهند.
نتيجه نبرد
شاه بيت نبرد صحرا كه حدود ۳ سال به طول انجاميد، نبردالعلمين بود . اگر آلمانها دراين نبرد به پيروزى مى رسيدند، موفق مى شدند به سرعت در شبه جزيره عربستان، مصر، سوريه، عراق و حتى ايران پيشروى كنند چرا كه قواى امپراتورى تضعيف شده بريتانيا در اين منطقه كم و غيرقابل توجه بود. حتى اگر بخواهيم تنها به مصر بپردازيم، بايد بگوييم : تسلط به آبراه سوئز سبب مى شد كشتى هاى انگليسى مجبور شوند راه خود را دهها هزار كيلومتر دور كنند و به جاى طى كردن مسير كوتاه درياى سرخ -    مديترانه - انگليس خود را از اقيانوس هند به دماغه اميد نيك در جنوب آفريقا رسانده و سپس با پيمودن چندين هزار كيلومتر از اقيانوس اطلس جنوبى به اطلس شمالى بروند. اين مسأله مى توانست عملاً ارتباط انگليس ها را با امپراتورى عظيمشان در شرق (بويژه شبه قاره هند) از بين ببرد.
نبرد ۸۴: اقيانوس در آتش
در زمانى كه اروپا درگير شديدترين جنگهاى تاريخ خود بود، اقيانوس آرام، «آرامشى عجيب» را تجربه مى كرد حال آنكه اين آرامش، آرامش قبل از توفان بود. ژاپن از اوايل قرن بيستم به قدرت قابل توجهى در عرصه نظامى دست يافت بويژه پس از پيروزى در نبرد تسوشيما در ۱۹۰۵ و تصرف مستعمرات آلمان در طول جنگ اول جهانى ، ديگر قدرتى غيرقابل چشم پوشى بود. درگيرى انگليس در جنگ طاقت فرساى اروپا براى بلعيدن مناطق آباد شرق آسيا فرصتى طلايى به ژاپن داد. اما هنوز مانع جدى ديگرى بر سر ژاپن قرار داشت. آمريكا. ايالات متحده آمريكا از اواخر قرن نوزدهم دامنه توسعه خود را به مرور حتى به درياى چين گسترش داده بود. علاوه بر آنكه آمريكا در حال حاضر قوى ترين ناوگان منطقه را در شرق اقيانوس درمنطقه اى به نام پرل هاربر (درنزديكى هاوايى) مستقر كرده بود.
حمله به پرل هاربر
آمريكاييها قبلاً از طريق جاسوسان خودمطلع شده بودند، ژاپن به دنبال حمله اى برق آسا به نقطه اى در شرقى ترين بخشهاى آسيا است اما نمى دانستند قرار است هدف اين حمله پايگاه استراتژيك آنها باشد. در ۷ دسامبر ۱۹۴۱ صدها هواپيما، ناوچه و رزمناو ژاپنى در «اختفاى كامل» دريايى به پرل هاربر نزديك شده و با ضربه اى ناگهانى تمام شناورهاى مستقر در پايگاه را به همراه ۱۸۸ هواپيماى آمريكايى از بين بردند. شدت و دقت بمباران به حدى بود كه آمريكاييها عملاً قادر به دفاع از خود نشدند. در اين حمله غافلگيرانه از ۸ نبرد ناو بزرگ آمريكايى ، ۵ ناو غرق و ۳ ناو تقريباً غيرقابل استفاده شدند. آمريكا بلافاصله به ژاپن اعلام جنگ داد (۴ روز بعد آلمان نيز به آمريكا اعلام جنگ داد).
فتح هنگ كنگ
بندر انگليسى هنگ كنگ بلافاصله پس از انهدام ناوگان آمريكا مورد هجوم لشگرهاى سپاه بيست و سوم ژاپن قرار گرفت در ۱۳ دسامبر ۱۹۴۱ مدافعان انگليسى مجبور به عقب نشينى شده و به پادگان جزيره پناه بردند اما ژاپنى ها پادگان را از زمين، دريا و هوا طورى بمباران كردندكه انگليسها پى بردند در صورت ادامه مقاومت قتل عام خواهندشد. بنابراين هنگ كنگ در ۲۵ دسامبر سقوط كرد. نيروهاى ژاپنى به سرعت به بنادر و مراكز مهم آسيا حمله كردندو اين حركت سبب شد آسيا شبيه اتفاقى كه در اروپا افتاد، يعنى سقوط سريع دولتها به دست نيروهاى آلمانى را تجربه كند در۷ دسامبر ژاپن همزمان با عمليات پرل هاربر به تايلند حمله كرد و بلافاصله كشورهاى اندونزى و مالزى تسخير شدند كه اولى متعلق به هلند بود و دومى در اختيار انگليس.
برمه نيز در ۱۵ ژانويه ۱۹۴۲ موردحمله قرار گرفت و آنگاه بود كه انگليس ها دريافتند اگر دير بجنبند، هند از دست مى رود. انگليس تقويت قواى خود را از مالزى شروع كرد اما فشار بى امان نيروهاى ژاپنى اين نيروها را وادار به عقب نشينى به جنوبى ترين نقطه مالزى يعنى دژ سنگاپور كرد.
سقوط سنگاپور
دژ سنگاپور ، مهمترين پايگاه عملياتى انگليس در شرق آسيا بود. چرچيل بر روى مقاومت اين دژ خيلى حساب مى كرد. انگليس از دهها سال قبل پادگانهاى بزرگى در سنگاپور ايجاد كرده بود و چون حدس مى زد ممكن است زمانى در منطقه تنها اين دژ دفاعى را داشته باشد، به گونه اى آن را ساماندهى كرد كه بتواند ماهها در برابر مهاجمان آسيايى دفاع كند.
چون سنگاپور يك جزيره كوچك در انتهاى مالزى بود، بنابراين نيروهاى زمينى به سادگى قادر به رخنه در آن نبودند. اما اتفاق عجيب اين بود كه ژاپنى ها بقدرى سريع نيروهاى درحال عقب نشينى انگليس را تعقيب مى كردند كه فرصت سنگربندى و تحكيم مواضع خود را نيافتند. بنابراين در ۱۵ فوريه دژ مذكور درميان بهت و حيرت جهانى سقوط كرد. اكنون ژاپن درآستانه هجوم به استراليا، زلاندنو و تسخير هند بود. ضربات گيج كننده ژاپنيها در دريا نيز ادامه يافت. آنها در نبردى سنگين در شرق جاوه (اندونزى) ۱۲ ناوشكن، يك ناو هواپيمابر و ۶ رزمناو انگليسى و آمريكايى را غرق كردند.
سقوط فيليپين
در ۱۱ مارس مجمع الجزاير فيليپين در پى حملات بى امان ژاپنى ها سقوط كرد و سربازان آمريكا اين جزيره را ترك كردند. در بين نيروهاى شكست خورده آمريكا، مردى به نام داگلاس مك آرتور در كمال حيرت، قسم خوردجزيره مذكور را از ژاپنيها بگيرد و از اين مردم (ژاپنيها) آنقدر بكشد كه آرزو كنند كاش هرگز جنگ را آغاز نمى كردند.
او فرمانده قواى مدافع فيليپين بود كه هفته بعد به مقام سرفرماندهى كل قواى آمريكا در منطقه منصوب شد. مك آرتور كه طرفدار سياست پيروزى به هر قيمت بود (۱۰ سال بعد او از رئيس جمهور آمريكا خواست چين را با بمب اتم با خاك يكسان كند) در آوريل ۱۹۴۲ درحالى كه براى كسى رمقى نمانده بود و سربازان انگليسى و آمريكايى تحت فشار قواى ژاپنى درحال متلاشى شدن بودند، به هواپيماهاى ناو هواپيمابر هورنت دستور داد به جاى حمايت از سربازان خودى ۸۰۰ كيلومتر را طى كرده و توكيو را بمباران كنند. اين حمله اگرچه خسارتى جدى به شهر وارد نكرد اما ژاپنيها را كاملاً غافلگير كرد.ى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |