چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۸۴ -
Wed, Nov 30, 2005
زنان
۳۳۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آشپزى
زمستونى
237936.jpg
خرمالو
ميوه بسيارى از گونه هاى خرمالو خوراكى مى باشد؛ رنگ آنها از نارنجى و زرد روشن تانارنجى و قرمز تيره متفاوت است و قطر آنها بنابر گونه بين ۲ تا ۸ سانتيمتر است. معمولاً پس از چيدن كاسه گل همراه با ميوه باقى مى ماند. شكل خرمالو براساس گونه آن ممكن است كروى يا شبيه بلوط باشد. آنها دو گونه گس و غير گس دارند: ميوه هاى گس تا قبل اززمان پخته شدن گس هستند و هنگامى كه مى رسند شيرين و نرم مى گردند. گونه هاى غير گس زمانى كه كال هستند كمتر گس مى باشند و حالت گسى خود را خيلى زودتر از دست مى دهند؛ آنها در حالت رسيده سفت مى باشند. حالت گسى اين ميوه را مى توان طى چند روزبا قرار دادن آن در معرض نور خورشيد در سرما از بين برد؛ خرمالو را مى توان به شكل خام يا در غذا استفاده كرد. نوع غير گس آن براى خوردن به شكل خام بهتر است.
چوب
چوب درخت خرمالو با نام آبنوس شناخته مى شود كه سنگين و محكم است و مغز چوب در چندين گونه گرمسيرى به رنگ سياه براق مى باشد.
ليمو شيرين
خواص تغذيه اى:
-غنى از عناصر قليايى است.
- ليمو حاوى مقدار زيادى اسيدسيتريك و ويتأمين C مى باشد.
- مقدار زيادى فسفر، منيزيم، پتاسيم، سديم و كلسيم دارد.
- حالت تازه كنندگى داشته و در صورتى كه در چاى ريخته شود، طعم مطبوعى پيدا مى كند.
تأثير در سلامتى:
- عامل ضدعفونى كننده بدن است و به طور طبيعى از تخمير در معده جلوگيرى مى كند.
- ليمو يك ماده شديداً قليايى است.
- مصرف ليموشيرين در آنفلوآنزا و افرادى كه دچار تب ناشى از بيمارى شده اند، توصيه مى شود. چرا كه اين ميوه خاصيت سم زدايى داخل بدن را از خود نشان داده است.
-ليمو باعث حفظ كلسيم بدن مى شود.
- مصرف ليمو در زمان زكام و گلودرد بسيار مؤثر است.
- در طب سنتى از ليمو شيرين به عنوان ميوه اى خنك كننده ياد مى كنند كه براى رفع التهاب و عطش بيماران تب دار توصيه مى شود.
- حجم زيادى از ليمو شيرين را آب تشكيل مى دهد و به همين دليل اين ميوه خاصيت ادرار آور و همين طور ملين دارد.
- مركبات و از جمله ليموشيرين، سرگيجه را بر طرف مى كند.
آرامش و تعادل براى زنان پرمشغله
237930.jpg
پارسا بهنيا
من و شوهرم درچهلمين سال تولدم، شب را با دوستان در كلبه كوچكى گذرانديم. پيش از آماده كردن شام ، هرچهار نفر ما از تپه اى كه در آن نزديكى بود بالا رفتيم تا غروب پاييزى را تماشا كنيم. وقتى به بالاى تپه رسيديم، دوستم خم شده و يك سنگ مثلثى شكل تقريباً هشتادسانتى را برداشت . سپس به آرامى و با تمركز فراوان يكى از گوشه هاى آن را روى يك سنگ گرد و بلند در كنار گذرگاه گذاشت. تقريباً دقايق طولانى گذشت تا او توانست آن را جايگذارى كرده و دستهاى خود را از روى آن بردارد. همه ما شگفت زده شده بوديم چون سنگ كاملاً به شكل متوازن و متعادلى قرار گرفته بود. او گفت: « اين آرزوى من براى روز تولد توست»: توازن كامل در زندگى!» درواقع همين گونه بودو هيچ چيزى نمى توانست بيش از تعادل كامل مرا خوشحال كند. چند روز بعد، يك صبح زود دوشنبه با سردردى عصبى و در حالى كه ناحيه شقيقه هايم تير مى كشيد بيدار شدم. با وجود موعدهاى كارى، مدرسه، كلاس موسيقى، ورزش بچه ها و ملاقاتهاى بى شمار عصر ، هراس داشتم كه مبادا برنامه اى پيش بينى نشده اتفاق بيفتد. در حالى كه ذهنم مشغول كارهايم بود متوجه شدم كه من فقط عصبى نيستم، بلكه عصبانى نيز بودم. عصبانى از اينكه زندگى ام اينقدر سخت و دشوار است. عصبانى از اينكه گرفتار اين همه كار و مسؤوليت هستم. تمام اين دلشوره ها و نگرانيها را داشتم در حالى كه هنوز از رختخواب جدانشده بودم! چند نفس عميق كشيده و دوباره چشمانم را بستم و به سنگ روز تولدم فكر كردم. آيا مى توانستم درميان گرفتاريهاى بى پايان زندگى تعادل و توازن را بيابم؟ آيا مى توانستم مسؤوليتهايم را اولويت بندى كرده و كارها را زمانبندى كنم و درعين حال آرامش نيز داشته باشم؟ مى دانستم كه نمى توانم كارم را رها كنم، لباسهاى كثيف را ناپديد كرده و يا با شوهر و بچه هايم به يك شهر كوچك بروم. اما اين را هم مى دانستم كه چيزى بايد در زندگى ام تغيير كند. همانطور كه در رختخواب دراز كشيده بودم، با خودم عهدى بستم. فقط براى همان روز كمى آرام بوده و به كارى كه در همان لحظه انجام مى دهم توجه كنم. مثلاً ديدن بچه ها در مدرسه ياشركت در جلسه بعدازظهر. بعد يك چاى درست كرده و آن را با دارچين معطر كردم. وقتى براى خريد روزنامه به بيرون رفتم، براى خريدن يك گل كمى مكث كردم و هواى صبح را استنشاق كردم و در همين وقت احساس خوبى مرا در برگرفت. هنوز هيچ چيزى در زندگى ام تغيير نكرده بود ولى من احساس بهترى داشتم. ماهها به اين فكر مى كردم كه در حيطه انجام كارهاى مختلف گرفتار شده و خودم را فراموش كرده ام.دوباره به آرزويى كه در روز تولدم كرده بودند ، فكر كردم. واقعيت اين بود كه تعادل كامل به نظر يك هدف دست نيافتنى در زندگى پرآشوب من بود. يك تغيير در زندگى كه وقتى براى ايجاد آن نداشتم! و اكنون وقت آن بود كه مفهوم تعادل مطلوب را رها كرده و قدر زندگى ام را در زمان حال بدانم. درست سه سال پيش بود. آرزوى روز تولدم هنوز به وقوع نپيوسته. حداقل نه به آن شكلى كه در تصور من بود. اما زندگى ام بسيار بهتر شده چون فهميده ام كه در هردقيقه از هر روز من قدرت انتخاب دارم: اينكه اينجا باشم با تمام وجود و يا حواسم جاى ديگرى باشد. مى دانم كه وقتى تمركز كامل دارم، احساس جديدى به نام رضايت را در وقايع معمولى زندگى روزمره تجربه مى كنم. اين بدان معنا است كه وقتى كار مى كنم تمام انرژى ام را به سمت كارم هدايت مى كنم. وقتى روى نيمكت پارك مى نشينم ، دقايقى كه آرام هستم درست به اندازه لحظاتى كه مشغول كار هستم براى من مهم هستند. لحظاتى كه براى خودم به وجود مى آورم مانند پادزهرى براى زندگى پر   از  گرفتارى ام عمل مى كنند. قدم زدن با دوستم مرا براى رفتن سر كار آماده مى كند و پانزده دقيقه در باغ بودن در پايان روز، خستگى شش ساعت كار با كامپيوتر را از تنم بيرون مى كند و بازى با پسرانم فكرم را آزاد مى كند. اما آموختن اين چيزها چندان هم آسان نبود چون من بايد كمى منعطف تر شده و منتظر تغييرات غيرمنتظره احساسى نيز مى شدم و متعاقباً پاسخ نيز مى دادم و عملاً اين بدان معنا است كه اكنون بيشتر از سابق «نه» مى گويم. كمتر كار انجام داده و براى خودم فرصتهاى شادترى به وجود مى آورم. پروژه ها و كارهايى را كه به سرعت كمترى نياز دارند، انجام مى دهم و پذيرفته ام كه نمى توانم همه كارهايى را كه دوست دارم، انجام دهم. نمى توانم ليست كارهايم را كنار بگذارم ، اما تحت فرمان آن نيز نيستم. در عوض به خودم فرصت مى دهم كه ريتم متفاوتى را يافته و دنبال كنم. طبق گفته كابات زين، مؤلف «هركجا برويد ، آنجا خواهيد بود»، آموختن اين روش در زندگى بسيار ضرورى است. او مى نويسد :« وقتى بدون تمركز غرق در انجام كارها هستيد به نظر مى آيد از خانه و كاشانه خود دور شده و سردرگم هستيد و وقتى حتى براى چنددقيقه وقتى دوباره به خود مى آييد اين موضوع را مى فهميد. احساس مى كنيد در خانه هستيد. مهم نيست كجا بوده و با چه مسائلى روبرو هستيد». و طبق آنچه من درك كرده ام اين همان توازن است. مى توانم لحظاتى به وجود بياورم كه جداى از كارها بوده و استرس را از بين برده و تعادل به وجود بياورم. مى توانم غيرممكن ها را ممكن ساخته و به آنچه مى خواهم برسم. وقتى دوستم براى من تعادل و توازن كامل را آرزو كرد، تصور من از آن اين بود كه كارها و مسؤوليتهاى متعددم را بدون زحمت انجام دهم و همه كارها نيز خوب پيش برود. اما فهميدم كه اگر فقط كارها را اولويت بندى كرده و سازماندهى كنم ديگر چندان احساس آشفتگى ذهنى نخواهم كرد. در حقيقت تنها چيزى كه من نياز داشتم اين بود كه توجه بيشترى به زندگى كنونى ام داشته باشم. يك روز از دوستم پرسيدم چطور آن سنگ را متوازن نگاه داشت. اوبه سادگى پاسخ داد: «اول تو بايد باور كنى كه مى توانى و سپس بايد كاملاً بى حركت و آرام باشى. اگر به نفس كشيدن خود متمركز شوى و توجه داشته باشى، توازن خود به خود به وجود مى آيد.»
عمل توازن
زندگى روزانه دو انتخاب براى شما به همراه دارد: استرس و آرامش. روانشناس و مؤلف «آرامش درونى براى افراد پرمشغله» توصيه هاى عملى توازن براى حتى لحظات پرمشغله دارد كه به آنها مى پردازيم:
۱ - سعى كنيد هر روز دو تغيير كوچك به وجود بياوريد. از خيابان جديدى برويد يا به يك رستوران جديد برويد. خميردندانتان را عوض كنيد، به شخصى كه نمى شناسيد لبخندبزنيد يا دسر را قبل از غذا بخوريد. كارهاى زيادى از اين دست وجود دارند كه مى توانيد انجام بدهيد.
۲- درهم و برهمى ها را مرتب كنيد. به جايى كه در آن وقت صرف مى كنيد خوب نگاه كنيد و با چيزهاى آشكار شروع كنيد: گياهان خشك شده، روزنامه هاى قديمى و غيره. شما مى توانيد اتاقهايتان را مرتب كنيد اما بايدى وجود ندارد. حداقل مى توانيدكشوى لباسهايتان را مرتب كنيد.
۳ - چيزهاى لذت بخش را به خاطر بياوريد. آيا دارايى شما ، شما را خوشنود و پرانرژى مى كند يا اينكه اينگونه نيست؟ اگر يك بيننده حرفه اى تلويزيون هستيد برنامه هاى جديدى را براى خود به وجود آورده و ببينيد.
۴ - اين را درك كنيد كه همه چيز نبايد همين امروز انجام شود. آنها را طبق درست بودن اولويت بندى كنيد نه مطابق ليست انجام كارها. اگر تميزكردن خانه واجب تر از پاسخ دادن به تلفنها است اين كار را انجام دهيد. بدين شكل نتيجه مطلوب تر بوده و شما نيز احساس آرامش بيشترى خواهيد داشت.
آشپزى
سوپ هويج و سيب با پودر كارى
تركيب هويج، سيب و پودر كارى معجون بسيار دلپذيرى مى دهد كه مزه اى فوق العاده دارد.
مواد لازم براى ۴ نفر
237933.jpg
10  ميلى روغن آفتابگردان
۱ قاشق مربا خورى پودر كارى
۵۰۰  گرم هويج پوست گرفته و ريز شده
۱ عدد پياز بزرگ خرد شده
يك عدد سيب رسيده بزرگ خرد شده
۷۵۰ گرم آب مرغ
نمك- فلفل سياه، ماست سفت و هويج باريك شده.
طرز تهيه
ابتدا روغن را در يك ظرف بزرگ گرم مى كنيم. اين ظرف بهتر است از جنس فلز باشد.
بعد از گرم شدن روغن پودر كارى را در روغن ريخته و براى ۲ تا ۳ دقيقه تفت مى دهيم.
بعد از آن به آن هويج  هاى خرد شده، پياز و سيب را كه قبلاً پخته ايم اضافه مى كنيم و به هم مى زنيم. در ظرف را گذاشته و براى ۱۵ دقيقه با حرارت ملايم مى پزيم در اين مدت گاهى آن را هم مى زنيم. مواد بايد به اندازه اى بپزد كه نرم شود بعد از آن اين مواد را درون غذا ساز يا مخلوط كن مى ريزيم و آن را كاملاً به هم مخلوط مى كنيم تا كاملاً يكدست و صاف شود.
237927.jpg
موادى را كه در غذاساز ريخته و نرم شده است داخل ظرف مناسبى مى ريزيم و آب مرغ را به آن اضافه كرده و روى شعله قرار مى دهيم تا جوش بيايد. در اين مرحله به ميزان دلخواه نمك و فلفل اضافه مى كنيم.
اين مواد را با ملاقه در كاسه مى ريزيم.
سپس ماست را به آرامى (مطابق شكل) در ظرف قرار داده و كمى آن را در سوپ حركت مى دهيم و باريكه هاى هويج را كه به صورت پاپيون درآورده ايم براى تزئين در ظرف مى اندازيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |