چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۸۴ -
Wed, Nov 30, 2005
جوان
۳۳۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
در كوچه
يكى به شكل خود ما
حرف دل
كودكان دوره گرد
عليرضا عصار خوانده است: «عشق ورزان مهر باطل خورده اند.»
و گفته است: «آهن تفتيده مولا كجاست؟»
و دوباره: «دست ها را باز در شب هاى سرد «ها» كنيد ا ى كودكان دوره گرد! مژدگانى اى خيابان خواب ها! مى رسد ته مانده بشقاب ها».
اى كاش دست كم ته مانده اى از بشقاب ها به كودكان دوره گرد مى رسيد.
يا على! كودكان ما چشم به راه دست نوازشگر تو هستند.
نگين آتشبار
دريا
رهانيدن توده اسفنجى مغز در متن صميمى آبى آب،
و بلعيدن عطر بى غل و غش نسيم ساحل،
هضم شن هاى داغ كرانه هاى دريا در پوست،
و لمس ريگ سرد در زير پاى،
تماشاى دگر بار همهمه صورت هاى سبز، جيغ رنگ هاى پويا
خلاصه شدن در پيچش احساس امواج به غايت صادق،
همه و همه بى شك به دوردست رؤيايى دلنشين،
به دلپذير وعده هايى عبث مانده است!
بارى با تو، با تو، اى همره!
فاش سخن گفتن از فرار بخت، اضمحلال عمر،
خاكستر آمال و جارى شدن در بستر يادمان هايى دلگير،
ذره اى از باور بارور اهتزاز روح نمى كاهد!
افسوس كه دريا نيز دلتنگ است!
دريغ و درد كه دريا، درياى پيشين نيست!!
محمدرضا شريفى صادقى
چيزى براى امروز
237951.jpg
ظاهراً جورج بوش تلاش زيادى دارد كه نام خود را به عنوان خنده دارترين رئيس جمهور آمريكا در تاريخ ثبت بكند. عكس هاى خنده دارى كه روزهاى اول رياست جمهورى بوش در اينترنت دست به دست مى چرخيد، عكس هايى بود كه عكاسان هوشمند شكار كرده بودند: بوش كتابى را سر و ته در دست گرفته بود يا سرپوش دوربين را هنگام تماشاى مانور ارتش برنداشته بود. اما عكس هايى كه امروز از بوش ايميل مى شوند، عكس هايى هستند كه اداها و شكلك هاى رئيس جمهور را به تصوير كشيده اند. ديگر به عكاسان تيزبين نيازى نيست. بوش خودش هم نقش خنده دارش را پذيرفته يا اصطلاحاً در نقشى كه برايش ساخته اند، فرو رفته است. بيستم نوامبر، بوش پيش از آنكه سالن كنفرانس مطبوعاتى پكن را ترك بكند (همين تصوير) به عنوان حسن ختام بحث، براى خبرنگارها شكلك در آورد. مى خواهد بگويد آدم راحتى است يا مى خواهد نشان دهد آنقدرها كه شايعه كرده اند، بى رحم نيست؟ اگر قرار بود دوره ديگر هم كانديداى رياست جمهورى شود، باز جرأت مى كرد از اين اداها در آورد؟
در كوچه
پس كوچه هاى زندگى
به دنبال يك زنگ تفريح
237978.jpg
مينو ضابطيان ـ 
«ديروز» با دمش گردو مى شكست!
«امروز» كشتى هايش غرق شده اند!
و «فردا» شايد در هفت آسمان يك ستاره نداشته باشد و شايد هم از شادى در پوستش نگنجد! ... بعضى روزها خوشحال و گاهى وقتها ناراحت و بى حوصله هستيم. احساسات وهيجانات طبيعى كه همه ما آنها را بارها و بارها تجربه كرده و خواهيم كرد. احساساتى كه مى توانند به زندگى ما هيجان و معنا دهند و يا اينكه حس دلسردى و افسردگى ايجاد كنند، دو روى يك سكه!
هيچ انسانى در زندگى سزاوار و شايسته اندوه، ناراحتى، غم، افسردگى و نااميدى نيست زندگى باارزش تر از آن است كه بدون هيچ تلاشى، در حسرت و نااميدى آن را هدر دهيم. در حقيقت بروز هر كدام از احساسات و حالات ذكر شده به شخص ما بستگى دارد. انتخاب اينكه چگونه زندگى كنيم!؟ تلاش انسانى براى رهايى از افسردگى به كمك نيرو و توان خدادادى كه اگر از آن غافل نباشيم در تمام ما وجود دارد، يا دركمال درماندگى و بيچارگى دست زدن به كارهايى كه نه تنها گره اى را باز نمى كنند بلكه تعداد آنها را افزايش مى دهند. (مثلاً استفاده از داروهاى نشاط آور!) تنها بودن و ساعتى را در تنهايى گذراندن بخشى از طبيعت زندگى ما است.
زمانى كه در امتحانى پذيرفته نمى شويم، دوستى را از دست مى دهيم و عزيزى ما را ترك كرده يا مى ميرد، افسردگى احتمالى چيزى بيش از يك حس ساده نياز به تنهايى است و مى تواند عواقب جسمى و روحى بدى را به همراه داشته باشد و بهتر است هر چه سريع تر به دنبال تغيير شرايط روحى باشيم.
افسردگى فصلى يا اختلالات عاطفى فصلى (SAD)
برخى افراد در اواخر پاييز و زمستان احساس دلتنگى و ناراحتى بيشترى نسبت به بهار و تابستان دارند. آنها در اين دوره از سال احساس كمبود انرژى دارند و تمايل كمترى براى حضور و شركت در فعاليت هاى عادى زندگى از خود نشان مى دهند.
تحقيقات مشخص كرده اند كه علت عمده چنين حالتى، كوتاه شدن طول روز و بلندى شبهاست. كمبود نور توليد «ملاتونين» (توسط غدد صنوبرى) را بيشتر مى كند و با حضور اين ماده كه حس خواب آلودگى را ايجاد مى كند، سستى و عدم نشاط و سرزندگى ديده مى شود.
توليد ملاتونين با توليد انتقال دهنده عصبى، سروتونين، كه در كارهاى فيزيولوژيك مختلفى چون تنظيم دما، فشار خون و عملكردهاى فيزيولوژيك وابسته به سيستم عصبى مانند اشتها، حافظه وخلق و خو شركت دارد، مرتبط است.
به عبارتى اين دو (ملاتونين و سروتونين) در يك زمان و با هم عمل نمى كنند. وقتى ملاتونين ترشح مى شود توليد سروتونين متوقف مى شود.
با كم شدن ترشح سروتونين اختلالاتى چون خستگى مزمن، افسردگى و بى حوصلگى بروز مى كند.
«ملاتونين» شبها و «سروتونين» روزها فعال مى شود.
ناراحتى، افسردگى، اختلال در خواب به شكل بى خوابى و يا پرخوابى، اضافه وزن، تشويش و نگرانى، درد مفاصل، سردرد، فشارهاى عصبى و زودرنجى از نشانه هاى بارز اين اختلال محسوب مى شوند.
عامل اوليه بروز اين ناراحتى كمبود نور خوشيد است. نور خورشيد باعث افزايش سطح «سروتونين» و توليد بيشتر ويتامينD مى شود.
ويتامينD علاوه بر تأثيرات فراوانى كه در زمينه هاى مختلفى چون جلوگيرى از پوكى استخوان، سرطان و... دارد تعديل كننده خلق و خو و وضعيت روحى - روانى هم هست.
راههاى ساده وعاقلانه جهت رفع افسردگى
مهمترين داروى ضدافسردگى در دست خود ماست و افسوس كه «آب در كوزه و ما تشنه لبان مى گرديم» جستن راههاى خطرناك و غيرمطمئن براى شاد بودن و فرار از افسردگى و ناراحتى (مانند استفاده از داروهاى نشاط آورى كه به «داروهاى خيابانى» مشهور هستند و يا سرخوشى هاى غيرقانونى و مشكل آفرين كه به پيكره خانواده و اجتماع لطمه مى زند و يا...) بسيار مقطعى و ناخردمندانه است.
امتحان پنج راه زير بسيار ساده و مقرون به صرفه است
۱- در شرايط روحى نامتعادل و بروز حالاتى از افسردگى و دلسردى، سعى كنيد بدن خود را بيشتر در معرض تابش نور خورشيد قرار دهيد.
همانطور كه ذكر شد «ملاتونين» كه حالت سستى و رخوت و تمايل به عدم تحرك را ايجاد مى كند در تاريكى توليد مى شود و به علت پايين آوردن دماى بدن حالت سستى و ضعف بدنى را ايجاد مى كند. اگر دائماً خود را در اتاقى دربسته با پرده هاى كشيده حبس كنيم، اين امكان ساده را از خود گرفته ايم حتى اگر امكان حضور در محلهاى سرباز و آفتابى را نداريد بهتر است نور چراغ اتاقتان را بيشتر كنيد و حداقل براى طى كردن مسيرهاى كوتاه پياده روى كنيد.
آيا مى دانيد كسانى كه در حرفه و شغلشان نياز به شب كارى دارند بيشتر مستعد ابتلا به افسردگى هستند؟
۲- خود را مشغول كنيد: پر كردن زندگى با كارهاى متنوعى كه حداقل برخى از آنها را دوست داشته باشيم، تمايل به بودن و شاد زيستن را در ما افزايش مى دهد.
لازم نيست براى پر كردن روزهاى سرد سال و فرار از آنچه افسردگى و اختلال عاطفى فصلى ناميديم به سراغ فعاليت هاى هزينه بردار رفت. اگر شرايط مالى مناسبى براى پرداختن به ورزش مفرح اسكى نداريد، از يك برف بازى ساده هم غافل نشويد. قدم زدن در پارك، مطالعه كردن، حتى با يك بچه بازى كردن يا شركت در بسيارى از كارهاى ساده و مشابه مى تواند مؤثر باشد.
يكى از راههاى ديگر مشغول كردن خود، مشخص كردن هدف است. پيدا كردن مقصدى معنادار انگيزه بودن و مبارزه با دلسردى و افسردگى را چندين برابر مى كند.
۳- از استراحت به موقع غافل نشويد. استراحتى كه به شما تنوع دهد و براى زمانى هر چند كوتاه جسم و روحتان را از محيط پرتنش و يا دلسردكننده نجات دهد. پرداختن به كارهاى ساده اى چون گوش دادن به يك موسيقى آرام، حمام رفتن و به شيوه جوانان امروزى رد و بدل كردن SMS، زنگهاى تفريح روزانه اى هستند كه به سادگى شرايط روحى را تغيير مى دهند.
۴- تغذيه مناسب: از غذاهاى شيرين، كافئين دار و مصرف الكل بايد پرهيز داشت. گرچه قند و كافئين به صورت لحظه اى و مقطعى انرژى مى دهند اما بعد از گذشت زمان كوتاهى موجبات اضطراب، نگرانى و مشكلات داخلى ايجاد مى شود و چندان روش مؤثر و قابل قبولى نيستند در حالى كه ورزش و فعاليت دائمى و منظم يك وسيله و آلت جنگى طبيعى در مقابله با افسردگى است. زمانى كه ورزش مى كنيم ميزان بيشترى «اندورفين» (ماده شادى بخش طبيعى) در بدن ما ترشح مى شود. (حداقل براى يك ماه ورزش منظم را تجربه كنيد، مطمئن باشيد به آن معتاد مى شويد اعتيادى لذت بخش و غرورآفرين.)
۵- زندگى اجتماعى را فراموش نكنيد. انسان «جزيره» نيست كه در گوشه اى تنها بدون ارتباط با بقيه حضور و وجود داشته باشد. جمع دوستان به ما كمك معنوى مى دهد. گذراندن ساعات بيكارى با افراد مناسب و پرداختن به كارهاى مفيد (مانند كوهنوردى دسته جمعى، دوچرخه سوارى گروهى و...) حس رضايت را به وجود مى آورد. يكى از بهترين آرام بخش ها، داشتن حامى و پشتيبان فكرى است. كسى كه در ناراحتى ها و مشكلات زندگى دستى بر شانه ما زند و يا محرم اسرارمان باشد. بزرگترين گنج است كه نبايد خود را از نعمت آن بى بهره ساخت.
يكى به شكل خود ما
شريل گوردون ‎/جامائيكا آبزرور
شاعرى جوان اما برجسته از جامائيكا
237960.jpg
ستون «يكى به شكل خود ما» اختصاص دارد به معرفى جوانان شبيه ما در سراسر دنيا. مى خواهيم ببينيم مرزهاى زندگى آنان تا كجا امتداد مى يابد و آنان چه ديدگاهى نسبت به زندگى دارند. تهيه اين مطالب را ريما وزين دل برعهده دارد.
ماريو مندل، كه به پرزى شهرت دارد، تنها هفده سال سن دارد، اما او در همين سن هم در دنياى موسيقى معروفيت زيادى كسب كرده است. ماريو متولد هشتم دسامبر ۱۹۸۸ است، در محله داهنى پارك زندگى مى كند و همسايه ها صداى وى را از وقتى هشت يا نه ساله بود مى شنيدند. او در آن سالها آهنگ هاى ديگران را مى خواند، اما آرام آرام همسايه ها متوجه شدند كه او ترانه هايى را مى خواند كه ساخته خودش است.
ماريو كه از مدرسه كالابار فارغ التحصيل شده حالا در كالج اكسكاليسور درس مى خواند. او متذكر مى شود كه اولين آهنگش را در سيزده سالگى در مغازه موسيقى پسرعمويش ضبط كرده است و از آن زمان با حمايت بسيارى از اعضاى فاميل و دوستانش توانسته پله هاى زيادى را طى كند.
گرچه مندل مى داند كه زندگى آينده اش با موسيقى پيوند خورده است اما در عين حال تأكيد مى كند كه اصلاً تحصيل را رها نخواهد كرد. او مى  گويد كه حتماً تا مدارج عالى تحصيل پيش خواهد رفت. «به نظر من تحصيل كردن روى تمام ابعاد زندگى انسان تأثير مى گذارد، حتى بر روى موسيقى و شعر، فكر مى كنم تحصيلات عاليه روى سطح موسيقى و كارهاى آينده من هم تأثير خواهد داشت.»
ماريو، يا به قول طرفدارانش «پرزى» يك جوان بسيار مؤدب، باهوش و خوش برخورد و خلاق است. او براى ساير جوانان جامائيكا اين پيام را مى دهد: فقط به فكر ادامه زندگى در كشورتان باشيد و به مهاجرت فكر نكنيد، در مذهب ثابت قدم باشيد، براى زندگى آينده تان يك برنامه مشخص داشته باشيد و براى رسيدن به هدف خود سخت تلاش كنيد ... و البته موسيقى را هم فراموش نكنيد.
مصاحبه ماريومندل را بخوانيد:
تفريحات شما چيست؟
نوشتن، نوشتن شعر و داستان كوتاه، آواز خواندن و ضبط كردن قطعات موسيقى، و البته رفتن به دل جامعه، برخورد با مردم و مطالعه.
شعرهاى آهنگ هايت چگونه به تو الهام مى شود؟
شعرهاى من براساس تجربيات زندگى هاى روزمره و عادى انسان است، من در اين جامعه زندگى مى كنم و با اين مردم سروكار دارم، شعرهاى من ناشى از برخورد با اين آدم ها، حرفهاى آنها و جامعه دور و برم است. فكر مى كنم هر شعر، همان لحظاتى را كه در آنها پا مى گيرد توصيف مى كند. شعرهاى من در مورد زندگى خودم و انسان هاى اطراف من است.
تو يك هنرمند هستى كه در جامعه نسبتاً شناخته شده است، اين شهرت را دوست دارى يا نه؟
شهرت فوائد زيادى دارد اما ضررهاى زيادى هم دارد. به هر حال اين شهرت و محبوبيت باعث مى شود كه من براى آهنگ ساختن و عرضه آنها كار نسبتاً راحت ترى داشته باشم و با خيال راحت بتوانم به علائق خودم برسم. اما اين نكته را هم در نظر بگيريد كه شهرت باعث مى شود كه بسيارى از راحتى هاى زندگى را از دست بدهى و حتى نتوانى آسوده و بى آنكه شناخته بشوى در خيابانها قدم بزنى و تازه مسأله اين است كه در چنين وضعيتى انتظارات از يك هنرمند بالا است و او هميشه مورد نقد قرار مى گيرد و اين كارش را سخت مى كند.
براى كشورت «جامائيكا» چه آرزويى دارى؟
اميدوارم كه در كشور ما جرم و جنايت، خشونت و فقر كاهش يابد، همه جوانها بتوانند تحصيل كنند و افراد بى خانمان كمتر شوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |