|
بحثى درباره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمد حسين عابدى قسمت پنجاه وسوم
شاعران همواره، يا مقربان درگاه شاهى بوده اند و يا عزيزان مردم و گاهى هم هر دو. اما در هر حال حكيمانى در نظر آمده اند كه رويكرد آنان به حكمت در شعرهايشان جذابيتى خاص براى خوانندگان داشته است. در مقاطعى خاص از تاريخ ايران، اين رويكرد از حكمت، به سياست و مسائل اجتماعى تغيير جهت يافته است. در دهه سى و چهل خورشيدى همزمان با اوج گيرى نگاه سياسى به شعر، ديدگاه ديگرى نيز درباره شعر به تدريج قوت مى گرفت و آن عبارت بود از توجه به خود شعر فارغ از مسائل سياسى و اجتماعى رايج. در واقع مى توان گفت در برابر گرايش شاعران و مردم به تعهدات سياسى و اجتماعى در شعر و گرايش به شعر متعهد سياسى و اجتماعى، گرايش ديگرى نيز شكل گرفت كه شاعر را تنها نسبت به شعر خود متعهد مى دانست و هرگونه تعهد ديگرى _ در صورت قبول- را در خارج از حوزه شعر مى پذيرفت و بررسى مى كرد. ناگفته روشن است كه اين موضوع چه جدل ها و اختلافاتى به همراه داشت؛ جدل هايى كه اغلب از مسائل مربوط به شعر و ادبيات سقوط مى كرد و به انواع تهمت ها و تهديدها آلوده مى شد. در اين ميان آنچه كه بيش از همه صدمه ديد شعر و خود شاعران بودند. به جرأت مى توان گفت در مقطع خاصى از تاريخ شعر معاصر، شاعران بسيارى از هر دو گروه، لطمه هاى جبران ناپذيرى را متحمل شدند. بودند شاعرانى كه استعداد و توان غريب خود را به تمامى صرف سرودن شعرهايى سياسى، اجتماعى و در بسيارى از اوقات بهتر است بگوييم «حزبى» و «سفارشى» كردند و به دليل آنكه شعرشان وقف چيزهايى بيرون از حوزه شعر شد عاقبت نتوانستند در تاريخ شعر معاصر، جايگاهى را كه شايسته آن بودند به دست آورند. در اردوى مقابل نيز شاعران توانمند و مستعد بسيارى بودند كه در برابر هجوم سيل دشنام ها و تهمت ها، تاب نياوردند و امروز كمتر كسى نامى از آنها به خاطر دارد. بديهى است وقتى براى شاعر جايگاهى بيرون از حوزه شعر قائل شويم ملاك سنجش ما نيز مسائل خارج از حوزه شعر را در بر مى گيرد. جايگاه شاعر نكته اى است كه در شعر هفتاد نمود ويژه اى يافت. شايد بتوان تمام مسائل گفته شده درباره آرمان گريزى، جزيى نگرى و سر باز زدن از قبول تعهد در نزد شاعران شعر هفتاد را ذيل عنوان جايگاه شاعر بررسى كرد. همانطور كه گفته شد اينكه شعر هفتاد آرمان گريز است ويا كانون توجه شعر هفتاد از كلى گرايى به سوى جزيى نگرى حركت كرده است و يا طرح اين نكته كه هرچند مى توان در شعر هفتاد مسائل سياسى و اجتماعى را يافت اما از قبول تعهدات سياسى و اجتماعى مى گريزد نكاتى است كه حاصل تغيير زاويه ديد شاعران است. شاعر، دوربين خود را از بيرون شعر، به درون شعر آورده است و به جاى اينكه از بيرون و از مسائل سياسى و اجتماعى به شعر بنگرد؛ از درون شعر، به شعر و يا مسائل بيرون از شعر نگاه مى كند. در اين حالت شاعر مى تواند در زندگى اجتماعى خود هرگونه فعاليت سياسى و اجتماعى را بپذيرد اما اينها به عنوان ملاكى براى ارزش شعر او در نظر گرفته نمى شود. ادامه دارد
|