- سيدعبدالعلى قوام، متولد۱۳۲۴ قزوين.
- اخذ مدرك ديپلم تجربى در سال ۱۳۴۳ از دبيرستان محمد قزوينى.
- اخذ مدرك ليسانس علوم سياسى از دانشگاه ملى ايران (شهيد بهشتى بعدى)، ۱۳۴۷.
- اخذ مدرك فوق ليسانس «اداره امور دولتى» از دانشگاه ايلى نوى آمريكا، ۱۹۷۳.
- اخذ مدرك فوق ليسانس «تئورى اجتماعى و سياست عمومى» از دانشگاه ابردين انگلستان، ۱۹۷۵.
- اخذ مدرك دكتراى علوم سياسى از دانشگاه ابردين انگلستان در سال ۱۹۸۰.
- استاديار دانشگاه شهيد بهشتى از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۷.
- دانشيار دانشگاه شهيد بهشتى، ۱۳۷۷-۱۳۶۷.
- استاد دانشگاه شهيد بهشتى از سال ۱۳۷۷ به بعد.
- تأليف مقالات متعدد علمى و تأليف كتابهاى:
۱- اصول سياست خارجى وسياست بين الملل
۲- توسعه سياسى و تحول ادارى
۳- سياستهاى مقايسه اى
۴- چالش هاى توسعه سياسى
۵- جهانى شدن و جهان سوم
۶- اهميت و مسائل حوزه اقيانوس آرام با همكارى مريم دفترى
۷- نقد نظريه هاى نوسازى و توسعه سياسى
و ترجمه و تحقيق كتابهاى «مبانى ديپلماسى: چگونگى مطالعه روابط ميان دولتها» و «تحولات سياسى و اجتماعى اروپاى شرقى تا ۱۳۴۵».
چهره اى جدى و مصمم دارد، در عين آدمى خونگرم و مهربان است و نگرش واقعگرايانه او به مسائل توسعه اى، سياسى و ديپلماتيك باعث مى شود، تحليل هايى علمى و جالب توجه ارائه دهد و بهره مندى از اين نوع تحليل ها به واقعگرا شدن ديگران و كارآمدى تصميم سازى و تصميم گيرى هاى مختلف كمك مى كند.
عبدالعلى قوام استادى است كه درباره او بايد اينگونه صحبت كرد تا ارزيابى نزديك به امر واقع را به دست داد.
او متولد ۱۳۲۴ قزوين است. تحصيلات ابتدايى و دبيرستان را در دبستان خواجه نصيرالدين طوسى و مدرسه راهنما و محمد قزوينى در قزوين مى گذراند و درسال ۱۳۴۳ ديپلم تجربى مى گيرد.
در همان ايام نسبت به مطالعه كتابهاى مختلف در حوزه هاى شعر و ادبيات و داستان و مسائل سياسى علاقه مند مى شود .كتابهايى در زمينه تاريخ و تحولات ايران از مشروطه به بعد و رمان هاى نويسندگان ملل ديگر همچون آثار ويكتور هوگو و شكسپير را مطالعه كرده است و در سفرهايى كه به تهران داشته به خريد كتابهاى مورد علاقه اش پرداخته و گه گاه از منابع متعدد كتابخانه هاى پايتخت بهره لازم را نصيب خودش كرده است.
تقريباً در اكثر مقاطع تحصيلى دبستان و دبيرستان شاگرد اول مى شود و تقديرنامه هايى را هم دريافت مى كند و از دوره دبيرستان هم مطالب متعددى را در روزنامه هاى محلى قزوين به چاپ مى رساند و همكارى او با آن نشريات تا زمان تحصيل در دانشگاه ملى ايران ادامه پيدا مى كند.
در سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ به عنوان دانشجوى رشته علوم سياسى دانشگاه ملى ايران كه بعد از انقلاب نام آن به دانشگاه شهيد بهشتى تغيير داده شده، به تحصيل مى پردازد.
نام برخى از استادانش را به ياد مى آورد:
«دكتر عزيزى استاد تاريخ روابط خارجى و دكتر امين عاليمرد استاد درس سازمانهاى ادارى و روابط بين الملل بودند و دكتر على اكبر هم عمدتاً درس انديشه هاى سياسى را ارائه مى داد و به مباحث درسى هم تسلط زيادى داشتند.»
به ادامه تحصيل در خارج از كشور تمايل نشان مى دهد و از ۶ دانشگاه آمريكا اعلام پذيرش مى گيرد كه دانشگاه ايلى نوى و دانشگاه بركلى از جمله آنها بوده اند.
به توصيه استادانش و خصوصاً دكتر افخمى مبنى بر اينكه دانشگاه ايلى نوى يكى از ۱۰ دانشگاه برتر آمريكا است در همين دانشگاه تحصيلات خود را ادامه مى دهد. دانشگاه ايلى نوى شامل چند واحد دانشگاهى است كه مهمترين شعبه آن بين دو شهر شمپين و اوربانا كه معتبرترين آنها هم به شمار مى آيد و در زمان تحصيل قوام حدود ۳۵ هزار دانشجو داشته است.
در رشته اداره امور دولتى آن دانشگاه به تحصيل مى پردازد و در سال ۱۹۷۳ فارغ التحصيل مى شود و به خاطر اخذ بورسيه اى كه از دانشگاه ابردين گرفته و هم به دليل آن كه قوام تمايل داشته در انگليس هم تحصيل كند به انگليس عزيمت مى كند.
در پايان نامه اش در آمريكا به بررسى «ابعاد سياسى و بودجه بندى در ايران» مى پردازد و نتيجه هم مى گيرد كه مسائل برنامه ريزى و بودجه بندى كه با توزيع درآمدها و تخصيص منابع سروكار دارد، در ايران بيشتر تحت تأثير فشارهاى سياسى است. پايان نامه اش را زير نظر پروفسور «توماس پيج» كه تئورى سازمانها و سياستگذارى عمومى را درس مى داده، تهيه و ارائه مى كند و از ديگر استادانش به نام «پروفسور ريچ» اشاره مى كند كه درسهاى «اداره امور دولتى مقايسه اى» و «اداره و حكومت» را درس مى داده. خودش درباره علت اين كه چرا از رشته علوم سياسى به رشته اداره امور دولتى كشيده شده مى گويد:
« احساس كردم كه بعد از تحصيل در رشته علوم سياسى يك مقدار روى جنبه هاى عملى سياست كار كنم و به يك تركيب از تئورى و عمل دست يابم. رشته اى هم كه خواندم در حقيقت تركيبى از مديريت سياسى و علوم سياسى بود.»
در دوره كارشناسى ارشد «تئورى اجتماعى و سياست عمومى» هم استادانى مانند پروفسور «فرانك بيلى» داشته كه استاد راهنمايش بوده و عمدتاً اين استاد درس نظريه هاى سياسى را ارائه مى داده است.
پايان نامه قوام در خصوص «تعارض و تلازم برنامه ريزى در جوامع غيركمونيستى» بوده است.
نظام برنامه ريزى متمركز و آمرانه بعد از جنگ جهانى دوم در اتحاد جمهورى هاى شورايى روسيه نضج گرفت و فراگير شد و در برخى كشورهاى غيركمونيستى هم اين روش برنامه ريزى رواج پيدا كرد. در ايران هم سازمان برنامه و بودجه تأسيس شد.
«تعارضى كه اين نوع برنامه ريزى در جوامع غيركمونيستى ايجاد مى كرد اين بود كه اين نوع برنامه ريزى در اين كشورها كه مطابق ارزشهاى دموكراتيك ابتكار عمل را به بخش خصوصى مى داد و اصالت فرد مطرح بود در تعارض بود.»
قوام در پايان نامه اش توضيح مى دهد كه چنين كشورهايى با چه معضلات و چالشهايى در ارتباط با آن اصولى كه مطابق دموكراسى ليبرال است مى توانند روبرو شوند.
در كشور پادشاهى متحد U.K) يا همان انگلستان) يك تحقيق ميدانى هم انجام مى دهد و نتيجه مى گيرد كه بين ۳۰ تا ۳۵درصد از تصميم گيرى هاى دولت در واقع توسط افراد حرفه اى تكنوكرات و غيرمنتخب صورت مى گيرد و تعارضات اينگونه تصميم گيرى افراد غيرمنتخب را با اصول اوليه دموكراسى در آن كشور مشخص مى كند.
در مقطع دكترا مجدداً به تحصيل در رشته علوم سياسى رومى آورد و علاقه و وفادارى خود را نسبت به اين حوزه درسى ابراز مى دارد.
تز دكترايش را در مورد اصلاحات سياسى و ادارى كشورهاى در حال توسعه با تأكيد بر مورد مطالعاتى ايران تهيه مى كند.
«سعى من بر اين بود كه با استفاده از يكسرى مدل ها و رويكردها مسائل مرتبط با رفرم يا اصلاحات سياسى و ادارى را مورد بررسى قرار بدهم و علل پيوستگى اداره و سياست برخى كشورها را مطالعه كنم. شرايطى كه منجر به سياست زدگى بوروكراسى مى شود و همچنين نقش گروههاى ذى نفوذ و فشار را در سياستگذارى ها و تصميم گيرى هاى كشورهاى جهان سومى ارزيابى كنم و در حقيقت به نحوى از انحا تحميل روابط غيررسمى بر سازمان هاى رسمى مورد بررسى قرار بگيرد و در پايان هم اين موضوع را درارتباط با ايران مورد بررسى قرار دادم و موانع و مشكلات اين زمينه را در سالهاى قبل از انقلاب مورد توجه قرار دادم.»
عبدالعلى قوام تجربه هاى برخى ديگر از كشورهاى جهان سومى و از جمله برزيل، السالوادور و تركيه را هم بررسى مى كند و در آخر كار، توصيه ها و پيشنهاداتى را براى اجراى اصلاحات لازم در سازمان هاى ادارى ارائه مى دهد.
او توصيه مى كند دستگاههاى ادارى بايد در مسائل كشور تا اندازه اى بيطرف بمانند و خود را درگير مسائل سياسى نكنند و بيشتر به تصميم گيرى ها و اجراى تصميمات بپردازند.
براى دموكراتيزه كردن سيستم ادارى پيشنهاد مى كند كه سيستم ادارى تركيبى از تشكيلات منتخب باشد و مشكلات و معضلات تمركز بيش از حد نظام ادارى كشورهايى از جمله ايران را گوشزد مى كند؛ مشكلاتى كه باعث مى شود دولت در انجام وظايف سنتى اش هم ناتوان گردد.
قوام بعد از اتمام تحصيل به كشور مراجعت مى كند و تا به امروز به تدريس در دانشگاه شهيد بهشتى اقدام مى كند. در سالهاى ۵۹-۱۳۵۷ رئيس مركز آموزش و پژوهش سازمان هاى محلى و شهردارى هاى كشور مى شود و هم اكنون استاد تمام رشته علوم سياسى و روابط بين الملل دانشگاه شهيد بهشتى است.
كتاب «سياست خارجى و سياست بين الملل» او به عنوان كتاب برگزيده سال ۱۳۷۱ معرفى گرديد.
او در حال حاضر دروس «مسائل توسعه سياسى»، «تئورى هاى روابط بين الملل» و «سياست هاى مقايسه اى» را ارائه مى دهد و مقالاتى در زمينه چالش هاى نظرى پيرامون امنيت ملى و بين المللى، از ديپلماسى مدرن به ديپلماسى رسانه اى، نظريه هاى زيست محيطى و سياست بين الملل و نظريه انتقادى در روابط بين الملل را زير چاپ دارد.