شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۴ -
Sat, Dec 3, 2005
ماجرا
۳۳۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
مدير شركت قلابى فروش خودرو تحت تعقيب پليس
گروه حوادث : مدير يك شركت قلابى فروش خودروهاى اقساطى كه اقدام به كلاهبردارى ميليونى كرده تحت تعقيب قرار گرفت.
اين مرد با اجاره دفترى در برج گلديس به بهانه فروش اقساطى خودروهاى پژو و پيكان با سود كمتر و آگهى آن در روزنامه دست به كلاهبردارى ميليونى زد.يكى از مالباختگان در شكايت خود به بازپرس شعبه هشتم دادسراى سعادت آباد گفت: مدتى قبل آگهى اين شركت را در روزنامه خواندم و از آنجايى كه خودروهاى پژو و پيكان را با سود بسيار كمى و به صورت اقساطى مى فروخت با دادن مبلغ ۵ ميليون تومان براى خريد خودرو پژو ۴۰۵ ثبت نام كردم ولى بعد از مدتى وقتى براى تحويل خودرو مراجعه كردم متوجه شدم مدير شركت با گرفتن پولهاى زيادى از مردم متوارى شده است.
در ادامه اين تحقيقات مشخص شد دفتر اين شركت اجاره اى بوده و مدير آن پس از جلب اعتماد و گرفتن مبالغ زيادى پول متوارى شده است.به گزارش خبرنگار ما، بازپرس هاشمى پس از تحقيق از مالباختگان با صدور قرار مجرميت براى مدير اين شركت پرونده را براى صدور حكم به مجتمع قضايى قدس ارسال كرد.
همدستى دو زن
براى دستگيرى شوهر كلاهبردار
238338.jpg
گروه حوادث: يك دختر مسيحى كه با اعتماد به پسرى جوان تمام دارايى اش را دراختيار او قرارداده بود وقتى پى برد كه فريب خورده از او شكايت كرد.
راز اين كلاهبردارى زمانى فاش شد كه زن جوانى ازاين دختر مسيحى خواست تا ديگر مزاحم زندگى او و شوهر جوانش نشود.
بنا به اين گزارش ساعت ۱ بامداد ۱۱ خردادماه سال جارى مأموران كلانترى ۱۳۶ فرجام درجريان يك درگيرى در خيابان سراج قرارگرفتند. پس از حضور مأموران در صحنه درگيرى و انتقال دو زن و مرد جوانى به كلانترى باشكايت اين دو زن روبه رو شدند.
دختر جوان ۳۳ ساله مسيحى درحالى كه به شدت عصبانى بود به مأموران گفت: حدود دوسال پيش پس از دوستى بين برادرم و اين پسرجوان، رفت وآمدهاى او به خانه ما شروع شد. تا اينكه برادرم به خاطر يك چك به زندان افتاد. پدرم سالها پيش فوت كرده و من و مادرم تنها مانده بوديم.
به همين خاطر اين پسرجوان اعتماد ما را جلب كرد و وقتى فهميد من قصددارم با پس اندازى كه حاصل ۱۲ سال كارم است ماشين پرايدى خريدارى كنم پيشنهاد كرد انجام اين كار را به او واگذاركنم. كم كم رابطه دوستى بين ما برقرار شد و من علاوه بر پول خريد خودروى پرايد تمام پس اندازم را دراختيار او گذاشتم و او به من قول داد تا در موعدمقرر پرايدى را كه در يكى ازنمايندگى ها ثبت نام كرده تحويل من دهد. در اين مدت او به ما پيشنهادكرد تا زمانى كه برادرم در زندان است. خودروى پيكان او را رنگ كرده و آماده استفاده نمايد.
مدتى بود كه او كمتر به من سرمى زد. موعد مقرر براى تحويل پرايد فرارسيد. اما چون خبرى ازاين پسرجوان نبود من به دفتر نمايندگى شركت خودروسازى مراجعه كردم اما متوجه شدم هيچ خودرويى با مشخصات من ثبت نام نشده است. وقتى با منزل پسرجوان تماس گرفتم تا علت موضوع را بپرسم زنى جوان از من خواست تا مزاحم زندگى شوهرش نشوم. باورم نمى شد. او پس از فريب من و سوءاستفاده از ۹ ميليون تومان پول نقد و پس اندازم اقدام به ازدواج كرده و از من مى خواست تا ديگر مزاحم او نشوم.
درتماس تلفنى ديگرى ماجرا را به زن جوانش گفتم و از او خواستم تا كمكم كند. وقتى فهميدم او ماشين پيكان برادرم را هم كه در اختيارش بود با قولنامه اى دستى فروخته است تصميم گرفتم تا تكليفم را با او روشن كنم. به درخانه اش رفتم و با كمك همسرش توانستم خريدار پيكان برادرم را پيداكنم. اما اين مرد جوان وقتى فهميد كه همسرش به من كمك مى كند او را به باد كتك گرفت و درگيرى شديدى ايجادشد.
زن جوانى كه به تازگى به عقدموقت اين مرد درآمده بود، گفت: چندماه قبل او پس از جلب اعتماد با من ازدواج كرد و حدود ۵ ميليون تومان پول نقد از من قرض گرفت تا اينكه مدتى قبل دختر ناشناسى با شماره خانه ما تماس گرفت و ادعاكرد شوهرم ۹ ميليون تومان پول او را به سرقت برده است. احساس كردم آينده خودم هم اينطور است. تصميم گرفتم به او كمك كنم چرا كه پدر نداشت و تنها برادرش هم در زندان بود. اما وقتى شوهرم متوجه اين مسأله شد مرا مورد ضرب و جرح قرارداد.
پس از ارجاع پرونده به شعبه ۷ بازپرسى دادسراى رسالت به خاطر ايراد ضرب و جرح عمدى، كلاهبردارى، خيانت در امانت و فروش مال غير، پسرجوان روانه زندان شد.
پس از آنكه او اقدام به بازگرداندن خودروى پيكان به خانواده دخترمسيحى كرد با صدور قرارمجرميت پرونده جهت صدور رأى به شعبه ۱۰۸۵ مجتمع قضايى شهيد مدرس مستقر در دادسراى رسالت ارسال شد.
در جلسه دادگاه درحاليكه پسر جوان اتهام خيانت در امانت و سوءاستفاده از ۹ ميليون تومان پس انداز دخترجوان مسيحى را پذيرفته بود مادر او با ارائه مداركى به دادگاه ادعاكرد پسرش دچار مشكلات روحى و روانى است و به اعمال خودش مسلط نيست.
«قاضى عبدالمنافى» رئيس شعبه ۱۰۸۵ با معرفى اين جوان ۲۸ ساله به پزشكى قانونى تهران از پزشكان اين سازمان خواست تا با بررسى و تحقيق اعلام كنند او مجنون يا محجور است يا خير و آيا بر اعمال و رفتار خود ازجمله انجام دادوستد آگاه و واقف است؟ و چنانچه محجور است تاريخ آن دقيقاً مشخص شود.
به گزارش خبرنگار ما پس از اعلام نتيجه ازسوى پزشكى قانونى، قاضى عبدالمنافى نسبت به اتهام خيانت در امانت و فروش مال غير توسط اين پسرجوان اتخاذ تصميم خواهدكرد.
پرونده كارت هاى جعلى خبرنگارى
238341.jpg
گروه حوادث: بازپرسى دادسراى خارك دستور داد تا مديران مسؤول روزنامه ها در مورد نحوه صدور كارتهاى خبرنگارى توضيح دهند.اين دستور در پى كشف تعداد ۱۲۳ جلد كارت خبرنگارى جعلى صادر شد.
بنا به اين گزارش پليس راهور تهران بزرگ در دو مرحله اقدام به توقيف كارتهاى خبرنگارى در محدوده طرح ويژه ترافيك تهران كرد.
پس از جمع آورى اين كارت ها و ثبت شماره خودروهايى كه تحت اين عنوان وارد محدوده طرح ترافيك شده بودند، پرونده اى در دادسراى ناحيه ۶ خارك تشكيل شد.به دستور نيك بختى بازپرس شعبه سوم اين دادسرا تمامى كارتها به اداره تشخيص هويت تهران ارسال شد.
پس از بررسى هاى فنى مشخص شد به جز يك مورد، بقيه كارتها از لحاظ جنس كاغذ و نوع چاپ جعلى مى باشند.بازپرس نيكبختى با مشخص شدن جعلى بودن اين كارتها در دو شاخه قضايى با دعوت از مديران مسؤول روزنامه ها خواست تا نسبت به صدور و نحوه توزيع اين كارتها توضيح دهند و همچنين در دستورى از راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ خواست تا مشخصات خودروهايى كه دارندگان اين كارتها بوده اند از طريق راهور تهران به دادگاه اعلام شود.
اسيدپاشى غيرعمدى در يك فروشگاه لوازم آرايشى
گروه حوادث: پاشيده شدن اسيد روى بدن مشترى يك فروشگاه لوازم آرايشى باعث طرح يك پرونده جنجالى در دادسراى شهر رى شد.
در جريان اين حادثه چهار قسمت از بدن پسر جوانى كه براى خريد لوازم آرايشى به اين فروشگاه مراجعه كرده بود، دچار مصدوميت شد.بنا به اين گزارش؛ ظهر روز ۲۶ مهرماه سال جارى در حالى كه پسر جوانى در حال صحبت كردن با صاحب يك فروشگاه لوازم آرايشى بود ناگهان سوزش شديدى را در كتف خود احساس كرد.او وقتى به بالكن بالاى سرش نگاه كرد، متوجه شد كه مقدارى اسيد از داخل يك شيشه واژگون شده به روى كتف او ريخته است.جوان مصدوم پس از مداوا در بيمارستان با مراجعه به شعبه نخست دادسراى شهررى شكايتى را در اين باره ارائه كرده و خواستار جبران ضرر و زيان خود شد.به دستور بازپرس «دانشور» صاحب فروشگاه براى تحقيق به دادسرا احضار شد.
وى در اين باره گفت: مقدارى اسيد براى شست وشوى دستشويى داخل يك شيشه نگهدارى مى كردم. روز حادثه هنگامى كه شاگردم سرگرم تميز كردن بالكن فروشگاه بود، ناگهان پايش به شيشه خورده و باعث واژگون شدن آن و ريختن اسيد به پايين شده است.
وقتى پسر جوان از سوى پزشكان قانونى مورد معاينه قرار گرفت، سوختگى درجه ۳ در ۴ نقطه از بدن او مورد تأييد قرار گرفت.به گزارش خبرنگار ما، بازپرس رسيدگى كننده به پرونده صاحب فروشگاه را در اين ارتباط مجرم شناخته و تقاضاى پرداخت ديه را برايش صادر كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |