دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۴ -
Mon, Dec 5, 2005
ديپلماتيك
۳۳۲۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ورزش
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
چالش ۳جانبه آمريكا
منبع: كوريا هرالد - ترجمه: على محمدسابقى
«پاول كندى» مورخ معروف آمريكايى در اجلاس «دانش جهان» كه از تاريخ ۱۲-۱۰ ماه اكتبر سال جارى در «سئول» (پايتخت كره جنوبى ) برگزار شد، هشدار داد: جايگاه آمريكا به عنوان قدرت بلامنازع جهان در حال افول است.
وى ضمن تشبيه قدرتهاى پويا به تخته شطرنج گفت: چنانكه آمريكا به چالشهاى قريب الوقوع پيرامون جايگاه مسلط جهانى خود توجه نكند، با ريسك به كنار گذاشته شدنش روبرو خواهدشد.
امروزه، آمريكا در سه جبهه درگير است؛ عملياتهاى تروريستى كه امنيت آن را به خطر مى اندازد، رقابتهاى شديد اقتصادى كه با آن روبرو است و افول قدرت فرهنگى از جايگاه كنونى . به احتمال زياد، آمريكا به عنوان ابرقدرت بدون رقيب جهان با ظهور رقباى اقتصادى جديد به ويژه در آسيا بر روى صفحه شطرنج بازيهاى جهان ، درحال افول است.«آسيا يكى از نگرانيهاى حيرت آور است كه «چالشهاى نظامى و اقتصادى جدى براى آمريكا به نمايش گذاشته است. چين و هند هر دو در سالهاى اخير افزايش توليدات داخلى را تجربه كرده اند و مى خواهند دسترسى ناوگانهاى آمريكا به درياهاى آسيا رامحدود كنند.
براساس پيش بينى «گلدمن ساچ» پيرامون وضعيت اقتصادى درازمدت جهان ، چين تا سال ۲۰۵۰ اولين قدرت اقتصادى جهان و آمريكا دوم و هند سوم خواهد بود. چين، بزرگترين صادركننده كالا در جهان است. شركتهاى آمريكايى ، كالاهاى چينى و هندى را مصرف و براى استفاده از خدمات ارزانتر از نيروى كار هند استفاده مى كنند.
پاول كندى ، كارشناس مشهور «امپراتوران بزرگ» معتقد است كه قدرت امپراتوران به سه چيز است ؛ توان نظامى ، بهره ورى اقتصادى و قابليتهاى سياسى. كتاب وى تحت عنوان «ظهور و سقوط امپراتوران از قرن پانزدهم تا بيست و يكم» موضوع اختلاف برانگيزى بوده كه مورد توجه رهبران جهان و صاحبان قدرتهاى مركزى قرار گرفته است.
ارزيابى منتقدانه وى از كشور خود (آمريكا) ، هشت سال پس از انتشار كتاب «ظهور و سقوط امپراتوريهاى بزرگ» توجه مشتاقان زيادى را به خود جلب كرده است.
وى مى گويد: آمريكا از نظر نظامى «گستردگى امپراتورى» را دارد، ولى بدون تطبيق آن با نيازها و اولويتهاى ملى خود دراين زمينه، هزينه مى كند.
بين تعهدات بين المللى آمريكا و عمليات نيروهاى نظامى آن در اجراى اين تعهدات، عدم توازن در حال گسترشى وجود دارد كه نمونه آن استقرار نيروهاى نظامى آمريكا در عراق، افغانستان، آلمان و هائيتى است . به همين خاطر است كه على رغم برخوردارى از بالاترين رقم بودجه دفاعى در جهان كه معادل بودجه دفاعى ۱۹۱ كشور جهان است، هنوز هم اين كشور در معرض تروريسم قرار دارد. چون با گسترش هرچه بيشتر قدرت نظامى ، گروههاى تروريستى به جاى مقابله با ارتش منظم، به هدفهاى آسانترى همچون افراد غيرنظامى و سفارتخانه ها حمله خواهند كرد.
چالشهاى نظامى : مهم است مشخص شود كه براى قدرت استراتژيك آمريكا چه مناطقى از جهان از اهميت برخوردار است. درحال حاضر ، «مواردى وجود دارد كه در اولويت منافع آمريكا نيست و بايد در سطح آژانسهاى بين المللى با آنان برخورد شود.»در مورد جابه جايى نيروهاى آمريكايى مستقر در كره جنوبى لازم است «برنامه دقيق و حساب شده» به جاى تخليه كامل درنظر گرفته شود، آن هم پس از تأييد نهايى بازرسى موفقيت آميز تسليحات هسته اى كره شمالى.
چالشها در جبهه اقتصادى : اتحاديه اروپا و كشورهاى برزيل ، روسيه ، هند و چين به عنوان حريفهاى جديدى كه هم به صورت گروهى و هم به گونه فردى، قدرت اقتصادى آمريكا را كه از هزينه هاى زياد نظامى و كسرى بودجه فدرالى رنج مى برد، تهديد مى كنند. اروپا كه به عنوان يك قدرت متحد و بلوك واحد اقتصادى عمل مى كند، قادر است با استفاده از توانايى هاى خود، قدرت اقتصادى آمريكا را مورد آزمايش قرار دهد. وادار كردن شركت «مايكروسافت » به پرداخت ۶۵۰ميليون دلار جريمه و تهديد واشنگتن به افزايش ماليات بر كالاهاى صادراتى آمريكا پس از بستن ماليات بيشتر به آهن وارداتى ازسوى اروپا توسط آمريكا، نمونه هايى ازتوانمنديهاى اتحاديه اروپا به شمار مى روند.
ايالات متحده آمريكا درچهارسال گذشته به دليل جنگ عراق، افغانستان و امدادرسانى به توفان زدگان «كاترينا، با كسرى بودجه زيادى مواجه بوده است كه بزرگترين كسرى بودجه جهان محسوب مى شود. درحالى كه دولت فدرال، ارقام هزينه هاى جنگ عراق و افغانستان را از ليست كسرى بودجه خود حذف كرده است.
چالشهاى فرهنگى: آمريكا كه زمانى با جينهاى آبى و «ام تى وى» و شركتهاى بين المللى خود، دنيا را تحت تأثير قرارداده بود، درحال حاضر، قدرت نرم افزارى فرهنگى را ازدست داده است. تصاوير پخش شده از جنگ عراق و افغانستان و نحوه كمك رسانى به افرادى كه در توفان كاترينا گرفتار شده بودند، دليل افول آشكار از آن موقعيت است.ميزان مقبوليت سياست آمريكا به پايين ترين سطح خود رسيده است. نظرسنجى بنياد «پيو» كه يك مؤسسه آمارى بين المللى است، بيانگر اين پسرفت مقبوليت و مشروعيت است.
پاول كندى، براى بازسازى چهره تخريب شده بين المللى ايالات متحده آمريكا، براهميت فعاليتهاى عملى اين كشور تأكيدمى كند و مى گويد: اتخاذ «سياست تضمينى» كه به متحدين تضمين دهد كه از قدرت خود سوءاستفاده نمى كند و دركنار آن ايجاد سازمانهاى بين المللى و ابزارهايى كه بتواند قدرت آمريكا را حفظ كند، تنها راه برون رفت از اين وضعيت است.
وى گفت: اگر او سياستگذار در صحنه سياسى آمريكا بود، تلاش مى كرد بدون سروصدا كاركند و به ديگر كشورها بفهماند كه مى خواهد با همكارى ديگران و به صورت چندجانبه اقدام نمايد و به عبارت ديگر «بازى تيمى» انجام دهد.
البته اين امر مستلزم اين است كه رويكردهاى منفى خود در قبال قراردادهاى بين المللى همچون بايكوت پروتكل كيوتو و دادگاه جنايتكاران بين المللى را تغييردهد.
* پاول كندى: نويسنده اى توانا و صاحب كتابها و مقالات متعددى ازجمله كتاب پرسروصداى «ظهور و سقوط امپراتوران» و «آمادگى براى قرن بيست و يكم» است و درحال حاضر به عنوان استاد رشته تاريخ در دانشگاه ييل آمريكا تدريس مى كند و به دليل ديدگاهش پيرامون افول هژمونى آمريكا، از وى به عنوان واپسگرا (declinist) نام برده مى شود.
سوريه و آمريكا
چالش غيرقابل اجتناب
238635.jpg
لادن سلامى
آمريكا در سوريه چه مى خواهد و چرا فرانسوى ها با آمريكا همسو شده اند؟
پاسخ كلى آن است كه آمريكا عليه سوريه پس از تغيير رژيم عراق، معادلات جهان عرب و منطقه را وارد فاز جديدى كرده است كه مهمترين عنصر آن، تشديد روند يكجانبه گرايى آمريكا براى تغيير محيط سياسى _ امنيتى خاورميانه مطابق با اهداف و منافع، امنيت ملى و سياست ها و برنامه ها و راهبردهاى كلان آمريكا و اسرائيل است.
از سوى ديگر، فرانسه به عنوان كشورى كه در سوريه و لبنان داراى منافع حياتى است، با روند تغييرات كلى مورد نظر آمريكا همسو است.
حال، اين سؤال مطرح مى شود، راز همسويى پاريس و واشنگتن در مسأله سوريه چيست؟ فرانسه كه در حمله آمريكا به عراق با اين حمله مخالف بود، چرا در شرايط فعلى همراه با آمريكا در قضيه ترور «رفيق حريرى» عليه سوريه وارد عمل شده است؟
ظرف دو سال اخير، مهمترين اتهامات و تهديدات آمريكا و فرانسه عليه سوريه عبارت بوده اند از: ارسال تجهيزات جنگى از سوى سوريه براى رژيم «صدام حسين»، پناه دادن مقام هاى رژيم سابق عراق، حمايت سوريه از گروه هايى كه آمريكا آنها را تروريستى مى داند، نظير «حماس»، «حزب الله» و «جهاد اسلامى»، مخفى سازى سلاح هاى كشتار جمعى عراق، توليد سلاح هاى كشتار جمعى از جمله گاز «سارين» و عامل شيميايى «وى ايكس» اغماض نسبت به ورود تروريست ها ازخاك خود به عراق و بحثى كه اخيراً مطرح شده و آن اتهام دخالت مقام هاى ارشد سورى در قتل «رفيق حريرى» نخست وزير اسبق لبنان است.
فرانسه نيز در اينكه دولت سوريه بايد تضعيف و به طور كامل از لبنان خارج شود، با آمريكا همسو است. دليل همراهى فرانسه با آمريكا در اين مسأله، دستيابى به سهم بيشتر در آينده لبنان است. در واقع، فرانسه از اينكه رژيم لبنان به نفع يك رژيم نزديك به آمريكا تغيير يابد، خرسند نخواهند شد و بيشتر در پى اعاده نفوذ سنتى و استعمارى خود در لبنان است.
در مجموع، آمريكا و فرانسه معتقدند كه دخالت سوريه در امور داخلى لبنان بايد پايان يابد. زيرا به تصور آنان از سال ۱۹۸۴ كه تفنگداران آمريكايى و فرانسوى از لبنان اخراج شدند، سوريه جاى آمريكا و فرانسه را در اين كشور گرفت.طى اين ۲۰ سال، آمريكا و فرانسه همواره درصدد اعاده مجدد اين نفوذ بودند. البته فرانسه با روند تغييرات كلى مورد نظر آمريكا در خاورميانه و خليج فارس به عنوان منطقه اى كه پاريس در آن داراى منافع حياتى است. كاملاً همسو نيست و حتى در مواردى مخالف رويكردهاى آمريكا است ولى مسأله لبنان و همراهى فرانسه با آمريكا در آن خاص و ويژه است.
فرانسه از حل و فصل چالش هاى آمريكا و سوريه با محوريت سازمان ملل متحد و شوراى امنيت و افزايش نقش و جايگاه اتحاديه اروپا در معادلات خاورميانه از جمله لبنان حمايت مى كند. روابط سنتى لبنان و سوريه با فرانسه در سطوح فرهنگى، سياسى و اقتصادى به دليل اينكه اين دو كشور قبل از استقلال مستعمره فرانسه بوده اند، بسيار زياد است. اين در حالى است كه جناحى در دولت آمريكا آماده است به هر شكلى رژيم حاكم بر سوريه را سرنگون كند. زيرا معتقد است، هر تغييرى در سوريه، به هر نحوى كه صورت گيرد، منافع آمريكا را تأمين خواهد كرد.
به نوشته روزنامه «شرق الاوسط»، منابع فرانسوى معتقدند: اوضاع در سوريه براى پاريس اهميت ندارد، آنچه مهم است، اجراى دو قطعنامه ۱۵۵۹ و ۱۵۹۵ و روشن شدن واقعيت ترور حريرى است.
فرانسه همواره از آمريكا خواسته است، به صورت منطقى با دمشق برخورد كند، زيرا هرگونه تغيير قدرت در سوريه مى تواند همراه با خشونت و پيامدهايى بر اوضاع منطقه بويژه لبنان باشد، به همين دليل پاريس تاكنون موفق شده است، مسؤولان آمريكايى را از اقدام بر ضد سوريه منع كند، ضمن آنكه از ديدگاه پاريس، سوريه به حد كافى با فرانسه در اين زمينه همكارى نمى كند.
برخى از منابع آگاه معتقدند: دولت آمريكا تصميم گرفته است از طريق اقدام نظامى و از طريق دولت تركيه به سوريه حمله كند كه تركيه با اين طرح مخالفت كرده است. برخى ديگر معتقدند: آمريكا طرح ديگرى دارد كه از خاك عراق به سوريه حمله كند. برخى مقامات آمريكايى همچنين كودتا را راه حل ديگرى براى بركنارى اسد مى دانند و قصد دارند از طريق گروههاى معارض سوريه، كودتايى را در اين كشور ايجاد كنند.
ترور حريرى، عامل شتاب زاى مطلوب آمريكا
بهانه جويى هاى واشنگتن از دمشق زمانى شروع شد كه سوريه مخالفت خود را با حمله آمريكا به عراق ابراز كرد. (اين در حالى است كه در سال ۱۹۹۱ و حمله عراق به كويت، سوريه نيروى نظامى عليه عراق به منطقه اعزام كرده بود.)
در زمان حمله آمريكا به عراق، سوريه اعلام كرد: پروازهايى كه از پايگاه اينجرليك تركيه بلند مى شوند تا عراق را بمباران كنند، اجازه ندارند از فضاى سوريه استفاده نمايند. آمريكا نيز مدعى شد كه سوريه تجهيزات ديد در شب به عراق مى داده و بعد از سقوط صدام نيز به بعثى ها پناه داده و سرمايه هاى مقامات بعث را در بانك هاى خود نگه داشته است. در حال حاضر نيز آمريكا معتقد است كه سوريه مرزهاى خود را براى عبور تروريست ها به خاك عراق باز مى گذارد. از اين رو، ارتش آمريكا در مرزهاى سوريه و عراق نيرو مستقر كرده و طى هفته هاى اخير، درگيرى هاى شديدى در اين منطقه روى داده است.
انگليسى ها نيز در اعمال فشار بر سوريه بويژه در مسأله عراق در كنار آمريكايى ها قرار گرفته اند. انگليس به عنوان رئيس دوره اى اتحاديه اروپا اعلام كرده است: اگر سوريه به قطعنامه ۱۶۳۶ شوراى امنيت سازمان ملل متحد در مورد لبنان عمل نكند، در اين صورت، شوراى مزبور اقداماتى عليه اين كشور اتخاذ خواهد كرد.
«جك استراو» وزير خارجه انگليس گفته است: اگر سوريه در مورد عراق و لبنان با جامعه بين الملل همكارى نكند، ممكن است مجازات شود. از ديدگاه لندن، سوريه به منظور پيشگيرى از نفوذ تروريست ها از طريق مرزهاى اين كشور به عراق بايد تمام تلاش خود را براى به كنترل درآوردن مرزهاى زمينى اش با عراق به كار ببرد و از ورود تروريست ها به سرزمين خود از طريق فرودگاه دمشق يا هر گذرگاه ديگر ممانعت به عمل آورد. البته آمريكايى ها به فشارهاى مذكور در حوزه لبنان و عراق اكتفا نكرده اند و تلاش مى كنند تا بر روى آسيب پذيرى هاى درون جامعه سوريه نيز سرمايه گذارى كنند. در همين ارتباط، «كاندوليسا رايس» وزير امور خارجه آمريكا اعلام كرده كه دمشق بايد تمامى زندانيان سياسى را آزاد كند و تأكيد كرده است كه آمريكا به حمايت هاى خود از مردم سوريه براى رسيدن به آزادى و دموكراسى و عدالت تحت حاكميت قانون ادامه مى دهد. به اعتقاد رايس، آمريكا خواهان پايان يافتن محدوديت ها و بازداشت فعالان حقوق بشر و دموكراسى در سوريه است. با وجود اين، عامل شتابزا براى تشديد فشارها بر سوريه، قتل حريرى و پيش از آن تمديد رياست جمهورى «اميل لحود» بوده است. دور جديد فشارهاى آمريكا بر سوريه به سال گذشته و موضوع تمديد رياست جمهورى لحود در لبنان برمى گردد. آمريكا و فرانسه معتقدند كه اين تمديد تحت فشار سوريه انجام شده است. در عين حال، ترور «رفيق حريرى» نخست وزير اسبق لبنان نيز فشار عليه سوريه را كامل كرد و پيامدهاى بدى را براى سوريه در پى داشت.
دو سال قبل با كناره گيرى رفيق حريرى از سمت نخست وزيرى، در نگاه نخست، اينگونه به نظر مى رسيد كه اميل لحود و فرماندهان سورى، رقيب اصلى خود را از صحنه به در كرده اند.
اما از طرف ديگر، عدم حضور «رفيق حريرى» در حكومت لبنان با توجه به روابط نزديكش با بسيارى از كشورهاى صاحب نفوذ، بويژه فرانسه، خلأ آشكارى را در روابط بين المللى لبنان ايجاد كرد.
كناره گيرى حريرى، هنگامى بيشتر به چشم مى آمد كه به ياد داشته باشيم او طى ۱۴ سال گذشته، ۱۰ سال را در سمت نخست وزير و به عنوان نيروى اصلى در فرايند بازسازى اين كشور سپرى كرده بود. در حالى كه بسيارى، او را عامل بحران هاى اقتصادى پايان دهه ۹۰ لبنان و همچنين بدهى سنگين اين كشور به كشورهاى خارجى و سازمان هاى جهانى مى دانند، اما در ذهن بسيارى ديگر، تصوير رفيق حريرى همچنان با سرمايه گذارى هاى كلان او در بازسازى شهر بيروت و كمك هاى او به آموزش و پرورش در لبنان عجين بود.
اگرچه دولت هاى تحت نظر «رفيق حريرى» طى بيشتر از يك دهه با تكيه بر اقتصاد و سرمايه گذارى خارجى فرصت مناسبى را براى پيشرفت اقتصادى لبنان آفريدند، اما همچون بسيارى ديگر از الگوهاى توسعه در خاورميانه، با توزيع ناعادلانه اين فرصت ها و چشم پوشى از توسعه سياسى و اجتماعى معضلات بسيارى نيز در جامعه بحران زده لبنان - پس از جنگ داخلى - ايجاد كردند.ترور او در سال گذشته هنگامى رخ داد كه حريرى در اذهان افكار عمومى ، در رأس مخالفان نفوذ سوريه در لبنان قرار داشت و طبيعى بود كه نگاهها و فشارها متوجه دمشق بشود و اين عامل شتاب زايى براى كليدخوردن چندين پروژه همزمان عليه سورى ها بود. اوضاع از آن رو مشكل تر شده كه در حال حاضر سوريه هواداران عرب خود را از دست داده است. تمامى كشورهاى عربى معتقدند سوريه بايد تمام تلاش خود را براى همكارى با تيم تحقيقاتى سازمان ملل متحد به كار گيرد. مصرى ها و عربستانى ها نيز به عنوان متحدان سنتى دمشق به سوريه، توصيه كرده اند به نحوى با سازمان ملل متحد كنار آيد تا غوغا فرو بنشيند.
مصر و تضعيف سوريه بدون برترى اسرائيل
مصر در يك چشم انداز كلى و درازمدت به دنبال تضعيف سوريه همراه با جلوگيرى از برترى اسرائيل در معادلات منطقه است. قاهره از تضعيف عمومى سوريه به عنوان يكى از مدعيان جديد رهبرى جهان عرب خرسند مى شود، همچنان كه با حذف صدام، يكى از رقباى جدى وسنتى و بالفعل مصر براى رهبرى جهان عرب از دايره قدرت حذف شد. اما قاهره نگران است كه تضعيف سوريه به معنى برترى اسرائيل در منطقه باشد.
درهمين چارچوب، مصر از تشديد فشارهاى اقتصادى و سياسى بر سوريه استقبال مى كند، زيرا تضعيف هدفمند دمشق بدون حمله نظامى آمريكا بر سوريه، باعث افزايش قدرت مانور قاهره در معادلات درون عربى به شمار مى رود.
از سوى ديگر، روابط سنتى مصر با سوريه و آمريكا، مهمترين فرصت براى ارتقاى سطح بازى و قدرت مانور قاهره در تنش هاى اخير بين واشنگتن و دمشق را فراهم آورده است.
البته مصر همانند دوره جنگ آمريكا عليه صدام ، نگران تأثيرگذارى چالش آمريكا و سوريه بر رشد تمايلات بنيادگرايانه در جهان عرب و افزايش تهديدات داخلى ومنطقه اى ناشى از آن عليه ثبات رژيم هاى نزديك به آمريكا از جمله رژيم حاكم بر قاهره است؛ امرى كه نمى توان آن را با پيروزى هاى اخوان المسلمين در انتخابات پارلمانى مصر، بى ارتباط دانست.
دولت «حسنى مبارك» هرنوع افزايش بى ثباتى در منطقه از جمله تنش بين سوريه و آمريكا را ضربه اى به صنعت توريسم خودو جايگاه حياتى آن در درآمد ملى مصر مى داند، لذا قاهره نه حمله آمريكا را تأييد مى كند و نه سوريه اى قدرتمند را. مصر، در مجموع، به دنبال سوريه اى ضعيف است ، البته نه آن اندازه ضعيف كه مقدمات برترى كامل اسرائيل در منطقه فراهم شود.
عربستان ، بازى بين دو متحد
موضع عربستان سعودى در قبال اين تنش،جلوگيرى از انجام حمله نظامى آمريكا، سوريه و تلاش براى تغيير رفتار دمشق به منظور دستيابى به يك توافق است.
«سعود الفيصل» وزير امور خارجه عربستان اعلام كرده است كه اتهامات و تهديدات آمريكا عليه سوريه باعث ايجاد حلقه اى از جنگ و آشوب در خاورميانه مى شود.
در مجموع، رياض با بهره گيرى از ثروت و درآمد نفت به عنوان مهمترين صادركننده نفت جهان با سطح توليد حدود ۹ ميليون بشكه در روز و بهره گيرى از اين وضعيت اقتصادى ، مى تواند برمواضع آمريكا ، سوريه و ساير بازيگران معادلات منطقه و حتى اروپا و جهان تأثير گذارد. سران آل سعود به شدت در پى آن هستند تا از موقعيت ايجاد شده بين سوريه و آمريكا سود ببرند، گرچه خودسعودى ها نيز از سوى تندروهاى آمريكا تحت فشار هستند.
موضع يك همسايه غيرعرب
افزايش تنش ميان آمريكا وسوريه براى تركيه نيز دردسرساز شده است. نارضايتى مردمى در درون اين كشور از سياست هاى آمريكا و انتقاد از همراهى آنكارا با واشنگتن از آن جمله است.
افزايش اين تنش، بار ديگر ، دولت «رجب طيب اردوغان» را بر سر دوراهى قرار داده است. دولت اردوغان مايل به تخريب روابط خود با كشورهاى عربى و اسلامى نيست و از سوى ديگر ، تمايلى هم به همراهى كامل با آمريكا يا تنش در روابط تركيه و آمريكا ندارد.
تركيه در تلاش براى تضعيف موقعيت كلى جهان عرب و قطب هاى محورى آن نظير عراق ، سوريه ، مصر و عربستان در روند يكجانبه گرايى آمريكا است و در همين راستا ، دردرازمدت، درصدد تضعيف هركشور عرب به عنوان رقيب منطقه اى اش است، اما تركيه در مسائلى نظير آينده كردها در عراق و منطقه با سوريه همسو است و طى يكى دوسال اخير روابط مناسبى را با سوريه برقرار كرده است.به همين دليل تركيه در تلاش براى كاهش سطح بحران بين آمريكا و سوريه است و اعتقاد دارد كه افزايش تنش با منافع عمومى كشورهاى منطقه مغاير است.
چالشى غيرقابل اجتناب
در مجموع، نگاه سوريه به نظام بين الملل و خاورميانه با ديدگاه آمريكا به اين مسأله فرق دارد. واشنگتن دنبال تغيير فضاى سياسى و امنيتى منطقه و روى كار آمدن رژيم هايى همسو با اهداف آمريكا و اسرائيل است. لذا فشار آمريكا بر سوريه در جهت تغيير رفتار دمشق يا در نهايت تغيير حكومت سوريه است و اين چالشى غيرقابل اجتناب بين دمشق و واشنگتن به وجود آورده است. اسرائيل نيز كه همواره از كمك هاى دولت سوريه به گروههاى فلسطينى «حماس» ، «جهاداسلامى» و «جبهه خلق براى آزادى فلسطين (فرماندهى كل) به رهبرى «احمد جبرييل» ناراضى بوده است ، از تشديد فشارها بر دمشق خرسند است.سوريه خواستار بازپس گيرى بلندى هاى جولان و «مزارع شبعا» است و اسرائيل اعلام كرده است كه به هيچ وجه جولان را پس نمى دهد. آمريكا نيز از طريق اعمال فشار روى سوريه درصدد است كه اين كشور پيمان سازش با اسرائيل امضا كند و حال ، اكنون پرونده قتل حريرى بهانه اى شده است تا آمريكا،مسائل خود را در لبنان و عراق با سوريه تسويه كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |