دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۴ -
Mon, Dec 5, 2005
ورزشى
۳۳۲۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ورزش
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
به انگيزه افتتاح
موزه و مركز فرهنگى «محمدعلى»
قدرت رسانه ها را فراموش نكنيم
محمود صدقى زاده

دو كشور هم مرز ايران و تركيه با وجود همسايگى و اشتراكات فراوان تاريخى، فرهنگى و دينى ، به علت نداشتن شناخت دقيق و واقعى از يكديگر، از گذشته هاى دور تاكنون امكان برقرارى ارتباط نزديك و در حد انتظار را به دست نياورده و هميشه به عنوان رقيب به هم نگريسته اند. دراين ميان از آنجا كه برقرارى ارتباط مطلوب و نزديك بين دو كشور ايران و تركيه كه دوكشور مهم منطقه محسوب مى شوند، فرصتهاى بسيارى را از ساير كشورها و قدرت هاى حاضر درمنطقه سلب مى كند و منافع بالفعل آنان را با خطر مواجه مى سازد، لذا قدرتهاى ياد شده از گذشته تاكنون سعى در دور نگه داشتن اين دو كشور از يكديگر داشته اند و در هر دوره اى از طرق مختلف ، يا ايران را به دورى از تركيه تشويق كرده اندو يا تركيه را از نزديك شدن به ايران برحذر داشته اند. براى مثال با نگاهى مختصر به دوران پهلوى، مى بينيم با وجود نزديكى و توجه رضاخان به تركيه وتلاش وى در بهبود مناسبات با آن كشور، فرزند وى از ارتباط با تركها مى پرهيزد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران ، ايران نيز غرب ودر رأس آن آمريكابا تبليغات منفى عليه انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى ايران سعى در منحرف كردن افكار عمومى مردم تركيه و تشويق دولتمردان اين كشور به دورى از ايران داشته اند و مشاهده مى شود، كشور تركيه كه پس از پيروزى انقلاب ، دولت جمهورى اسلامى ايران را به رسميت مى شناسد، از برقرارى ارتباط جدى و نزديك با ايران پرهيز مى كند. جالب اينكه از زمان امضاى آخرين توافقات مرزى بين ايران وتركيه (قراردادمرزى قصر شيرين ) مدت زمان زيادى مى گذرد ودر طول اين مدت، هرچند ارتباط مناسب و گرمى بين دوكشور وجود نداشته ولى هيچگونه اختلاف جدى و قابل تأملى نيز بين آنان به وجود نيامده است كه اين امر خودنشانگر وجود پيوندهاى عميقى است كه مانع بروز تنش وهمچنين حاكى از ظرفيت و پتانسيل لازم در بهبود و گسترش روابط و مناسبات دو كشور است. در اين ميان غرب در راستاى سياست خود با توجه به نقش و تأثير رسانه هاى گروهى تركيه در شكل دهى افكار عمومى و حتى هدايت و جهت دهى به سياست هاى دولت، آن را به عنوان ابزار اعمال سياست مذكور به خدمت گرفته وبايد اذعان داشت متأسفانه تا حدود زيادى به نتايج موردنظر خود نيز دست يافته است به طورى كه موفق شدند در بين اقشار مختلف مردم تركيه از ايران چهره اى عقب مانده، فقير ، بى فرهنگ ، متحجر و حامى تروريست بسازند كه نه تنها مردم عادى بلكه اقشار تحصيلكرده و برخى دولتمردان اين كشور نيز از روند فوق تأثير پذيرفته اند. البته ذكر اين نكته ضرورى است كه به غير از برخى استثنائات، در بيشتر مواقع مطالب منتشر شده عليه جمهورى اسلامى ايران در رسانه هاى گروهى تركيه در اثر نداشتن ارتباط و ناشى از شناخت اندك مردم دو كشور از يكديگر است و تنها از طريق ايجادارتباط وتعامل با ارباب رسانه ها و روشنگرى ايشان (كه البته امرى دشوار و پيچيده است و نياز به صرف زمان طولانى و برنامه ريزى دارد) مى توان به تدريج بر اين مشكل فائق آمد. جالب آنكه وقتى از نويسندگان مطرح روزنامه ها ودست اندركاران نشريات و گزارشگران مطرح تلويزيون هاى مختلف اين كشور پرسيده مى شود «چرا نويسندگان تركيه مطالبى عليه جمهورى اسلامى ايران مى نويسند؟» به اتفاق عقيده دارند؛ اين مسأله به ميزان و منابع اطلاعات نويسندگان بستگى دارد به همين جهت با توجه به فراهم نشدن امكان سفر به ايران و نداشتن ارتباط با رسانه هاى گروهى ايران و مشكلات موجود جهت دستيابى به منابع دست اول و واقعى ايران، به ناچار از منابع غربى استفاده مى كنيم و لذا ممكن است مطالب و تحليلهاى ارائه شده برخلاف واقع باشد. همين مسأله نشانگر اين است كه در صورت برقرارى ارتباط مستمر و منطقى با دست اندركاران اين رسانه ها بسيارى از مسائل و مشكلات موجود از بين خواهد رفت. در نوشتارى كه از نظر مى گذرد، نگاهى به خصوصيات رسانه هاى گروهى تركيه و جايگاه و نقش آن در جامعه و همچنين به ذكر دلايل ضرورت و اهميت تعامل و برقرارى ارتباط با رسانه هاى جمعى تركيه كه تاكنون تا حد زيادى در ديپلماسى جمهورى اسلامى ايران در آن كشور مغفول مانده و موانع و مشكلات اين ارتباط و همكارى پرداخته خواهد شد.
الف ) خصوصيات رسانه هاى گروهى تركيه :
در تركيه به غير از تعداد اندكى كانال تلويزيونى و راديويى دولتى، مابقى كانالهاى تلويزيونى و راديويى و همچنين روزنامه ها به صورت خصوصى اداره مى شوند. اين رسانه ها به صورت شركتهاى تجارى مادر (هلدينگ) عمل مى كنند و در زير مجموعه شركت تأسيس شده، يك يا چند كانال تلويزيونى و شبكه راديويى ، يك يا چند روزنامه، مجله و خبرگزارى مشغول فعاليت هستند. مانند هلدينگ آيدين دوغان كه خبرگزارى دوغان ، تلويزيونهاى CNN ترك و كانال D و همچنين روزنامه هاى حريت، مليت و تعداد زيادى مجله را تحت پوشش خود دارد. اولويت اول در رسانه هاى گروهى تركيه، همانند ساير شركتهاى تجارى كسب درآمد بيشتر است و براى جلب افكار عمومى و جذب مشترى از هر روشى اگرچه غيراخلاقى بهره مى جويند. ديگر ويژگى رسانه هاى گروهى تركيه اين است كه با توجه به سياست وخط مشى اتخاذ شده، هوادار جريانات فكرى و مبلغ سياست هاى احزاب مورد نظر خود هستند و به عبارت ديگر عمده رسانه هاى گروهى هوادار و ارگان احزاب محسوب مى شوند. از ديگر ويژگى هاى رسانه ها در تركيه قدرت آنها در جامعه است طورى كه در تركيه معروف است: «در جامعه دو قدرت وراى قانون وجود دارد؛ ارتش و رسانه ها» البته بايد افزود با توجه به سياست هاى اروپا به جهت درخواست تركيه براى عضويت در اتحاديه اروپا و قدرت ارتش تركيه به عنوان مانعى در اين راه و همچنين سياستهاى آمريكا در خاورميانه و احتمال ممانعت ارتش تركيه در دستيابى آمريكا به اهداف و نقشه هاى خود ، اقداماتى براى كاستن قدرت ارتش و كوتاه كردن دست آن از سياست صورت گرفته و نتايجى نيز در بر داشته است ولى قدرت رسانه ها نه تنها كاهش نيافته كه بيش از پيش قدرتمند شده اند. ويژگى ديگر رسانه هاى گروهى تركيه از نشريات گرفته تا راديو و تلويزيون آزادى آنهاست. به طورى كه هيچگونه نظارتى بر آنان اعمال نمى شود و تنها در صورت وجود شاكى خصوصى و يا اقدامى عليه امنيت و منافع ملى، موضوع از طريق دادگاه قابل رسيدگى است. به همين جهت نويسندگان در ارائه نظرات سياسى و حتى انتقاد از عملكرد دولت ودرج آن در مطبوعات داراى آزادى كامل هستند و مسؤوليت مطالب مندرج آنان نيز با خود آنان است و نشريه در حذف و يا اصلاح مطالب ارائه شده داراى اختيار نيست.
ب ) نقش و جايگاه رسانه هاى گروهى در جامعه:
در جوامع امروزى نقش رسانه ها در شكل دهى به افكار عمومى و حتى تأثيرگذارى و هدايت سياستهاى اقتصادى، فرهنگى و سياسى دولت ها، نقشى انكار ناپذير دارد. در كشور تركيه نيز تأثيرگذارى رسانه هاى جمعى به حدى است كه دولت و حتى ساير احزاب خارج از دولت در اظهارنظرها، اعمال سياستها واجراى برنامه هاى مورد نظر بستر و زمينه هاى لازم را از طريق رسانه هاى گروهى حامى خود ايجاد مى كنند و هميشه تأثير رسانه هاى مخالف را به عنوان ناظرى دقيق مدنظر دارند. كشورهاى خارجى خصوصاً كشورهاى غربى با توجه به نقش و تأثير وافر رسانه هاى جمعى در بين آحاد مردم تركيه از آن به عنوان ابزارى جهت دستيابى به اهداف خود درتركيه استفاده مى كنند و رسانه هاى گروهى به عنوان يكى از مؤثرترين عوامل كاربردى در استراتژى تدوين شده از سوى آنان در تركيه به شمار مى آيند. براى مثال مى توان به نقش رسانه ها در به سقوط كشاندن دولت آقاى بولنت اجويت
(Bulent Ecevit) رئيس حزب  DSP(حزب دموكرات سوسيال) و رئيس دولت ائتلافى تركيه با حضور سه حزب ANAP (حزب مام ميهن)، MHP (حزب مليت گراى خلق) و DSP در سال ۱۹۹۹ - ۲۰۰۲ ميلادى اشاره كرد. در آن زمان آمريكا در راستاى سياستهاى خود در جهت تغيير نقشه خاورميانه به دنبال جلب حمايت و همكارى تركيه در حمله به عراق بود. اما اجويت با توجه به تجارب ديرينه سياسى و پيروى از سياست لزوم حفظ و بهبود رابطه با همسايگان بارها اعلام كرد تركيه در اجراى سياستهاى آمريكا در منطقه در كنار آن كشور نخواهدبود. بنابر اين آمريكا جهت رفع مشكل تصميم به براندازى دولت آقاى اجويت گرفت و توسط عوامل خويش در سيستم اقتصادى تركيه (كمپانيها و بانكهاى خصوصى) اقدام به وارد آوردن ضربه اى اقتصادى كرد و همزمان با اين حركت از طريق رسانه هاى گروهى مخالف با تأكيد بر بيمارى و كهولت سن نخست وزير و عدم توانايى ايشان در اداره امور كشور به بزرگنمايى ضعف دولت و انتقادات شديد از آن اقدام كرد كه پيامد آن سقوط دولت اجويت بود.
ج ) فرصتهاى ايران براى بهره گيرى از رسانه هاى تركيه:
رسانه هاى گروهى تركيه در طول سالهاى پس از انقلاب اسلامى تحت تأثير تبليغات منفى غرب و ارتباط نامستمر با ايران معمولاً مطالب منفى و در راستاى منافع غرب در خصوص ايران منتشر كرده اند. سمت و سوى مطالب منتشر شده در جهت معرفى چهره اى تروريست، عقب مانده و ناقض حقوق بشر بوده و منجر به تخريب وجهه ايران در بين افكار عمومى مردم و ايجادفاصله بين دو كشور شده است. نمونه بارز تأثير منفى رسانه هاى تركيه در روابط ايران و تركيه ، نقش مؤثر رسانه هاى آن كشور در جرياناتى است كه منجر به اخراج سفير و دو تن از سركنسولان جمهورى اسلامى ايران شد. بدين ترتيب سفير وقت كشورمان كه از سفراى موفق كشورمان در تركيه بوده و در جهت گسترش و بهبود روابط دو كشور اقدامات مؤثرى داشته با اقدام هماهنگ ارتش و رسانه هاى تركيه مجبور به ترك آن كشور شد. چنانچه از قدرت و نفوذ رسانه هاى تركيه در بين افكار عمومى مردم و مسؤولان آن كشور در راستاى سياست هاى مثبت و بهبود روابط استفاده شود، نقش قابل توجهى ايفا خواهند كرد و به راحتى مى توانند زمينه هاى لازم را در جامعه فراهم كنند و افكار عمومى و حتى نظر مسؤولان كشور را بدان سمت سوق دهند. به عبارت ديگر در صورت برقرارى ارتباط منطقى و صحيح با رسانه هاى گروهى تركيه مى توان آنها را از وضعيت تهديد عليه جمهورى اسلامى ايران به فرصتى در راستاى منافع كشورمان در كشور تركيه تبديل كرد. نكته قابل توجه اينكه برقرارى ارتباط مستمر با رسانه هاى تركيه با وجود مشكلات و حساسيت هاى موجود، موضوعى است كه به سهولت انجام پذير است. مشتركات فرهنگى، تاريخى و آداب و رسوم مردم دو كشور امكان بالقوه اى است كه مى تواند زمينه هاى برقرارى اين ارتباط را فراهم آورد.استمرار اين رابطه بطور قطع در اصلاح ذهنيت منفى موجود عليه ايران مؤثر خواهد بود. جهت روشن تر شدن موضوع به ذكر نمونه اى از تأثيرات ارتباط با نويسنده يكى از روزنامه هاى تركيه كه معروف به مخالفت با ايران است، مى پردازيم: در پى ديدار و برقرارى ارتباط با دست اندركاران رسانه هاى تركيه از ياشار نورى اوزتورك (رئيس سابق دانشكده الهيات دانشگاه استانبول، نويسنده روزنامه استار و نماينده مردم استانبول در مجلس تركيه) جهت سفر به ايران به منظور آشنايى با مراكز علمى، فرهنگى، دينى و ملاقات با چند تن از علما دعوت به عمل آمد. وى پس از بازگشت از ايران مقاله اى در روزنامه استار منتشر كرد و در بخشى از آن چنين آورد: «سالهاست عليرغم بحث گرم انقلاب بزرگ اسلامى امكان ارزيابى ايران را نداشتم. تاكنون در خصوص ايران و انقلاب اسلامى آن جمله اى به قلم نياورده ام زيرا كه اطلاعات موثقى در دست نداشتم اطلاعات موجود در رسانه ها يا توليد قدرتهايى كه تفكرات صليبى داشتند بوده و يا اينكه از فيلتر فساد آنان گذشته و غيرواقعى بودند و من نمى توانستم به اين اطلاعات اعتماد كنم. منتظر بودم كه همانند ديگر مسائل با چشم خويش مشاهده كرده تا بتوانم با وجدان خود ارزيابى نمايم. اين فرصت به دست آمد. رفتم و مشاهده كردم و گوش فرا دادم. وجدان و اسناد موجود را ملاك قراردادم و نتايجى كسب كردم. اكنون خوشحال هستم كه تاكنون در خصوص چيزى كه نديده و در مورد آن گفت وگو نكرده ام، چيزى ننوشته ام و به زبان نياورده ام».
(روزنامه استار ۸۱‎/۴‎/۲)
د) علل برقرار نشدن ارتباط با رسانه هاى جمعى تركيه:
پيشتر گفته شد مردم تركيه و حتى قشر تحصيلكرده و دولتمردان اين كشور از جمهورى اسلامى ايران شناخت دقيق و واقعى ندارند. تبليغات سوء كشورهاى ثالث كه از آشفتگى روابط دو كشور سود مى برند و كوتاهى دستگاه هاى مربوطه جمهورى اسلامى ايران در معرفى چهره واقعى كشور، منجر به ايجاد چنين شناختى در خصوص ايران در افكار عمومى تركيه شده است. طورى كه به رغم همسايگى و روابط ديرينه تاريخى و مشتركات فرهنگى گاه سؤالاتى طرح مى شود، از قبيل اينكه «آيا در ايران اتومبيل وجود دارد؟» و يا اينكه «آيا در ايران هنگام اذان، مردم از سوى پليس به زور وادار به خواندن نماز درمساجد مى شوند؟» و...
در اين ميان دست اندركاران رسانه هاى گروهى و نويسندگان مقالات روزنامه ها نيز از اين امر مستثنى نيستند. اكثر آنان ، شناخت صحيحى از ايران ندارند و تحت تأثير تبليغات غرب به اين موضوع در ميان آحاد مردم تركيه دامن مى زنند. آنان ضمن تأكيد بر عدم غرض ورزى در انتشار مطالب خلاف واقع درباره ايران ، علت اين اقدام خويش را بازديد نكردن و نداشتن مطالعه نزديك و ميدانى در خصوص ايران خصوصاً پس از انقلاب اسلامى و همچنين نداشتن ارتباط با دست اندركاران رسانه هاى گروهى در ايران و استفاده از اخبار مربوط به ايران از منابع غربى ذكر مى كنند.اين در حالى است كه مسؤولان رسانه هاى گروهى و نويسندگان طراز اول مطبوعات، نسبت به برقرارى ارتباط مستمر و همكارى نزديك با رسانه هاى جمعى ايران و كسب اخبار صحيح، موثق و دست اول در خصوص جمهورى اسلامى ايران ابراز تمايل مى كنند. در سالهاى قبل از پيروزى انقلاب اسلامى با اينكه شاه رغبتى به برقرارى ارتباط صميمانه با تركيه نداشت ولى سركنسولگرى ايران در استانبول ارتباط نزديكى با مطبوعات داشت و با اقداماتى بسيار ساده و كم هزينه ، الفت و دوستى بين طرفين برقرار بود ودر مطبوعات آن دوره مطلبى منفى درخصوص ايران درج نمى شد. اما در طول سال هاى پس از انقلاب اسلامى، عليرغم اهميت و لزوم برقرارى ارتباط با رسانه هاى گروهى تركيه و وجود زمينه لازم، متأسفانه اين مسأله مورد توجه جدى قرار نگرفت وهيچگاه با رسانه هايى كه تأثير بيشترى در بين مردم دارند و معمولاً مطالب ضد ايران نيز در آنها به چاپ مى رسد، ارتباطى برقرار نشده است. در صورتى كه بطور يقين برقرارى ارتباط با اين دسته از رسانه ها بويژه با نويسندگان طراز اول روزنامه ها وتهيه كنندگان مطرح و معروف برنامه هاى تلويزيونى كه سازندگان اصلى افكار عمومى مى باشند، تا حد زيادى مى تواند مانع درج مطالب منفى درباره ايران باشد.
البته نبود ارتباط با اين گروه از رسانه ها دلايلى دارد. از جمله مسؤولان مربوطه چه در داخل و چه در خارج از كشور گمان دارند رسانه هاى تركيه بطور كامل از سوى آمريكا، انگليس و يا اسرائيل هدايت مى شوند و بر اين باورند كه اين رسانه ها به جهت وابستگى شديد، ضد ايران هستند و به هيچ وجه با ما در جهت مثبت همكارى نخواهند كرد و به همين دليل مسؤولان اعزامى اعم از سياسى و يا فرهنگى و حتى مسؤولان داخلى در برخورد با رسانه هاى آن كشور سياست و خط مشى دورى و پرهيز از برقرارى ارتباط با آنها را در پيش مى گيرند كه به همين دليل ايران قدرت مؤثر رسانه هاى تركيه را در اين كشور از دست داده و رسانه هاى تركيه به عنوان ابزارى مهم به دست دشمنان ما افتاده كه در جهت اهداف خويش از آن بهره مى گيرند. دليل ديگرى كه مى توان براى نبودن ارتباط با رسانه هاى تركيه برشمرد، حضور عوامل خارجى از جمله نيروهاى اسرائيلى در تركيه است كه مسؤوليت بررسى فعاليتهاى كشورهاى مختلف از جمله ايران را در زمينه هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى در تركيه به عهده دارند. فشار نيروهاى خارجى خصوصاً عوامل رژيم اشغالگر قدس به حدى است كه در برخى موارد دست اندركاران رسانه ها از برقرارى ارتباط مستمر با مسؤولان ايرانى در سفارت و يا كنسولگرى واهمه دارند.
چه بايد كرد؟
براى رفع اين مشكل مى توان ستادى متشكل از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، وزارت خارجه، وزارت اطلاعات، صدا و سيما و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى جهت بررسى روند فعلى و تدوين استراتژى تعامل با رسانه هاى گروهى تركيه تشكيل داد و زمينه هاى لازم را جهت تبادل هيأت هاى رسانه اى و برقرارى ارتباط بين تلويزيون ها و روزنامه هاى دو كشور فراهم ساخت. توجه بيشتر رسانه هاى داخلى به مسائل تركيه و انعكاس مطالب بيشترى درخصوص آن كشور راه حل مناسب ديگرى براى رفع مشكل موجود است. ضمن آنكه مى توان به رسانه هاى مطرح تركيه، جهت ايجاد نمايندگى و يا حضور يك نماينده در ايران مجوز داد. هم اكنون تلويزيون NTV  داراى يك نماينده در ايران است و
صدا و سيما نيز مراوداتى با خبرگزارى اخلاص تركيه كه منتسب به گروه هاى اسلامى است، دارد.
به انگيزه افتتاح
موزه و مركز فرهنگى «محمدعلى»
قهرمانى فراتر از «ورزش»
238638.jpg
منبع: Herald Tribune ـ مترجم: وصال روحانى

هفته پيش يك موزه يادبود براى محمدعلى كلى و گراميداشت كارهاى بزرگ قهرمان سابق بوكس سنگين وزن جهان و ورزشكار مسلمان و افسانه اى افتتاح شد.
اين موزه در شهر زادگاه او يعنى لوئيزويل در ايالت كنتاكى آمريكا واقع است و ۷۵ ميليون دلار خرج ساخت آن بوده اما اضافه بر اين كه يك موزه است، به واقع يك بنياد و مركز فرهنگى را هم در بردارد. در مراسم گشايش موزه هزاران تن از دوستداران محمدعلى و هواداران بوكس گرد آمده بودند و براى على دست تكان دادند و او نيز چنين كرد. اين نهايت ارتباطى است كه آن قهرمان بزرگ اينك مى تواند با مردم برقرار كند، زيرا وى بيش از دو دهه است كه به سبب ضربات وارده به وى در رينگ دچار بيمارى پاركينسون شده و در نتيجه بيش از حد ساكن و راكد شده است و به درستى قادر به تكلم نيست و اطرافيانش پس از شنيدن حرف هاى «بريده و كوتاه» او، آن را با صداى بلندتر به اطلاع مردم و خبرنگاران مى رسانند. با اين حال در مراسم مورد بحث، دهها بادكنك رنگى كه به شكل پروانه بودند به دل آسمان رها شدند و برفراز مركز فرهنگى على به پرواز درآمدند و محمدعلى كه ۶۴ ساله شده است به تماشاى آنها نشست. در چشم هاى او برق زندگى ديده نمى شد و حركاتش كند بود اما او مى داند كه حالا يادگارى ماندگار از وى بر جاى مانده كه يك محل و منبع مناسب اطلاعاتى براى نسل هاى بعدى خواهده بود و حتى صدها سال بعد نيز مردم مى توانند با رجوع به آن بفهمند كه على در دهه هاى ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ چه كارهاى بزرگى را انجام داده و به چه سبب بدل به بزرگترين بوكسور تاريخ شده و وى را با چنين صفتى مى شناسند. لونى على همسر محمدعلى و فردى كه طى سالهاى اخير بيشترين كمك را به وى كرده است، مى گويد: «اين موزه، تحقق آرزوهاى قديمى محمدعلى است و همه ما احساس مى كنيم كه از اين طريق يك كار لازم و با ارزش در زندگى مان انجام شده است.»
طبق خواست مردم
در دل اين مراسم، على بر روى يك صندلى نشست و مردم گرد او حلقه زدند و يك پسر ۸ ساله از نيوزيلند كه از شيفتگان اوست، به نزد وى رفت و به نمايندگى از سوى هزاران دوستدار على هديه و مدالى را به وى تقديم كرد. در پايان اين مراسم كه ۲‎/۵ ساعت طول كشيد، از سوى على اطلاعيه اى منتشر شد كه طى آن آمده است: «ساخت اين موزه به واقع خواست مردم بود. آنها مى خواستند محلى در كار باشد كه دستاوردهاى مرا نشان بدهد و خود من مصر بودم چيزى كه ساختم مى شود يك موزه صرف نباشد و فقط نشان ها و خاطرات من را در خود جاى ندهد بلكه مركزى فرهنگى براى تمام مردم باشد و ديگران را نيز در راههاى مختلف ورزشى - اجتماعى راهنمايى كند. اين چنين بود كه اين موزه راه اندازى شد.» در بخشى ديگر از اين اطلاعيه نقل شده است: «از نظر من بايد محلى ساخته مى شد كه نسل جوان و حتى مسن ترها را به انجام كارهاى غنى و با ارزش و سختكوشى در زندگى ورزشى و غيرورزشى تشويق كند. به واقع همه بايد بدانند كه هر كار و راهى را كه در زندگى خود انتخاب مى كنند بايد نهايت تلاش سالم خود را در آن به كار گيرند و صادق باشند و مهارت هاى خود را بالا ببرند. ما بايد به يكديگر احترام بگذاريم و بدون دوز و كلك در پى پيشى جستن از هم باشيم و اين بزرگترين موفقيت ممكن است.»
در اوج قدرت
موزه فوق همانطور كه پيشتر آمد در شهر لوئيز ويل و به واقع بر كرانه رودخانه اوهايو واقع است و در آن تمام زندگى پر ماجرا و اغلب پرارزش محمدعلى به تصوير كشيده شده و به گونه اى فراروى بيننده ها قرار گرفته است. او در اوج قدرتش و در حالى كه مقام قهرمانى مشتزنى سنگين وزن جهان را يدك مى كشيد، حاضر نشد در جنايات آمريكا در خاك ويتنام مشاركت كند و از اعزام به آنجا و كشتن مردم آزاد و مبارز آن كشور شرق آسيايى سرباز زد و با اين كه به اين خاطر از مقام جهانى اش خلع شد و اين عنوان به حريف بزرگ وى جو فريزر تعلق گرفت، او باز تغيير رويه نداد و بر سر حرف و موضع قبلى اش ماند. او چند سال پيشتر با پى بردن به ارزشهاى متعالى اسلام و ايمان آوردن به آن، اسلام آورده و نامش را از كاسيوس كلى به محمدعلى تغيير داده و اصالت و حقيقت جويى اش را به اثبات رسانده بود.
يك افسانه
مجموعه اين كارها از محمدعلى يك افسانه ساخت و وى را به محبوب ميليون ها تن از مردم جهان بدل ساخت و نه تنها مسلمانان جهان دوستش مى داشته اند حتى سايرين نيز نتوانسته اند ارزشهاى او را منكر شوند. «اينا براوان باند» مدير موزه محمدعلى مى گويد: «اين مركز فرهنگى جديد زندگى پرارزش محمدعلى را به همگان و بخصوص براى كسانى كه به دليل داشتن سنى كم او را به درستى نمى شناسند، نشان خواهد داد و كارى خواهد كرد كه او تا ابد زنده بماند. اين به واقع حق مسلم اوست.»
على يك مرد مبارز بود، اما مهمتر آن كه توانست در ورزشى كه هميشه زور و توان در آن حرف اول را زده است، ارزش تفكر و تأثيرگذارى عامل تعقل را نشان بدهد و با چنين فاكتورهايى بر بوكسورهايى چيره شود كه شايد از او نيرومندتر بوده باشند اما خوشفكرى و كلاس و مهارت هاى فنى و ظريف انديشى وى را نداشتند. على پس از سه سال محروميت از ۱۹۷۰ به رينگ بازگشت و با اين كه يك بار به فريزر باخت اما ديگر رقيب بزرگش جورج فورمن را كه بعداً فريزر را مغلوب كرده و عنوان جهانى وى را ستانده بود ، در سال ۱۹۷۴ دركشور آفريقايى زئير (كنگوى فعلى ) در يكى از بزرگترين شگفتى هاى تاريخ بوكس ناك اوت كرد و مقام جهانى اش را پس گرفت و همان ديدار و همان پيروزى به خوبى خوشفكرى و طراحى دقيق على و هوشيارى او را نشان داد ، زيرا به لحاظ توان جسمانى فورمن از او سر بود.
آدمى معمولى اما پرتلاش
در بيانيه محمدعلى كه پيشتر به آن اشاره كرديم ، همچنين آمده است:«در زندگى ام هميشه از مرزهاى شناخته شده و آنچه برايم پيش بينى شده بود، فراتر رفته ام، اما بدانيد كه آدمى معمولى بوده و هستم و فقط بشدت تلاش كردم تا به نقطه فعلى برسم. من به توان خودم و به خوبى اكثر انسانها ايمان داشته ام و دستاوردهايم محصول چنين ايمانى است.» در مراسم گشايش موزه محمدعلى حدود ۱۰۰نفر از مخالفان دخالت دولت آمريكا در امور عراق پرچم ها و پلاكاردهايى را در دست گرفته و على را تشويق و تحسين مى كردند. در پلاكاردهاى آنان اشاره شده بود كه موضوع «ضدجنگ» محمدعلى در دهه ۱۹۶۰ و ايستادن او در برابر دولت جنايتكار آمريكا همچنان در خاطره ها هست و با شرايط كنونى جهان و جنايت هاى جديدى كه آمريكا در افغانستان و عراق انجام داده است همخوانى دارد و بايد درسى براى نسل جديد باشد تا آنها نيز مثل على در ۴۰سال پيش بازيچه دولت آمريكا نشوند و به وسيله قتل و جنايت تبديل نگردند. در يك پلاكارد نيز آمده بود: «همانند ويتنام ، جنگ در عراق نامنصفانه و جنايتى بزرگ است. به نام محمدعلى اين جنگ را متوقف كنيد.»
لونى على همسر محمدعلى مى گويد همگان و بويژه افراد دخيل در راه اندازى اين موزه اميدوارندكه اين مكان به يك مركز فرهنگى بزرگ و درس آموز براى تمام مردم بدل شود و يك نماد و مركز بزرگ ورزشى تلقى شود. او مى افزايد: «حتى خود من و على از تماشاى آن چه در موزه گرد آمده است، شگفت زده شده ايم و بشدت احساس غرور مى كنيم و همين حالا نيز نمى توانم احساسم رابه درستى براى شمابازگو كنم.»
براى تبادل آرا
در اين مركز فرهنگى انواع يادبودهاى على كه نشانگر حضور وى در رينگ به مدت قريب به ۳۰سال بوده، به نمايش گذاشته شده است. درون مركز فرهنگى نيز سعى شده است مسائل اجتماعى امروز دنيا به گونه اى جلوه گر باشد و در كنار نمادهاى محمدعلى به آن اشاره شود و بار فرهنگى و آموزشى آن بالا باشد. باز به حرف هاى لونى على رجوع مى كنيم. «اينجا فقط به قصد اين كه موزه اى ساخته شود ، فراهم نيامده ، بلكه مركزى براى تبادل آرا و ايده ها است تا هركس كه طالب افكار نو و ارزشها است بيايد و ببيند و ياد بگيرد و ايده هايى را برگيرد و تشويق و سرزنده شود. اين يك حقيقت است كه محمدعلى و زندگى اش به خودى خود يك عامل تشويق و تحريك و ايجاد سرزندگى و نشاط و اميد به زيستن در اين دنيا بوده است.»
مشاركت ۱۴۱ كشور
درهمين راستا در مراسم افتتاح پرچم هاى ۱۴۱ كشور كه كودكان و جوانان آن هركدام به نوعى نشانها و وسايلى را به اين مركز فرهنگى اهدا كرده و خواستار مشاركت در آن بوده اند، به اهتزاز درآمد و فرهنگ هاى مختلف در كنار يكديگر به نمايش گذاشته شد. تعدادى برنامه هاى هنرى نيز از سوى گروههاى مختلف به افتخار مردى كه طى عمر پربارش در سه نوبت عنوان قهرمانى بوكس سنگين وزن جهان را كسب كرد، به اجرا درآمد و در بيرون موزه تابلوها و پلاكاردهاى بزرگى كه تصاوير دوران اوج محمدعلى و مبارزات فراموش نشدنى وى را در رينگ در بر داشتند، نصب شده بود و همه مى توانستند دراين تصاوير اوج قدرت مردى را ببينند كه وجودش و كارهايش يك حماسه در صحنه ورزش بوده و از اين حد و حدود هم فراتر رفت و تبديل به يك پديده بزرگ اجتماعى شد. آنها مى توانستند لمس كنند و متوجه شوند كه چرا و چگونه محمدعلى تبديل به يكى از ۳۰چهره ماندگار كل قرن بيستم شد و كارهاى فوق العاده اش به گونه  اى اجتماع و زندگى مردم را عوض كرد و اين تأثيرگذارى از عرصه ورزش صرف بسيار فراتر رفت.
او پايدار است
ارنى فله چر فرماندار ايالت كنتاكى مى گويد: «شايد گذشت زمان از سرعت و قدرت دستهاى پرتوان على كاسته باشد، اما خاطره و وجود وى تا ابد در تاريخ ورزش پابرجاست و اين موزه كمك مى كند تا اين قضيه بيش از پيش عملى شود.»
در همه جاى شهر (لوئيزويل) پوسترهاى سيماى هنوز جذاب محمدعلى نصب شده و پاى آنها جملات آموزنده اى آمده بود. عبارت هايى مثل : «قدرت را در ذات وجودتان كشف كنيد و چيزى باشيد كه مى خواهيد باشيد. يك قهرمان اصولى و با ارزش اجتماعى و يك ورزشكار سالم.»
خيلى كوتاه... محض اطلاع
۵۰۰ هزار دلار براى پاس
باشگاه پاس از انتقال جواد نكونام به تيم الوحده امارات مبلغ ۵۰۰ هزار دلار دريافت كرد. اين بازيكن تا پنج ماه ديگر با پاس قرارداد داشت ولى حاضر نشد بيش از ۵۰ درصد از كل مبلغ قرارداد را در اختيار باشگاه قرار دهد. نكونام دوهفته پس از بازى هاى غرب آسيا به تيم الوحده مى پيوندد.
على آبادى: بحث دوشغله بودن در سازمان مطرح است
گروه ورزشى _ رئيس سازمان تربيت بدنى از معتبر بودن بحث دوشغله ها در سازمان خبر داد. مهندس محمد على آبادى گفت: ما عنوان كرده ايم كه كسى نبايد در سازمان دوشغله باشد چرا كه حجم كارى در اين سازمان بالا است و بايد به طور دائم در استان ها، فدراسيون ها و بخش هاى ورزشى حضور داشته باشد . وى افزود : رياست فدراسيون يك شغل نيست .
مجيد افلاكى مربى تيم ملى تكواندو شد
«مجيد افلاكى» مربى تيم ملى تكواندو شد. پس از اين كه حسن ذوالقدر در سمت سرمربيگرى تيم ملى تكواندو باقى ماند، فدراسيون مجيد افلاكى را به عنوان مربى اول و مرتضى بهرامى نژاد را به عنوان مربى بدنساز تيم ملى معرفى كرد.
عليرضا رحيمى رئيس كميته هندبال ساحلى آسيا شد
عليرضا رحيمى، رئيس فدراسيون هندبال ايران در كنگره آسيايى هندبال در دوحه قطر به عنوان رئيس كميته هندبال ساحلى منصوب شد. رحيمى با كسب اكثريت آرا به اين سمت برگزيده شد.
ميهمانان جام طلايى واليبال نشسته مشخص شدند
تعداد تيم هاى شركت كننده در تورنمنت بين المللى واليبال نشسته جام طلايى ايران به عدد هشت رسيد. اين رقابت ها يكم تا ششم بهمن ماه برگزار مى شود و تاكنون تيم هاى چين، برزيل، روسيه، عراق، قزاقستان و دو تيم از ايران قطعى شده است و به احتمال قوى  يك يا دو تيم اروپايى نيز در اين رقابت ها شركت خواهند كرد.
عليرضا دبير، مدير عامل باشگاه راه آهن بافق شد
238680.jpg
عليرضا دبير، قهرمان كشتى جهان و المپيك طى حكمى از سوى مديرعامل شركت سنگ آهن بافق در استان يزد به عنوان مديرعامل باشگاه آهن اين شهرستان منصوب شد. مدت مديرعاملى دبير دوسال تعيين شد.
فوتسال و فوتبال اميد دوپينگى ندارد
كميته مبارزه با دوپينگ فدراسيون فوتبال، از منفى بودن ۱۵ نمونه آزمايش دوپينگ در تيم هاى فوتسال و اميد خبر داد. دكتر محمدرضا شريف،گفت : پس از تصويب آيين نامه كميته ضد دوپينگ به سرعت نمونه گيرى ها آغاز شد كه از هفت ورزشكار تيم فوتبال اميد و از هشت بازيكن تيم ملى فوتسال نمونه به عمل آمد و پس از ۱۰ روز نتايج اعلام شد كه خوشبختانه همه نمونه ها منفى بود.
دانشگاه باهنر كرمان قهرمان شد
هفدهمين دوره مسابقه هاى تنيس روى ميز دسته يك دانشجويان دانشگاه هاى سراسر كشور با قهرمانى تيم دانشگاه شهيد باهنر كرمان پايان يافت. اين رقابت ها در دانشگاه تفرش برگزار شد و تيم هاى دانشگاه هاى علوم كشاورزى و منابع طبيعى گرگان دوم شدند و تيم دانشگاه صنعتى اميركبير سوم شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |