دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۴ -
Mon, Dec 5, 2005
زنان
۳۳۲۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ورزش
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
گفت وگو با دخترى مخترع در مسابقات بروكسل
مخترعى كه
حمايت نشد
238644.jpg
گفت وگو از يوسف صبا
۱۸ سال بيشتر ندارد. فرزند اول خانواده است در اين سن تاكنون دو اختراع مهم را به ثبت رسانده است. در پنجاه و چهارمين دوره مسابقات اختراعات، تحقيقات و تكنولوژيهاى برتر در بروكسل بلژيك با به دست آوردن مدال طلا افتخار آفرين شده است. صدف عليرضايى موفقيت هايش را مديون تشويق و حمايت هاى پدر و مادرش مى داند. او مى گويد: در اين راه هيچ كسى از او و تيم ۷ نفره اى كه به مسابقات رفته بودند حمايت نكرد و حتى آنها با هزينه خودشان به اين مسابقات رفتند.

*  كمى درباره اختراعاتت بگو؟
-  يكى از اختراعاتم مربوط به سيستم هشدار دهنده زلزله براى وسايل نقليه در حال حركت است. اين سيستم از دوقسمت فرستنده و گيرنده تشكيل شده است كه قسمت فرستنده آن در مناطقى كه گسل وجود دارد يا امكان زلزله است در داخل زمين كارگذاشته مى شود و قسمت گيرنده آن نيز در داخل خودرو نصب مى شود. كاركردن اين سيستم به اين شكل است كه با كوچكترين ارتعاشات در داخل زمين فعال شده و تا شعاع ۱۰ كيلومترى به هر خودرويى كه قصد نزديك شدن به آن منطقه را داشته باشد هشدار مى دهد و همچنين براى افراد ناشنوا نيز چراغى در داخل خودرو تهيه شده كه با روشن شدن آن خطر زلزله را اعلام مى كند. علامت خطرى نيز در شيشه عقب خودرو نصب مى شود كه به خودروهايى كه مجهز به اين سيستم نيستند نيز هشدار مى دهد. با اين اختراع از مسابقات و نمايشگاه هاى جهانى بلژيك و ژنو مدال برنز و ديپلم افتخار كسب كردم. دومين اختراعم جليقه نجات هوشمند است كه كار كرد اصلى آن براى جلوگيرى از يخ زدگى كوهنوردان است. جنس اين جليقه از نوعى پارچه سبك، ضد آب و ضد باد است. داخل جليقه نوعى مواد شيميايى كارگذاشته ام كه تا ۶ ساعت گرماى بدن را حفظ مى كند و يك سنسور حساس به دماى بدن انسان در داخل آن قرار داده ام كه به محض اين كه دماى بدن از حد طبيعى خارج شد بوق هشدار دهنده آن به صدا در مى آيد و به وسيله يك فرستنده موضوع پايين آمدن دماى بدن كوهنورد را به مركز كوهنوردى اطلاع مى دهد. همچنين در داخل اين جليقه المنت هايى قرار داده شده تا به محض اينكه دماى بدن كوهنورد از حالت عادى خارج شود شروع به گرم كردن مى كند. اين اختراع من در نمايشگاه بلژيك با استقبال زيادى روبرو شد و موفق به كسب مدال طلا و ديپلم افتخار شدم.
*  اين دوره مسابقات چندمين دوره آن بود و تيم ايران موفق به كسب چه مدالهايى شد؟
-  اين دوره مسابقات پنجاه و چهارمين دوره مسابقات اختراعات، تحقيقات و تكنولوژيهاى برتر بود كه با حضور ۷۰۰ نماينده از كشورهاى مختلف در ۲۵ آبان ماه سال جارى در شهر بروكسل بلژيك برگزار شد و تيم ۷ نفره ايران كه سه نفر از آنها خانم بودند موفق به كسب ۴ مدال نقره، ۴ مدال برنز و ۲ مدال طلا و يك جايزه ويژه مربوط به سازمان مالكيت هاى فكرى و معنوى شد كه توسط فاطمه اميرى كسب شد و تيم ايران يكى از تيم هاى موفق در اين مسابقات بود.
*  چطور شد كه به ذهنت رسيد تا براى خودروها هشدار دهنده زلزله و براى كوهنوردان جليقه نجات بسازى؟
-  سال گذشته پس از زلزله بلده و جاده چالوس كه تعداد زيادى خودرو در اين جاده براثر ريزش كوه دچار حادثه شدند و سرنشينان بسيارى از آنها نيز كشته شدند فكر اختراع اين سيستم در ذهنم جرقه زد. وقتى تصاوير مربوط به ريزش كوه و كشته شدن سرنشينان خودروها را در تلويزيون ديدم خيلى ناراحت شدم. وقتى تحقيق كردم فهميدم سرنشينان خودروها هنگام حركت متوجه زلزله نمى شوند و اگر بتوان آنها را از اين موضوع مطلع كرد آنها مى توانند با پياده شدن از خودرو، خودشان را به جاى امنى برسانند. به همين خاطر تصميم گرفتم سيستم هشدار دهنده زلزله براى خودروها را اختراع كنم. فكر مربوط به اختراع جليقه نيز چند ماه قبل پس از آن كه يكى از بستگانمان وقتى براى صعود رفته و دچار يخ زدگى شده بود در ذهنم ايجاد شد و تصميم گرفتم وسيله اى اختراع كنم تا كوهنوردان در زمان صعود دچار يخ زدگى نشوند.
* فكر اوليه را با چه كسانى در ميان گذاشتى؟
-  فكر اوليه را با پدر و مادرم در ميان گذاشتم و آنها تشويقم كردند.
بعد از آن ايده ام را در زمينه جليقه نجات با مراكز كوهنوردى در ميان گذاشتم و خواستار اطلاعاتى براى تكميل طرح شدم ولى متأسفانه آنها راهنمايى زيادى نكردند.
در زمينه طرح مربوط به هشدار دهنده زلزله براى خودرو ايده ام را با يكى ديگر از سازمانها در ميان گذاشتم و قرار بود آنها طرحم را بخرند و حمايت مالى كنند ولى پس از مدتى استقبالى نكردند.
*  در اين راه با چه مشكلات و موانعى روبرو شدى؟
-  براى اين دو اختراعم با مشكلات زيادى روبرو شدم كه مهمترين آنها عدم حمايت مالى از سوى مؤسسات و ارگانهاى مربوطه بود. از آنجايى كه اختراع اين دو وسيله هزينه زيادى داشت به سازمانها و مراكز دولتى زيادى مراجعه كرديم ولى آنها حاضر نبودند هيچ حمايت مالى از ما بكنند و حتى پس از اختراع نيز از اين طرحها هيچ استقبالى نكردند. وقتى اختراع مربوط به سيستم هشدار دهنده زلزله براى خودرو در مسابقات موفق به كسب مدال شد و به همراه تيم به ايران باز گشتيم يكى از شركتهاى خودرو سازى با دعوت از اعضاى تيم اعلام كرد قصد دارند تا از ما تقدير كنند و از طرحهاى ما در ساخت خودروها استفاده كنند. وقتى به آنجا رفتيم به ما گفتند براى قدردانى به اعضاى تيم يك خودرو هديه خواهند داد ولى در پايان برنامه يك خودرو اسباب بازى به ما هديه دادند به طورى كه تعدادى از بچه ها پس از گرفتن آن از شدت ناراحتى گريه كردند. من هم پس از گرفتن خودرو اسباب بازى به مادرم زنگ زدم به شوخى گفتم به ما خودرو هديه داده اند. مادرم باور كرد و خيلى خوشحال شد و پرسيد آن را كجا پارك كنيم و من هم گفتم جاى زيادى نمى گيرد و فقط بايد كمى ويترين كمدم را خالى كنم.
يكى ديگر از مشكلات و موانعى كه با آن روبرو شدم مربوط به گرفتن ويزا بود. از آنجايى كه هيچ مؤسسه اى پيگير كارهاى ما نبود خودمان كارهاى مربوط به گرفتن ويزا را انجام داديم و پس از ۴ روز دوندگى موفق به گرفتن ويزا شديم و در حالى كه يك روز از آغاز نمايشگاه در بروكسل گذشته بود خودمان را به آنجا رسانيدم.
*  براى ساخت سيستم هشدار دهنده زلزله و همچنين جليقه نجات چه كسى از نظر مالى تو را حمايت كرد؟
-  تمام هزينه ها را پدرم بر گردن گرفت و از آنجايى كه هزينه زيادى براى اين دو اختراع صرف كردم مقدار زيادى بدهكار شديم. ما در زمينه اختراعات و پژوهش، استعدادهاى زيادى در كشور داريم ولى به خاطر مشكلات مالى نمى توانند خودشان را نشان بدهند.
*  بيشتر پدرت در موفقيت تو نقش داشت يا مادرت؟
-  هر دو در موفقيت من نقش داشتند و پدرم از لحاظ مالى حمايتم مى كرد و مادرم نيز به من روحيه مى داد و تشويقم مى كرد ولى اولين مشوق من مادر بزرگم بود. من با پدر و مادرم دوست هستم و آنها با تمام توانايى هايشان در راه رسيدن به موفقيت كمك كردند.
*  در نمايشگاه بروكسل كى فهميدى كه مدال طلا مى گيرى؟
-  به خاطر مشكلى كه براى گرفتن ويزا براى ما به وجود آمده بود يك روز پس از شروع نمايشگاه به آنجا رسيديم. در طول مدت سه روزى كه در آنجا بوديم داوران روى اختراعات ما نظارت مى كردند و امتياز مى دادند. لحظات آخر بود كه متوجه شدم مدال طلا كسب كرده ام. خيلى هيجان زده بودم. يك ساعت قبل از اعلام نتايج كتاب دعايى را كه همراه خودم برده بودم مى خواندم. در آن لحظه به ياد مادرم افتادم و مطمئن بودم كه او هم براى من دعا مى كند. وقتى فهميدم موفق به كسب مدال طلا شده ام خيلى خوشحال شدم و خدا را شكر كردم.
*  چه زمانى به خانواده خبر موفقيت خودت را اطلاع دادى؟
-  ساعت ۹ شب به وقت ايران بود كه تماس گرفتم. وقتى مادرم گوشى تلفن را برداشت گفتم مامان طلا گرفتم. با گفتن اين جمله مادرم از خوشحالى گريه كرد و همه اعضاى خانواده خوشحال شدند و صداى شادى آنها را از پشت تلفن مى شنيدم. بعد از آن با پدرم صحبت كردم و او نيز موفقيتم را به من تبريك گفت.
*  رفتار دوستان و همكلاسى هايت پس از اين موفقيت با تو چطور بود؟
-  من دوستان زيادى دارم. خيلى از آنها خوشحال شدند و برخى نيز حسادت!
*  از سختى ها و شكست هايى كه در اين راه خوردى بگو؟
-  قطعاً هر كسى كه مى خواهد موفق باشد بايد شكست را نيز بپذيرد و با توكل به خدا به راه خود ادامه دهد. من در راه اختراع سيستم مربوط به زلزله و همچنين جليقه نجات چند بار شكست خوردم به طورى كه مجبور شدم آنها را دوباره بسازم ولى هيچ گاه اميدم را از دست ندادم و با توكل به خدا شكست ها و مشكلات را پشت سر گذاشتم.
*  دوست دارى چه رشته اى را در دانشگاه ادامه بدهى؟
-  از آنجايى كه رشته تحصيلى ام علوم انسانى است دوست دارم در رشته حقوق در دانشگاه ادامه تحصيل بدهم تا بتوانم از حقوقم دفاع كنم.
*  بزرگترين آرزويت؟
-  بزرگترين آرزويم اين است كه دولت از ما حمايت كند و به ما اهميت بدهند تا بتوانيم براى كشورمان مفيد و در آبادانى آن سهمى داشته باشيم.
*  تعريف تو از شكست چيست؟
-  شكست مقدمه پيروزى است و بايد از شكست ها درس گرفت تا به پيروزى رسيد.
*  از موفقيت چه تعريفى دارى؟
-  هر كس از خداوند كمك بگيرد و اراده كند مى تواند موفق باشد.
*  پيشنهادى براى توليد سيستم هشدار دهنده زلزله و يا جليقه نجات به تو شده است؟
-  وقتى در نمايشگاه ژنو حضور داشتيم يك مهندس فرانسوى كه در خودروسازى فرانسه كار مى كرد پس از اطلاع از سيستمى كه من اختراع كرده بودم با استقبال از آن گفت: در كشور ما تاكنون زلزله نيامده ولى از آنجا يى كه ممكن است يك روزى اين حادثه اتفاق بيفتد مى خواهم سيستم هشدار دهنده زلزله را روى خودروهايمان نصب كنيم. او از ما خواست وكيل و يا بازاريابى را در اين زمينه به آنها معرفى كنيم ولى از آنجايى كه ما چنين امكانى را نداشتيم نتوانستيم با اين مهندس ارتباط بر قرار كنيم. با اين حال در داخل كشور هيچ پيشنهادى در زمينه توليد انبوه اختراع مان نشده است.
*  براى ادامه تحصيل پيشنهادى به شما شده است؟
-  پيشنهادى نشده است ولى براى ادامه تحصيل به راحتى ما را بورسيه و قبول مى كنند ولى از آنجايى كه من وابستگى زيادى به كشور و پدر ومادرم دارم حاضر نيستم در كشور ديگرى ادامه تحصيل بدهم.
*  و اگر پرنده بودى...
-  اگر پرنده بودم به جايى پرواز مى كردم كه براى كارم اهميت قائل شوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |