سه شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۴ -
Tue, Dec 6, 2005
گفت و گو
۳۳۳۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
گفت و گو با پوران درخشنده
به بهانه حضور در چهارمين جشنواره فيلم هاى آسيايى هند
ما مى توانيم به جشنواره
فيلم هاى آسيايى در ايران فكر كنيم
مينوخانى
238830.jpg
بعضى از صداهاى قدرتمند در دنياى سينما در سالهاى اخير از ايران برآمده و خيلى از اينها صداى زنان سينماگر ايران بوده است.
اگرچه ممكن است در بعضى جاها، خصوصاً در غرب تصور شود كه اين شعاع هاى نور در شرايط سخت به وجود آمده است. اين كه بعضى از اين شرايط درحد وسيع وجوددارد امرى واقعى و تنها راه بى نظير بيان داستان است كه اتفاقاً قوت و استحكام فيلم هاى ايرانى را باعث شده است و «اين قدرت در فيلم هايى كه زنان سينماگر ايران ساخته اند بسيار قابل درك است».
حجاب شايد يك استعاره مناسب براى سبك شناسى و البته تبعيض در مورد زنان كارگردان ايرانى براى بيان سينمايى شان باشد. ولى آنها دقيق، باريك بين، سمبوليك و البته شاهكار تقوا و پرهيزكارى هستند...
عبارات بالا بخشى از يادداشتى است كه در كاتالوگ چهارمين جشنواره فيلم آسيا به مناسبت حضور پنج فيلم از پنج سينماگر زن ايرانى دراين جشنواره نوشته شده است.
اين جشنواره كه بين روزهاى ۲۸ مهر تا ۵ آبان (۲۰ تا ۲۷ اكتبر ۲۰۰۵) در شهر بمبئى هندوستان برگزارشد، براى دومين بار بخشى را به سينماى ايران اختصاص داد. سال گذشته بخش بزرگداشتى براى پوران درخشنده با نمايش فيلم هاى «رابطه»، «زمان از دست رفته» و «عشق بدون مرز» برگزار شد و امسال با حمايت معاونت فرهنگى سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى بخش چشم اندازى بر سينماى زن در ايران با نمايش فيلم هاى «شمعى در باد» (پوران درخشنده)، «كاكلى» (فريال بهزاد)، «دوزن» (تهمينه ميلانى)، «شوكران» (كه مينو فرشچى در نوشتن فيلمنامه بابهروز افخمى مشاركت داشته)، «غروب شد بيا» (انسيه شاه حسينى) و دو فيلم كوتاه «مادر» و «تبدار» (ليلا ميرهادى).
البته دو فيلم «لاك پشتها هم پرواز مى كنند» (بهمن قبادى) و «آلبوم» (رضا حيدرنژاد) ديگر فيلم هاى ايرانى بودند كه به ترتيب در مراسم افتتاحيه و بخش «طيفى از آسيا» در چهارمين جشنواره فيلم هاى آسيايى به نمايش درآمدند.
پوران درخشنده فرد اول و مؤثر براى گنجاندن بخش چشم اندازى بر سينماى زن در ايران بود. مى خواستيم بلافاصله بعد از بازگشت او به ايران درباره چند و چون اين بخش و حضور زنان سينماگر در جشنواره بمبئى با او صحبت كنيم كه متأسفانه شرايط سخت آخرين روزهاى فيلمبردارى «رؤياى خيس» اين گفت وگو را به تأخير انداخت:
چطور شد كه پاى سينماى ايران به جشنواره فيلم هاى آسيايى هند باز شد؟
سال گذشته با چند زن سينماگر ازطرف حوزه هنرى به بنگلادش رفتيم. آنجا با تعدادى از مديران جشنواره ها ازجمله مدير جشنواره فيلم هاى آسيايى هند آشنا شدم. او به من پيشنهاد حضور در آن جشنواره را داد و سه فيلم رابطه، زمان ازدست رفته و عشق بدون مرز در سومين دوره جشنواره فيلم هاى آسيايى به نمايش درآمد كه با استقبال بسيارخوبى ازسوى تماشاگران، منتقدان و مسؤولان سينمايى هند روبه رو شد. من وقتى اين استقبال را ديدم با مدير جشنواره راجع به سينماى زن در ايران صحبت كردم و گفتم كه زنان ما در زمينه مستند، فيلم هاى كوتاه، نيمه بلند و بلند بسيار فعال هستند و پيشنهاد كردم جشنواره فيلم هاى آسيايى مى تواند بخشى را به سينماى زن در ايران اختصاص بدهد كه خوشبختانه با موافقت روبه رو شد و امسال با پنج فيلم از زنان سينماگر در چهارمين جشنواره فيلم آسيا كه همزمان در دو شهر بمبئى و پونا برگزارشد، شركت كرديم.
بازتابهاى اين حضور چطور بود؟
خود شما به عنوان خبرنگار با ما دراين سفر همراه بوديد و ديديد كه زمان نمايش فيلم هاى ايرانى، سالن هاى سينما مملو از جمعيت بود و بعد از نمايش فيلم چقدر مردم از ما قدردانى و تشكر مى كردند.
مصاحبه هاى مطبوعاتى متعددى به خاطر حضور ما و در رابطه با سينماى زن در ايران برگزارشد.
همچنين برگزارى برنامه ويژه اى براى معرفى ما به بقيه ميهمانان جشنواره رضايت خاطر و استقبال از سينماى ايران را نشان مى داد. در انعكاس اخبار راجع به زنان سينماگر ايرانى ما شگفت زده شديم حتى تيتر يكى از مطالب «انقلاب جديد در ايران» بود و نويسنده راجع به فعاليت زنان در ايران خصوصاً در زمينه سينما نوشته بود و حضور ما را به نوعى نافى تبليغاتى مى دانست كه عليه ايران خصوصاً در مورد زنان ايران مى شود.
جالب است بگويم افراد عادى در خيابان نيز نسبت به حضور پنج زن از ايران كه همه جا با هم بوديم و پوشش خاص داشتيم آگاه بودند و ازما مى پرسيدند: شمازنان سينماگر ايرانى هستيد؟ و بايد تأكيد كنم در شرايطى كه تبليغات غرب عليه ايران است و با اين تبليغات سوء جهان را ازواقعيات ايران دور مى كند، بايد هرچه بيشتر به ارتباط با مردم كشورهاى ديگر خصوصاً مردم آسيا كه فرهنگ هاى نزديكترى به هم داريم، فكر كنيم.
به عنوان مثال حضور معنوى ما در شبه قاره هند كه يك محدوده فرهنگى است و نه جغرافيايى، فرهنگ مشتركى را به وجود آورده ولى نگاه مردم اين منطقه به ما براثر تبليغات سوء غرب، چيزى شبيه به زنان اعراب است و ما بايد با ارتباط بيشتر اين تغيير نگرش را در جوامع مختلف به وجود آوريم.
ازطرف ديگر معتقدم بايد سينماى اجتماعى ايران كه مضمونى انسانى دارد و درعين حال موضوع آن فقر و سياهى نيست دركشورهاى منطقه جا بازكند تا به تغيير نگرش در مردم جهان بينجامد.
جالب است بگويم تماشاگران هندى بعد از ديدن فيلم «شمعى در باد» متعجب شده و مى گفتند: مگر ايران ساختمانهاى بلند و شيك دارد؟ يا مگر زنان تحصيلكرده كه از حقوق خود دفاع مى كنند درايران وجوددارند؟
همانطور كه شما اشاره كرديد و البته در سالهاى اخير ازسوى سينماگرانى با مسؤوليتهاى مختلف مطرح مى شود اكران فيلم هاى ايرانى در كشورهاى آسياست. شما چه راههايى را براى ارتباط وسيع تر و گسترده تر پيشنهاد مى كنيد؟
به عنوان مثال تصور اغلب مردم دنيا درباره زنان ايرانى، تصويرى شبيه به زنان اعراب است و فكرمى كنند ما در ايران همچنان به روش يك سده قبل زندگى مى كنيم. ما اگر مى خواهيم اين تصور را تصحيح كنيم بايد به ارتباط و تبادل فرهنگى بيشتر فكر كنيم.
238713.jpg
به عنوان مثال حضور پنج زن ايرانى در هند بسيار تأثيرگذار بود ولى اين تغيير نگرش وقتى به طور كامل ايجاد مى شود كه ما بتوانيم سينماگران، هنرمندان و روزنامه نگاران آنها را به ايران دعوت كنيم تا آنها باوركنند آنچه ما درباره حضور اجتماعى زن در ايران گفتيم درحد حرف نيست و ما بايد آنها را به ايران دعوت كنيم و فرصت حضور و گفت وگو و تحقيق برايشان فراهم كنيم. خصوصاً درمورد هند معتقدم ارتباط ما با آنها مى تواند فضاى فرهنگى ازدست رفته درآن منطقه را احياكند چرا كه آنها خودشان معتقدند ايرانيان تأثير بسزايى در فرهنگ، صنعت، زبان و... هند گذاشته اند.
مردم منطقه كشمير هنوز وقتى از صنعت نساجى آنها صحبت مى شود، مى گويند: «ما هرچه داريم از شما ايرانيان است.» چرا كه سيدعلى همدانى، از صوفيان ايران وقتى به اتفاق هم مسلكان خود به كشمير مى روند، صنعت را درآن منطقه پايه ريزى مى كنند. يا در زمان حضور انگليسى ها در هند، شعرايى تربيت مى شدند كه به زبان فارسى شعر بسرايند. اين يعنى نفوذ ايرانى و فرهنگ ايرانى.
درحالى كه درحال حاضر ما بسيار از آنها دور شده ايم ولى بايد با برقرارى ارتباط دوباره، همه اين اشتراكات و تأثيرات فرهنگى را مجدداً طرح و بازتوليد كنيم. اين كارهايى است كه رايزنى هاى فرهنگى و سفارتخانه هاى ما در كشورهاى مختلف بايد انجام دهند.
به هرحال تأكيدمى كنم وقتى آنها از ما استقبال كرده و شرايط حضور گروهى از زنان ايرانى را فراهم مى كنند، ما هم بايد قدم برداريم و از حضور آنها در ايران استقبال كنيم.
يكى از راههاى اين حضور اين است كه ما هم به جشنواره فيلمى از آسيا فكركنيم تا بتوانيم درمحدوده زمانى مشخص و با برنامه ريزى و البته با حمايت دولت و سازمانهاى مرتبط تعدادى از هنرمندان و سينماگران آسيايى را به ايران دعوت كنيم تا تبادل فرهنگى عميق ترى با يكديگر داشته باشيم.
خانم درخشنده! تا جايى كه خبر دارم فعاليت شخصى شما باعث حضور سينماگران ايرانى درهند شد. نقش دولت در اين حركت و استمرار آن چقدر جدى و تأثيرگذار است؟
همانطور كه گفتم سفر سال گذشته به بنگلادش باعث شد احساس كنم زنان ما در صحنه هاى جهانى خيلى منفعلند. خصوصاً كه درهمه زمينه هاى هنرى و بخصوص سينما زنان فعال و مستعدى داريم. دلم مى خواست فرصتى فراهم شود تا زنان ايرانى و فيلم هاى آنها ديده شود. بعد از موافقت دبير جشنواره فيلم هاى آسيايى هند، با سازمان فرهنگ و ارتباطات وارد مذاكره شدم و خواستم آنها نيز در انجام اين كار مشاركت داشته باشند و همينطور هم شد.
معاونت فرهنگى اين سازمان همكاريهاى لازم را انجام داد و زنان سينماگر با حمايت اين معاونت و رايزنى فرهنگى ايران در بمبئى در چهارمين جشنواره فيلم آسيا حضور پيداكردند. اين يعنى حضور و نقش تأثيرگذار دولت كه اميدوارم استمرار داشته باشد چرا كه بايد به تعامل دو طرفه بينديشيم.
***
گفتنى است بزرگداشت «آدور گلپا كريشنان» از فيلمسازان جدى كه كارش را با دستيارى در فيلم هاى ساتيا جيت راى شروع كرده بود، ازديگر بخشهاى چهارمين جشنواره فيلم هاى آسيايى هند بود.
همچنين بخش «طيف آسيا» آثار برجسته اى از اساتيد و استعدادهاى نوظهور از كشورهاى بنگلادش، لبنان، چين، قزاقستان و ايران را به نمايش گذاشت. «دورنماى هند»، بخش «فيلم هاى كوتاه دانش آموزى آسيا» و... از ديگر بخشهاى اين دوره از جشنواره بمبئى بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |