پنجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۴ -
Thu, Dec 8, 2005
ديپلماتيك
۳۳۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
سلطانى كه در غرب دوستان بيشترى دارد
نوشته: رابرت فيسك
 منبع: روزنامه اينديپندنت
برگردان: پوراندخت مجلسى
بمب گذارى هاى اخير اردن پيامى بود خونين و ظالمانه به پادشاهى كم اهميت و جسور به آمريكاييان كمك كن، پليس هاى عراقى او را آموزش بده، وسايل سرگرمى افسران ويژه آن را فراهم كن و هدف جديد القاعده باش! البته خيلى هم جديد كه نه، يك كارمند سفارت آمريكا، «لاريس جولى» كه هدف آسانى بود، زيرا خاورميانه را دوست داشت و امان را وطن خودمى دانست، سه سال پيش در اردن كشته شد. ولى كشته شدن ۵۶ نفرى كه بيشتر آنها اردنى بودند، ضربه شديدى بود براى كسى كه نيروهاى ويژه اردنى ظاهراً نخبه را ايجاد كرده است؛ كسى كه پادشاه شنزارى است كه «وينستون چرچيل» آن را به صورت كشورى درآورد و آن را اردن ناميد.
و چه كسى بايد براى اين كشتار مورد سرزنش قرار گيرد؟ البته «ابومصعب زرقاوى» كه به نظر مى رسد آمريكايى ها نتوانسته اند او را دستگير كنند و يا به قتل برسانندش، همان طور كه از عهده دستگيرى «بن لادن» و يا «ملامحمد عمر» برنيامده اند و همچنين «رادوان كارداژيچ» و «رادكو ملاديچ» جنايتكاران جنگى كه مسلمانان «سربرنيستا» و ساير شهرهاى بوسنى را قتل عام كردند. اين بمب گذارى انتحارى كه در امان ۵۶ نفر بيگناه را كشت، همه نشانه هاى كليشه اى القاعده و زرقاوى را داشت.
اگر اين طور باشد، ابومصعب زرقاوى، كه آدم معمولى و بى اهميتى است، اهل زرقاوى اردن، زنده است. او يقيناً در ۲۰۰۳ وقتى تهاجم غيرقانونى به عراق به وسيله بريتانيا و آمريكا انجام گرفت، زنده بود، ولى بسيارى در عراق بر اين باورند كه در نخستين بمباران هاى هوايى كشته شد. همسر او در زرقاو كه ابومصعب نسبت به او حسود و متصعب بود، اكنون براى حمايت از خانواده اش در خارج از خانه به كار اشتغال دارد. وقتى سال پيش، مادر زرقاوى مرد، خانواده او پيام تسليتى از او دريافت نكرد؛ غفلتى شگفت آور از مردى كه به شدت معتقد به اجراى شعائر اسلامى است.
مأموران اطلاعاتى آمريكا به طور مكرر زرقاوى را در فيلمهاى ويديويى مربوط به كشتن گروگان هاى غربى شناسايى كرده اند. ولى اين افراد هميشه با شال گردن هايى صورت هاى خود را مى پوشانند و صداى خود را نيز تغيير مى دهند، پس چگونه آمريكاييان متوجه مى شوند كه يكى از آنها زرقاوى است؟ پرسش هاى بدون پاسخ زيادى درباره نقش القاعده در عراق _ و اكنون در اردن _ هست كه ما روزنامه نگاران ترجيح مى دهيم به آنها نپردازيم: چرا اردن؟ چرا اكنون؟
بسيار خوب، بخشى به اين دليل كه ملك عبدالله يك خدمتگزار بسيار وفادار به پرزيدنت بوش است، بخشى هم به اين دليل كه نيروهايش سربازان عراقى را زير تعليم دارند، بخشى هم به اين علت كه اردن در سطحى، ستون پشت جبهه پايگاه هوايى براى بمب افكن هاى آمريكايى است كه به شهرهاى عراق حمله مى كنند، بخشى هم به اين دليل كه اردن با سلطنت غيردموكراتيك خودو رشد فقيرنشين هاى مسلمان در بزرگترين شهرهايش، نقطه ضعف يا به اصطلاح پاشنه آشيل «غرب» در خاورميانه است. پس از مرگ ملك حسين، پدر ملك عبدالله، اردنى ها از خود مى پرسند كه آيا اين پادشاه مى تواند وجود خود را در اين سرزمين تثبيت كند؟
«اين پادشاه به چه درد مى خورد؟» پرسشى است كه پيش از اين در اردن از من پرسيده شد. اين پرسش بسيار خطرناك است و هر عمل خشونت آميزى عليه سلطنت در اردن باعث مى شود كه چنين پرسشى خطرناك تر و شوم تر شود. قرارداد صلح اردن با اسرائيل حتى در داخل اين كشور طرفدارى ندارد. هتل راديسون كه يكى از هدف هاى حمله بود، اغلب به وسيله توريست هاى اسرائيلى در اردن مورد استفاده قرار مى گرفت.
اين پادشاه به اين دليل كه مورد پسند غرب است، به دليل اينكه انگليسى را بهتر از عربى صحبت مى كند، به دليل اينكه از دانشگاه «سندهرست» فارغ التحصيل شده است، مورد علاقه و تأييد اروپاييان و آمريكاييان است. در «داونينگ استريت» و كاخ سفيد مقدم او را گرامى مى دارند، ولى در اردن كسانى هستند كه او را نمى خواهند. اين حمله يك اخطار بود و احتمالاً ، پادشاه در لندن بيشتر از امان در امنيت خواهد بود.
به سوى پايان
جنگ عراق
238983.jpg
نويسنده : ريچارد فالك* - ترجمه : نفيسه كوهنورد
منبع : روزنامه «زمان» (چاپ تركيه)
چالشها در آمريكا بر سر جنگ عراق وارد مرحله غم انگيزى شده است. براى اولين بار «جان مورتا » يكى از اعضاى شاخص دموكرات كنگره آمريكا خواستار خروج نيروهاى آمريكايى از عراق شد.
سخنان مورتا مؤثر واقع شد، چرا كه وى يكى از حاميان جنگ بود و مدام در مواضعش جانب ارتش را مى گرفت. شالوده گفتار او اين بود كه انكار ضعف نيروهاى آمريكايى در برابر ضربات هر روزه شبه نظاميان عراقى ممكن نيست و ارتش آمريكا قابليت ادامه مسؤوليت در آن كشور را ندارد. در عين حال ، وى به اين اشاره كرد كه حضور نيروهاى آمريكايى بدون حمايت مردم محلى و شدت يافتن تروريسم در اثر اين امر با هدف اصلى جنگ يعنى نبرد با تروريسم منافات دارد. در اين مورد، بسيارى از آمريكايى ها نيز با مورتا هم عقيده اند و همين به نوعى كاهش محبوبيت بوش را به دنبال داشته است. اما به رغم اينكه رويدادهاى وحشتناك عراق به اوج رسيده است و آمار تلفات سير صعودى را طى مى كند در افق هيچ نشانه اى دال بر امكان پايان دادن به اين جنگ هم ديده نمى شود. بوش هنوز راه حل موردنظر خود را با اصرار زياد تكرار كرده و برحضور و گسترش نيروهاى آمريكايى درعراق پافشارى مى كند؛ يعنى مرغ بوش يك پا دارد. از سوى ديگر ، با آنكه فشارها بر آمريكا براى پايان دادن به حضور نظامى در عراق افزايش يافته است، كنگره تحت سيطره جمهوريخواهان آمريكا تاكنون برنامه اى ضربتى جهت عقب نشينى از عراق تهيه نكرده است تا لااقل ، بوش را ناچار به اين كار كنند.
اين در حالى است كه خطرات استراتژيك شرايط عراق چندين برابر ويتنام است ؛ كشورى كه بسيارى معتقدند نيروهاى آمريكايى در عراق به عاقبت سلف هايشان در آن كشور شباهت خواهند يافت. چرا كه در نبرد ويتنام ، تصورى مبنى بر شكست و نارضايتى همسايگان شكل نگرفته بود و يگانه دليل حضور پايدار نيروهاى آمريكايى در آن كشور، اين بهانه بود كه با خروج اشغالگران ، كشور به بركه خون و ميدان جنگ داخلى بدل خواهد شد؛ بهانه اى كه هيچ گاه به حقيقت نپيوست. اما در عراق مسائل اساسى استراتژيك مانند نفت، تأثير جنگ بر ايران و تركيه، جلوگيرى از گسترش راديكاليسم اسلامى ، مبارزه با تروريسم، امنيت اسرائيل و سياستهاى امنيت منطقه اى ، مطرح است.
سؤال اصلى : آمريكا جنگ را چگونه پايان خواهد داد؟
معماى پيش رو ، اين است كه جنگ عراق چطور بدون به خطر افكندن بيش از پيش اين مسائل استراتژيك پايان خواهد يافت؟
راه حلهاى پيشنهادى لابى هاى سياسى آمريكا قانع كننده نيست: منتظر شدن تا زمان برقرارى استقرار در عراق مانند انتظار براى گود است. پيشنهاد ديگر انتقال مسؤوليت حفظ امنيت به نيروهاى ناتو است، مانند آنچه در جنگ كوزوو رخ داد كه هدف آن ، كم كردن نقش آمريكا بود، اما اين در عراق تنها در سطحى ناچيز صورت خواهد گرفت، تعداد نيروهاى آمريكايى دراين كشور كم خواهد شد، اما جايگاهش همچنان حفظ خواهد شد.
اين پيشنهادها نسخه هايى است كه به صورت پنهان براى جنگ و ادامه فلاكتهاى مرگبار دعوتنامه مى فرستد. يادآورى اين نكته مى تواند مفيد باشد كه درگيريها و تلفات در ويتنام تا سالها بعداز آنكه آمريكا شكست را در آن كشور پذيرفت ، ادامه داشت.
چرا كه وقتى كاخ سفيد قبول كرد نمى تواند با حمله نظامى كشورى را تحت كنترل كامل خود درآورد، با مانورهاى سياسى سعى كرد با اصرار، پيروزى را از آن خود كند؟
همانطور كه مى دانيم، فرارى دادن ويتنامى هايى كه در طول جنگ با آمريكا همكارى مى كردند توسط هلى كوپتر از پشت بام سفارت واشنگتن،رسوايى بزرگى براى آمريكا به بار آورد. در مورد عراق نيز در وضعيت كنونى راهى وجود ندارد كه شكست با ظفرى سياسى جايگزين شود. ترفندى هم كه بتواند با شعبده بازى خرگوشى از كلاه بيرون آورد و قبل از مصرف تمام راهكارهاى ديپلماتيك به جنگ پايان بخشد، در دست نيست. آمريكا به طرز تعجب آورى در عراق همراه با پيروزى سياسى، موفقيت نظامى اش رانيز اعلام كرد. سخنرانى مشهور بوش در ناو هواپيمابر «آبراهام لينكلن» در اول مه ۲۰۰۳ با پلاكارد بزرگ پشت سرش كه برآن نوشته شده بود «مأموريت انجام شد»، يكى از مثالهاى اغراق آميز اين محاسبات اشتباه بود. اين درحالى است كه پس از تجربه ويتنام ، آمريكا بايد در مى يافت كه وقتى با خصومت ملى سرزمين تحت اشغالش مواجه مى شود، حتى اگر پيروزى سياسى دلخواهش را به هرترتيب كسب كنند، نمى تواند به آسانى ، فاتح ميدان جنگ هم باشد. اشغال خونين عراق واقعيت اين امر را اثبات كرد . درك دلايل شكست گذشته ، الزاماً موجب پيروزى درآينده نمى شود.
تا زمانى كه جايگزين مثبتى براى حل اين معضلات پيدا نشود، ترك بازى هيچ نتيجه اى جز زيان بيشتر نخواهد داشت. به نظر من، باوجود تمام خطرات و احتمال به دام افتادن در سردرگمى و بى ثباتى ، چنين جايگزين هايى هنوز وجود دارد. در مورد ريسكهاى راههاى موجود هيچ تخمينى نمى توان زد اما تنها مى توان كارى را كرد كه در وضعيت فعلى و شرايط موجود كمترين تلفات را در پى داشته باشد. دونالد رامسفلد وزيردفاع آمريكا سالها پيش در مكاتبات داخلى پنتاگون يادآور شده بودكه دستگاه «متريكى » براى سنجش موفقيت يا عدم موفقيت در مبارزه كاخ سفيد با تروريسم درجهان وجود ندارد. چنين بيانى با همه جوانبش چشم بستن بر اثرات تخريبگر جنگ هاى مرگبار و فروتنى در برابر عاملان وحاميان اين جنگ هاست.
اكنون ما همه سياستمداران آمريكايى بايد يكصدا از منظر حقوقى ، اخلاقى و سياسى، راهكارهاى صلح آميز و ضدجنگ را حمايت كنيم. من چند پيشنهاد براى برنامه ريزى يا دست كم برداشتن گامى مثبت دارم كه آينده اميدواركننده اى را پيش رويمان بگذارد:
۱ - دولت آمريكا بايد قصد خود براى خروج از عراق و صرف نظرش از تأسيس پايگاه در اين كشور را به صرافت بيان كند.
۲ - تقويمى براى خروج تدريجى نيروهاى آمريكايى از عراق درعرض يك سال مشخص شود.
۳ - اعلام شود كه نيروهاى آمريكايى در عراق تنها زمانى كه به خودشان حمله شود، مقابله مى كنند و پاسخ خواهند داد و در غيراين صورت، درهيچ عملياتى شركت نخواهندكرد.
۴ - تشويق وفاق و صلح ميان دولت عراق و شبه نظاميان از طرق ديپلماتيك به جاى عامل شدن براى ادامه جنگ داخلى.
۵ - افزايش فعاليتها براى بازسازى ساختار اجتماعى و اقتصادى به طورى كه نقشى براى سازمان ملل متحد نيز در آن درنظر گرفته شود و كاملاً مستقل از اشغالگران به اجرا درآيد.
۶ - تشويق همگرايى منطقه اى و ترغيب كشورهاى عرب ، ايران و تركيه دراين راه كه مى تواند كمك خوبى به حفظ صلح در دوران گذار پس از اشغال باشد.
۷ - آمريكا و انگليس به صراحت بيان كنند كه معتقد به حفظ يكپارچگى عراق هستند.
۸ - تقويم خروج از عراق بايد فوراً اعلام شود.
در پايان بايد گفت تمام اينها بدون فشار مخالفان جنگ در آمريكا و سراسر جهان از يك سو و پذيرش وظايفى توسط رهبران منطقه اى خاورميانه از سوى ديگر، هيچ اقبالى براى تحقق ندارد.
در صورتى كه به فعاليتهاى ضدجنگ و فشارهاى روانى برآمريكا اهميت ويژه اى قائل نشويم، جنگ خواه ناخواه ادامه خواهد داشت.
البته معتقدم كه بايد با نگاهى واقعگرايانه ، قائل شدن بختى مساوى و مقدارى هم مثبت نگرى در باره حضور آمريكا و احتمالات پيش رو در عراق بار ديگر اهداف آمريكا در منطقه بررسى شود.
اوضاع عراق آنچنان وخيم شده است كه استراتژى خروجى كاملاً بى خطر موجود نيست ، ولى دست كم ، شايد پذيرش برخى از اين خطرها بتواند راهگشاى آينده اى بهتر باشد. همه مى دانيم تا وقتى كه حتى از طرح و ايده جنگ عراق طرفدارى شود، انباشته شدن جسدها روى هم ادامه خواهد داشت.
*«ريچارد فالك» محقق و عضو هيأت علمى دانشگاه پرينستون آمريكا است كه چند سال پيش با گزارشى در باره فلسطين اشغالى ، توجه جهان را بيش از پيش به اين موضوع جلب كرد .وى در عين حال از مشاوران حقوق بين الملل مركز مطالعات استراتژيك آمريكا نيز هست.
روسيه و پرونده سوريه
منبع: خبرگزارى ريانووستى ترجمه : مرضيه خادم شريف
در ۳۱ اكتبر، ديپلماتهايى از روسيه، چين، الجزاير، هند، برزيل و چند كشور ديگر مانع تصويب قطعنامه اى در شوراى امنيت سازمان ملل متحد شدند كه از نظر قانونى ، مشكوك به نظر مى رسيد و توسط ايالات متحده، انگليس و فرانسه پيشنهاد شده بود. پيش نويس اين قطعنامه كه دمشق را تهديد به تحريم مى كرد، مى توانست خاورميانه را درگير بحران ديگرى كند. اكنون اينگونه به نظر مى رسد كه روسيه و شركايش سوريه را مورد حمايت قرار داده اند. با اين حال، نظر به آنكه سوريه از چنين قطعنامه اى خرسند به نظر نمى رسد، اين پيروزى گذرا تلقى مى شود.
البته قرار است شوراى امنيت سازمان ملل متحد پس از ۱۵ دسامبر، مسأله سوريه را مجدداً به بحث بگذارد. حال ، اين سؤال مطرح است كه آيا سوريه شركاى خود را مأيوس خواهد كرد؟
«سرگى لاوروف » وزير امور خارجه روسيه گفته است: « نكته مهم اين است كه از كميسيون تحقيق مستقل سازمان ملل متحد درباره ترور رفيق حريرى، نخست وزير پيشين لبنان ، به رياست دتلو مهليس درخواست شده است كه اين جنايت را با توجه به قطعنامه ۱۶۳۶ شوراى امنيت مورد بررسى قرار دهد. اين مهمترين دستاورد ما محسوب مى شود. گزارش مقدماتى مهليس گوياى اين امر بود كه سرويس مخفى سوريه در اين جنايت نقش داشته است».
لاوروف افزود: «تهيه كنندگان اين قطعنامه معتقدند امكان دارد كه پيشنهادهاى روسيه و ساير اعضاى شوراى امنيت سازمان ملل متحد تا حدى مورد نظر قرار گيرد. روسيه و شركايش تمايل ندارند اين قطعنامه سياسى شود بلكه ترجيح مى دهند به عنوان ابزارى در روند تحقيق به كار رود. ما همچنين خواهان آن نيستيم كه اين سند حاوى تهديدهاى غيرعادلانه باشد واصول بين المللى برائت را خدشه دار كند. اينك مى توان گفت روسيه در اين زمينه توفيقى تمام عيار كسب كرده است.»
روسيه و ساير كشورها ترتيبى اتخاذ كردند كه بعضى از بندهايى كه ربطى به قتل حريرى نداشت، حذف شود. در مورد اين مسأله «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا، در مصاحبه اى با شبكه خبرى «العربيه» در آستانه نشست شوراى امنيت گفت كه بايد فشارى جدى بر دمشق اعمال شود. براساس نظر بوش، مقامات سوريه بايد دريابند ، نمى توانندگروه هاى تروريستى كه روند صلح اسرائيل و فلسطين را به مخاطره مى افكنند، پوشش دهند. وى افزود: دمشق همچنين بايد دخالت در امور لبنان را متوقف كند و نيز بايد از ورود مبارزه جويانى كه وارد عراق مى شوند و مردم خواهان دموكراسى آنجا را مى كشند، جلوگيرى نمايد.
در اين ميان، سوريه تهديد شده بودكه در صورت عدم همكارى با جامعه بين المللى دچار تحريم خواهد شد، ولى ديپلمات هاى روسى و همكارانشان يك صدا گفتند اين روش ثمربخش نخواهد بود. به گفته آنان، اگر كشورى از پيش مقصر قلمداد شود و تحت اجبار و فشار قرار گيرد، نمى تواندبا بقيه همكارى كند. روسيه، چين، الجزاير و چند كشور ديگر قطعنامه شوراى امنيت سازمان ملل متحد را اصلاح كردند و به جاى پيشنهاد تحريم، اين قطعنامه چنين بيان مى دارد كه در صورت امتناع سوريه از همكارى، شوراى امنيت مى تواند اقدامات ديگرى را در نظر گيرد. البته دمشق معتقد است كه اين سناريو آرمانى نيست، ولى از سند قبلى بيشتر قابل پذيرش است. از نظر لاوروف «اين قطعنامه آرمانى نيست، بلكه نقطه آغاز است.»
مسكو تأكيد مى كند كه تفاوت نقطه نظرها بين اعضاى شوراى امنيت در جلسه اخير نبايد به عنوان مقدمه اى براى عدم همكارى با تقاضاى اصلى ، يعنى نياز به همكارى كامل و آگاهانه كميسيون مستقل مورد بهره گيرى قرار گيرد.»
لاوروف تأكيد كرد: «اين مسأله در درجه اول متوجه سوريه است و افزود كه رهبرى سوريه مايل به همكارى است. دمشق اينك بايد همه را قانع كند كه در تمايلاتش ، صادق است.
گفتار ديپلماتيك لاوروف به طور تلويحى چنين القا مى كند كه بيانيه هاى پرآب و تاب متناسب وضع جارى نيست. سوريه بايد همه را نسبت به بى گناهى خود قانع كند. البته واشنگتن ، لندن و پاريس نسبت به مقصربودن سوريه ابراز ترديدمى كنند، اما دمشق اين موضع را نمى پذيرد. با وجود اين، جواب هاى هوى است و به طريق منطقى بايد مانع از آن شود كه حريف از وضع موجود بهره گيرد.
لاوروف اشاره كرد: «روسيه اجراى تعهدات خاص سوريه در باره همكارى با كميسيون مستقل را موردتوجه قرار خواهد داد. پرزيدنت پوتين و همتاى سورى اش بشار اسد اخيراً اين مسأله را در مكالمه تلفنى مورد بحث قرار دادند . مسكو مى كوشد تحقيقى حرفه اى و بدون سوگيرى توسط كميسيون مهليس صورت پذيرد، ولى هرگونه كوشش از طرف مسكو، پكن و اتحاديه عرب به شرطى مفيد خواهد بودكه دمشق در بازى ديپلماتيك شركت كند.»
بنابراين دمشق بايد احتياط و هوشيارى فراوانى از خود نشان دهد. بشار اسد كه با مشكلات سختى دست و پنجه نرم مى كند ، در صحنه بين المللى تنها نيست. اكثر اعضاى جامعه بين المللى به رهبر سوريه اعتماد دارند و از او حمايت مى كنند و در صورتى كه او دراين بازى بازنده شود، بسيارى از كشورها از جمله روسيه نيز خواهند باخت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |