پنجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۴ -
Thu, Dec 8, 2005
مهرگان
۳۳۳۲
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
درباره جلال شباهنگى
صور خيال
- جلال شباهنگى
گرافيست ، نقاش و مجسمه ساز
متولد ۱۳۱۹ تهران
- كارشناس تبليغات گرافيكى از دانشگاه سن خوزه، كاليفرنيا، آمريكا
- كارشناسى ارشد طراحى گرافيك و نقاشى معاصر از دانشگاه سن خوزه آمريكا
- بيش از ۳۰ سال تدريس در عرصه آموزش نقاشى در ايران و جهان
- استاد و دانشيار دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران
- عضو شوراى تحصيلات تكميلى گروه هنرهاى تجسمى دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران
- عضو و نماينده دانشگاه تهران در طرح و برنامه ريزى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى در بخش هنر
- سازنده احجام شيشه اى Glass Blowing در ايران و مورانو ايتاليا
- برگزارى نمايشگاههاو شركت در نمايشگاههاى معتبر نقاشى و گرافيك در ايران و جهان
- برخى از آثار تأليفى وى عبارتند از : نقاشى هاى جلال شباهنگى (با مقدمه مرتضى مميز)، صورخيال ، خلاقيت در رنگ، اصول طراحى سه بعدى و ...
239082.jpg
جلال شباهنگى حالا تنهاتر از گذشته است. چه يار غار و رفيق شفيق ۳۰ ساله اش را مرگ با خود برده است و چند وقتى مى شود كه او به مرور خاطرات ۳۰ سال رفاقتش با «مرتضى مميز» پرداخته. چنان كه درباره مميز مى گويد: «در تمام كارهاى مرتضى مميز رنگ به طور سنتى استفاده مى شد. مميز همكار دانشگاهى من بوده و او را به عنوان يك آرتيست واقعى مى شناسم. درون او پر از مهر و صفا بود. او در نهايت آزادى كار مى كرد.»
و البته خود جلال شباهنگى نيز چون مميز رها از هر قيد و بند تصنعى و ساختگى در عوالم هنر و هنرمندى است. او تكنيك ويژه اى را براى اولين بار در عالم صور ايرانى خلق كرد كه پيش از او سابقه اى در اين باره يافت نمى شود. خلق تابلوهاى بديع و ماندگارى كه دست مايه و رنگ به كار رفته شان، نه رنگهاى مرسوم دنياى نقاشان كه رنگهاى صنعتى و مكانيكى است (مثل رنگى كه براى اتومبيل ها به كار مى رود) از مهمترين ويژگى هاى آثار ماندگار جلال شباهنگى است. نمونه بارز اين توانايى و توانمندى جلال شباهنگى را مى توان در تابلوى معروف او از تپه ماهورهاى كويرى ايران سراغ گرفت. اين ويژگى در آثار شباهنگى زمانى ارزش بيشترى مى يابد كه بدانيم هنر نقاشى و گرافيك در ايران شديداً تحت تسلط ابزارسالارى و سليقه حاكم غربى است و جلال شباهنگى در تلاشى خستگى ناپذير عمرى است كه بر «ايرانى بودن» و «ايرانى ماندن» آثارش اصرار دارد.
او معتقد است كه «فرهنگ بصرى سنتى ما بسيار قوى است و ما بايد به عنوان يك گرافيست شرقى سليقه حاكم بر دنيا باشيم و نه غربى ها و در اين زمينه منابعى در اختيار ماست كه غربى ها ندارند. در حالى كه ما نشسته ايم كار مى كنيم تا شبيه آنها بشويم.»
جلال شباهنگى متولد سال ۱۳۱۹ در تهران و فارغ التحصيل دانشگاه «سن هوزه» ايالت كاليفرنياست و داراى درجه كارشناسى ارشد طراحى گرافيك و نقاشى معاصر و كارشناس تبليغات گرافيكى از اين دانشگاه است و «خلاقيت در رنگ» و «اصول طراحى سه بعدى» از جمله مشهورترين آثار اوست. او در كنار تدريس در دانشگاه كه بيش از سى و اندى سال است در سطوح مختلف دانشگاه ها و دانشكده هاى هنر بدان مشغول است، به ساخت احجام شيشه اى معروف به Blowing Glass در ايران و مورانو ايتاليا پرداخته كه حاصل كارهاى او مجموعه اى ويژه در حوزه حجم سازى به حساب مى آيد و طرفداران پروپا قرصى در تمام دنيا دارد.
جلال شباهنگى در آثارش تلاش دارد تا ثابت كند كه در هنر مرزهايى وجود دارد كه در آن مرزها هنر به ساير علوم نزديك مى شود. او مى گويد: «اين وجه اشتراكات هنر با علوم مختلف را بايد شناخت. اين مقوله بسيار زيبايى است و مسؤوليت هدايت دانشجويان در اين مقوله بر عهده اساتيد است، پس بايد زمينه را براى تعيين يك مسؤوليت خاص فرهنگى هنرى براى اساتيد بررسى كرد و من بيشتر مايلم در اين مورد كار كنم.»
او معتقد است كه آثارى كه از دانشجويان در چند ساله اخير آثارى ارتقا يافته از نظر كيفى نسبت به سالهاى گذشته است. البته به جز برخى زمينه ها كه اصلاً در دانشكده ها به آنها توجه نمى شود، مثلاً در زمينه بسته بندى به طور كلى او معتقد است كه «گرافيست هاى ما ضعيف هستند و يا تصويرسازى عرفانى كه خلأ آن حس مى شود.» در مورد تصويرسازى عرفانى جلال شباهنگى معتقد است: كمتر بحث مى شود و اين موضوع را ناشى از «بى توجهى وزارت علوم و دست اندركاران مربوطه» مى داند و مى گويد: «به همين دليل در تصويرسازى شعر شعراى بزرگ مثل حافظ، دانشجويان قادر به تشخيص مضامين رنگى موجود لغات حافظ نيستند.»
شباهنگى دليل اين موضوع را خيلى به وارداتى بودن هنر گرافيك و نقاشى مربوط نمى داند و بيشتر بر ضعف كلى هنر در عرصه نقاشى و گرافيك كه ميان دانشجويان سالهاى اخير موج مى زند تأكيد دارد و مى گويد: «من ضعف كلى هنر را بيشتر در نقاشى مى بينم تا گرافيك، با وجود اينكه نقاشى از نظر آكادميك قدمت بيشترى نسبت به گرافيك دارد و اولين دانشكده هنر، دانشكده نقاشى بود.»
او اصرار دارد كه «ضعف عمده اى در زمينه هنر، به خصوص در زمينه نقاشى در حال شكل گيرى است، در حالى كه در گرافيك اين ضعف بارز نشده و اين به خاطر كاربردى بودن هنر گرافيك است، گرافيست دائماً در حال تكاپوست تا سفارش دهنده را راضى كند. در ضمن امكان مشاهده كارهاى مختلف گرافيكى در مجلات فراهم است. يكى از خصوصيات گرافيك ساده صحبت كردن و ساده كردن عناصر است.»
با اين حال شباهنگى در مورد نقاشى نظر متفاوتى دارد و مى گويد: «در نقاشى، هنر به سمت پيچيدگى سوق و گرايش دارد و به اين سو پيش مى رود و به علت نحوه خاص تدريس در دانشكده ها و استفاده از سيستم هاى قديمى و كهنه آموزشى تحولى در نقاشى دوره معاصر ايران بويژه ۲۰ ساله اخير ديده نمى شود.» از منظر او «الگوها در بخش نقاشى خيلى قديمى ساخته شده و توسط سيستم گذشته پايه ريزى شده اند، اما سابقه گرافيك در ايران بيشتر از ۳۰ سال نيست، چيزى از گذشته وجود ندارد كه گرافيست ها از آن تقليد كنند، بنابراين دائماً در حال تجربيات جديد هستند و مطابق با نيازهاى جامعه كار مى كنند و از ويژگى هاى ممتاز اين عرصه در ايران شركت فعال جوانان است.»
جلال شباهنگى آينده روشنى را براى گرافيك ايران متصور است و مى گويد: «من به آينده روشن براى گرافيك ايران اميدوارم. زيرا اساتيد بسيار مجربى در اين زمينه كار مى كنند كه بسيار حرفه اى هستند. حركت اين افراد كه دائماً در حال كار هستند، زمينه تأثيرگذارى براى نسل جوان ايجاد مى كند كه نسل جوان مى تواند به اين زمينه رجوع كند و بياموزد كه در نقاشى متأسفانه چنين چيزى وجود ندارد. نقاش بايد با الگوهاى امروز كار كند كه كمتر در اختيارش است.»
238947.jpg
از نظر جلال شباهنگى ضعف عمده اى كه در كلاس هاى آموزش نقاشى در سطوح مختلف آكادميك و غيرآكادميك موج مى زند اين است كه «فردى كه مسؤوليت آموزش بر عهده اش است، بنيانگذار يك سبك و تئورى خاص نقاشى نيست و اغلب مسائلى را تكرار مى كند كه گذشتگان بسيار بهتر انجام داده اند. او مى گويد: «البته من اين موضوع را به همه تعميم نمى دهم، هستند افرادى در نسل جوان كه خوب كار مى كنند، اما در مقام مقايسه ، در بخش گرافيك، بخصوص دوسالانه هاى اخير بسيار پربار و فعال و اميدواركننده هستند و اينكه در كنار هر دو سالانه از يك نقاش يا مجسمه ساز يا هنرمند گرافيست و غيرگرافيست تجليل كند به نظرم حركت بسيار خوبى است. چون ارزش نهادن به كسى كه در زمينه ديگرى غير از گرافيك فعاليت مى كند نشان دهنده ارزش قائل شدن گرافيست  ها براى ساير مقوله هاى هنر است.»
او به همين علت در دوسالانه گرافيكى كه در سال ۱۳۸۱ برگزار شد پيشنهاد «همكار و دوست خوبش مرتضى مميز» را براى تجليل از او و آثارش پذيرفت. پذيرفت چون «حس كردم كه كارهاى من هم در بخش هايى بسيار نزديك به گرافيك است». اگرچه ما گرافيك را يك هنر كاربردى مى دانيم اما جلال شباهنگى مى گويد: « من مسأله ساده انديشيدن ، ساده كاركردن و تخيل كردن را ويژگى اساسى گرافيك مى دانم و كار من به علت همين ويژگى ها وجه اشتراكى باگرافيك دارد.»
شباهنگى از ديگر دلايل اصلى رونق گرافيك در ايران را ورود كامپيوتر به عنوان يك ابزار جديد در اين رشته مى داند اما مى گويد: « من هرگز در كلاس هاى خودم اجازه نمى دهم دانشجو از كامپيوتر استفاده كند. » گرچه اوبه اهميت كامپيوتر در رشد هنر گرافيك در ايران و جهان اعتقاد دارد اما معتقد است :«بايد قبل از هرچيز راه درست استفاده كردن از كامپيوتر را پيدا كرد.»
دراين باره مى گويد:«ما وقتى در باره تكنيك ها صحبت مى كنيم ، فكر مى كنيم تكنيك ها ابزار هستند. مثل مداد، كامپيوتر و ... اما من معتقدم تكنيك مغز انسان است. همه ما وسايل را مى شناسيم، اما همگى به طور يكسان از آنها استفاده نمى كنيم، مغز است كه نحوه استفاده از آنها را تعيين مى كند . به همين دليل فكر مى كنم در دوره كارشناسى نبايد از كامپيوتر استفاده كرد. چون وسيله گران قيمتى است. قدرت دست و تخيل را كم مى كند. اما در رده هاى بالاتر و براى افراد حرفه اى ضرورى است. وسايل تكنيكى زياد شده است اما شاخص يك هنرمند استفاده از دو مشخصه است. تكنيك و قوه ادراك .»
شباهنگى معتقد است كه تكنيك به راحتى با آموزش و تمرين به دست مى آيد. و دانستن آن ضرورى است اما بخش ادراك بسيار پيچيده است . مى گويد: « شما بايد عناصر هنرى را به صورتى كنار هم قرار دهيد كه به يك نتيجه مطلوب برسيد و نهايتاً يك نگاه صحيح و درست داشته باشيد. بنابراين من در بعضى دوره ها موافق نيستم كه دانشجو از اين ابزار استفاده كند. در اين دوره بايد ياد بگيرد كه درست فكر كند ، خوب ببيند و خوب كار كند. بعد از اينكه مهارت كافى پيدا كرد وبراى پياده كردن يك موضوع اعتماد به نفس كافى به دست آورد، اجازه دارد از اين وسايل استفاده كند.»
با اين همه جلال شباهنگى در مورد نقاشى و استفاده اين هنر از ابزارى چون كامپيوتر نظر متفاوتى دارد. او مى گويد: «در نقاشى متأسفانه جنبه استفاده از كامپيوتر بسيار ضعيف است. هنوز دانشجو گمان مى كند كه فقط بايد با رنگ روغن روى بوم كار كرد، اما هنوز استفاده از ابزارهاى مختلف و تكنيك هاى جديد رنگى را نمى داند و خودش را محدود به يك ابزار خاص كرده است. در حالى كه بسيارى از نقاشان دنيا از ابزارهاى جديد استفاده مى كنند، نقاشى هاى كامپيوترى مى كشند، نقاش ها بايد از وسايل جديد استفاده كنند. ما فكر مى كنيم استفاده از كامپيوتر يا ابزارهاى مكانيكى منحصر به رشته گرافيك است زيرا كه رشته هاى مختلف هنر را از يكديگر و از ساير علوم تفكيك كرده ايم. هنر تكاپو و جست وجو كردن است. خلاقيت زدن دو شاخه به پريز خورشيد است و خورشيد همان مغز است. برجسته ترين و درخشان ترين بخش وجود ما مغز است كه اگر درست به كار گرفته شود حتماً بازتابى نورانى خواهد داشت. بايد دانشجو را در اين زمينه تقويت كرد. من خيلى به زياد كاركردن معتقد نيستم . فرصت براى كاركردن بسيار است در دانشكده ها اساتيد بايد به دانشجو آگاهى بدهند. ذهنشان را روشن كنند تا ديد درستى در رابطه با مقوله هنر داشته باشند. به اكثر كارهاى گرافيكى كه نگاه مى كنيم مى بينيم كه آن هويت هنرى لازم را ندارد.»
جلال شباهنگى مهمترين دغدغه اش امروزه شايد همان كم بضاعتى فنى و علمى ميان دانشجويان است. گرچه او كمبود مطالعه و نداشتن عمق در آثار عرضه شده از سوى دانشجويان را معلول مى داند و نه علت و دراين باره مى گويد:« مسأله اصلى استاد است نه دانشجو. اگر دانشجو فرصت مطالعه ندارد و يا مطالعه نمى كند، اساتيد بايد مطالعه كنند، بايد با دانشجويان صحبت كرد، صحبتى كه پشتوانه علمى -  هنرى داشته باشد. كلاس هاى مبانى بسيار پركار و خسته كننده هستند، كمتر به صورت تحليلى با عناصر هنرى برخورد مى شود و اين ناشى از ضعف بيانى اساتيد است.»
شباهنگى معتقد است كه هنرمند نبايد خودش را از اجتماع جدا كند. او مى گويد: هر هنرمند يك مسؤوليتى در قبال جامعه دارد، بايد خودش را وارد جامعه كرده و ارتباط برقرار كند اما بيشتر هنرمندان انحصارى فكر مى كنند. نقاش براى خودش كار مى كند، شايد بسيار عاشقانه كار مى كند، اما اين انحصارى عمل كردن او را از جامعه جدا مى كند. علت اينكه گرافيك از جامعه جدا نيست اين است كه با مخاطبش متناسب با موقعيتش صحبت مى كند با طبقات مختلف فرهنگى اجتماعى برخورد دارد، خواسته ها و نيازهايشان را مى شناسد و در رابطه با اين نيازها خود را مكلف مى كند.»
جلال شباهنگى چون همنسلانش از پيشروترين هاى عرصه هنر نقاشى و گرافيك دوران معاصر بود. نسلى كه رفته رفته خاموش مى شود . بايد بيش از اين ها قدر چنين كسانى را دانست. هرچه باشد آنها نسل طلايى روزگار هنرى ما هستند. روزگارى كه ايام كم رونقى خود را تجربه مى كند. بد نيست در پايان اين نوشته نگاهى به نمايشگاههاى او از گذشته تا كنون داشته باشيم:
آمريكا ، كاليفرنيا ، سال ،۱۳۴۹ مكان : دانشگاه بركلى
تهران ، ۱۳۵۱ ،گالرى قندريز
تهران ، سال ،۱۳۵۳ مكان : گالرى زروان
آمريكا ، كاليفرنيا، سال ،۱۳۵۴ مكان : دانشگاه سن خوزه
آمريكا، كاليفرنيا، سال ۱۳۵۴ ، مكان : دانشگاه وست ولى ساراتگو
آمريكا، كاليفرنيا، سال ،۱۳۵۵ مكان : موزه هنر تريتون
تهران ، سال ،۱۳۵۶ مكان : گالرى ليتو
تهران ، سال۱۳۵۷ ، مكان : دانشگاه تهران
تهران ، سال۱۳۶۲ ، مكان : گالرى سيحون
تهران ، سال۱۳۶۳ ، مكان : موزه هنرهاى معاصر
تهران ، سال۱۳۶۵ ، مكان : گالرى سبز
تهران ، سال۱۳۶۸ ، مكان : گالرى گلستان
تهران ، سال ۱۳۶۹ ، مكان : موزه هنرهاى معاصر
تهران، سال ۱۳۷۰ ، مكان : گالرى شهردارى
تهران، سال،۱۳۷۰ مكان : اولين بى ينال نقاشان ايرانى، موزه هنرهاى معاصر
تهران، سال ۱۳۷۱ ، مكان : موزه هنرهاى معاصر
تهران، سال ۱۳۷۲ ، مكان : موزه هنرهاى معاصر
تهران، سال ۱۳۷۶ ، مكان : موزه هنرهاى معاصر
تهران، سال ۱۳۷۷ ، مكان : موزه هنرهاى معاصر
تهران، سال ۱۳۷۸ ، مكان : شهر روم
تهران، سال ،۱۳۷۸ مكان : گالرى فرامرز
عربستان ، سال ،۱۳۷۸ مكان : شهر رياض
تهران، سال ،۱۳۷۸ مكان: گالرى سعدآباد
تهران، سال ،۱۳۷۲ مكان:  گالرى گلستان
تهران، سال ،۱۳۷۳ مكان : گالرى سيحون
تهران، سال ،۱۳۷۵ مكان: گالرى بوشهرى
تهران، سال ،۱۳۷۷ مكان : دانشگاه تهران


|   شناسنامه   |   آرشيو   |