پنجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۴ -
Thu, Dec 8, 2005
ويژه ۱
۳۳۳۲
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
نگاهى به رشد
عاطفى - اجتماعى در ۶سال نخست زندگى كودكان
شناخت احساسات و هيجانات
238944.jpg
مهسان بهنود

برخلاف نمودار رشد جسمانى كودكان، تعيين نقطه عطف رشد عاطفى و اجتماعى به دليل كيفى بودن موضوع وتفاوتهاى فردى وسيع تا حدى دشوار است. آگاهى بزرگسالان (والدين، مربيان و...) از مراحل رشد عاطفى و اجتماعى كودكان و تقويت قابليت هاى عاطفى و اجتماعى متناسب با مرحله رشد بچه ها بسيار حائز اهميت است. چرا كه بچه هايى كه توانايى مديريت عواطف فردى، قدرت درك نيازها وعواطف ديگران در برقرارى تعامل مثبت با افراد را دارند، موفقيت بيشترى در عرصه هاى مختلف زندگى آينده خود به دست مى آورند. تفاوتهايى كه در رشد عاطفى و اجتماعى كودكان مشاهده مى شود، بيشتر تحت تأثير عواملى چون: خلق بدو تولد، عقب ماندگى هاى ژنتيكى، نقش تربيتى بزرگسالان، ميزان امنيتى كه كودك در رابطه با بزرگسالان احساس مى كند و فرصتهاى در اختيار كودك جهت برقرارى تعاملات اجتماعى شكل مى گيرد. در اين نوشتار نقاط عطف رشد عاطفى اجتماعى كودكان در ۶سال نخست زندگى مورد توجه قرار مى گيرد


يك سالگى:
شناخت احساسات وهيجانات خود و مديريت آن محور اصلى يادگيرى بچه ها در يك سالگى است. آنها ضمن تجربه دامنه وسيعى از احساسات، وقتى خسته مى شوند بسيار كم تحمل بوده و تكانشى عمل مى كنند. واكنش كودكان يك ساله در قبال عدم ارضاى نيازها و خواسته هايشان عمدتاً جيغ، گريه، گاز گرفتن و چنگ زدن است. آنها بيشتر به دنبال استقلال يابى و خوداتكايى هستند به طورى كه در پاسخ به درخواست بزرگسالان براى انجام كارى مرتباً «نه» گفته و بعد از چند دقيقه به مادرشان چسبيده وكمك مى خواهند.
رشد عاطفى:
۱) با ديدن افراد آشنا بسيار خوشحال شده، رابطه عاطفى نسبتاً رشد يافته اى با والدين و مراقبان خود برقرار كرده و ضمن استقلال خواهى، نياز به مطمئن شدن مداوم از حضور امن والد يا مراقبت دارد. (مثال: ضمن بازى بارها چشم انداخته تا مطمئن از حضور مراقبش شود)
۲) اسم خود را مى شناسد: «من» يا «خودم» را با افتخار بيان مى كند علائم اوليه اى از خود آگاهى را نشان مى دهد. به عنوان مثال اشياء يا چيزهايى كه مربوط به خودش است شناخته و نسبت به آنها حس مالكيت دارد (اگر كسى شيشه شيرش را بردارد عكس العمل نشان داده مى گويد: منه منه) همچنين متوجه كارهاى اشتباهش مى شود. (با شكستن چيزى فوراً مخفى مى شود)
۳) حين انجام كارى، واكنش هاى عاطفى خويشاوندانش را در نظر مى گيرد، به عنوان مثال هنگام بالا رفتن از پله ها يا دست زدن به وسايل صوتى، ابتدا تظاهرات چهره اى والدينش را چك مى كند تا عكس العمل تأييدى يا هشدا دهنده شان نسبت به كار خود را ببيند.
۴) تمايل به بيان دامنه وسيعى از عواطف مانند ناراحتى، ترس، خشم، فرسودگى وعصبانيت داشته نسبت به محرك هاى اطرافش عكس العمل نشان مى دهد، معمولاً هنگام خستگى تحرك پذير مى شود. كودك ۱ تا ۳ساله، با كمك بزرگسالان، از راهبردهاى كنترلى جهت بيان احساسات خود استفاده مى كند. (مثل بغل كردن خرس كوچولوى پشمالو براى آرامش گرفتن)
۵) آگاهى از حضور ديگران به عنوان عوامل سازنده ارتباط و تمايل به ارتباط و بازى با آنها (مثل بازى دالى موشه، لى لى حوضك)
۶) نسبت به ناراحتى ديگران حساسند، به عنوان مثال اگر كودكى گريه مى كند آنها هم شروع به گريه مى كنند.
۷) با مشاهده دعوا يا درگيرى، ميان كودكان يا بزرگترها مداخله كرده، واكنش نشان مى دهند. به عنوان مثال با مشاهده دعواى دوبچه سر اسباب بازى، جيغ كشيده جلو رفته، اسباب بازى را مى گيرند و به دست صاحبش مى دهد و يا بزرگترها را به كمك مى طلبد.
۳-۲سالگى:
از بازى كردن در كنار همسالان لذت مى برند. هنگام دعوا، حضور بزرگترها به منظور كنترل خشونت و آموزش رفتار درست ضرورى است. كودكان در اين سن، پس از شناختن احساسات و حالات رفتارى خود و بزرگترها، بر آنها اسم گذاشته يا برچسب مى زنند. در كنترل و هدايت احساسات و هيجاناتشان تا حدى مهارت يافته اند ولى خستگى و استرسهاى طولانى باعث آسيب خلقى و عاطفى در آنها مى شود. پيشنهاد اشياى آرام بخش، مثل خرس يا بالش مورد علاقه اش جهت سازگارى با موقعيت هاى جديد و پرهيجان مناسب است.
رشد عاطفى:
۱) گسترش دامنه اعتماد به بزرگسالان، ترجيح هم بازى ها و ابراز علاقه به مربى مهدكودك به صورت بوسيدن و همراهى او
۲) ابراز استقلال خواهى و خوداتكايى از طريق «نه» گفتن به درخواست بزرگسالان
۳) با شنيدن اسم و عنوان حالات احساسى آنها را مى شناسد. مثلاً اگر معلم بگويد: «تو ترسيدى يا تو غمگينى» معنى شان را متوجه مى شود. دامنه ادراكات كودك فراتر رفته، عواطفش را بيان مى كند. او مى گويد: من خيلى خوشحالم، يا با نگاه كردن به حالات رفتارى پدر مى گويد: «براى چه گيج شده اى» يا «چرا اينقدر خسته اى».
۴) براى كنترل هيجانات و عواطف پيچيده تر از راهبردهاى انضباطى گسترده اى استفاده مى كنند. با وجودى كه از اشياى آرامش بخش مثل عروسك، بالش يا ابراز كلامى ناراحتى جهت مديريت احساسات خود استفاده مى كنند همچنان نياز مبرمى به حمايت بزرگسالان در مواقع تنش زا دارند.
رشد اجتماعى:
۱) دوستدار بازى با بچه ها هستند ولى كمتر با آنها تعامل نزديك دارند. بازيهاى بچه هاى اين سن بيشتر به صورت موازى است. يعنى با اينكه هر كدامشان جداگانه در حال بازى در خانه شادى هستند ولى از اينكه بچه ديگرى هم در آن امكان حضور دارد و بازى مى كند احساس شادى و راحتى مى كنند.
۲) احساس دوستى و صميميت نسبت به همبازى خود مى كنند.
۳) احساسات ديگران برايشان اهميت مى يابد. به ديگران كمك مى كنند. به عنوان مثال كودكى را كه گريه مى كند، دلدارى داده و در آغوش مى گيرند و يا از مربى درخواست كمك مى كنند.
۴) وقتى اتفاقى مى افتد يا اختلافى پيش مى آيد، سريعاً به سمت پناه گرفتن در آغوش والدين يا مراقب مى رود مانند كودكى كه پس از قاپيدن همه مداد شمعى ها از دست دوستش فوراً خود را در بغل مربيش مخفى كرده، طلب حمايت و كمك مى كند.
رشد عاطفى و اجتماعى در كودكان ۴-۳ ساله:
كودكان سه ساله با وجود توانمندى و استقلال بيشتر هنوز در بازيها و فعاليت هايشان نيازمند حضور نزديك و اطمينان بخش آشنايان هستند. توان برقرارى روابط دوستانه واقعى با همسالان داشته و براى كمك به دوستانش از بزرگترها كمك مى گيرند. علاوه بر صورت ظاهرى عواطف و احساسات، دلايل ابراز آن را مى شناسند. بچه ها در اين سن توانايى بيشترى در مديريت عواطف دارند ولى هنوز تحت فشار استرس ها قرار مى گيرند.
رشد عاطفى
دراين سن، بزرگسالان آشنا به عنوان پايه هاى امنى محسوب مى شوندكه حضورشان موردنياز بچه هاست. به طورى كه ترجيح مى دهند والدينشان در مهمانى دوستانشان نيز حضور داشته باشند. براى كودكان ۳ تا ۴ساله:
۱)مفهوم فرديت اهميت يافته، ترجيحات شخصى مطرح مى شود.
۲) از روى تظاهرات چهره و لحن كلام، احساسات را شناسايى كرده و مشخص مى كنند. به عنوان مثال به تصوير بچه اى در كتاب نگاه كرده مى گويند: « اون ترسيده»، به علاوه دلايل ابتدايى احساسات را درك مى كنند. مثلاً مى گويند: «شادى ناراحته چون كيفش رو گم كرده.»
۳) در بيان نيازها، عواطف و نظراتشان، حتى در مواقع دشوار و پرتنش مهارت يافته ، بدون آسيب رساندن به خود يا ديگرى يا اموالى مى گويند: «من واقعاً آن چيز را مى خواهم .» البته هنوز تحت تأثير استرس ها قرار مى گيرند.
رشد اجتماعى :
- رفتار و فعاليت همسالان برايشان جذاب بوده و سعى در كپى بردارى و تقليد آن مى كنند. (مثل روى مبل پريدن يا خاله بازى كردن)
- به همكارى در بازيها علاقه مند مى شوند. مثل تلفنى صحبت كردن با دوستان
- تمايل به دوست يابى دارند هرچند هنوز مفهوم كاملاً درستى از دوستى ندارند. به عنوان مثال وقتى از كودك ۴-۳ ساله مى پرسى: «بهترين دوستت كيست؟» مى گويد : «بهترين دوست من على، بهار ، ثمين، هستى ، نيما و پارسا هستند.»
- از كمك به همسالانشان لذت مى برند. با گفتن جملات دلگرم كننده ، يا دادن اسباب بازى دلخواهشان به همكلاسى خود و بغل كردن و بوسيدن آنها سعى در كمك به دوست آسيب ديده يا ناراحت خود مى كنند. البته بعضى وقت ها كمك بچه ها خيلى تسكين دهنده براى كودك ناراحت نيست. مثلاً بچه اى كه به شدت گريه مى كند احتمال دارد با دريافت عروسك دوستش آرام نگيرد.
- بچه ها در اين سن ، پادرميانى بزرگسالان را براى حل اختلاف و دعوا مى پذيرند. به عنوان مثال وقتى مادر مى گويد: « به محض اينكه بازى هستى تمام شد مى توانى با لگوها بازى كنى» مى پذيرند يا اگر از روند بازى ناراضى باشند به سوى پدر رفته ، كمك مى خواهند، در واقع ياد مى گيرند به جاى روش هاى خشن و تهاجمى از والدين يا مربيان خود كمك گيرند.
۴ تا ۵ سالگى :
كودكان چهارساله رشد قابل ملاحظه اى در تعاملات اجتماعى و ارتباطات بين فردى داشته و در بازى هاى گروهى شركت مى كنند، مشكلات ديگران برايشان اهميت دارد به طورى كه سعى در ارائه پيشنهاد و راه حل كرده و در اختلافات و درگيرى ها مداخله مى كنند. از لحاظ عاطفى نيز رشد چشمگيرى داشته و با استفاده از راهبردهاى انطباقى مانند ابراز ناراحتى و نقاشى كردن آن هيجانات خود را مديريت مى كنند. در اين سن دلايل ابراز احساسات، بيشتر موردتوجه قرار گرفته ، احتمال نشان دادن واكنش هاى متفاوت در وضعيت يكسان مدنظر قرار مى گيرد.
رشد عاطفى:
۱) به تقليد مدل هاى نقشى بزرگسالان قابل اعتماد پرداخته مثلاً شيوه قصه گويى مربيان خود را تقليد مى كنند، در غيبت آشنايان ، آرامش خود را حفظ كرده ، از طريق صحبت كردن و نقاشى كردن خواسته شان را بيان مى كنند. مثلاً مى گويند: «من مى روم پدر ومادرم كه دارند به خانه برمى گردند نقاشى كنم». در شرايط اضطراب آور مثل دكتر رفتن، از طريق بازى هاى نمايشى، مانند به دكتر بردن عروسك خود، سعى در كاهش اضطراب و ترس خود مى كنند.
۲) از توانايى ها، خصوصيات شخصى ، ترجيحات و خواسته هاى خود و فعاليتشان صحبت مى كنند. براى مثال مى گويند: « ببين منو، چه نقاشى قشنگى كشيدم يا چه خونه خوبى ساختم» خود را با ديگران مقايسه كرده و مى گويند: هيراد و ليلى مى تونند دوچرخه سوارى كنن ولى من هنوز ياد نگرفتم. بچه هاى ۴ تا ۵ ساله به درك بيشتر علل عواطف و احساسات پرداخته و متوجه عكس العمل متفاوت ديگران نسبت به يك مسأله مى شوند. مثلاً مى گويند: من دوست دارم خونه بازى كنم ولى محسن نمى خواهد بازى كنه.
رشد اجتماعى :
۱)از نقش پذيرى در بازيها لذت برده ، در قالب همكاريهاى گروهى فعاليت مى كنند. به عنوان مثال مى گويند : « بيا بازى مسافرت رفتن كنيم. من خلبانم و تو مسافر هواپيمايى ».
۲)روابط دوستى شان را گسترش داده و فراتر از دوستى با يك نفر به دنبال جذب بچه هاى ديگر با بيان پيشنهادهايى مثل : «به تولد من مى آى» هستند.
۳)همدلى بيشترى با همسالان خود در مواقعى كه ناراحتند يا كمك مى خواهند نشان مى دهند مثلاً مى گويند: گريه نكن هادى ، پدرم بلده اسباب بازيها رو تعمير كنه، برات درست مى كنه».
۴) براى حل اختلاف در بازى پيشنهادو راه حل ارائه مى دهند مثلاً مى گويند: « ببين هانيه دراين بازى ما هردو مى تونيم پليس باشيم.»
۶-۵سالگى :
رشد عاطفى :
۱)دامنه اعتماد نسبت به اطرافيان را گسترش داده و در حفظ ارتباطات نزديك و صميمانه با افراد خاصى مى كوشند.
۲)نسبت به توانايى ها و مهارتهاى خود آگاهى يافته و با نشان دادن آموخته هاى خود اعتماد به نفس بيشترى به دست مى آورند . مثلاً مى گويند «من شعر چهارفصل رو بلدم بخونم»
۳) از دامنه كلمات گسترده و ادبيات پيچيده ترى براى فهماندن احساسات و دلايل آن به ديگران استفاده مى كنند. مثلاً مى گويند: «من مى خوام كه رانندگى ياد بگيرم ولى يك جورى هم مى ترسم»
۴) از منابع شناختى تصويرسازى ذهنى و خيال پردازى جهت آسوده سازى و آرامش دهى يا كنترل احساسات خود استفاده مى كنند. مثلاً وقتى ناراحت مى شوند داوطلبانه به اتاق خود رفته خلوت مى كنند و راجع به مشكلاتشان رؤياپردازى مى كنند.
رشد اجتماعى :
۱)دامنه ارتباطات خود را با همسالان و بزرگسالان گسترش داده و مهارت هاى اجتماعى خود را توسعه مى دهند. در فعاليت هاى گروهى شركت كرده ، پيشنهاد بازى هاى گروهى مى دهند و از انجام فعاليت هاى هيجان برانگيز لذت مى برند. در تغذيه و خوردنى ها شريك مى شوند . قواعد ساده بازيها را فهميده و طالب همكارى مستمر در بازيها هستند.
۲) در فعاليت هاى گروهى ، تأييد و تشويق ديگران اهميت مى يابد از اين رو بچه ها براى مقبوليت رقابت كرده و بيشتر تلاش مى كنند.
۳) از مجموعه وسيع ترى از جملات و رفتارها براى نشان دادن ميزان آگاهى و دركشان نسبت به مسائل ديگران استفاده مى كنند. به عنوان مثال ، با ديدن خرابى خانه سازى دوست خود مى گويد: «نگران نباش، من كمكت مى كنم تا دوباره خونه روبسازى.»
۴) به كار بردن تكنيك هاى متعدد مانند مذاكره و مصالحه براى حل مشكلات ، بچه هاى ۵ تا ۶ ساله بيشتر به دنبال حل مشكلات ساده، بدون كمك بزرگسالان هستند. مثلاً مى گويند: « من يك نظر جالب دارم ، مريم تو مى توانى خرس باشى و من شير، بعد جايمان را عوض مى كنيم.» البته در موارد پيچيده، هنوز نيازمند پادرميانى والدين هستند.

.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |