|
مبارزه يك زن مسلمان براى ارتقاءجايگاه زنان
|
|
|
خشونت عليه زنان مشكلى است كه تمامى جوامع را در برمى گيرد. اين يك فاجعه حقوق بشر جهانى است كه نتيجه برآمده و پيامد عوامل اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، سياسى است. تا زمانى كه درنيافته ايم كه ما نيز نقشى در روند جارى خشونت برعليه زنان ايفا مى كنيم، اين وضعيت تبعيض و خشونت ادامه پيدا خواهد كرد. در ژوئن ۲۰۰۲ زنى سى ساله به نام مختار مائى (Mokhtar Mai) به دستور شوراى ريش سفيدان دهى به نام ميران والا (Meeranwall) در ايالت پنجاب در پاكستان مورد تجاوز جنسى ۱۴ مرد داوطلب قرار مى گيرد. مختار شخصاً هيچ جرمى مرتكب نشده بود، بلكه شايعه اى برسر زبانها افتاده بود كه برادر ۱۲ ساله او را با دخترى از خانواده اى متمول ديده بودند. اين شايعه سبب شد تا قوانين قبيله اى كه غالباً نه تنها فراى قوانين اسلامى بلكه فراسوى قوانين مدنى پاكستان نيز عمل مى كنند، چنين حكمى را صادر كنند. طبق گزارش رسيده در دادخواست دادستان پاكستان در سال ،۲۰۰۲ پسر ۱۲ ساله اى به نام شكور از روستاى ميران والا در ايالت پنجاب مورد تجاوز جنسى چند تن از مردان روستاى مستوئى Mostoi قرار مى گيرد. خانواده اين پسر به پليس شكايت كردند و مجرمين را تهديد به پيگيرى مراجع قضايى مى نمايند. با شنيدن اين تهديد، شوراى ريش سفيدان ده تشكيل مى گردد و در پى تشكيل اين شورا، ناگهان اتهام بى پايه و اساس و جعلى مبنى بر رابطه نامشروع اين پسر با دخترى از خانواده ثروتمند مستوئى ساخته مى شود. در پى جعل اين اتهام، مختار مائى، خواهر پسر براى شفاعت به جلسه ريش سفيدان مى رود تا قضيه و اتهام برادرش را پيگيرى كند. ولى ريش سفيدان ده كه شفاعت مختار را مى شنوند، چاره كار را در متوسل شدن به خشونت و توحش نهادينه شده در قوانين قبيله اى يافته و براى جبران ننگى كه ظاهراً بر خانواده دختر متمولى رفته كه باعث و بانى آن شكور، برادر مختار، بوده، برادر بخشوده مى گردد و حكم به تجاوز به مختار مى دهند. رأى صادر شده از طرف ريش سفيدان ابتدا توسط چهار نفر مرد داوطلب كه در انتها به چهارده (۱۴) نفر مى رسند، اجرا مى گردد. بعد از اتمام اين رويداد خشونت بار و غيرانسانى، مختار در هاله اى سنگين از شرم برآمده برخودش و خانواده اش قرار گرفته بود، تصميم به خودكشى مى گيرد. عده زيادى اين شايعه را بر سر زبانها مى اندازند كه مختار با خوردن كود شيميايى دست به خودكشى زده و قضيه را خاتمه يافته مى انگارند و در اين ميان عده اى هم او را مورد نكوهش قرار مى دهند. اما نه شرم و نه يأس و نااميدى مختار را از پا نمى اندازد. خانواده مختار به ترميم جسم آسيب ديده او مى پردازند و دوستانش، نسرين و نسيم اخطار كه از كودكى در كنار اين معلم قرآن ۳۰ ساله بودند و او را خوب مى شناختند، به ترميم جان و روان او پرداخته و محكم و استوار به پشتيبانى از او بر مى خيزند و به گفته خود مختار، «روح مرده مرا زنده كردند.» عليرغم پيامد معمول بر اين گونه رويدادها كه يا با سكوت برگزار مى گردد و يا به خشونتى خونبار منجر مى گردد، مختار و يارانش راه ديگرى برمى گزينند و بدين ترتيب سكوت برآمده از يأس و تسليم طلبى و پذيرش خشونت رفته بر او شكسته مى شود و فرياد اعتراضش همه جا گير مى شود. درحاليكه درخواست احقاق حقوق پايمال گرديده اش به دادگسترى پاكستان عرضه مى گردد، سازمان هاى بين المللى حقوق زنان در خارج از پاكستان مصممانه به دفاع و پشتيبانى از او برخواستند و مبلغ ۱۳۳/۰۰۰ دلار براى كمك به مختار جمع آورى كرده و در اختيارش مى گذارند. اما مختار كه امرار معاشش از خياطى و درس قرآن مى گذرد، با اين پول اقدام به تأسيس دو مدرسه، دخترانه با ۲۰۰ شاگرد و پسرانه با ۱۶۰ شاگرد در روستاى محل سكونتش مى نمايد اين شاگردان فرزندان چندتن از كسانى كه طبق دستور شوراى ريش سفيدان ده به او تجاوز نمودند وجود دارد. مختار علاوه بر ايجاد اين دو مدرسه اقدام به تأسيس خانه امنى براى زنان خشونت ديده نموده و همچنين با خريد ماشين براى حمل و نقل به بيمارستان اقدام مى نمايد. عليرغم پشتيبانى سازمان هاى مدافع حقوق زنان، دولت پرويز مشرف نه تنها به دفاع و پشتيبانى او برنخاست، بلكه در عمل سعى بر سرپوش گذاشتن، مسكوت گذاردن، و حتى استهزاء كشاندن اين رويداد فجيع دست يازيد. رئيس دولتى كه خود را همواره مترقى نمايانده است، هنگامى كه با پرسش ناگهانى خبرنگارى پيرامون اين مسأله مواجه گرديد، درحاليكه لبخند تمسخرآميزى برلب داشت گفت «اين روزها هر زنى كه مى خواهد اقامت آمريكا و يا كانادا را بگيرد، مدعى مى شود كه به او تجاوز جنسى شده است!» البته ناگفته نماند كه بعداً كه ديگر امكان كتمان اين حقيقت وجود نداشت، حرف خود را پس گرفت. اولين دادگاه تشكيل گرديده براى رسيدگى به اين شكايت از آنجايى كه دولت مشرف نمى خواست شماتت و سرزنش كسانى را چه در پاكستان و چه در سطح جهانى برانگيزد، و نمى توانست برخلاف عرف و سنت حاكم بر جامعه پاكستان هم عمل كند، با اعلام نبودن شاهدان عينى واقف به وقوع اين اتفاق پرونده را مختومه اعلام نمود. اما به دليل آنكه مسأله فراگيرتر از آن گرديده بود كه دولت مشرف بتواند سرپوشى بر آن بگذارد و مسأله را ختم شده اعلام كند، با ممنوع الخروج كردن او از كشور و جلوگيرى از مسافرتش براى ايراد سخنرانى و ممنوع المصاحبه نمودن او با خبرگزارى هاى غيرپاكستانى، تحت كنترل درآوردن تلفن او و مجبور كردنش به پس گرفتن درخواست نامه اى كه براى گرفتن ويزا در پاكستان داده بود، هيچكدام مثمر ثمر واقع نگرديد. با پيگيرى سازمان هاى مدافع حقوق زنان، پرونده به دادگاه ديگرى ارجاع داده شد. چهارده نفر مردانى كه به مختار تجاوز كرده بودند، بازداشت شدند. شش نفر آنها محكوم به اعدام گرديدند كه دو نفر از آنها جزو اعضاى شوراى ريش سفيدان ده مى باشند و چهار نفر ديگر اولين كسانى هستند كه داوطلب اجراى حكم صادره از طرف شوراى ريش سفيدان ده گرديدند. هشت نفر بعدى به حبس ابد محكوم گرديدند كه با درخواست بازرسى مجدد از طرف وكلاى اين چهارده نفر، احكام صادره به ديوان عالى كشور ارجاع گرديده است. مختار مائى در ماه اكتبر ۲۰۰۵ براى ايراد سخنرانى به آمريكا آمد. او كه براى سخنرانى در دانشگاه DePaul در شهر شيكاگو آمده بود فرصتى دست داد تا با اين معلم قرآن دختران ده آشنا شوم. جمع كثيرى در انتظار مختار مائى جمع شده اند. خبرنگارى از زنان و مردانى كه در سالن بودند، دليل شركت آنان را جويا مى شود. در همين هنگام مختار مى رسد. جمعيت به احترام او برمى خيزد و صداى كف زدن زنان و مردان از هر طرف به گوش مى رسد. زن جوان و ساده اى كه با شال بزرگى سر و گردن و نيمى از بدن خودش را پوشانده و كمى هم خجالتى است، همراه با دوست ديرينه اش نسيم اخطار وارد مى شود. او با صورتى شيرين و ملايم و با گويشى محلى صحبت مى كند. مترجم او را معرفى مى كند. مختارمائى از همه دوستانش خواهش مى كند در مورد اينكه چه براو گذشته و به چه شكل به او تجاوز شده از او سؤالى نكنند. سپس برنامه با فيلم كوتاهى به نام Shame كه درباره مختار تهيه شده، ادامه مى يابد...دوربين از چمنزارها مى گذرد و برادر كوچك مختار را نشان مى دهد كه آرام و سربزير است، و سپس مختار بى بى را كه در شهر كوچكى از پاكستان زندگى مى كرده و با قرآن درس دادن و خياطى زندگى اش را مى گذرانيده. مختاربى بى سواد ندارد و در مدت كوتاهى كه به سفرآمده خواندن و نوشتن را ياد گرفته و از روى كاغذ متن كوتاهى را مى خواند. او مى گويد: «مى جنگم براى آنچه حق منست و هر مسلمانى حق دارد براى حق خود بجنگد.» و ادامه مى دهد «من مى جنگم براى زنان و مردانى كه دولت براى آنان كارى انجام نمى دهد. دولت منافع ثروتمندان را حفظ مى كند و فقرا جايى و صدايى ندارند. من از شماها قدرت مى گيرم و حقيقت پيروز است.» از او سؤال مى شود «تو زن شجاعى هستى، آيا آنچه بر تو گذشته، قابل فراموش كردن است؟» و مختار پاسخ مى دهد «امكان ندارد! هيچ چيزى جبران آنچه بر من گذشته نمى شود و اين درد تا ابد باقى است. ولى حالا زنان زيادى مى آيند و براى مشكلات گوناگونى از من كمك مى خواهند. حالا وقتى اتفاقى براى زنى مى افتد، مى گويند برويم سراغ مختاربى بى براى گرفتن كمك.» او ادامه مى دهد «نمى خواستم به آمريكا بيايم و آمدم تا با جمع آورى پولى بتوانم به زلزله زدگان پاكستان كمك كنم.» از او سؤال مى شود كه «آيا آمريكا خواهى ماند؟» و او مى گويد «خير، از اينجا مى روم سراغ زلزله زدگان.» مختار مائى پس از اقامتى يك ماهه در آمريكا به پاكستان برگشت.
|