جمعه ۱۸ آذر ۱۳۸۴ -
Fri, Dec 9, 2005
هنر (سينما)
۳۳۳۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
ارتباطات
سينماى جوان
گفت وگو با كارگردان مستندى درباره احمد محمود
مرور «حكم»، فيلم تازه كيميايى
چهره
مسعود كيميايى
سينماى جوان
گفت وگو با كارگردان مستندى درباره احمد محمود
يك حس قديمى
مرجان رياحى
حبيب باوى ساجد كارگردان مستند «قلمرنج» مقيم اهواز است. او اين فيلم را درباره احمد محمود نويسنده فقيد خوزستانى ساخته و در آن با شخصيت هاى مشهورى درباره محمود به گفت و گو نشسته است. اين فيلم در جشنواره فيلم كوتاه تهران كه اخيراً برگزار شد، به نمايش درآمد.
چگونه به ساخت فيلم مستندى درباره احمد محمود علاقه مند شديد؟
من به ساخت فيلم درباره نويسنده برجسته ادبيات معاصر فارسى زنده ياد احمد محمود علاقه مند نشدم. بلكه «حس» ساختن فيلم درباره ايشان در ضمير من بود. اين حس از روزى كه نخستين بار اثرى از او خواندم در من شكل گرفت. اما چه شد كه اين حس در من پديد آمد؟ من با احمد محمود پنجاه سال اختلاف سنى دارم، پس چگونه با دنياى او كنار آمدم؟ آيا زادگاه مشترك ما (خوزستان) مى توانست دليلى باشد براى پديد آمدن اين حس؟ بى شك نه ! بلكه دنياى آدمهاى آثار احمد محمود مرا درگير خودش كرد.
چرا مدام در فيلم بر خوزستانى بودن محمود تأكيد مى شود؟ در حالى كه به هرحال احمد محمود يك نويسنده بزرگ ايرانى است.
من فراتر از مرزبندى شما به احمد محمود نگاه خواهم كرد و خواهم گفت: احمد محمود متعلق به جهان است چرا كه انديشه انسانى داشت و انسان مرز نمى شناسد. دنياى آدمهاى آثار محمود ويژگيهاى بارز انسان جهانشمول است .اين چيزى را كه عرض كردم البته به انديشه احمد محمود ارتباط دارد. اما جدا از اين نظر، هر هنرمندى متعلق به جغرافيايى است كه در آن ديده بر جهان گشوده است، در آن زيست كرده است، در آن عاشق شده است، در آن زخم خورده است، اما دستى را به مهر فشرده است. بعد هم اينكه يادمان باشد فيلم مستند درباره يك نويسنده سترگ ادبيات معاصر فارسى ساخته ام كه بايد زندگى آن نويسنده را به مخاطب _ مخاطبى كه محمود را نشناسد بگويد كه نويسنده كجايى است، چند كتاب نوشته است، چند فرزند دارد، كم و كاستى آثار او كجاست و …. من اين فيلم را اول از هر چيز يك زندگينامه مصور مى دانم.
با توجه به اينكه شما مقيم خوزستان هستيد، مصاحبه شوندگان مشهور را چگونه متقاعد كرديد مقابل دوربين حاضر شوند ؟
راستش را بخواهيد در مرحله اول كه به دوستان پيشنهاد ساخت اين فيلم را با حضور چهره هاى شاخص سينما و ادبيات دادم باور نمى كردند و گفتند اين كار سختى است و آن بزرگان وقت ندارند كه جلوى دوربين تو بنشينند. اما اول با اميد به خدا و دوم با اعتماد به نفس دوست داشتم كه اين كار را بكنم. جالب است بدانيد كه ما كار توليد و پيش توليد را همزمان انجام داديم. يعنى اينكه ما از اهواز با اين چهره ها هماهنگى نكرديم. بلكه در تهران با آنها هماهنگى كرديم كه غالباً به دليل احترامى كه به احمد محمود داشتند بى چون و چرا پذيرفتند. مثلاً بهزاد فراهانى در حال اجراى نمايش «مريم مرداويج» بود، اما با بزرگوارى و ذهنى شفاف از احمد محمود جلوى دوربين ما نشست. همچنين محمود دولت آبادى، زنده ياد منوچهر آتشى، مسعود كيميايى، جواد طوسى، محمد محمد على، محمد ايوبى، محمد على سجادى، يوسف عزيزى بنى طرف، مينو فرشچى، محمد بهارلو، مسعود مينابى، زنده ياد احمد آقايى، دكتر ابراهيم يونسى، نجف دريابندرى و سيد عدنان غريفى و داريوش مهرجويى كه دو سال صبر كردم تا با او گفت وگو كنم چرا كه بخشى از فيلم بايد با او اجرا مى شد.
اما اينكه مى گوييد چگونه از خوزستان موفق شدم با اين عزيزان هماهنگى كنم، عرض كنم كه اتفاقاً يكى از ويژگيهايى كه مرا در پيدا كردن آنها كمك كرد، خوزستانى و ساكن خوزستان بودنم است. براى اينكه تهران خصوصيت خاص خودش را دارد، اما اينجا مى توانيد براحتى (از لحاظ فكر البته) كار خود را پيش ببريد.
قبلاً هم درباره احمد محمود فيلم ساخته شده است. آيا شما اين فيلم را ديده ايد ؟
من اين فيلمى را كه شما مى گوييد ساخته بهمن مقصودلو كه ساكن آمريكا است و البته از جوانى با احمد محمود همنشين بوده نديده ام. اما يادمان باشد كه من فيلم خودم را سال ۸۰ آغاز كردم. اين در حالى است كه آقاى مقصودلو چند ماه قبل از مرگ محمود فيلم خودش را ساخت. بعد هم دليلى نمى بينم اگر كسى درباره موضوعى فيلم بسازد من نسازم .
مراحل توليد و تحقيق چقدر طول كشيد ؟
من تمامى آنچه را كه مى بايست به عنوان يك فيلمساز نه تنها از احمدمحمود، بلكه از خوزستان و هر آنچه كه در اين پروسه هاى ملتهب تاريخى بر مردم اين سرزمين گذشته است را بدانم در آثار احمد محمود خوانده بودم .پس مى شود گفت زمان و مرحله تحقيقات من از روزى شروع شد كه خواندن آثار احمد محمود را با رمان «همسايه ها» آغاز كردم و تا آخرين رمان ايشان «درخت انجير معابد» ادامه دادم .توليد هم به دليل اينكه تهيه كننده همراه من نبود چهار سال طول كشيد.
مرور «حكم»، فيلم تازه كيميايى
ضيافت بيست و پنجم!
239223.jpg
كيان محمدى
يك گشت و گذار كوتاه در شب نخست نمايش فيلم حكم در سينماهاى تهران - كه ناخواسته بود و به دليل پرشدن سالن سينما فرهنگ تا سالن هاى قدس و فلسطين ادامه يافت - نشان داد كه هنوز هر فيلمى از مسعود كيميايى مى تواند براى طيف هاى مختلف سينماروهاى حرفه اى و عام كنجكاوى برانگيز باشد. چهارشنبه شب برخلاف هميشه مى شد تعداد زيادى چهره آشنا را مقابل سالن هاى مختلف نمايش دهنده حكم ديد از اهالى سينما تا مطبوعاتى ها و حتى خيلى از چهره هاى نه چندان با ربط به سينما كه آمده بودند تا ببينند بيست و پنجمين فيلم مسعود كيميايى چگونه فيلمى است...
پس از جنجال
كيميايى حكم را پس از نمايش فيلم سربازهاى جمعه در پاييز و زمستان سال گذشته جلوى دوربين برد. نمايش سربازهاى جمعه پس از چند سال دورى اين كارگردان از فضاى كلى سينماى ايران واكنش هاى متفاوتى را برانگيخته بود و موافقان و مخالفان سنتى سينماى او بار ديگر بحث و جدل ها را آغاز كرده بودند. در مورد آن فيلم، مسأله اين بود كه كيميايى پا به يك دنياى تازه گذاشته بود و لحن نسبتاً تجربى آن فيلم سبب شد خيلى ها فيلم را حتى عارى از حس و حال فضاهاى آشناى سينماى فيلمساز بدانند. نكته ديگر هم بى حوصلگى آشكار فيلمساز نسبت به ساختار و شكل فيلم - خصوصاً در مرحله گزينش نماها در تدوين بود. در چنين شرايطى حكم پاسخ كيميايى به مخالفان سربازهاى جمعه قلمداد شد. فيلمى كه مى گفتند قرار است مسعود كيميايى قدرتش در قصه گويى و كارگردانى را به رخ بكشد.گروه اوليه توليد حكم خيلى سريع شكل گرفتند و كيميايى حتى در همان مرحله اول، نام آهنگساز فيلم را هم اعلام كرد هر چند يكى از اصلى ترين تغييرات فهرست عوامل فيلم همين نام آهنگساز بود كه از مجيد انتظامى آغاز شد و بعد به بابك بيات رسيد و در نهايت آنچه اكنون روى فيلم شنيده مى شود حاصل كار يك آهنگساز جوان به نام كاوه ناصحى است. مهم ترين نكته در شروع توليد بازى عزت الله انتظامى در فيلم بود. هم كيميايى و هم انتظامى، هر دو از چهره هاى شاخص موج نوى سينماى ايران در اواخر دهه چهل بودند اما هيچ گاه با هم كار نكرده بودند و وقتى شنيده شد كه انتظامى بازيگر اصلى فيلم حكم است حتى يكى از روزنامه هاى صبح تهران از اين همكارى به عنوان «ديدار در وقت اضافه» نام برد. به جز انتظامى، ليلا حاتمى هم ديگر نام مطرح فهرست بازيگران بود كه براى نخستين بار با كيميايى كار مى كرد و جدا از اين دو بازيگر، بهرام رادان، خسروشكيبايى و مريلا زارعى هم بودند كه هر كدام يك بار ديگر جلوى دوربين كيميايى رفته بودند. به سياق چند فيلم اخير كيميايى پولاد پسر خود فيلمساز هم در فيلم بازى مى كرد، هر چند هيچ كس فكر نمى كرد پولاد كيميايى فيلم حكم، به كلى متفاوت با چهره اى باشد كه تاكنون به آن شناخته مى شد.حكم يك برگ برنده ديگر هم داشت. عليرضا زرين دست كه پس از مدت ها با انگيزه اى غريب سر صحنه  آمده بود و قرار بود قدرت تكنيكى اش را با همين ابزارهاى موجود به رخ بكشد نام هاى ديگرى هم بودند كه در مرحله پيش توليد مطرح شدند اما كنار رفتند تا سرانجام فيلم در شمال كشور كليد بخورد. در يك روز پاييزى در حال و هوايى كه خيلى ها را به لحاظ طراحى فضا ياد «سرب» يكى از ساخته هاى قديمى فيلمساز مى انداخت.
روزهاى آرامش
توليد حكم بيش از هر كار ديگرى از مسعود كيميايى به طول انجاميد. اين تنها مسأله نبود. در روزهاى آخر فيلمبردارى حتى گفته شد كه حكم از يك توليد معمول سينماى ايران هم پرخرج تر شده و زمان فيلمبردارى اش بيش از موعد طول كشيده، اين اما يك روى سكه بود. آنها كه سر صحنه بودند، مى گفتند كيميايى با وسواس غريبى كار مى كند، بده بستان هاى كارش با زرين دست تصاويرى ديدنى را خلق كرده و وقتى شنيده شد كه تدوين فيلم را هم جعفر پناهى پذيرفته، ديگر مى شد مطمئن بود كه كيميايى فراتر از شتاب كارى هاى معمول قصد دارد با حكم به حرف و حديث هاى فراوانى كه درباره آثار اخيرش گفته مى شد پايان دهد. عدم ارائه فيلم به جشنواره فجر - كه يكى از علاقه هاى هميشگى كيميايى براى ارتباط با مخاطبانش بود - به اين مسأله تأكيد داشت و روند كند آماده سازى كار كه حتى اكران تابستان را هم از حكم گرفت، ادامه همين نگاه تلقى شد.
از اين جا به بعد، حكم وارد مرحله تازه اى شد. كيميايى نسخه هاى اوليه تدوين را به تعداد زيادى از رفقاى قديمى اش و منتقدان نشان داد و ساختار مدرن فيلم - كه بخشى هم حاصل كار پناهى در تدوين بود و كيميايى با قبول اين مسأله در تيتراژ عنوان كره بود كه پناهى به فيلم يارى فراوان رساند - خيلى ها را مرعوب خودش كرد. با اين همه گروهى - كه عمدتاً از پخش كنندگان و تهيه كنندگان بودند - همين شكل ساختارى را سبب عدم برقرارى ارتباط با مخاطب مى دانستند و عنوان كردند كه در يك تدوين دوباره با رعايت روايت خطى، حكم مى تواند مخاطب انبوه هم داشته باشد. اتفاقى كه افتاد و حكم در ساختار با اندكى مصالحه، تبديل به اثرى كاملاً قصه گو شد هر چند هنوز هم به نظر بسيارى از منتقدان فيلم قابل بحثى است.
ضيافت سينما
حكم به روال همه كارهاى مسعود كيميايى اثرى است پر از قصه هاى كوتاه، ديالوگ هاى آهنگين و مونولوگ هاى بلند كه در ستايش مردانگى و رفاقت است، هر چند در اين جا يكى از نقش هاى اصلى بر عهده ليلا حاتمى است و او قواعد سينماى مردانه كيميايى را به جا مى آورد. در ميان بازى هاى فيلم به جز حاتمى كه مثل هميشه درخشان است، پولاد كيميايى در جان بخشيدن به يك كاراكتر ويژه بازى فوق العاده اى انجام داده و بهرام رادان هم به نقش سهند قابل قبول است. آن چه اما حسرت هاى حكم تلقى مى شود، همان «ديدار در وقت اضافه» است. انتظامى در مقابل دوربين كيميايى، آن ويژگى هاى هميشگى را در تحقق بخشيدن به كاراكتر رضا معروفى ندارد و با روزهاى اوج فاصله چشمگيرى دارد. چيزى كه اين حسرت را بيشتر مى كند كه كاش اين ديدار در وقت معمول و درخود ۹۰ دقيقه صورت مى گرفت. فيلمبردارى عليرضا زرين دست هم كه از غافلگيرى هاى اين سال است. حركات دوربين زرين دست - حتى اگر اين مسأله را فراموش كنيم كه عمده ابزارهاى زرين دست توسط خودش ساخته شده - از استانداردهاى سينماى ايران فراتر است و در برخى صحنه ها قابل باور نيست.
بيست و پنجمين ساخته مسعود كيميايى با اين ويژگى ها، يكى از معدود فيلم هاى امسال است كه تماشايش كنجكاوى برمى انگيزد و در اكران ،۸۴ احتمالاً مى تواند ضيافتى دو ساعته براى علاقه مندان سينماى كيميايى باشد.
چهره
بر بستر اجتماع
مسعود كيميايى
239166.jpg
مسعود كيميايى فرزند همان نسلى است كه كودكى و نوجوانى اش در كودتاى ۲۸ مرداد گذشت، سينما و ادبيات را در كوچه پس كوچه ها و سالن هاى سينما ياد گرفت و در دهه چهل سعى كرد تا براى خودش جايى ميان قشر روشنفكر باز كند. همبازى هاى محله هاى كودكى بعدها براى خود نامى به هم زدند، يكى احمدرضا احمدى شد، يكى اسفنديار منفرد زاده، يكى فرامرز قريبيان و يكى مسعود كيميايى. در اين بين اگر نام كيميايى بيش از ديگران بر سر زبان ها افتاد، حاصل نگاه ويژه او به جامعه و اجتماع بود. چيزهايى كه ذهن كيميايى جوان ضبط كرده بود تا بعدها در شروع دوران فيلمسازى اش آنها را بازتاب دهد.
قيصر در كنار گاو ساخته داريوش مهرجويى دو آغازگر موج نوى سينماى ايران در سال ۱۳۴۸ بودند هر چند در اين بين نقش كيميايى به دليل حركت روى مرز مخاطب عام و خاص مهم تر و پررنگ تر از مهرجويى بود. او در قيصر كارى كرد كه سينماروهاى عشق گنج قارون، با ضد قهرمان زخم خورده اى همزاد پندارى كنند كه تاكنون نمونه اش را روى پرده سينما نديده بودند. پس از اين موفقيت كيميايى توانست، با چند فيلم بعدى اش نه تنها نام خود را به عنوان «كارگردان» در كنار نام «ستارگان سينما»ى آن سال ها قرار دهد به شكلى كه اهميت نام او در آفيش هاى تبليغاتى به اندازه نام بازيگران بود بلكه توانست جايگاهش را ميان گروه مخاطبان خاص تر هم محكم كند.
از اين گذشته براى كيميايى اتفاق ديگرى هم افتاد. او با حركت بر بستر اجتماع مى توانست اتفاق ها و جنبش هاى اجتماعى را ببيند و وقتى در گوزن ها در نهان و در سفر سنگ آشكارا سقوط نظام شاهنشاهى را پيش بينى كرد، نشان داد كه جايگاهش به عنوان يك سينماگر اجتماعى در نقطه اى مبهم از سينماى ايران قرار دارد. پس از انقلاب كيميايى با سرب و دندان مار رسيد كه به اعتقاد منتقدان در ميان كارهاى پس از انقلابش بهترين هاى كارنامه اش هستند. كيميايى پس از دندان مار، پا به فضاى ديگرى گذاشت. ابتدا به انزواى رد پاى گرگ و گروهبان رفت و بعد هم سعى كرد خودش را به جوانان نزديك كند كه اين نزديكى به ضيافت، سلطان و مرسدس رسيد. فيلم هايى كه از پرفروش ترين هاى زمان خود بودند اما شلختگى هاى ساختارى شان موقعيت كيميايى را به عنوان سينماگرى يكه تاز دچار خدشه كرد.كيميايى اواخر دهه هفتاد تا نيمه دهه هشتاد با فيلم هاى فرياد اعتراض، سربازهاى جمعه و حكم موقعيتى ويژه را تجربه مى كند. در اين فيلم ها او سعى دارد همان سينماگر اجتماعى قديم باشد و ديدگاه هاى سياسى - اجتماعى اش را در كنار قصه فيلم بيان كند و در اين بين، منتقدان سينمايى بر اين باورند كه از اين بابت او در حكم بيش از آن فيلم هاى ديگر توفيق داشته است تا حدى كه برخى اين ساخته كيميايى را پس از دندان مار به عنوان بهترين هاى پس از انقلاب او دسته بندى مى كنند. كيميايى حالا از مهم ترين سينماگران اين ديار است و آنقدر اهميت دارد كه وقتى عبارت «فيلم مسعود كيميايى» را در تبليغات حكم به كار مى برد، كسى بر او خرده نگيرد.
خبرسازان
239160.jpg
رخشان بنى اعتماد
بانوى سينماى ايران با گيلانه نتوانست خاطره زيرپوست شهر را زنده كند اما به هر حال نشان داد كه اولاً مهم ترين زن فيلمساز سينماى ايران است و دوماً نگاه ويژه اش به جامعه و مسأله زنان همچنان خاص و منحصر به فرد است. او پس او پرداختن به مقوله جنگ از هفته گذشته فيلمبردارى فيلم تازه اى را شروع كرده كه درباره اعتياد و جوانانى است كه در اين دام مى افتند. نام فيلم هم كه به شدت جالب توجه است. «خون بازى» كه گويا پيشنهاد باران كوثرى دختر بنى اعتماد بوده و معنى اش هم يك جورهايى مى شود «انتهاى اعتياد». در فيلم تازه بنى اعتماد، بيتا فرهى و مسعود رايگان دركنار باران نقش هاى اصلى را بازى مى كنند و بهرام رادان هم نقش افتخارى در كار بازى كرده است. خون بازى مى تواند تكرار خاطره زيرپوست شهر باشد؟
239163.jpg
سعيد سهيلى
حالا ديگر چند ماهى مى شود كه همه مى دانند سعيد سهيلى مى خواهد فيلمى بسازد به نام «سنگ، كاغذ، قيچى» اما هر بار به دليلى ساخت فيلم به تعويق مى افتد و هيچ كس هم درست نمى داند چه خبر است. تا همين دو سه هفته پيش قرار بود امين حيايى و محمدرضا گلزار نقش هاى اصلى فيلم را بازى كنند كه حالا شنيده مى شود بازى اين دو در فيلم منتفى شده و از تركيب اوليه بازيگران تنها انديشه فولادوند و جمشيد هاشم پور باقى مانده اند. از سوى ديگر فيلمنامه هم گويا چند بارى بازنويسى شده اما حاصل كار موفقيت آميز نبوده است. با اين اوصاف فيلم تازه فيلمسازى كه در اين سال ها بارها فيلم ساخته و هيچ كدام هم گيشه خوبى نداشته اند، اما به هر حال توليد شده اند با مشكل روبرو شده. كسى مى داند سعيد سهيلى و اين فيلم تازه اش چقدر با آنچه تاكنون ساخته تفاوت خواهد داشت؟
239232.jpg
عليرضا امينى
هر روز از پروژه تازه او «چشمانت را ببند و شليك كن» حرف هاى تازه اى شنيده مى شود. از يك سو مى گويند فيلم تازه امينى براى ساخته شدن با شكل مميزى روبرو است و فيلم ساخته نخواهد شد و از سوى ديگر خود او مى گويد بازنويسى فيلمنامه توسط فرهاد توحيدى رضايت بخش بوده و هيچ مشكلى هم وجود ندارد و فيلم او ساخته خواهد شد. اين البته تنها كار امينى نيست. او كه دو سه هفته پيش، آنونس حكم فيلم تازه مسعود كيميايى را ساخته قبل از اين هم فيلم چهارمش «زمان مى ايستد» را جلوى دوربين برده بود كه حال آماده نمايش است و احتمالاً در جشنواره فجر به نمايش درخواهد آمد. فيلمى كه امينى در آن براى نخستين بار با يك بازيگر حرفه اى - هانيه توسلى - كار كرده است و حالا اين تجربه گويا آنقدر خوب بوده كه امينى براى فيلم تازه اش به سراغ ۷ بازيگر حرفه اى رفته است.
مهدى كرم پور
هر روز كه خبر حضور بازيگر تازه اى در فيلمش منتشر مى شد، خيلى ها متعجب مى ماندند كه اين همه ستاره چگونه در يك فيلم جمع شده اند. به اين فهرست دقت كنيد: نيكى كريمى، امين حيايى، محمدرضا شريفى نيا، خسرو شكيبايى، مهناز افشار، آتيلا پسيانى، الناز شاكردوست و على مصفا. با اين همه ستاره كرم پور خيلى زود فيلمبردارى كارش را به پايان رساند و حالا هم چه كسى امير را كشت تدوين مى شود تا احتمالاً يكى از فيلم هاى پر سر و صداى جشنواره فجر امسال باشد. فيلم قبلى اين كارگردان جايى ديگر كه سال قبل در همين ماه ها اكران شد فروش متوسطى داشت هر چند دو سه سالى را هم با مشكل مواجه شده بود. با توجه به حضور اين تعداد ستاره اما به نظر نمى رسد چه كسى امير را كشت به سرنوشت جايى ديگر دچار شود و كسى از كنار اكران فيلم به راحتى بگذرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |