يكشنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۴ -
Sun, Dec 11, 2005
فرهنگ و هنر
۳۳۳۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگارخانه « آشيان نقش و مهر»
آذرماه ۱۳۸۴ - تهران
به بهانه نمايشگاه آثار استاد حسين محجوبى
نگارخانه آتشزاد‎/آذرماه ۱۳۸۴ ـ تهران ـ نگاهى به آثار سليم ناظريان
منظره پردازى آرمانگرايانه
پس از رنسانس و تا اواخر قرن هجدهم ميلادى، نقاشان منظره پرداز، اين هنر را به امكانى براى نگرش تاريخى، شاعرانه و مذهبى تبديل كردند. بديهى است در يك نگرش شاعرانه، منظره فقط براى منظره بودن به تصوير كشيده نمى شود.در چنين نگرشى، منظره به مثابه دريچه اى ديده مى شد كه با اجراى آن بتوان به ماوراى منظره دست يافت. البته عناصر بيان، از ميان طبيعت برگزيده مى شد. اما اين گزينش بايد به همان صورتى انجام مى گرفت كه واژه هاى شعر از لابلاى سخنان معمولى برچيده مى شوند.
نگارخانه « آشيان نقش و مهر»
آذرماه ۱۳۸۴ - تهران
به بهانه نمايشگاه آثار استاد حسين محجوبى
مظهر
خرمى زمين
239517.jpg
احمدرضا دالوند
در سال ۱۳۰۹ در لاهيجان متولد شد و سال هاى كودكى و نوجوانى را در آن جا گذراند و از طبيعت با شكوه شمال ايران براى بهره ورى ذهن خود بهره ها برگرفت.در سال ۱۳۲۹ براى ادامه تحصيل به تهران آمد و در كسب تجارت هنرى از آن سال ها تاكنون مى كوشد و ضمن تحصيل در دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران سبك هاى معروف نقاشى را تجربه كرده و مورد تحقيق قرار داد. اين مرحله از تجربه اندوزى در حدود ۱۵ سال به طول انجاميد.
از سال ۱۳۴۳ به مرور شيوه مخصوص به خودش را پيدا كرد. محجوبى در اين شيوه شخصى ۴۰ سال است كه تجربه و تحقيق مى كند. گيلان و حوزه كرانه هاى خزر، كانون علاقه محجوبى در خلق فضاهاى مطلوبش هستند. او بى آن كه دچار تلون مزاج و كنجكاوى هاى پراكنده شود، با ايمانى راسخ به جمع آورى عناصرى مشغول بوده كه حالا ديگر از پس ۴۰ سال مكاشفه به راحتى در دستان او رام شده اند.
آنچه درباره حسين محجوبى بسيار جالب توجه است، بيان يك دنياى درونى است كه به نرمى بيننده را با خود همراه مى كند، به طورى كه احساس مى كنى گويى دنياى درون خود را كشف كرده اى.محجوبى بر روى بوم نقاشى، سپيدارهايش را به اهتزاز درمى آورد، تپه را تأسيس مى كند و اسب را به عنوان هنرپيشه ميهمان به صحنه دعوت مى كند، آنگاه يك صبح دل انگيز را به يارى رنگ هايش افتتاح مى كند. صبحى كه هيچ پنجره اى در هيچ جاى جهان نظيرش را به ياد نمى آورد. گيله مرد پير، يگانه نقاشى است كه با فروتنى و مهر چيزهايى از زمين رابه خاطر مى سپارد تا در يك مهندسى مجدد، تركيب رويارويى و ايده آلى از آن ها را در كادر يك تابلو سازماندهى كند. او به نمايندگى از «زمين» مأمور است تا چشمان گرسنه ما را هر بار به يك ميهمانى با شكوه دعوت كند.
محجوبى وقتى از درخت مى گويد، گويى از يك خويشاوند عزيز ياد مى كند . او به مانند يك جويبار به آرامى در عبور است و به نرمى جارى است و ظرايف فكر و انديشه اش را با ملايمت به اطراف هديه مى كند. وقتى كه از او دل مى كنى، حس مى كنى آرام تر، مهربان تر و زيباتر شده اى.
محجوبى ۴۰ سال است كه روند «ايده آليزه» كردن جهان را با روش شخصى و بيانى اختصاصى در كنج آتليه اش مكرر مى كند.
«ريچارد متز» منتقد سوئدى روزنامه «داگن»، سال ها پيش درباره محجوبى چنين نوشت: «محجوبى منظره طبيعت را در فصول پاييز و زمستان ترجيح مى دهد كه درختان لخت هستند و به وضوح آن چه را كه معمارى طبيعت ناميده اند، جلوه گر مى سازد.»
درختان در تابلوهاى او چون تار و پودى به هم پيوسته و بافته شده اى به نظر مى آيند.
اسب كه عنصر ثابت آثار اوست، بى دليل به جهان رؤيايى محجوبى راه پيدا نكرده است. اسب هاى نقاشى هاى او نه اسب باركش اند و نه اسب سوارى، بلكه موجوداتى هستند كه به آزادى در طبيعت مى دوند و زندگى مى كنند.
اسب ها، نماينده يك نگرش اساطيرى هستند كه «بن مايه» فلسفه آثار محجوبى را تشكيل مى دهد. اسب سفيد يا «تيشتر» با يال و دم طلايى، مظهر خرمى زمين، مظهر باران، دانايى، پاكى و خرد است.
اسب سياه يا «اپوش» با يال و دم بريده، مظهر خشكسالى، ويرانگرى و جهل است.
در جدال ميان «تيشتر» و «اپوش» پيروزى همواره با «تيشتر» است.
در محجوبى، تيشترى مى زيد كه بر اپوش درونش غالب آمده. او اين تيشتر تيزپا را با جادوى هنرش به چنگ آورده است. محجوبى به آرامى سخن مى گويد، او در ابتداى اين ديدار گفت: «بشر هنوز زندگى كردن بر روى زمين را ياد نگرفته. قرن ها گذشته است اما هنوز زندگى كردن را حتى از يك جفت گنجشك نياموخته است.»
آثار محجوبى، مظهر پاكى زمين اند و يادآور حسرتى كه بايد بر دلهامان بنشيند، حسرت براى آلودگى هاى بى شمار كه به دست ما بر سيماى زمين وارد شده است.
نگارخانه آتشزاد‎/آذرماه ۱۳۸۴ ـ تهران ـ نگاهى به آثار سليم ناظريان
ادراك معمارانه، احساس نقاشانه
239514.jpg
منظره  پردازى واقع نمايانه
اصولاً منظره پردازى دقيق و مستندگونه، زاييده دوران پس از اختراع دوربين عكاسى است. چنين منظره هايى حتى اگر از «عكس» به عنوان يك «مدرك بصرى» استفاده نكرده باشند، اما بى ترديد در زمانه اى ساخته و پرداخته شده اند كه «دوربين» به چشم معتبر و ناظر همه جا حاضر انسان تبديل شده است.در طى تاريخ هنر، منظره هايى كه همه فنون ساخت و پرداخت در آنها به كار رفته است، در آتليه سر و سامان يافته اند. شايد تنها منظره هاى امپرسيونيستى را بتوان خارج از اين قاعده تصور كرد. منظره هايى كه مبتنى بر تأثرات آنى نور و لحظه هاى شتابان هستى، خلق مى شوند.منظره پردازى واقع نمايانه، پيوند بسيار محكمى با عموم مردم برقرار مى سازند، چرا كه فارغ از نگرش هاى فكرى، فلسفى يا شاعرانه اند. منظره هاى واقع نمايانه، فقط منظره اند. منظره با تمام شكوه و جذابيت غير قابل انكارش.

سليم ناظريان نه با يك ذهن فلسفى، بلكه با ذهنى عكاسانه و دركى معمارانه به طبيعت نگاه مى كند. او در نمايش سايه روشن بر روى ديوار يك عمارت قديمى، نه رد پاى يك نوستالوژى، بلكه رعايت قوانين و قواعد تيرگى و روشنى و حفظ فاصله و نسبتها و پرسپكتيو را جست و جو مى كند و اين جست و جو، البته جست و جويى سرخوشانه، دلپذير و ديدنى است.او با يك شعف سرشار از زندگى به پستى و بلندى زمين، به تنه درخت و به در و ديوار يك ويلا نظر مى افكند. در آثار او دم غنيمت است.
با اين همه، مى توان باور كرد كه مثلاً ۴۰ سال ديگر، ديدن منظره هاى سليم ناظريان براى يك فيلمساز يا داستان نويس بسيار بيشتر از ديدن هر عكس مشابه، مى تواند جالب تر و قابل استنادتر باشد.
او به مدد معمار بودنش، در بازسازى فضاها و مكانهاى به اصطلاح «man made» و يا دست ساخته هاى انسانى، بسيار وفادار و دقيق عمل مى كند.
ديدار يك سقف شيروانى، نزديك شدن به يك ديوار آجرى يا كاهگلى، ملاقات با يك پنجره چوبى قديمى، يا نفس كشيدن در فضاى دل انگيز يك باغ در حومه شهر، از طريق نقاشى هاى سليم ناظريان، بسيار خوشايندتر از ديدار تك تك موارد ياد شده از طريق عكاسى است. بى ترديد، چنانچه از همه صحنه هاى نقاشى شده توسط ناظريان، مو به مو عكاسى شود و هر منظره نقاشى شده را در كنار عكسى از همان منظره به نمايش بگذارند، نظرها به سوى نقاشى ها بيشتر جلب مى شود و به راستى چرا اينگونه است؟
سليم ناظريان از پردازش سايه روشن توسط هاشور و برجسته كردن نقاط مورد نظرش از تكنيك «Line art» بهره مى گيرد كه به طور توأمان توسط دو عامل كنترل مى شود:
الف) درك صحيح و معمارانه از منظره.
ب) حس دقيق و تلطيف شده از بازى نور و سايه.
در اينجا حافظه يك مهندس آرشيتكت با عواطف يك هنرمند نقاش در هم آميخته شده است.
منظره هاى سليم ناظريان، ملتقاى ادراك معمارانه و عواطف نقاشانه هستند.نكته بسيار قابل توجه در آثار او، نگاهى است كه به حومه هاى شهر دارد. به طورى كه مى توان سليم ناظريان را در زمره نقاشان حومه ها به حساب آورد.عنصر گرافيك نيز از جمله ويژگيهاى آثار سليم ناظريان است، به طورى كه مى توان منظره هاى او را بر روى تقويم ديوارى چاپ كرد. تقويم ديوارى، وسيله خوبى براى شهروندانى است كه هم به يك روزشمار بر روى ديوار خانه هايشان نياز دارند و هم از اين طريق مى توان هر روز چشمان آنها را با آثار هنرى نوازش داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |