گزارش «ديويد مور» خبرنگار «لوموند» از قاهره «اكتبر۱۹۷۰ »(پنجشنبه ۹مهر۱۳۴۹)
قاهره ديشب نخوابيد. شهر سرتاسر شب را در جنب و جوش به سر برد. صدها هزار زن و مرد و بچه لاينقطع از گوشه و كنار رسيده اند تا بى گمان بزرگترين اجتماع انسانى سراسر تاريخ را پديد آورند.
بعضى نوحه مى خوانند، برخى شعار مى دهند و گروهى به آرامى مى گريند. اكنون با حومه شهر بيش از ده ميليون نفر در قاهره جمع شده اند.
به علاوه از هنگام اعلام مرگ ناصر سيلى بزرگ از مردم مختلف از دور افتاده ترين نقاط كشور با استفاده از وسايل گوناگون به سوى پايتخت سرازير شده است.
بالاخره صدها هواپيما از همه كشورهاى عربى از شرق تا غرب، ياران و هواخواهان ناصر را به قاهره آورده اند و اكنون دريايى از جمعيت به طول بيش از پانزده كيلومتر «نيل» ديگرى از موجودات انسانى را در مصر ايجاد كرده است.مراسم تشييع جنازه ناصردرست در ساعت يك به وقت قاهره آغاز شد. هليكوپترى كه بايد جسد او را از كاخ «قبه» به محل «شوراى انقلاب» ببرد در اين هنگام از راه رسيد. جسد ناصر در برابر ساختمان شوراى انقلاب از هليكوپتر فرود آورده شد. بعد روى شانه چند تن از افسران قرار گرفت و بعد روى يك توپ گذارده شد.در اين مدت دوهليكوپتر ديگر بر فراز قاهره پرواز و هليكوپتر حامل جسد را اسكورت مى كرد.
درخواست راديو قاهره
در اين ضمن از چند لحظه پيش از آغاز مراسم راديو قاهره مرتباً از مردم درخواست مى كرد كه خونسردى خود را حفظ كنند تا مراسم به ترتيبى كه شايسته آن است انجام گيرد.
مسجدى كه جسد ناصر در گوشه اى از آن به خاك سپرده مى شود به وسيله افراد پليس از دو روز پيش محافظت شده است تا از نزديك شدن مردم به آن جلوگيرى به عمل آيد. هزارها انسان هنوز هم در گرداگرد مسجد و خيابان هاى اطراف آن جا گرفته اند. عده اى ديگر در راهروها و زيرزمين هاى متروكه نزديك مسجد ديده مى شوند. جنازه در پرچم مصر پيچيده شده بود. صداى «لااله الاالله»، «لااله الاالله» در سراسر مسير جنازه طنين مى افكند. همسر ناصر وقتى كه به مقر «جامعه سوسياليست عرب»، جايى كه جنازه براى چند لحظه در آنجا گذاشته شد، رسيد از حال رفت و فوراً او را از كنار جنازه برده در يكى از اتاق هاى مقر حزب گذاشتند.
آنگاه جنازه را به سوى مقر حزب بردند. پنج هزار تن از دانشجويان دبيرستان نظام ،پيشاپيش آن رژه مى رفتند. چهار افسر ارشد ارتش در اطراف آشيانه توپى كه جنازه را آنجا گذاشته اندديده مى شدند.
هليكوپترها در ارتفاع كم پرواز مى كردند. هواپيماهاى ميگ۲۱ به سرعت صفير زنان در آسمان مى غريدند. راديو و تلويزيون مصر مستقيماً مراسم را پخش مى كرد. افراد خانواده ناصر قبلاً به مقر حزب رسيده بودند، همسر او غش كرده بود اما ديگر افراد بعداً به تشييع كنندگان جنازه پيوستند.
دراين هنگام بيست و يك تير توپ شليك شد.
افراد پليس به دقت مواظب حفظ نظم بودند و يك ديوار گوشتى نفوذناپذيرگرداگرد مقر حزب تشكيل داده بودند.جمعيت كه تعداد آن به چندين ميليون برآورد شده به سوى جنازه هجوم مى آوردند. مردان دستمالهايشان را تكان مى دادند و زنان چادرهاى خود را. يك درياى انسانى ميدان بزرگ را در بر گرفته بود. يك توپ ديگر ۱۰۱ گلوله ديگر شليك كرد. جمعيت هر لحظه در گرداگرد مسجد افزونى مى يافت. با اعلان خبر حركت جنازه ، غريو از جمعيت برخاست. دسته موزيك ارتش مصر «مارش غم» «شوپن» را مى نواخت.يكى از تظاهركنندگان توانست از لاى پاسبانها در رفته به ميان تشييع كنندگان راه يابد. افسران پليس فوراً مداخله كردند و او را پس آوردند.
شركت كنندگان از درخت، تير چراغ و ديوار خانه هاى مسير جنازه بالا رفته بودند.مردم در خانه هاى مسير جنازه را با فشار باز مى كردند و به پشت بام خانه ها مى رفتند، تا بهتر مراسم را تماشا كنند.
پسر بزرگ ناصر يعنى «خالد» در حالى كه به طور عجيبى گريه مى كرد خود را روى تابوت انداخت.
صدها نفر از اعضاى هيأتهاى سياسى وهمچنين رؤسا و سران خارجى كه به قاهره آمده اند در ايوان «هتل هيلتون» صف كشيده بودند جمعيت فرياد مى زد: ناصر! ناصر!بعضى از مردم گريه مى كردند. بعضى نوحه سرايى مى كردند و بعضى شعار مى دادند: «دايان خوشحال نشو، ناصر هنوز در ميدان جنگ است.»
هزاران نفر از مردم فقير شهر به سوى ميدان آزادى روى آوردند و با عزم راسخ و چهره هاى درهم و غمگين پيش مى رفتند.
گفته مى شد كه بيش از پنجاه هزار نفر سرباز براى كنترل «جمعيت غمزده» به قاهره آورده شده. ولى به نظر نمى رسد كه بتوانند از عهده اين كار برآيند. ميليون ها نفر با فرياد: «جمال، جمال، جمال» شهر را به لرزه درآورده بودند.جنازه از روى پلى كه قاهره را به محل «حزب» مى پيوندد گذشت جمعيت از سر و كله هم بالا رفتند و شعارهاى مختلف مى دادند. همه ناقوس هاى كليساهاى شهر به صدا درآمده بود. صداى گريه و فرياد جمعيت، همراه با غرش «ميگ ها» و سر و صداى هليكوپترها و صفير توپها وموسيقى ارتشى مجموعه خاصى پديد آورده بود و در اين ميان تنها صدايى كه از جمعيت برمى خاست ناصر ناصر بود. گروههايى از افسران سودان و ليبى در ميان شركت كنندگان به دنبال جنازه راه مى رفتند. ارابه توپى كه جنازه روى آن قرار دارد پيش مى رفت شش اسب آن را مى كشيدند، اسبها و جنازه در خرمنى ازگل با نوارهاى سياه فرو رفته بود. در ساعت۱۱ به وقت قاهره جنازه به مقر حزب نزديك شد.
جمعيت فرياد مى زد: «ناصر كجايى؟» و گاهى شعار «جمال ما راه تو را ادامه خواهيم داد.» و «اى سربازان از كانال بگذريد» از جمعيت بلند مى شد. هزاران عكس از ناصر در دست تظاهركنندگان ديده مى شد.
ر.ك به: روزنامه كيهان - شماره روز ۹مهر۱۳۴۹
گزارش خبرگزارى «رويتر» از قاهره:
خبرگزارى «رويتر» تحت عنوان
«در هزار سال گذشته، چنين مراسمى در قاهره سابقه نداشته است.» اين خبر را به سراسر جهان مخابره كرد.
در حدود۱۰ميليون نفر از مردم قاهره و ديگر شهرهاى مصر امروز در مراسم تشييع جنازه «جمال عبدالناصر»، رهبر فقيد مصر شركت كردند. در طول هزار سالى كه از عمر شهر قاهره به عنوان پايتخت مصر مى گذرد، چنين مراسمى ديده نشده بود و مردم اين چنين به خاطر از دست رفتن يك مرد، بيقرارى نكرده بودند. صبح قبل از انجام مراسم، مردم كه خيابان هاى شهر، بالاخص خيابان هايى را كه به كاخ «قبه» ختم مى شد، پر كرده بودند مدام فرياد مى زدند ناصر، ناصر!
در خيابان ها، جوان ها ميكروفون به دست آياتى از قرآن كريم را تلاوت مى كردند و زنان گريه كنان براى آرامش روح رهبر مصر دعا مى كردند.
بسيارى از مردم شب قبل در خيابانها خوابيده بودند تا صبح بتوانند در مراسم تشييع جنازه «ناصر»رهبر فقيد مصر شركت جويند. ازدحام مردم شب گذشته تمام خيابانهاى شهر را گرفته بود و عبور و مرور در همه جا قطع شده بود.بعد از ظهر ديروز هواپيماهاى «ميگ» ساخت شوروى بر فراز شهر براى شركت در مراسم تشييع جنازه ناصر تمرين مى كردند. جنگنده هاى مذكور صبح امروز هليكوپتر حامل جسد ناصر را كه كاخ «قبه» را به قصد مركز سابق وى در ناحيه «جزيره» رود نيل ترك كرد، اسكورت نمودند. در «جزيره» جسد ناصر روى يك ارابه توپ كه بر روى آن پرچم سرخ و سفيد و سياه انداخته بودند گذاشته شد. جسد بر ارّابه توپ ۱۲كيلومتر مسافت را تا رسيدن به مسجد تازه سازى در حومه شهر قاهره كه ناصر را در آنجا به خاك سپردند، طى كرد.
شليك توپها
صداى شليك توپ هايى كه به احترام ناصر شليك مى شد، قاهره را به لرزه انداخت، در اين حال، فرياد مردم نيز بدل به غريوى توفنده شده بود. مردها، زنها و بچه ها كه گويى عزيزترين كس خود را از دست داده اند سر به آسمان گرفته فرياد مى كشيدند: «ناصر، ناصر».
در حالى كه هليكوپتر حامل جسدناصر برفراز قاهره درحركت بود، روى زمين انسان به ياد روز محشر مى افتاد! صداى «الله اكبر» آنى قطع نمى شد. زن ها ضجه زنان در حاليكه به سر و سينه خود مى كوفتند، مردها كه با دست بر پيشانى ها مى كوبيدند ، در اوجى از احساسات غم انگيز فرياد مى زدند «ناصر كجا رفتى!»
جوان ها كه تأثرى آميخته به خشم داشتند رو به آسمان مى غريدند كه «ناصر تو نمرده اى» و بسيارى فريادمى كشيدند «دايان خوشحال نباش، ما همه ناصريم». هليكوپتر حامل جسدناصر كه حتى به اعتبار دشمنانش «برجسته ترين چهره سياسى دنياى عرب بود» به «جزيره» ، در ساحل رود نيل رسيد. سران ونمايندگان كشورهاى جهان در انتظار بودند. موجى از غم و اندوه بر همه جا سايه گسترده بود.
سران و نمايندگان كشور هايى كه براى اداى احترام به «ناصر» آمده بودند، غرق در تأثير و ماتم بودند.
پس از رسيدن هليكوپتر حامل جسد، ارابه توپى كه بر روى آن پرچم سبز رنگ مصر انداخته بودند، حركت داده شد تا جسد ناصر را بر آن قرار دهند.
گاردهاى ملى و افسران ارشد مصر جسد را كه در تابوتى چوبين و ساده بود، روى ارابه توپ گذاشتند و تاج گلى بزرگ را روى تابوت قرار دادند.
در اين لحظه شليك توپها آغاز شد و ارابه به سوى مسجدى در حومه شهر قاهره كه با «جزيره» ۱۳ كيلومتر فاصله دارد، به حركت در آمد. رؤساى كشورها و نمايندگان اعزامى نيم كيلومتر به دنبال جسد رفتند و براى آخرين بار نسبت به يك مرد سياسى و چهره صميمى تاريخ عرب اداى احترام كردند.
مارش عزا
دو سوى مسير حركت ارابه را مردم، مردمى كه مانند پدر مرده ها ضجه مى زدند و خاك بر سرهاى خود مى ريختند، پر كرده بودند، صداى مارش هاى عزا، در ميان غريو گريه هاى جنون آميز مردم غرق شده بود.
افسران گارد در اونيفورم خاكى - طلايى خود در پيشاپيش ارابه حركت مى كردند و بعضى از آنها آشكارا گريه مى كردند. مقامات مصرى با اندوهى بى پايان رهبر خود را در سفرى بى بازگشت بدرقه مى كردند.
سران كشورهاى عربى كه ناصر را اميد بزرگى براى خود مى دانستند، اندوهگين و غمزده به تابوت چوبين و ساده مردى كه مى رفت در دل خاك بخوابد نگاه مى كردند. زنهاى مصرى كه بسيارى از آنها با پاى برهنه از شهرها ودهكده هاى مصر به پايتخت آمده بودند لباس عزا به تن داشتند و چنان اشك مى ريختند كه خيال مى كردى دنيا به پايان رسيده است. در اين هنگام جسد ناصر بر ارابه توپ، در ميان غريو و ناله هاى دلخراش مردم به مسجد رسيد.
لحظه هاى آخر
اينجا ديگر لحظه هاى آخر بود. براى مردمى كه دو روز و دو شب است به خاطر مرگ ناصر اشك مى ريزند و ندبه مى كند، باور كردنى نبود. همه يك صدا فرياد مى زدند: «ما باور نمى كنيم. ناصر نمرده است». گروهى از جوانان، خشمگين و پرتلاطم فرياد مى زدند: «ناصر برخيز، ناصر برخيز به همه بگو كه تو نمرده اى». زنها مثل هميشه ضجه مى زدند كه «ناصر ما را به كه سپردى و رفتى؟ بى تو چه خاكى بر سر بريزيم؟» مردهاى ميان سال كه ضربه توفانى مرگ را باور داشتند، زمزمه مى كردند «خدايا روح او را قرين آرامش بفرما».
گزارش خبرگزارى «يونايتد پرس» از قاهره
«تحّيه ناصر» ۴۸ ساله همسر ناصر به اتفاق فرزندش و عده اى كه زير بازوهايش راگرفته بودند از خانه خود به كاخ «قبه» رفت و در آنجا به مدت ۱۱ دقيقه با «الكسى كاسيكين» نخست وزير اتحاد جماهير شوروى ملاقات و گفت وگو كرد.
از زمان مرگ ناصر تا ديروز اولين بارى بود كه همسر ناصر با يك شخصيت برجسته خارجى ملاقات مى كرد.
اجتماع رهبران جهان در قاهره
در مراسم تشييع جنازه ناصر، قاهره محل گردآمدن رهبران كشورهاى مختلف جهان بود.
در اين گردهمايى سران كشورها علاوه بر «الكسى كاسيكين» نخست وزير اتحاد جماهير شوروى، ۱۸ پادشاه و رئيس جمهور ، ۹ نخست وزير و معاون رئيس جمهور و دوازده وزير شركت داشتند از ايران نيز به رغم روابط تيره ايران ومصر در ۱۸ سال گذشته نخست وزير ايران در مراسم خاكسپارى ناصر شركت داشتند .
حضور ژنرال محمد نجيب در مراسم خاكسپارى
ژنرال محمد نجيب رئيس پيشين شورا ى انقلاب و نخستين رئيس جمهور مصر، درمراسم تشييع جنازه ناصر شركت نمود. از ۱۲ نفرى كه در كودتاى ۱۹۵۲ مصر زمام قدرت را در دست گرفتند تنها دو نفر؛ انورالسادات و حسين الشافعى بر سر كارند و از انورالسادات به عنوان جانشين ناصر نام برده مى شود.
«ليلا خالد» درمراسم خاكسپارى ناصر
خبرگزارى «آسوشيتدپرس» از قاره گزارش داد:
۷ چريك فلسطينى كه از زندان هاى اروپايى آزاد شده اند، امروز وارد قاهره شدند و توانستند در مراسم تشييع جنازه ناصر رهبر فقيد مصر شركت جويند.
«ليلا خالد» زن چريك عرب كه به اتهام كوشش براى ربودن يك هواپيماى اسرائيلى در لندن به زندان افتاده بود همراه با ۶ چريك ديگر كه سه نفر آنها در سوئيس و سه نفرشان در آلمان غربى اسير بودند، با يك هواپيماى نيروى هوايى سلطنتى انگليس وارد قاهره شدند. چريك ها به وسيله پليس امنيتى مصر از فرودگاه تا مركز فلسطينى ها درشهر اسكورت شدند و بعد در مراسم تدفين «ناصر» شركت كردند.
با رسيدن اين چريك ها به قاهره ، حادثه غم انگيزى كه روز ششم سپتامبر با ربودن سه هواپيما به وسيله چريك هاى فلسطينى آغاز شد، به پايان رسيد. چريك هاى مذكور شب گذشته آزاد شدند و منابع مطلع در لندن فاش كردند كه نقش اصلى را در آزادى چريك ها ناصر به عهده داشته است. گفته شد كه پيام هايى بين رئيس جمهور فقيد مصر و «ادواردهيث» نخست وزير انگليس رد و بدل شده بوده است. منابع مطلع گفتند «هيث» روز ۲۲ سپتامبر پيامى براى ناصر فرستاد و از او خواست تا وضع گروگان ها را در كنفرانس سران عرب در قاهره مطرح و كمك آنها را جلب نمايد.
آخرين خبر از بيروت
خبرگزارى فرانسه از بيروت گزارش داد: در تظاهرات طرفداران ناصر در بيروت ۱۰ نفر جان خود را از دست دادند و ۵ تن به خاطر مرگ ناصر دست به خودكشى زدند. تظاهراتى كه گروه هاى جوانان براى ابراز تأسف از مرگ ناصر در بيروت تشكيل داده بودند تاكنون به مرگ سه نفر و زخمى شدن ۲۵ نفر ديگر منجر شده است. به علاوه ۵ نفر نيز خودكشى كرده اند.
تظاهركنندگان تيرهاى هوايى شليك مى كنند و بعضى از آنها به خطا رفته مردم را از پا در مى آورند. به علاوه دو نفر با حمله قلبى در گذشته اند.
براى اطلاع بيشتر از چگونگى مرگ و تشييع جنازه ناصر ر- ك به روزنامه اطلاعات ۹ مهر ۱۳۴۹
كيهان ۹ مهر ۱۳۴۹
و كتاب «پاييز خشم نوشته محمدحسنين هيكل - ترجمه (محمد كاظم موسايى)
ادامه دارد...