|
بن بست در نجات مدير معدن بم
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بن بست در نجات مدير معدن بم
پليس درپى گروگانگيران
|
|
|
گروه حوادث: سرنوشت مدير معدن شن و ماسه بم كه گروگان يك شبكه مافيايى است با گذشت بيش از ۱۲۰ روز هنوز در هاله اى ابهام است. پليس در حالى با بن بست اطلاعاتى و عملياتى روبرو شده است كه گروگان در تماس هاى تلفنى با به كارگيرى جملات رمزى سعى داشته تا سرنخى از طراح اين آدم ربايى در اختيار آنان قرار دهد. بنا به اين گزارش، ساعت ۲۱ و ۴۰ دقيقه جمعه هفتم مرداد ماه سال جارى، چهارمرد با پوشش بلوچى در حالى كه با كشيدن دستار به صورت نقاب به چهره زده بودند، جاده خاكى در كيلومتر ۳ جاده بم به كرمان و كيلومتر ۵ جاده آدورى را پشت سر گذاشتند و در ۵۰۰ مترى معدن شن و ماسه از خودرو پياده شدند. چهارمرد كه به اسلحه كلاشينكف و كلت مجهز بودند در اقدامى غافلگيرانه به داخل معدن حمله بردند و در حالى كه مشخص بود در تعقيب طعمه خاصى هستند وارد بخش مهندسى معدن شدند و سراغ مدير معدن را گرفتند. با راهنمايى كارمندانى كه وحشت كرده بودند مهاجمان نقابدار به بخش كارگرى معدن رفتند و با وجود اين كه مهندس محمدتقى ميرنبوى پيش رويشان بود به خاطر نشناختن وى، دو تن از كارگران را به باد كتك گرفتند تا مدير معدن را به آنان معرفى كنند. مهندس ميرنبوى وقتى به چهار مرد مسلح گفت كه مدير معدن است خود را در محاصره آنان ديد، گروگانگيران وى را به بخش مهندسى بردند و حتى اجازه ندادند شلوارش را تعويض كند سپس با سرقت دو دستگاه موبايل و مقدارى مدارك گروگان خود را به پشت خاكريز اطراف معدن بردند و در تاريكى گم شدند. دقايقى بعد، همكاران مهندس ميرنبوى كه پشت درهاى قفل شده زندانى بودند، توانستند خود را رها كنند و پليس را در جريان ربوده شدن مدير معدن شن و ماسه قرار دهند. وقتى تيم تجسس پاسگاه خواجه عسگر به بررسى هاى تخصصى پرداخت، پى برد كه آدم ربايان چهار مرد قوى هيكل بودند اما هيچ كس نتوانسته چهره آنان را شناسايى كنند و اين مردان نقابدار بعد از ربودن مهندس ميرنبوى او را به مكانى تاريك كه خودروشان را پنهان كرده بودند كشانده و هيچ كس نتوانسته خودرو مهاجمان را ببيند. بدين ترتيب كارآگاهان در حالى كه با تحقيق از كاركنان ارشد و كارگران معدن شن و ماسه دريافته بودند مدتى پيش مهندس ميرنبوى با يكى از آشنايانش درگير شده و از سوى وى تهديد شده بود هيچ سرنخى از آدم ربايان به دست نياوردند تا اينكه ۱۲ روز بعد تلفن همراه پسر عمه مهندس ميرنبوى زنگ خورد و صداى آشنايى از آن سوى گوشى خواستار نجات خود از دست آدم ربايان شد. > جملات رمزى گروگان ساعت ۱۱ و ۳۶ دقيقه صبح ۱۹ مرداد ماه سال جارى در حالى كه هيچ اثرى از مهندس ميرنبوى نبود از يك تلفن همراه ماهواره اى با پسر عمه مدير معدن تماس گرفته شد و صداى لرزان و وحشتزده مهندس ميرنبوى شنيده شد. مدير معدن شن و ماسه بم به پسرعمه اش گفت: «چند ماه پيش من معرف يك مرد تهرانى بودم كه گروگانگيران مقدارى مرفين به او داده اند و چون ضامن من بودم بايستى ۲۵۰ ميليون تومان به آنها بدهم.» مهندس ميرنبوى بعد از اين كه خواسته ميليونى آدم ربايان را به پسرعمه خودگوشزد كرد به استفاده از جملات رمزى پرداخت و با استفاده از مسائلى كه فقط بين او و پسرعمه اش معنا داشت سعى كرد سرنخى از طراحى ماجراى گروگانگيرى بدهد. گروگان به جملات پراكنده اى پرداخت به گونه اى كه نشان مى داد تصور مى كند يكى از آشنايان به خاطر اختلافات شديدى كه بين آنان بود و حتى از سوى وى تهديد شده بود آدم ربايان را اجير كرده است و خواست او را از دست گروگانگيران نجات دهند. وقتى مهندس ميرنبوى به پسرعمه اش گفت كه ديگر حرفى ندارد، مردى با لهجه افغانى گوشى را گرفت و ضرب العجل ۵ روزه از وى خواست كه ۲۵۰ ميليون تومان پول تهيه كنند و در حالى كه اطلاع داشت همسر و بچه هاى مهندس ميرنبوى در كشور كانادا زندگى مى كنند از پسرعمه گروگان خواست شماره موبايل ماهواره اى را به آنان بدهد. «جمشيد» - پسر عمه گروگان - وقتى ماجراى اين تماس تهديدآميز را به پليس گزارش كرد از سوى كارآگاهان تحت تحقيق گرفته شد و گفت: «مرد افغان خيلى جدى حرف مى زد، او گفت كه ما مرفين داديم و مهندس معرف بودند بايستى پول را پرداخت كنند.» وى افزود: «پسردايى ام از رمزهايى استفاده مى كرد كه نشان مى داد چه كسى او را ربوده است از اسم هاى مردان و زنانى استفاده مى كرد كه هيچ ارتباطى با يكديگر نداشتند و وقتى مى خواست به من بفهماند كه كداميك حرف هايش دروغ است كلمه بخصوصى را كه من و او از دوران كودكى استفاده مى كرديم و يك رمز كودكانه بود به كار مى برد.» كارآگاهان كه مى دانستند مهندس ميرنبوى بيمارى سختى دارد و مرگ جان او را تهديد مى كند با همين سرنخ ها به تحقيق از مظنونان آشنا پرداختند اما دليلى براى دخالت اين آشنايان در جريان گروگانگيرى پيدا نكردند تا اين كه ۶ روز بعد با تهديد جدى ترى روبرو شدند. اين بار آدم ربايان در تماس با همسر مهندس ميرنبوى در كانادا تهديد كرده بودند كه بچه هاى جمشيد را خواهند ربود و ضرب العجل سه روزه تعيين كرده بودند. همزمان با اين تماس تهديدآميز، گروگان ۲۵۰ ميليون تومانى با پسرعمه اش تماس گرفت و اصرار كرد پول را تهيه كنند وگرنه او را خواهند كشت. «جمشيد» در خصوص اين تماس مهندس ميرنبوى به پليس گفت: «پسردايى ام مى گفت او را شكنجه مى دهند و مى خواهند او را بكشند، پشت گوشى ناله مى كرد اما جدى به نظر نمى رسيد هر چه گروگانگيران به او ديكته مى كردند از من مى خواست انجام دهم. من سعى كردم از كلمات رمزى استفاده كنم و او با پى بردن به نيت من همراهى ام كرد، او گفت كه دو روز بيشتر وقت ندارم پول را تهيه كنم، صداى گروگانگيران را مى شنيدم كه اين بار لهجه افغان نداشت و كاملاً فارسى بود.» در حالى كه گروگانگيران ادعا كرده بودند ديگر نيازى به تماس با پسرعمه مهندس ميرنبوى ندارند. روز يكم شهريور ماه وقتى ديدند اثرى از پرداخت ۲۵۰ ميليون تومان به آنان نيست باز با «جمشيد» تماس گرفتند و اين بار گروگان به او گفت كه در مرز افغانستان زندانى است و باز از رمزهايى براى شناساندن گروگانگيران استفاده كرد. اين تماس هاى پى درپى ادامه يافت و در همه درخواست هاى گروگان تأكيد مى شد كه راهى جز پرداخت ۲۵۰ ميليون تومان به آدم ربايان نيست. مهندس ميرنبوى حتى به طور پنهانى به پسرعمه اش فهماند كه هنوز در بم نگهدارى مى شود، گروگانگيران نيز تهديد كردند اگر خواسته آنان برآورده نشود مدير معدن شن و ماسه را به پاكستان خواهند برد و كليه هايش را خواهند فروخت. > آخرين تماس گروگان از روز يكم مهرماه سال جارى كه مهندس ميرنبوى با پسرعمه اش تماس گرفت و خواست براى نجات جان او به گروگانگيران پول بدهند ديگر هيچ كس صداى او را نشنيد و سرنوشت مدير معدن شن و ماسه در تاريكى فرو رفت. اواخر آبان ماه بود كه اين بار گروگانگيران خودشان با پسرعمه مهندس ميرنبوى وارد مذاكره شدند و بعد از اين كه شنيدند ۲۵۰ ميليون تومان براى پرداخت از سوى هواخواهان گروگان سنگين است ابتدا به ۱۵۰ ميليون تومان و سپس به ۸۰ ميليون تومان راضى شدند و خواستند اين ميزان پول در مشهد يا زاهدان به يك صراف تحويل داده شود تا آن را به دست مردى معروف به نام «خالد» در افغانستان برسانند. در اين برهه از ماجراى گروگانگيرى كه به نظر مى رسيد مهندس ميرنبوى در ازاى پرداخت شدن ۸۰ ميليون تومان آزاد شود وقتى خواسته شد با گروگان تلفنى صحبت شود، آدم ربايان به دليل مرموزى نپذيرفتند و ادعا كردند او سالم است و بعد از رسيدن محموله پول ها آزاد خواهد شد. با اين عقب نشينى ناگهانى آدم ربايان كه برخلاف دفعات گذشته هميشه گروگان با پسرعمه يا همسرش تلفنى حرف مى زد اين بار گروگانگيران اجازه تماس تلفنى به او نمى دادند، چنين به نظر رسيد كه اتفاق خاصى افتاده است. بدين ترتيب، پرداخت ۸۰ ميليون تومان از برنامه آزادسازى گروگان كنار گذاشته شد و آدم ربايان در برابر شرطى قرار گرفتند كه بايستى در آن مهندس ميرنبوى با پسرعمه اش تماس مى گرفت و در صورت تأييد سالم بودن وى اين پول به افغانستان ارسال مى شد و آنان با وجود بيش از ۱۲۰ روز هنوز تن به اين شرط نداده اند. بنا به گزارش خبرنگار ما، پليس استان كرمان با توجه به جنايت اين گروگانگيرى قدم به قدم تماس آدم ربايان و درخواست هاى آنان را تحت نظر داشته است و به عمليات هاى گسترده اى براى رهايى گروگان دست زده است اما هميشه يك قدم عقب تر از گروگانگيران بوده است. اين گزارش حاكى است در مظنون گيرى هاى بسيارى، پليس سه تن را در بازداشت دارد و حتى به اعترافاتى از آنان دست يافته است و به نظر مى رسد مدير معدن شن و ماسه بم در دام يك شبكه مافيايى و به هم زنجيرشده اى گرفتار شده و هر گاه تيم هاى عملياتى مى توانند گروهى از آنان را رديابى كنند، مهندس ميرنبوى تحويل گروه شرور ديگرى مى شود.
|
|
|
|
|
توطئه پرستار خانگى براى تاجر پير
|
|
|
گروه حوادث: يك پرستار خانگى به همراه پسر مورد علاقه اش و دوست وى به خانه ويلايى پيرمرد تاجرى دستبرد ميليونى زدند. شامگاه چهارشنبه ۱۷ آذرماه سال جارى، مأموران پليس در جريان سرقتى قرار گرفتند كه در آن دو پسر جوان به خانه ويلايى در پاسداران حمله كرده بودند و با بستن دست و پاى پيرمرد و كارگرش در برابر ديدگان پرستار خانگى به سرقت دست زده بودند. بنا به اين گزارش، وقتى پليس براى تحقيق براى رديابى سارقان خانه ويلايى وارد عمل شد با پى بردن به اينكه دختر ۲۶ ساله اى به حركات مرموزى در صحنه سرقت و ترك خانه ويلايى به بهانه خبر كردن پليس دست زده است، وى را سرنخ اصلى خود دانستند. وقتى مشخص شد «شادى» مى تواند همدست دو پسر جوان باشد و صحنه سرقت به گونه اى بود كه در آن پيرمرد و كارگرش به شدت كتك خورده بودند اما هيچ اذيت و آزارى براى «شادى» صورت نگرفته بود. بدين ترتيب، پرستار خانگى تحت تجسس هاى روانكاوانه پليس قرار گرفت و در حالى كه ابراز پشيمانى مى كرد، به افشاى راز توطئه سرقت پرداخت و مشخصات دو سارق زورگير را دراختيار كارآگاهان قرار داد. هنوز ۲۴ ساعت از سرقت خانه تاجر پير نگذشته بود كه پليس توانست دو سارق را در قرارى بازداشت كند و آنان با محكوم كردن يكديگر، هر كدام سعى كردند طراحى نقشه سرقت را به گردن ديگرى بيندازند. در تجسس هاى پليسى از اين دختر و دو پسر مشخص شد آنان در جريان خريد و فروش و مصرف مواد مخدر شيشه با يكديگر آشنا شده اند و شب سرقت نيز همگى شيشه مصرف كرده بودند. ساعت ۱۰ صبح يكشنبه ۲۰ آذرماه سال جارى، تاجر پولدار با صداى گرفته اى به بازپرس توكلى گفت: «من به شادى اعتماد كردم. وقتى براى استخدام پرستار خانگى به شركتى رفتم، اين دختر با وجود اينكه در ليست پرستاران نبود پذيرفت به خانه ام بيايد، از وقتى وارد زندگى ام شد سعى كردم با او مهربان باشم، نه تنها حقوق بيشترى مى دادم بلكه او را به گردش مى بردم و براى او كادو و هديه مى خريدم تا تنها نباشم.» وى افزود: «چند روزى بود از شادى خبرى نبود تا اينكه تماس گرفت و خواست به خانه ام بيايد، او آمد و مانند هميشه رفتار كرد تا اين كه دو پسر جوان بدون اين كه زنگ در را بزنند و كسى در را به رويشان باز كند وارد خانه ام شدند، دست و پاى من و كارگرم را بستند و با ضربات مشت و لگد به جان من افتادند، آن ها حتى وقتى گفتم هر چه پول بخواهند در اختيارشان قرار مى دهم باز كتكم زدند.» وى افزود: «وقتى سارقان رفتند، «شادى» دست و پاهايمان را باز كرد و به پليس زنگ زد، بعد خانه را ترك كرد تا نزد پليس برود، باور نمى كردم اين دختر با سارقان همدست باشد.» پس از ادعاهاى پيرمرد تاجر، پسر مورد علاقه شادى گفت: «مى پذيرم كه به همراه اين دختر و دوستم از خانه پيرمرد سرقت كرده ايم اما طراح اصلى اين دزدى شادى بود، دفعه قبل نيز وقتى نزد مردى كار مى كرد به بهانه اين كه از دستش دلخور است ما را وادار كرد به شركت او برويم، كامپيوتر و ديگر وسايل قيمتى را بدزديم، اين دختر بعد از سرقت همه وسايل را از ما گرفت و به همان مرد بازگرداند.»
|
|
|
|
|
دستگيرى يك كلاهبردار با چهار عنوان جعلى
|
|
|
گروه حوادث _ نامه هاى ناشيانه پسر جوانى پرده از راز اقدامات متقلبانه او برداشت. اين متهم جوان در نامه اى به يك مغازه مهرسازى خود را با يك نام و سه عنوان مختلف معرفى كرده و خواستار طراحى مهرى براى خود شده بود. بازداشت اين جوان ۲۶ ساله هنگامى رخ داد كه وى سوار بر خودروى پژو آردى در منطقه شهرزيبا در مقابل خودروى گشت پليس به حركات مارپيچ پرداخت. مأموران گشت آگاهى وقتى با اجراى اين نوع حركات از سوى راننده آردى روبرو شدند، به او دستور توقف دادند. راننده خودرو به محض شنيدن دستور ايست سرنشينان خودرويى كه پشت سر او در حركت بود، سعى كرد از دست آنها بگريزد، ولى با تيراندازى هوايى مجبور به توقف شد. مرد جوان كه بسيار مضطرب و نگران مى نمود، وقتى متوجه شد مأموران قصد انتقال او را به آگاهى دارند، با ارائه مداركى خود را از افسران ارشد آگاهى تهران _ ويژه قتل _ معرفى كرد، ولى بعداً متوجه شد كه مأموران مورد نظر خود از افسران آگاهى تهران هستند. وى هنگامى كه پس از انتقال به آگاهى از سوى مأموران پايگاه هشتم آگاهى تهران تحت بازجويى قرار گرفت، اعتراف كرد از مدتى قبل با تهيه مهرها و مدارك جعلى مربوط به مأموران آگاهى، خود را به عنوان نيروى اين نهاد نظامى معرفى و اقدام به اخاذى مى كرد. بازپرس توكلى با صدور دستور چاپ عكس اين متهم از مردم خواست چنانچه قربانى كلاهبردارى هاى اين مرد شياد شده اند، مراتب را به پليس پايگاه هشتم آگاهى اطلاع دهند.
|
|
|
|
|
۳ نفر از اعضاى يك خانواده در مشهد به قتل رسيدند
اجساد مرد ۸۵ ساله اى به همراه همسر و فرزندش در حالى كه با ضربات چاقو به قتل رسيده بودند، كشف شد. به گزارش پليس، در پى اطلاع پليس ۱۱۰ مبنى بر وقوع قتل در منزلى مسكونى واقع در خيابان «شيرازى» مشهد، موضوع به قاضى ويژه قتل و كارآگاهان آگاهى اعلام شد و آنان در بررسى صحنه جنايت دريافتند شخصى به نام «محمد» ۸۹ ساله به همراه همسر ۷۵ ساله و فرزند ۵۹ ساله اش در منزل مسكونى شان توسط قاتل يا قاتلين با ضربات كارد به قتل رسيده اند.
|
|
|
|
|
۹۲ كارتن خواب از ميان شعله هاى آتش نجات يافتند
اقدام سريع و به موقع نيروى هاى آتش نشانى و مددكاران و پرسنل مركز اسكان موقت «المهدى» موجب نجات جان ۹۲ كارتن خواب شد. به گزارش «مهر»، ساعت ۲ و ۱۰ دقيقه بامداد ديروز (يكشنبه) در حالى كه ۹۴ نفر از كارتن خواب ها و كارگران فصلى در گرمخانه المهدى در حوالى ميدان آزادى مشغول استراحت بودند، بخش بيرونى مركز دچار حريق شد و به سرعت داخل اين مركز نيز آتش گرفت كه قبل از ورود نيروهاى آتش نشان، مددكاران و پرسنل مركز جان دهها نفر را نجات داده و پس از مدتى نيروهاى آتش نشان نيز وارد صحنه شده و به جز ۲ تن كه دچار سوختگى شديد شده اند مابقى افراد را نجات دادند. بنابراين گزارش، يكى از نگهبانان شب كه در محل حضور داشت در مورد علت وقوع حادثه گفت: يك شىء آتشين را ديدم كه به طرف مركز المهدى پرتاب شد و پس از مدتى شعله هاى آتش از گوشه اين مركز شعله ور شد. مديرعامل سازمان آتش نشانى و خدمات ايمنى شهر تهران با اشاره به اينكه در بررسى هاى اوليه ردپايى از عمدى بودن اين حادثه به چشم مى خورد. بنابراين گزارش، محمدرضا فردين مدير امور آسيبهاى اجتماعى شهردارى تهران نيز با ابراز تأسف نسبت به وقوع اين حادثه، عمدى بودن آن را رد نكرد و افزود: در داخل اين مركز تمام مسائل ايمنى و اطفاى حريق لحاظ شده است به طوريكه حتى بخارى هاى گازى يا نفتى قرارداده شده در اين مكان سالم هستند و سيگار كشيدن نيز در داخل مراكز ممنوع است.
|
|
|
|