|
يك حقوقدان :
|
|
|
|
داستان زندگى
|
|
|
|
نظر كارشناسى
|
|
|
|
|
يك حقوقدان :
حبس براى مردى كه ازدواج مجددش را به ثبت نرسانده است
يك حقوقدان معتقد است: زنان مى توانند با استناد به بند ب ماده ۱۲ شروط ضمن عقد در صورت ازدواج مجدد همسرشان طلاق بگيرند. محسن طالبى در گفت وگو به ايسنا اظهار داشت: طبق قانون مدنى هيچ محدوديتى براى ازدواج مجدد آقايان ذكر نشده است مگر اين كه آقايان زمان ازدواج شان بند ب ماده ۱۲ را امضا كرده باشند اين ماده با اين مضمون است اگر زوج همسر ديگرى بدون رضايت زوجه اختيار كند حق طلاق به زوجه داده مى شود. وى در ادامه، مواردى را كه حق ازدواج مجدد به مرد داده مى شود را اين گونه تشريح كرد: طبق قانون مدنى هنگامى كه زن ناشزده شود و مرد بتواند ناشزه بودن و عدم تمكين زن را اثبات كند دادگاه اجازه ازدواج مجدد را براى مرد صادر مى كند. در غير اين صورت ازدواج مجدد مرد قانونى نبوده دفاتر ثبت ازدواج نبايد اين ازدواج ها را به ثبت برسانند. طبق ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامى ثبت ازدواج دايم اجبارى است ولى اگر دفتر خانه اى ازدواجى را كه بدون اجازه دادگاه يا همسر اول صورت گرفته را ثبت كند اين مسأله جرم به حساب آورده شده و مجازات حبس دارد. وى معتقد است: اگر مردى بدون اجازه همسر اولش ازدواج كند، در صورتى قابل پيگرد است كه فريب در ازدواج (تدليس) به حساب آيد در غير اين صورت با توجه به اين كه فقه ازدواج مجدد را صحيح دانسته اين مسأله جرم به حساب نمى آيد. طالبى در ادامه اظهار داشت: در صورتى كه مردى ازدواج مجدد كند و آن را به ثبت نرساند، طبق ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامى به يك سال حبس تعزيرى محكوم مى شود. اين مسأله درخصوص ازدواج موقت صادق نيست براى اين كه ثبت آن الزامى نيست ولى هر زنى مى تواند با توجه به بند ۱۲ شرايط عقد نكاح كه همسرش نبايد زن ديگرى اختيار كند حق طلاق را گرفته و به راحتى طلاق بگيرد. اگر در ضمن شرايط عقد ذكر شود ازدواج دايم و موقت، حق طلاق براى زن ايجاد مى كند اين مسأله براى ازدواج موقت نيز صادق مى شود.
|
|
|
|
|
داستان زندگى
مشكلات زندگى با زن تن پرور
|
|
|
«مجيد» از اين كه سرگردان باشد، خسته شده بود. بايد زن مى گرفت و سر زندگى خودش مى رفت از روزى كه به ياد داشت در خانه پدرش به روى همه باز بود و هيچ روزى نبود كه بتوانند در خانه شان راحت زندگى كنند هميشه ميهمان داشتند. مجيد با پدر و مادرش روى اين مسأله مشكل و اختلاف داشت. هر چه مى گفت: آدم وقتى به خانه مى آيد نياز به آرامش دارد اين طورى نمى شود زندگى كرد، به گوش كسى نمى رفت. هيچ كس به حرف او ارزش نمى گذاشت. در نهايت سختى خودش را براى كنكور آماده كرده بود. وقتى اسمش را در ليست پذيرفته شدگان ديد هنوز باورش نمى شد كه توانسته باشد با وجود اين مشكلات به دانشگاه راه پيدا كند. دوران دانشگاه را به سختى گذرانده بود و درسش را تمام كرده بود، بعد از آن هم بلافاصله در يك اداره استخدام شده بود و شروع به كار كرده بود. هر روز با اضافه كارى ماندن سعى مى كرد ساعات كمترى را در خانه باشد و كمتر از داشتن ميهمان در خانه حرص بخورد. «مجيد» مى دانست تنها راه براى نجات از اين شرايط سخت اين است كه زن بگيرد و سر زندگى اش برود. بالاخره كار خودش را كرد. اصرارهاى او به ازدواج مادرش را واداشت تا براى او به خواستگارى برود. مادر بعد از چند ماه دخترى را برايش پيدا كرده بود. دختر به نظر آرام مى آمد. همين آرامش بود كه به او توان مى داد تا بتواند به آينده اميدوار باشد. زندگى با شقايق پس از يك مراسم ساده آغاز شده بود. زن هيچ انتظارى از او و زندگى با او نداشت. همين كه لقمه نانى به خانه مى آورد براى زنش كافى بود. مجيد از اين كه با دخترى بى ادعا و كم توقع ازدواج كرده بود، در پوست خودش نمى گنجيد. زندگى شان را كه شروع كرده بودند مجيد متوجه شد كه زنش اصلاً حاضر به انجام دادن كارهاى خانه و آشپزى نيست. مجيد فكر مى كرد زنش مى ترسد كه دستپختش را او نپسندد به همين دليل يك روز وقتى با چند مرغ و چند كيلو گوشت به خانه آمد گفت: - ببين عزيزم براى من تو هر طور كه غذا درست كنى غذا و دستپخت تو خوشمزه است به همين خاطر اصلاً نگران نباش. من از آن مردهايى نيستم كه به خاطر اين مسائل بى جهت ايراد بگيرم. شقايق با لبخند گفته بود: - من هم چون مى دانستم تو از اين اخلاق ها ندارى، با تو ازدواج كردم. چند روز گذشته بود گوشت و مرغ هايى كه مجيد خريده بود در يخچال هنوز مانده بود. مجيد تعجب مى كرد چرا زنش لااقل گوشت و مرغ ها را بسته بندى نمى كند. باز هم فكر كرد شايد از بوى گوشت و مرغ حالش بد مى شود. وقتى متوجه شد همسرش باردار است اين فكر بيشتر در او قوت گرفت. تا وقتى كه زنش اولين بچه شان را به دنيا بياورد مجيد خودش غذا درست مى كرد. بعد از تولد بچه شان بود كه او به زنش گفت: - در اين يك سالى كه با هم ازدواج كرده ايم ديگر حال و حوصله ندارم كه بخواهم غذا درست كنم. بهتر است از اين به بعد خودت امور مربوط به آشپزى را در دست بگيرى. با اين كه بچه شان روز به روز بزرگتر مى شد ولى شقايق همان رفتار سابق را داشت. مرد به خاطر اين كه زنش را وادار به آشپزى كند، چند نفر از همكارانش را براى شام به خانه دعوت كره بود. - براى آمدن بچه ها چه غذاهايى مى خواهى درست كنى؟ - فكر كنم از بيرون غذا بگيرى خيلى بهتر است. حرف هايى كه زده بودند به نتيجه نرسيده بود. حرف شقايق يكى بود. - من اصلاً نمى خواهم و نمى توانم غذا درست كنم. از انجام اين كارها اصلاً خوشم نمى آيد. مجيد قهر كرده بود. - بابا جان من اينقدر درآمد ندارم كه بتوانم هر روز از بيرون غذا بگيرم. تازه بچه اگر دائم غذاى بيرون را بخورد مريض مى شود. زن گوشش به اين حرف ها بدهكار نبود. مجيد هر چند وقت يكبار ناچار دستى به سر و روى يخچال مى كشيد. راه ديگرى نداشت. تمام چيزهايى كه مى خريد در يخچال آنقدر مى ماند تا فاسد مى شد و مجيد دست آخر ناچار مى شد كه خودش همه كارها را بكند. مى دانست كه چاره اى جز تن در دادن به اين شرايط ندارد. زنش خودش راعوض نمى كرد و راضى نمى شد كه به كارهاى خانه و بچه ها رسيدگى كند. از اين كه توسط دوستانش مورد تمسخر و استهزا قرار مى گرفت، ناراحت بود. ديگر نمى توانست سرش را بلند كند. هر كسى كه او را مى ديد بى اختيار لبخند مى زد. هر كسى كه او را مى ديد شروع به پچ پچ مى كرد. خودش خوب مى دانست كه در دست و دهان دوست و آشنا افتاده است. نمى دانست با اين زن تن پرور و تنبل چه كار كند. نمى دانست با توسل به چه راهى زندگى اش را نجات بدهد. در شرايطى بود كه به خاطر بچه هايش نمى توانست به جدايى فكر كند.
|
|
|
|
|
نظر كارشناسى
زن راحت طلب و مرد مستأصل
|
|
|
دكتر فربد فدايى روانپزشك تقسيم كار و تخصصى شدن كار، شيوه اى است كه زندگى را راحت تر مى كند. لازم نيست همه كس خياطى و كفاشى و نانوايى و بنايى را بداند تا براى خود لباس و كفش تهيه كند، نان بپزد يا خانه بسازد. افرادى كه در اين زمينه ها مهارت دارند بهتر و سريعتر اين كارها را انجام مى دهند و درمقابل از خدمات تخصصى ديگران استفاده مى كنند. خانه دارى هم يك كار تخصصى است كه ازهزاران سال پيش زنان عهده دار آن بوده اند و در مقابل كار شكار و كشاورزى و پيشه ورى را به مردان سپرده اند. البته اگر كسى بگويد تنها كار زنان را خانه دارى و بچه دارى دانستن صحيح نيست، با او موافق خواهم بود. زنان هم مى توانند در اكثر قريب به اتفاق امورى كه به طور سنتى به مردان متعلق بوده است وارد شوند و نتايج خوبى بگيرند. مردان هم بايد در امور خانه و بچه به همسران خويش يارى دهند. در هرحال تعادل و تعامل در اين كارهاى به اصطلاح زنانه و مردانه بايد وجود داشته باشد. اينكه مردى كار نكند و در مقابل ، زنش كار كند و خرج او را هم بدهد و تازه خانه دارى و بچه دارى هم به عهده داشته باشد انصاف نيست. ضمن اينكه انجام كارهاى خانه به تنهايى توسط مردى كه در بيرون از خانه هم تأمين معاش خانواده را برعهده دارد نيز صحيح نيست. در هرحال به صورت عرفى از زن انتظار مى رود امور داخل خانه و بچه دارى را انجام دهد. شايدبهتر باشد پيش از ازدواج ، زن و مرد انتظارات خويش را از ديگرى به وضوح و دقت و بدون خجالت بيان كنند. اگر زنى گفت تمايلى به خانه دارى پس از ازدواج ندارد مرد مى تواند با چشم باز تصميم بگيرد. اين موضوع به همان اندازه بايد به صراحت پرسيده شود كه اين سؤال پرسيده مى شود كه : «كار داماد چيست و چقدر درآمد دارد؟» به هرحال طبق نظر آگاهان ، زن الزامى براى رسيدگى به امور خانه و بچه ندارد و حتى مى تواند به فرزند خويش شير ندهد. زن مى تواند براى انجام هريك از اين كارها از شوهر درخواست اجرت كند. اما آنچه طبق عرف و سنت انتظار مى رود انجام امور داخل خانه توسط زن است. در عصر حاضر كه زنان هم بيرون از خانه به كار مشغولند طبعاً انعطاف بيشترى در مرور نقش هاى سنتى زن و شوهر ضرورت دارد. اگر زنى از مشاركت در امور خانه و رسيدگى به فرزندان خوددارى كند و از آغاز متوقع باشد كه مورد پذيرايى قرار بگيرد نشانه باقى ماندن وى در نقش كودك است. كودك خردسال ، ناتوان است و ديگران كارهاى او را انجام مى دهند. اما انتظار مى رود با گذشت زمان نه تنها كارهاى شخصى خود را انجام دهد بلكه به ديگران هم كمك كند. گاهى اوقات پدر ومادرى ناآگاه از روشهاى تربيتى فكر مى كنند اگر كارهاى فرزندانشان را انجام دهند نشانه محبت است و به گونه اى با دختر يا پسر خود رفتار مى كنند كه گويا خدمتكارى در خدمت شاهزاده خانم يا شاهزاده كوچك هستند. اين روش نادرست موجب تداوم خود - محورى طبيعى كودكان و سبب پيدايش انتظارات ناموجهى در كودكان مى شود كه با واقعيت سازگارى ندارد. در جهان امروز كسى به دنبال شاهزاده ها نيست. عصر حاضر عرصه حضور زنان و مردانى است كه همكارى و يارى و تفاهم باديگران را سرمشق قرار داده اند. دگرگون ساختن روشى كه پيشينه طولانى دارد و موجب پاداش هم براى فرد شده است كار دشوارى است. تركيبى از درمانهاى شناختى و رفتارى براى تغيير راحت طلبى به مشاركت در امور خانه ضرورت دارد. آگاه ساختن اين زن از ضرورت ها و مزاياى همكارى در خانه و آنچه ديگران انجام مى دهند قدم اول است. گام بعدى عبارت است از پاداش دادن به رفتارهاى شايسته زن (مراقبت از فرزند، رسيدگى به امور خانه) . همه اطرافيان بايد به طور ثابت در اين برنامه درمانى مشاركت كنند كه شامل والدين زن هم مى شود. بى توجهى به رفتارهاى راحت طلبانه و يا قطع امتيازات در صورت تداوم اين رفتارها هم جزء ديگرى از درمان را تشكيل مى دهد. در موارد شديد، استفاده از خدمات تخصصى درمانى ضرورت مى يابد.
|
|
|
|