|
|
|
زن و شوهر يكديگر را محكوم كردند
|
|
|
|
|
|
از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران صادر شد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مرگ دختر دانشجو در خانه اى مرموز
|
|
|
گروه حوادث: مرگ مرموز دختر دانشجويى در يك خانه فساد، پليس آگاهى تهران را در برابر يك معماى جنايى قرار داد. اين حادثه عصر روز دوشنبه ۲۱ آذرماه سالجارى در منطقه نارمك تهران رخ داد. بنا به اين گزارش؛ پسر جوانى در حالى كه صدايش مى لرزيد طى تماس با مأموران كلانترى ۱۲۷ نارمك خبر مرگ دختر دانشجويى را به پليس گزارش داد. مأموران پس از حضور در محل حادثه با توجه به مشكوك بودن ماجراى مرگ دختر جوان موضوع را به بازپرس «اصغرزاده» اطلاع دادند. بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى تهران پس از حضور در آپارتمان مورد نظر وقتى از كارشناسان پزشكى قانونى شنيد كه مرگ دختر دانشجو نخستين ساعات صبح اتفاق افتاده است دستور انجام تحقيقات ويژه را در اين باره صادر كرد. در جريان بازجويى از پسر جوان مشخص شد دختر دانشجو صبح روز دوشنبه هنگامى كه او براى خريد خانه را ترك كرده بود، به طور مرموزى از پاى درآمده است. وى درباره اينكه چرا ماجراى مرگ دختر جوان را ساعت ۱۶ عصر و پس از گذشت چند ساعت به پليس گزارش كرده است، ادعا كرد، به خاطر ترس بوده است. در ادامه تحقيقات پليس دريافت دختر ۲۲ ساله از يك هفته قبل به طور مرتب به خانه پسر جوان كه با مادر و سه خواهرش زندگى مى كرد، رفت و آمد داشته و گاهى اوقات شب ها را در آنجا سپرى مى كرد. در همين راستا در بازرسى از آپارتمان محل وقوع حادثه پليس مقدار زيادى مواد مخدر و ادوات استفاده از آن را به دست آورد. برهمين اساس مأموران با بازداشت پسر جوان صاحبخانه تحقيقات محلى در اين باره را در دستور كار خود قرار دادند. در جريان اين بررسى ها مشخص شد اعضاى اين خانواده از چند سال قبل پس از مرگ مرد خانواده اقدام به راه اندازى خانه فساد كرده بودند. صبح روز سه شنبه پسر ۲۲ ساله خانواده براى بازجويى هاى قضايى به شعبه دوم بازپرسى دادسراى جنايى تهران انتقال داده شد. وى در اعترافات خود گفت: از ۴ سال قبل با اين دختر آشنا شده بودم. ما علاقه زيادى به هم داشتيم. قرار بود با هم ازدواج كنيم. تا اينكه من به اعتياد كشيده شدم خانواده دختر مورد علاقه ام از ماجراى آشنايى و ارتباط ما كاملاً باخبر بودند. او به درخواست من به خانه ما مى آمد از من مراقبت كند تا بتوانم اعتيادم را ترك كنم. ما عاشق هم بوديم. نمى دانم چگونه فوت كرده است. او دانشجوى معمارى بود و هيچ مشكلى نداشت ولى احتمال مى دهم پس از بيرون رفتن من خودكشى كرده باشد. با توجه به اين اظهارات بازپرس اصغرزاده تا انجام تحقيقات تكميلى و اعلام نظريه پزشكى قانونى درباره علت و چگونگى مرگ اين دختر، متهم را در اختيار پليس آگاهى قرار داد.
|
|
|
|
|
زن و شوهر يكديگر را محكوم كردند
سناريوى جنجالى پزشك جوان و زن آرايشگر
گروه حوادث: شكايت يك پزشك و همسرش عليه يكديگر باعث طرح يك پرونده جنجالى در دادسراى جنايى تهران شد. اين دو همديگر را متهم به فريبكارى و اغفال كرده و ادعا مى كنند كه ديگرى قصد اخاذى از او را داشته است. بنا به اين گزارش؛ زن جوانى كه به شغل آرايشگرى اشتغال دارد با مراجعه به دادسراى جنايى تهران طى شكايتى از يك پزشك جراح متخصص ادعا كرد؛ روز ۳۰ خردادماه سال جارى خواهرم در يك سانحه رانندگى به شدت مصدوم شد. او را به بيمارستان بردم. وقتى عمل جراحى او با موفقيت به پايان رسيد از پزشكش جوياى حال خواهرم شدم. پزشك جوان پس از دقايقى گفت وگو به من ابراز علاقه كرده و خواست تا به عقد موقت او درآيم. در آن زمان من صيغه مرد ديگرى بودم ولى در برابر اصرارهاى او تسليم شدم و به صورت لفظى صيغه مان را باطل كردم و به عقد موقت پزشك جراح درآمدم. اوايل همه چيز خوب پيش مى رفت تا اينكه بدرفتارى هاى او شروع شد. به او گفتم مى خواهم عقدمان را فسخ كنم، او مخالف بود ولى من اين بار هم به صورت يكطرفه صيغه را باطل كردم. يك روز كه در خانه ام بودم. او بى مقدمه داخل شد. خواستم اعتراض كنم. او با تهديد مرا به اتاقى برده و قصد تجاوز داشت كه همسر سابقم وارد شد. او از اين صحنه با موبايلش فيلم و عكس گرفت و تهديد كرد اگر ۵۰ ميليون تومان به او ندهد، عكس ها را به نظام پزشكى خواهد داد. پزشك جوان كه از تهديدات همسر سابقم ترسيده بود، چكى به مبلغ مورد نظر براى او نوشت ولى حالا مرا در اين ماجرا مقصر دانسته و تهديد مى كند. در همين راستا پزشك جوان نيز با حضور در دادسرا ادعا كرد: اين زن پس از فريب من، مرا به خانه اش كشانده و با همدستى شوهر صيغه اى اش توطئه اخاذى ۵۰ ميليون تومانى را طراحى و اجرا كرده است. بدين ترتيب همسر صيغه اى اين زن براى اداى توضيح به دادسرا احضار شد، وى با رد اتهامات مطرح شده گفت: پزشك جوان در جريان معامله اى اين چك را به من داد. ولى مدتى قبل او تماس گرفته و به بهانه اى مرا به محلى كه خارج از شهر بود كشاند. در آنجا او به همراه مرد ديگرى انتظار مرا مى كشيد. آن مرد با معرفى خود به عنوان افسر پليس از من خواست سوار خودرو شوم. خواستم اعتراض كنم كه ادعا كرد حكم جلب مرا دارد و با تهديد، قصد گرفتن چك را داشت. مقاومت كردم و آنها مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند.
|
|
|
|
|
متهم به قتل پس از ۹ سال دستگير شد
پسر جوانى كه سال ۷۵ در بوشهر برادر دختر مورد علاقه اش را با شليك يك گلوله به قتل رسانده بود، پس از ۹ سال در حوالى پاكدشت دستگير شد. به گزارش فارس، خرداد ماه سال ۷۵ مأموران پليس آگاهى بندر دير در جريان تيراندازى مرگبارى در روستاى آبدان اين شهر قرار گرفتند. «حميد» كه با اصابت گلوله اى به سينه اش از پاى درآمده بود پس از بازكردن در از سوى قاتل غافلگير و كشته شده بود. تحقيقات پليس نشان داد پسر ۲۵ ساله اى به نام ايرج كه خواستگار دختر اين خانواده بوده است پس از شنيدن جواب رد، اقدام به تهديد اعضاى اين خانواده به مرگ كرده بود. تيم تحقيق خواستگار كينه جو را عامل جنايت شناخت و با توجه به فرار وى به جست وجوى برون مرزى پرداختند و عكس وى را در اختيار اينترپل و پليس سراسر كشور قرار دادند و پس از گذشت سه سال و در حالى كه هيچ ردى از متهم به قتل در دست نبود، دادگاه رسيدگى به اتهام او به صورت غيابى برگزار شد و قاضى دادگسترى بندر دير ايرج را به اتهام قتل عمدى حميد به قصاص محكوم كرد. اين پسر جوان، ۹ سال بعد وقتى روز ۱۷ آذرماه در محل كارش كه كارخانه شير نام پاكدشت بود به خاطر سرقت تلويزيون بازداشت شد و پرده از جنايت روستايى برداشت. وى در بازجويى ها گفت: پس از شنيدن جواب رد از دختر جوان تصميم به انتقام گرفتم. به همين دليل يك اسلحه كلاشينكف از قاچاقچيان اسلحه خريدم و روز حادثه براى كشتن دختر مورد علاقه ام راهى خانه آنها شدم. وقتى در خانه آنها را زدم برادر دختر جوان در را باز كرد، با شليك گلوله او را كشتم و از محل فرار كردم.
|
|
|
|
|
از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران صادر شد
مجازات مرگ براى قاتل گرداننده خانه فساد
|
|
|
گروه حوادث _ مردى كه در قتل گرداننده يك خانه فساد مجرم شناخته شده است، از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران به قصاص نفس _ اعدام _ محكوم شد. اين مرد ۵۵ ساله وقتى در برابر پنج قاضى قرار گرفت، ادعا كرد قاتل نيست و در دام يك توطئه گرفتار شده است. بنا به اين گزارش، روز ۲۴ مهر ماه سال ،۸۲ وقتى پسر جوانى به خانه مادرش رفت، با پيكر بى جان وى كه به طرز مرموزى كشته شده بود، برخورد. پليس در صحنه جنايت ديد روى صورت پيرزن جراحاتى وجود دارد و با كشيده شدن كيسه اى برزنتى سبز رنگ دور گلويش خفه شده است. به هم ريختگى اثاثيه نيز مشخص مى كرد از خانه اين پيرزن سرقتى رخ داده است و جواهرات وى را نيز دزديده اند. تجسس هاى پليسى مشخص كرد قربانى گرداننده خانه فساد بوده است، به گونه اى كه مردان و دختران زيادى به خانه اش رفت و آمد داشته اند. تيم تحقيق با توجه به اينكه رفت و آمدهاى پنهانى به خانه فساد زياد بود، هيچ ردپايى از قاتل به دست نياوردند تا اينكه جزئيات قتل اين پيرزن در خانه فساد در روزنامه ايران به چاپ رسيد و سرنخ اصلى در اختيار كارآگاهان قرار گرفت. مردى پس از خواندن گزارش جنايت به پليس مراجعه كرد و گفت دامادشان در اين قتل دست داشته است و همه جزئيات آن را به وى گفته است، اما باورش نمى شد تا اينكه در روزنامه ايران خوانده چنين جنايتى واقعيت دارد. با اين ادعاها، ۸ ماه بعد روز ۲۰ خرداد ماه سال ۸۳ مرد ۵۵ ساله اى به نام «حميدرضا» در كرج دستگير شد. قاتل گرداننده خانه فساد ساعت ۱۱ ديروز _ سه شنبه ۲۲ آذر ماه سال جارى _ در برابر قاضى عزيز محمدى _ رئيس دادگاه - و چهار قاضى مستشار _ رحيمى، باقرى، شهرابى فراهانى و معتمدى _ در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت و ادعا كرد بيگناه است. بعد از اينكه داديار خاكى در مقام نماينده دادستان و دختران پيرزن خواستار قصاص نفس _ اعدام _ براى وى شد، «حميدرضا» پشت تريبون دفاع ايستاد و گفت: «من قاتل نيستم! از وقتى ديدم كه پيرزن دردسرساز است، رهايش كردم. حتى خودروام را فروختم تا بهانه اى براى كشاندن من به خانه اش نداشته باشد.» وى افزود: «آخرين بار وقتى پيرزن را ديدم كه در خانه اش دختر و پسرى با حالتى زننده حضور داشتند، او در تماسى خواسته بود نزدش بروم و مداركى از خودم را كه در آنجا جا مانده بود بردارم. اصرار داشت ناهار با او باشم كه نپذيرفتم، حتى النگوهايش را به من داد و خواست براى دخترم ببرم كه من النگوها را در صندوق صدقات انداختم.» هيأت قضايى با وجود ادعاى «حميدرضا» مبنى بر بيگناهى، بعد از اينكه وى از دختران پيرزن خواستار عفو و بخشش شد، وارد شور شدند و با اكثريت آرا اين مرد را به قصاص نفس _ اعدام _ محكوم كردند.
|
|
|
|
|
قتل خيابان دلگشا غيرعمد شناخته شد
گروه حوادث: بازپرس دادسراى جنايى تهران براى متهم حادثه شليك مرگبار خيابان دلگشا قرار ۳۰ ميليون تومانى صادر كرد. اين تصميم قضايى به دنبال اعلام نظر كارشناسان اسلحه شناسى پليس از سوى بازپرس هنرمند گرفته شده است. در نظريه اى كه كارشناسان اسلحه شناسى به بازپرس پرونده ارائه داده اند، آمده است، اقدام متهم در تيراندازى در صحنه حادثه هر چند كه نمى تواند مبناى قانونى داشته باشد ولى شليك به دليل عدم مهارت و تجربه كافى وى در مواجه با شرايط بحرانى صورت گرفته است. با اين اعلام نظر بازپرس هنرمند، حادثه شليك به سوى راننده جوان را از نوع قتل غيرعمد تشخيص داده و براى متهم قرار وثيقه ۳۰ ميليون تومانى صادر كرد. به گزارش خبرنگار ما، باتوجه به وجود ابهاماتى در نظريه كارشناسان اسلحه شناسى به دستور بازپرس پرونده قرار است درباره اين ابهامات بار ديگر تحقيق شود. گفتنى است، حادثه اين شليك مهرماه سال جارى در جريان تعقيب و گريز پليس با راننده يك رنجرور قرمزرنگ در خيابان دلگشاى تهران رخ داد و در جريان آن راننده جوان با اصابت گلوله پليس به قتل رسيد.
|
|
|
|
|
مرد هوسران و زن كينه جو در يك قدمى چوبه دار
گروه حوادث: مرد هوسران و زن كينه جو با تأييد مجازات مرگ از سوى قضات ديوانعالى كشور در يك قدمى چوبه دار قرار گرفتند. اين زن و مرد جنايتكار، نيمه شب يكشنبه ۲۵ مردادماه سال ،۸۳ مرد ۷۵ ساله اى به نام حسن يوسفى را در طبقه سوم ساختمانى در مشيريه تهران به قتل رسانده و به آتش كشيدند. وقتى راز جنايت فاش شد، تحقيقات نشان داد همسر جوان قربانى كه «اكرم» نام دارد با مردى به نام «بهنام» رابطه پنهانى داشته است و نقشه قتل را هر دو طراحى كرده اند و به مرحله اجرا درآورده اند. اين زن و مرد كه بعد از جنايت به يكى از شهرهاى شمالى گريخته بودند در بازگشت به تهران دستگير شدند و با وجود اينكه يكديگر را محكوم مى كردند و هر كدام سعى داشت ديگرى را گناهكار معرفى كند، از سوى قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران مجرم شناخته شدند و به قصاص نفس _ اعدام _ محكوم شدند. با اعتراض عاملان جنايت به رأيى كه پنج قاضى دادگاه با اكثريت آرا صادر كرده بودند، قضات ديوانعالى كشور به بررسى ويژه آن پرداختند و با تأييد حكم قصاص نفس _ اعدام _ آنان، رأى را قابل اجرا دانستند.
|
|
|
|
|
ماجراى ۲ روز اسارت در شكنجه گاه ۶ پسر جوان
گروه حوادث: دختر جوانى پس از فرار از شكنجه گاه ۶ پسر جوان، ماجراى ۲ روز اسارت خود را بازگو كرد. اين دختر ۱۷ ساله در حالى كه به شدت مضطرب و نگران بود، با مراجعه به پليس ادعا كرد ۶ پسر جوان او را به مدت ۲ روز در خانه تحت شكنجه قرار داده اند. وى در حالى كه آثار سوختگى هاى روى بدنش را به پليس نشان مى داد در اين باره گفت: از مدت ها قبل با پسر جوانى آشنا شدم. خانه ما در منطقه فردوس است. او با وعده ازدواج از من خواست تا همراه او به خانه يكى از دوستانش بروم. وقتى وارد آن خانه كه حوالى ميدان آزادى بود رفتم، ناگهان خودم را ميان ۶ پسر جوان ديدم. آنها ابتدا مرا كتك زده و طلاهايم را گرفتند. وقتى اعتراض كردم آنها ميله هاى فلزى را روى آتش داغ كرده و پاها و دست هايم را سوزاندند. باگذشت ۲ روز از اسارتم در آن خانه، با التماس و خواهش هاى من آنها مرا به اتوبانى خارج از شهر تهران برده و در آنجا رها كردند. با توجه به اين ادعاها به دستور داديار پرونده، مأموران پسر جوانى كه او را به خانه دوستانش برده بود شناسايى و دستگير شد. تحقيقات پليسى و قضايى از اين متهم براى رديابى و دستگير همدستان او آغاز شده است.
|
|
|
|