چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۴ -
Wed, Dec 14, 2005
ديپلماتيك
۳۳۳۸
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
بررسى مناسبات ۲۶ ساله ايران و چين
قسمت دوم
تنهايى آمريكا
239943.jpg
حسن هاشميان
اخيراً كتابى توسط دو نويسنده نامدار آمريكايى و انگليسى به نام هاى « استفان هالپير » و«جاناتان كلارك » به بازار آمده است كه وضعيت بين المللى آمريكا را از درون مورد تجزيه و تحليل قرار مى دهد. اين كتاب كه تحت عنوان « تنهايى آمريكا » منتشر شده است، از آنجا اهميت دارد كه نويسندگان آن را نمى توان به گروه هاى چپ يا اعضاى حزب دموكرات و يا حتى اعضاى حزب كارگران سوسياليست انگليس نسبت داد، زيرا نويسندگان آن از ميان محافظه كاران سنتى آمريكا و انگليس برخاسته اند كه هر دو به شكلى به جناح راست حاكم بر واشنگتن و موافقان سياست آن در انگليس مرتبط هستند. هالپير معاون وزارت خارجه آمريكا در زمان رياست جمهورى «رونالد ريگان» بود و كلارك يكى از سياستمداران كهنه كار انگليس به حساب مى آمد. اما على رغم داشتن روابط نزديك با حزب جمهوريخواه آمريكا ، ولى هر دو به شدت با سياستهاى محافظه كاران جديد در ايالات متحده مخالفت مى كنند. براين اساس انتقاد آنها از سياستهاى دولت «جورج بوش» بيشتر به واقعيت امروز جامعه آمريكا نزديك است زيرا آنان از حلقه نزديك بوش مى آيند و نه گروه هاى متخاصم با وى.
چارچوب اساسى اين كتاب براين نظريه بنا شده است كه به هنگام انتخاب بوش به عنوان رئيس جمهورى ايالات متحده وى هيچ تجربه اى در سياست خارجى نداشته و ديدگاه وى به اين زاويه از امور بسيار ناپخته بوده است كه حادثه ۱۱ سپتامبر، تعادل وى در اتخاذ تصميم هاى عقلايى در زمينه سياست خارجى را بطوركل از بين برد.
به اعتقاد نويسندگان كتاب « تنهايى آمريكا »، از آن پس افرادى مانند«ديك چنى» و دونالد رامسفلد آموختند كه چگونه بر بوش سلطه پيدا و ديدگاه هاى خود را بر وى تحميل كنند. در اين ميان » پل وولفويتس» معاون وزير دفاع، مهمترين نظريه پرداز محافظه كاران جديد در آمريكا شد و سياست خارجى در دستان تندروها قرار گرفت كه به بازى با سرنوشت جهان پرداختند تا براساس ماجراجويى هاى خود گمان برند كه مى توانند تركيب امروز دنيا را برطبق ميل و خواست خود دربياورند. جنگ عراق، نتيجه انديشه هاى چنين افرادى بود كه با فتح بغداد، آتشى در جهان افروختند كه همچنان شعله مى افروزد و قربانيان بسيار مى گيرد.
اين دو نويسنده اشاره مى كنند كه محافظه كاران جديد، تندروها و جزم انديشان جناح راست آمريكا موفق شدند بوش را قانع كنند دست از وعده هاى داده شده خود به ملت آمريكا در زمان تبليغات انتخابات بردارد و برنامه هاى آنان را دنبال كند. اين در حاليست كه بوش همانند پدر خود به روشهاى ميانه روى در سياست و كاربرد ابزار مذاكرات به شدت معتقد بود. اما محافظه كاران جديد تمامى اين روشها را كنار گذاشتند و تنها زبان« قدرت » و » حمله » را پيش كشيدند. هدف آنها از بين بردن يك سرى از حكومتهاى موجود در جغرافياى سياسى امروز و جايگزين كردن آنها با حكومتهاى مورد دلخواه خود بوسيله قدرت كوبنده سلاح آمريكايى است.
نويسندگان كتاب ادامه مى دهند: اما حمله آمريكا به عراق، ايالات متحده را در سطح جهان بسى بدنام كرده و صداقت اين كشور را در صحنه ديپلماسى دنيا زير سؤال برده است. در پى اين سياست، اكنون آمريكا خود را بر سر دو راهى يافته است: يا بايد براى سازمان دادن به روابط بين المللى و ايجاد يك نوع انضباط جهانى با ديگران همكارى كند يا اينكه خود به تنهايى، ماجراجويى هاى سياست خارجى گذشته اش را ادامه دهد؛ سياستى كه تاكنون نتيجه موفقيت آميزى از آن بيرون نيامده است.اما از آنجا كه ايالات متحده، بزرگترين و قدرتمندترين كشور جهان است، پس بنابراين «شكست» براى آن جايز نيست زيرا شكست اين كشور در عراق آبروى آن را در سطح جهان خواهد برد و به دنبال آن عظمت و قدرت هدف گيرى صحيح آن از بين خواهد رفت.
در اين ميان، استفان هالپير استدلال مى كند كه امروز، بيشتر آمريكايى ها با سياست خارجى فعلى دولت بوش مخالف هستند و خواهان ايجاد تعادل در آن هستند. به عبارت ديگر آمريكايى ها خواستار خروج از جهانى يك قطبى و پذيرش جهان چندقطبى هستند بدين معنى كه بوش با رؤساى ديگر كشورها به مشورت بپردازد و سپس اقدام به عمل كند. آنها به شدت با اعمال يك جانبه و فردى از سوى دولتمردان خود مخالف و معتقدند در جهان امروز، قدرتهاى ديگرى مانند روسيه، چين ، فرانسه، آلمان ، هند، ژاپن ، برزيل و مكزيك وجود دارند كه به نفع آمريكا خواهد بود اين كشورها همراه با آن، مسؤوليت امور بين المللى را به عهده گيرند.
در چنين حالتى اگر فرآيند امور با شكست مواجه شود ، مسؤوليت اين شكست متوجه همه خواهد بود و تنها بر دوش ايالات متحده سنگينى نخواهد كرد. هالپير ادامه مى دهد: براساس ادعاهاى واهى و اتوپيايى وارد عراق شديم و به يك باره محافظه كاران جديد ما را در اين كشور گرفتار كردند، ما در شرايطى اين كار را انجام داديم كه سرنوشت عراق در دست هاى ما قرار داشت و به هر شكلى كه دوست داشتيم، مى توانستيم در آن عمل كنيم، بدون اينكه ابزار جنگ را به كار ببريم. صدام حسين را از همه نواحى مورد محاصره خود داشتيم ، فضاى عراق بر طبق قطعنامه هاى سازمان ملل متحد در اختيار ما بود، شرايط صادرات نفت در برابر غذا را براساس خواست خود بر وى تحميل كرديم و به عبارت ديگر تمام زمام امور عراق را در دستان خود داشتيم و نيازى به اعلام جنگ بر عليه وى براى تغيير شرايط كشور عراق و دخالت در سرنوشت صدام نبود.
اكنون با اينكه اين محافظه كاران جديد و ماجراجو ما را مجبور كردند وارد جنگ شويم و ده ها برابر خسارت مالى و انسانى به جا بگذاريم اما مى توانستيم بدون شليك حتى يك گلوله به همه اهداف خود برسيم. در ادامه استفان هالپير به شدت به رسانه هاى جمعى آمريكا ، شوراى امنيت ملى و ديگرهاى حكومتى حمله مى كند و آنها را متهم مى سازد كه هيچگونه اعتراضى به برنامه جنگ از خود نشان ندادند و هيچگونه اشاره اى به ناكافى بودن اطلاعات جورج بوش درباره اوضاع خاورميانه نكردند. در اين ميان بوش تصوير كاملاً غلطى از اوضاع داشت. او تصور مى كرد از سربازان آمريكايى با گل، جشن و پايكوبى در بغداد استقبال خواهد شد! اما زمانى نگذشت كه شيوه برخورد عراقيها با نيروهاى فاتح او را شگفت زده كرد، زيرا وى شاهد چيز ديگرى شد... و اين چنين محافظه كاران جديد او را فريفتند و به دام عراق انداختند.
«جاناتان كلارك» نويسنده انگليسى كتاب نيز بر نكته مهمى انگشت گذاشت و آن اينكه جنگ عراق « افسانه » محافظه كاران جديد را برملا كرد و ابهت آنها را در هم شكست. آنها دايره نخست پيرامون رئيس جمهور را تشكيل مى دادند و جنگ، نقاب قدرت واهى را از روى آنها كشيد و سيماى حقيقى اين جماعت را نشان داد؛ همچنين جنگ كمبودها و ناتوانيهاى موجود در رسانه هاى جمعى آمريكا را نشان داد، رسانه هايى كه جنگ عليه عراق را تأييد كردند بدون اينكه به عواقب و آثار وخيم آن بپردازند.
اين نويسنده انگليسى سپس به دولت كشور متبوع خود حمله مى كند و رهبران آن را كسانى مى داند كه بدون تفكر وارد جنگ عراق شدند در حالى كه اوضاع خاورميانه را بهتر از آمريكايى ها مى شناختند. انگليس شناخت كافى درباره اوضاع خاورميانه به شكل عام و شرايط عراق بطورخاص داشته زيرا كه عراق مستعمره آن بوده و مرزهاى امروز اين كشور، در زمان چرچيل، به دست خود انگليسيها تعيين شد. انگليسيها برخلاف رئيس جمهور آمريكا كه نادانى صفت مشخصه وى درباره اوضاع عراق بود، همه چيز عراق را به طور دقيق مى شناختند و براين اساس، مسؤوليت آنها به اعتقاد نويسنده بيش از آمريكا است.
در ادامه، نويسندگان كتاب » تنهايى آمريكا » استدلال مى كنند كه هدف نئومحافظه كاران از حمله به عراق سه چيز بود: نخست كامل كردن سلطه آمريكا بر جهان بعد از پايان دوره جنگ سرد، دوم، تسلط بر خاورميانه مملو از گاز و نفت و سوم تحكيم بخشيدن به موقعيت اسرائيل در منطقه از طريق تحميل راه حل هاى مناسب با منافع اين كشور بر فلسطينيها و جهان عرب. به عقيده نويسندگان كتاب اين چنين برنامه اى سالها قبل از حمله به عراق طراحى شده و آماده اجرا بود. در دهه ۹۰ ، چنين طرحى تقديم بيل كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا شد اما او اين افكار ديوانه وار را مورد تمسخر قرار داد و توجهى به آن نكرد، تا اينكه رويداد ۱۱ سپتامبر به وقوع پيوست. اين حادثه يك فرصت طلايى در اختيار محافظه كاران جديد قرار داد تا طرح خود را اجرا كنند. بنابراين اگر » بن لادن » وجود نداشت، چه بسا كه نئومحافظه كاران هم وجود نداشتند و شايد كسى حتى نام آنها را نمى شنيد.
پس اين نئومحافظه كاران چه كسانى هستند؟
آنان، مجموعه اى از تحصيلكردگان سياسى آمريكا هستند كه در ابتداى كار خود در جناح چپ طبقه بندى مى شدند سپس به ناگهان تغيير جهت دادند و طرفدار دو آتشه رونالد ريگان رئيس جمهورى جناح راست شدند و به شدت از سياست وى در برابر اتحاد جماهير شوروى سابق حمايت كردند. آنها عقيده دارند اين سياست، همان است كه موجب فروپاشى دشمن ديرينه آنها يعنى اتحاد شوروى سابق شد و پيروزى را براى آمريكا بعد از نيم قرن مبارزه طاقت فرسا به ارمغان آورد. براساس چنين دستاوردى، آنان به اين باور رسيدند كه تنها قدرت اسلحه است كه مى تواند به نتايج ملموسى برسد و نه ابزار ديپلماسى و زدوبندهاى سياسى. با اين برداشت كه ايالات متحده قوى ترين كشور جهان از نظر نظامى است حق دارد كه از طريق كاربرد زور ارزشهاى دموكراسى خود را در جهان گسترش دهد و نقشه سياسى دنيا را براساس منافع ملى خود ترسيم كند. آمريكا اجازه دارد برخى از رژيم ها را ساقط كند و به جاى آنها رژيم هاى متناسب با خواست خود ايجاد نمايد. با چنين رويكردى از نظر محافظه كاران جديد، نخستين گام برانداختن نظام هاى سياسى حاكم مانند عراق ، ايران ، ليبى و امثال آنها خواهد بود.
اين گروه نظريه هاى خود را در افغانستان و سپس عراق به آزمايش گذاشتند. اما بايد تأكيد كرد كه وضعيت افغانستان كاملاً متفاوت بود. در اين كشور سازمان « القاعده » پايگاه ساخته بود و در اين كشور بود كه حمله به آمريكا در ۱۱ سپتامبر برنامه ريزى شد. بنابراين همه متفق القول بودند كه بايستى نظام طالبان در افغانستان برچيده شود و دولت آمريكا حق داشت از اين سيستم سياسى عقب مانده انتقام بگيرد و از اين گذشته آمريكا با مجوز سازمان ملل متحد به افغانستان حمله كرد. اما در عراق، ما شاهد شرايط ديگرى هستيم، ولى بايد تأكيد كرد كه نئومحافظه كاران براى تغيير رژيم در عراق از دهه ۹۰ به اين سو برنامه ريزى كرده بودند و از اينكه جورج بوش پدر، ارتش خود را بعد از آزادسازى كويت به بغداد نفرستاده بود ، اظهار تأسف مى كردند. در آن زمان ادامه پيشروى به سوى بغداد براى رئيس جمهورى وقت آمريكا كار ساده اى بود، اما وى به دلايل متعدد از اين كار سرباز زد.
در رأس نئومحافظه كاران افرادى مانند «پل وولفويتس» ، «ريچارد پرل» ، »بيل كريستول» ، « رابرت كاگان» و افراد زياد ديگرى قرار مى گيرند. اين افراد عقيده دارند كه بر ايالات متحده واجب است تا نقشه سياسى خاورميانه را تغيير دهد و با چنين تغييرى مى تواند صلح را در اين منطقه بنياد گذارد. نويسندگان كتاب «تنهايى آمريكا » اضافه مى كنند كه بيشتر اين افراد به حزب « ليكود » اسرائيل نزديك هستند. بر طبق اين ديدگاه لازم است تمام نيروهاى مخالف صلح خاورميانه نابود شوند و اين چيزى است كه نظريه پردازان جناح راست آمريكا اجراى آن را آغاز كردند. در اين رابطه آنها استدلال مى كنند كه ادامه ستيز ميان اعراب و اسرائيل به منافع ملى آمريكا در نهايت ضربه وارد مى آورد و براين اساس بايد آن را متوقف كرد.
به عقيده نگارندگان كتاب ، مشكل نئومحافظه كاران، اين است كه در ابتداى امر آنها نخست به منافع اسرائيل فكر مى كنند تا آمريكا و از اين راه تلاش مى كنند منفعت دو كشور را با يكديگر در هم آميزند. در اين راستا كاركنان سنتى كاخ سفيد از اين انديشه ها به طوركلى بيزارند و در پى آن هستند كه ايالات متحده سياست متعادلى درباره نزاع اعراب و اسرائيل اتخاذ كند، زيرا اعراب مايلند با آمريكا همكارى كنند به شرط اينكه سياست اين كشور بيش از حد ممكن آنان را كوچك نشمارد و به سوى دشمنان آنها بيش از حد لازم گرايش نداشته باشد.
در پايان، اين كتاب چيزى جز فرياد اعتراضى عليه نومحافظه كاران آمريكا نيست كه سياست خارجى اين كشور را از حالت متعادل خود خارج كرده اند. اين كتاب دولتمردان آمريكايى را دعوت مى كند چشمان خود را در برابر حقايق جهان امروز بگشايند و دست از برنامه هاى ماجراجويانه و قهرمان بازى خود بردارند. در غير اين صورت، ايالات متحده آمريكا خود را در مواجه با تمام دنيا تنها خواهد ديد.
گفتنى است كه اين كتاب از سوى انتشارات دانشگاه كمبريج براى سال ۲۰۰۵ و با ۳۶۹ صفحه در قطع بزرگ روانه بازار شده است.
بررسى مناسبات ۲۶ ساله ايران و چين
روابطى به قدمت تاريخ
قسمت دوم
محمدمهدى غفارى

بهره دوم: روابط فرهنگى ايران و چين
مؤلفه تمدن از ديرزمان، حلقه ارتباط فرهنگى ايران و چين را تشكيل داده است. نخستين موافقتنامه فرهنگى ميان ايران و چين در سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) به امضا رسيد. اين موافقتنامه سپس با تغييراتى «به انضمام برنامه هاى جديد مبادلات فرهنگى در شش فصل و ۱۴ ماده» در زمان سفر «سيدمحمد خاتمى» رئيس جمهورى سابق ايران به چين در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) امضا شد.(۱) كارهاى فرهنگى و هنرى، آموزشى، بهداشتى، رفاه اجتماعى، رسانه هاى همگانى، ورزش و مسائل مربوط به جوانان در كنار مقررات عمومى و مالى، سرفصل ها و مفاد اين موافقتنامه را تشكيل مى دهد.
برگزارى هفته فرهنگى ايران و چين در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶)، تشكيل هفته فرهنگى چين در تهران در سال ۱۹۹۹ (۱۳۷۸)، برگزارى نمايشگاه استاد «فرشچيان» در پكن در سال ۱۹۹۸ (۱۳۷۷)، نمايشگاه عكس ايران در پكن در سال (۱۹۹۹) (۱۳۷۸) و نمايشگاه عكس ايران در دانشگاه استان «يون نان» در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) و چاپ مجموعه شاهكارهاى ادبى ايران مانند مثنوى مولوى، شاهنامه، رباعيات خيام، بوستان و گلستان سعدى، ديوان حافظ در ۱۴ جلد، چاپ دو فرهنگ فارسى به چينى و چينى به فارسى، بخشى از فعاليت هاى فرهنگى دو كشور طى سال هاى گذشته بوده است.(۲) گفتنى است، كانون دانشجويان و فارغ التحصيلان ايرانى چينى زبان در بهار سال ۱۳۸۳ در پكن اعلام موجوديت كرد. حجت الاسلام «محمد محمدى عراقى» به عنوان رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى ايران با حضور در پكن، موجوديت اين كانون را اعلام كرد و از آن به عنوان يك پل ارتباطى فرهنگى، دينى و ادبى نام برد.(۳) تحقيق و پژوهش درباره مسائل علمى، فرهنگى، اجتماعى و ترجمه متون مختلف ادبى _ علمى و برگزارى سمينارها و گفت وگوهاى مشترك دانشجويان ايرانى و چينى از اهداف اصلى اين كانون اعلام شد.(۴) بديهى است كه دانشجويان ايرانى مقيم چين مى توانند تجربيات و مشاهدات علمى، اجتماعى و فرهنگى خود را در چين بازتاب دهند و در مقابل، دانشجويان چينى كه در دانشگاه شهيد بهشتى به فراگيرى زبان و ادبيات فارسى و رشته هاى ديگر مشغول هستند، مى توانند با دانشجويان ايرانى مقيم چين مبادله فرهنگى، علمى و ادبى (دوجانبه) داشته باشند.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى كه مسؤوليت توسعه روابط فرهنگى ايران با همه كشورهاى جهان را دارد، براى گسترش مناسبات فرهنگى چين، اولويت ويژه اى قائل است. تنظيم يك سند و امضاى آن درباره گفت وگوى اديان و نشست هاى مشترك مربوط بدان مؤيد اين ديدگاه است. شروع اولين دوره آموزش زبان فارسى با حضور ۳۵ دانشجو در استان خودمختار و مسلمان نشين «سين كيانگ» واقع در شمال غرب چين، در واقع نتيجه تلاش هاى مشترك نمايندگان فرهنگى ايران و چين به شمار مى رود. اين دوره مقدماتى آموزشى زبان فارسى با كمك رايزن فرهنگى جمهورى اسلامى ايران، در دانشسراى تربيت معلم «سين كيانگ» تشكيل شد و به مدت چهار ماه ادامه داشت. دوره تكميلى زبان فارسى نيز بلافاصله پس از دوره مقدماتى تشكيل خواهد شد.(۵) نكته قابل توجه اين است كه ۴۰ سال پيش، كرسى زبان و ادبيات فارسى در بخش زبان هاى خاورى دانشگاه پكن داير شد و سپس در دانشگاه هاى شانگهاى، لويانگ در استان «خه نن» و «ارومچى» مركز تركستان شرقى اين رشته تدريس شد و جالب آنكه در راديو و تلويزيون چين هم برنامه زبان فارسى در دستور كار قرار گرفت. جمهورى اسلامى ايران نيز در سال ۱۹۹۸ (۱۳۷۵) براى گسترش زبان چينى در دانشگاه شهيد بهشتى، كرسى زبان چينى را داير كرد و تا مقطع سال ،۱۳۸۲ نزديك به ۱۱۰ دانشجوى چينى در اين دانشگاه پذيرش و بيش از نيمى از آنان فارغ التحصيل شدند.(۶) در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۴) راديو چينى در بخش برون مرزى صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران، راه اندازى شد و در يك سال بعد نيز مؤسسه مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى چين در ايران توسط جمعى از كارشناسان ايرانى مسائل چين تأسيس گرديد.(۷) در ادامه همين سياست، دولتمردان تهران و پكن، دو مؤلفه مهم را به جهت تأثيرگذارى و تعميق روابط فرهنگى از نظر دور نداشته اند.
الف: رويكرد به ادبيات فارسى _ نويسندگان معاصر چينى
در بخش روابط فرهنگى ايران و چين، ادبيات فارسى جايگاه ويژه اى پيدا كرد. اولين كتاب ادبيات فارسى كه در محافل ادبى چين مورد توجه قرار گرفت، رباعيات عمر خيام نيشابورى بود. «گومورو» از جمله شاعران نهضت فرهنگى جديد چين براى اولين بار، اين كتاب را به زبان چينى ترجمه كرد. متن ترجمه شده رباعيات خيام در مدت ۱۰ سال، پنج بار تجديد چاپ و به عنوان «حادثه بزرگى» در نهضت فرهنگى چين ثبت شد. گفتنى است، طبع و نشر رباعيات خيام در محافل ادبى و معاصر چين بازتاب هاى گسترده اى داشت.» وينى اى دوو با انتشار مقالاتى به ارزيابى رباعيات خيام پرداخت و در سال ۱۹۷۲ ميلادى، «زنگ جن دوو» تاريخ ادبيات دان مشهور چينى در اثر معروف و بزرگ خود تحت عنوان «شرح مختصرى درباره ادبيات» در فصل مخصوص شعراى فارسى زبان در قرون ميانه، روند پيشرفت شعر فارسى در قرون متوسط را به طور مفصل توضيح داده و درباره ۲۸ شاعر نامور ايرانى از جمله رودكى، فردوسى، خيام، نظامى، سعدى، حافظ و ملاى رومى (مولوى) به ارزيابى دقيق آثار آنان پرداخته است.(۸) از ديد اين اديب چينى، اين كتاب ها نه تنها موفقيت ادبيات فارسى در قرون متوسط را براى خوانندگان چينى معرفى كرده، بلكه براى پژوهش درباره تاريخ ادبيات از ارزش زيادى برخوردار است. «زنگ جن دوو» براساس اسناد و مدارك زياد و مورد وثوق تصريح كرد كه اشعار، داستان ها و نقاشى هاى خلق شده توسط شاعران و نويسندگان فارسى زبان، تأثير بزرگ و شگرفى در آسيا و آفريقا گذاشته و بدون شك، چين نيز تحت تأثير آن قرار گرفته است. از اواخر دهه ۲۰ قرن بيستم و تا پيش از رهايى چين جديد، تعداد زيادى از كتاب هاى فارسى به زبان چينى ترجمه و منتشر شد. در سال ۱۹۸۲ ميلادى، داستان هاى فارسى ترجمه «جيانگ تيه من» از سوى انتشارات «بى شين» شانگهاى به چاپ رسيد.(۹) در سال ۱۹۷۳ ميلادى نيز «قصه هاى ايرانى» توسط اداره نشريات «جونگ هواى» شانگهاى منتشر شد. اين كتاب شامل سه قصه و همراه با تصاوير بود و توسط «شوآنى آن» از زبان ژاپنى به زبان چينى ترجمه شد. قصه هاى ايرانى از مجموعه كتب قصه هاى جهان بود كه مورد استقبال كودكان و نوجوانان چينى قرار گرفت.
ايران و چين در ادامه همكارى هاى فرهنگى، داد و ستد در زمينه صنعت سينما و فيلم هاى سينمايى را از نظر دور نداشتند. دو كشور با امضاى قراردادى در زمينه سينما و تبادل فيلم عملاً همكارى هاى خود را در اواسط سال ۱۳۸۲ شروع كردند. براساس اين قرارداد سينمايى، ايران و چين در زمينه توليد فيلم مشترك و بازاريابى و همچنين سرمايه گذارى در صنعت سينما و نمايش فيلم در هر دو كشور، متعهد شدند كه فعاليت ها را ادامه بدهند. در عين حال، مسؤولان سينمايى دو كشور توافق كردند كه براى تأمين برخى نيازهاى خود و كشورهاى منطقه در زمينه فيلم، بازار فيلم آسيايى را ايجاد كنند. براساس توافق هاى به عمل آمده بازار آسيايى فيلم هر سال يك بار در ايران و چين برگزار مى شود تا از اين طريق آثار سينمايى توليد شده به نمايش گذاشته شود.(۱۰) ناگفته نماند كه مؤسسات مطالعات ادبى وابسته به دانشگاه پكن در ماه هاى پايانى سال ۲۰۰۴ ميلادى، نخستين جلد از كتاب دو جلدى تولدى ديگر ققنوس _ كه پژوهشى درباره شعر نو فارسى «از نيما تا امروز» است _ به زبان چينى منتشر كرد. «موهونگ يان» مؤلف اين كتاب تاكنون شاهكارهاى فراوان ادبى را ترجمه كرده و ترجمه دو دفتر از مثنوى معنوى از جمله كارهاى اين پژوهشگر چينى است. در ضمن، ترجمه منتخباتى از شعر نوى معاصر ايران كه شامل آثار بيست شاعر نوپرداز است، به زبان چينى آماده شد كه با همكارى رايزن فرهنگى سفارت ج.ا.ا، در چين به زير چاپ رفته است. (۱۱) همچنين براى نخستين بارمتن كامل «نهج البلاغه» در اكتبر سال ۲۰۰۳ ميلادى، در چين توسط انتشارات فرهنگ وابسته به سازمان اديان چين چاپ و منتشر شد. نهج البلاغه توسط «محمود شمس الدين» يكى از شخصيت هاى مسلمان چين و از استادان بازنشسته دانشگاه اقليت هاى قومى اين كشور، از عربى به چينى ترجمه و منتشر شد. گفتنى است، محمود شمس  الدين در ترجمه نهج البلاغه از شرح هاى نهج البلاغه «ابن الحديد» و «محمد عبده» استفاده كرده و در پاره اى از موارد توضيحاتى داده است كه درك متن آن را آسان تر مى كند. اين در حالى بود كه مسلمانان چين درباره كتاب شريف نهج البلاغه اطلاعات اندكى داشتند و از آنجا كه بخش هايى از خطبه هاى اميرمؤمنان على(ع) در چند شماره مجله اسلامى «الفتح» چين به طور منظم چاپ مى شد، با آن آشنا شده اند و طبيعى است كه از انتشار اينگونه ترجمه ها استقبال مى كنند. ناگفته نماند كه نهج البلاغه به شكلى بسيار زيبا در چاپ دوم در يكهزار و پانصد شماره تجديد چاپ و به بازار داخلى چين عرضه شد.(۱۲)...
منابع:
۱-مجله فرهنگ و پژوهش: شماره ۱۴۶ _ ويژه روابط فرهنگى ايران و چين
۲-همان منبع
۳-آرشيو راديو چين، برون مرزى صداوسيما
۴-همان منبع
۵-همان منبع
۶-فرهنگ و پژوهش، پيشين
۷-همان منبع
۸- نشريه رويدادهاى فرهنگى چين شماره ۶۲‎/۶۳ (رايزن فرهنگى ج.ا.ا، پكن)
۹- همان منبع
۱۰- آرشيو كميته آسيا، برون مرزى صداوسيما
۱۱-پكن، خبرگزارى ج.ا.ا، ۸۴‎/۱۰‎/۱۱
۱۲-روزنامه ابرار، ۲۲ مهرماه سال ۸۲
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |