پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۴ -
Thu, Dec 15, 2005
جوان
۳۳۳۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
حضور موتورسيكلت
در زندگى جوانان
به هر اسمى كه دوست دارى صدايم بزن
240045.jpg
نويسنده: مجيد نادرى
وقتى بيكار باشى، وقتى سراغ هر دوست و آشنايى بروى تا برايت كارى درست و حسابى جور كند اما نشود، وقتى بايد درآمد داشته باشى، وقتى ديگر فكرت به هيچ جايى قد ندهد شايد خريدن يك موتور سيكلت قسطى و كاركردن با آن آخرين گزينه باشد.
گزينه اى كه اين روزها خيلى از جوانها آن را انتخاب كرده اند، گزينه اى تلخ و دردآور. گزينه اى پر از خطر، نگرانى ، دلهره، دود و...
***
پايش را روى پاى ديگرش انداخته است. كلاهى كه اصلاً شبيه كلاه ايمنى موتوسيكلت رانى نيست به سر دارد. چشمانى كاملاً خسته كه هرازگاهى بسته مى شوندو دوباره باز... اين چهره اغلب كسانى است كه با موتور كار مى كنند و هر از گاهى به كسانى كه از جلويشان رد مى شوند مى گويند: موتور، سريع!
عشق موتور
شايد نزديك به ده سال قبل يا كمى بيشتر هركسى نمى توانست موتور داشته باشد و موتورهاى موجود هم محدود بودند به چند اسم خيلى معروف. هوندا، ياماها و كاواساكى . اغلب جوانها عشق هوندا داشتند آن هم مدل ۱۲۵. شايد در محله تنها يكى دو جوان بودند كه موتو سيكلت داشتند.
آن دوران نگاه به موتور نه به عنوان يك وسيله كارى بود . موتور بيشتر وسيله اى براى تفريح و گشت و گذار بود. بنابراين هركسى هم نمى توانست مبلغ نسبتاً زيادى براى تفريح بپردازد.
افزايش توليد موتورهاى گازى در همان دوران زمينه اى شد تا كسانى كه نمى توانند موتور دنده اى بخرند سراغ موتورهاى گازى بروند.
در همان دوران سوار شدن بر موتورهاى بالاى ۲۰۰سى سى هنوز ممنوع نشده بود و سوزوكى ۲۵۰ محبوبيت زيادى بين جوانها داشت و هنوز هم خيلى ها خاطرات مربوط به اين موتور دوسيلندر را تعريف مى كنند. موتورى كه با كمى اضافه كردن روغن در سوخت آن دود غليظ سفيدرنگى را پشت خودش جا مى گذاشت تا هنگام تك چرخ زدن چشم ها را خيره كند.
آن روزها موتورسوارى همه اش عشق بود و تفريح...
موتورهاى جديد
اما به مرور موتورهاى ساخت كشورهاى ديگر به جز ژاپن وارد بازار شدند. موتورهاى هندى با قيمت پايين تر. موتورهايى كه مى توانستند جاى موتورهاى گازى را بگيرند و آرزوى كسانى كه در حسرت موتور دنده اى بودند را برآورده كنند.
اما هنوز هم تعداد موتور آنقدر زياد نشده بود كه صداى گازشان روى اعصاب باشد. گرچه ديگر فقط وسيله تفريح نبود اما بودند كسانى به جز فرش فروشها كه از موتور به عنوان وسيله كار و نقليه استفاده مى كردند.
همين دوران بود كه موتورهاى تريل مانند KMX و DT هم وارد بازار ايران شد.
موتورهاى نسبتاً گرانى كه فقط جوان هاى مايه دار مى توانستند آنها را داشته باشند تا در خيابانها تك چرخ بزنند و يا در جاده چالوس خيلى از ماشين ها را پشت سرشان بگذارند.
سبز فسفرى KMX واقعاً جذاب بود و خيلى ها حسرت سوار شدن آن را داشتند. هرچند هنوز هوندا ۱۲۵ براى خيلى از جوانهاى ايرانى محبوب بود و دوست داشتنى . كاواساكى ۱۲۵ هم موتور نسبتاً جديدى بود كه با شتاب اوليه بالايش توانسته بود نظر جوانها را جلب كند. حالا كه ديگر ، نمى شود موتور بالاى ۲۰۰سى سى سوار شد اين موتور پرشتاب يك انتخاب خوب بود براى داشتن سرعت بالا. خصوصاً براى كيف قاپ ها كه با اين موتور درچشم به هم زدنى مى توانستند از معركه فرار كنند.
موتور باركش مى شود
تا قبل از اين دوران اگر از موتوسيكلت به عنوان وسيله باركش استفاده مى شد بيشتر در صنف فرش فروش ها بود. آن هم موتوسيكلت هاى وسپا و حالت ديگرى كه از موتور براى باربرى استفاده مى شد زمانى بود كه به موتور يك واگن كوچك چرخ دار اضافه مى شد كه موتور مى توانست آن را بكشد.
اما ديگر موتور آن جايگاه محبوبش را آرام آرام از دست مى دهد و تبديل مى شود به يك وسيله باربرى و برايش فرقى نمى كند بار چه باشد.
شايد شروع كار با موتور به كمتر از ده سال قبل باز گردد و اين اتفاق از بازار تهران شروع شد.
منطقه اى كه خيلى شلوغ بود و معمولاً محل تردد كسانى كه عجله داشتند.
چهارراه لشگر، ميدان منيريه. چهارراه ابوسعيد . چهارراه گلوبندك و جلوى بازار از اولين پاتوق هايى بود كه موتورسوارها مى ايستادند تا مشترى داشته باشند. آن دوران اين باور كه موتور بتواند يك وسيله نقليه مطمئن و فراگير باشد خيلى جدى نبود اما ...
به هر اسمى كه دوست دارى!
ديگر موتورسيكلت جاى خودش را حسابى باز كرده بود. نه تنها براى كسانى كه علاقه مند بودند موتور داشته باشند، بلكه براى كسانى كه دستى در صنعت و اقتصاد داشتند.
حالا ديگر هركسى كه مى توانست مجوز واردات يا ساخت موتوسيكلت مى گرفت. خيابانها پر شدند از انواع موتورسيكلت كه خيلى هايشان شبيه هم بودند و فقط اسم هايشان با هم تفاوت داشت.
به قول دوستى هركس كه مى تواند موتور بسازد اسم بچه اش را مى گذارد روى توليداتش ، از شاهين و شهناز گرفته تا جهان و اژدر. واقعاً همين طور شد كه اين دوست مى گفت. ديگر كيفيت مهم نبود و رقابت شديدى بين سازندگان موتورسيكلت ايجاد شده بود تا آنجا كه ساخت موتور به صورت زيرپله اى اصطلاحى رايج بين سازندگان موتور بود. كار ساخت موتورسيكلت هاى بى كيفيت آنقدر بالا گرفت تا موضوع به مجلس هم كشيده شد. بزرگيان عضو هيأت رئيسه كميسيون صنايع مجلس سال گذشته دراين خصوص گفت: توليد انبوه موتورسيكلت به عنوان وسيله اى كارساز براى اقشار مستضعف و متوسط به پايين جامعه به لحاظ ايجاد رقابت و كاهش قيمت ها، اقدام مناسبى است ولى متأسفانه در توليد موتورسيكلت به كميت توجه شده و كيفيت فراموش شده است و حتى موتورسيكلت هايى كه با شيوه جديد يعنى دريافت موتورسيكلت قديمى و روغن سوز در اختيار افراد قرار مى دهند، طبق شكايات افراد متأسفانه از نظر قيمت مناسب نيست و كيفيت آنها به گونه اى است كه زودتر از موتورسيكلت هاى چندسال قبل از كار مى افتد.
كارى جديد براى همه جوانها
يك باره شايد هم چندباره تعداد جوانها خيلى زياد مى شود، بيش از آنكه بتوان تصورش را كرد. اما موازى با افزايش جوانهاى جامعه براى همه آنها كار نيست. جوانها بيكار هستند و نيازمند شغل كه بتوانند حداقل پول توجيبى شان را داشته باشند.
همين ايام است كه كار با موتور مى شود آخرين گزينه ممكن و براى خيلى ها هم تنها گزينه. موتور كه ارزان شده است و با چندصدهزار تومان ناقابل مى توان هررنگ با هر اسم آن را انتخاب كرد و از طرف ديگر هم مشترى براى موتورهاى باربر تقريباً آنقدر هست كه بتوان زندگى را گذراند. اما زندگى به چه قيمتى ؟
منحنى تيز آمار تصادف
افزايش موتور و موتورسواران زمينه افزايش تصادف را فراهم مى كند. به صورتى كه در چهارماهه اول سال ۱۳۸۳ بيش از ۷۰۰ تصادف با موتوسيكلت صورت گرفت.
البته اين آمارى است كه صرفاً به پليس ارجاع داده شده است!
نداشتن گواهينامه رانندگى توسط اغلب جوانهاى موتورسوار، عدم رعايت قوانين راهنمايى رانندگى، نبود فرهنگ مناسب موتورسوارى دركشور همه و همه زمينه هاى افزايش تصادف با موتور را ايجاد مى كند.
بزرگيان نماينده سبزوار درمجلس مى گويد: در كشورهاى ديگر ازجمله كشورهاى اروپايى از موتوسيكلت استفاده مى شود. اما آنها قواعد و قانون را رعايت مى كنند. درحالى كه در كشور ما موتورسوارى با قانون شكنى مساوى شده است و در بيمارستان بالاى ۹۰ درصد تصادفات، تصادفات موتورى است، پس موتورسوارى در ايران امنيت و ايمنى جامعه را به خطر مى اندازد و جوانان كه سرمايه كشور هستند از اين طريق آسيب مى بينند.
عضو هيأت رئيسه كميسيون صنايع و معادن مجلس معتقداست: دركنار توليد انبوه موتورسيكلت كه خوب است اما كيفيت و آموزش لازم و مقيدبودن موتورسواران مى تواند در استفاده بهينه از اين وسيله، نقش كليدى داشته باشد.
پيك موتورى واژه هاى جديد!
با گسترده شدن حضور موتور در زندگى جوان ها آن هم به عنوان وسيله اى به عنوان منبع درآمد و ايجاد كار خيلى ها به اين فكر افتادند تا به موضوع كار با موتور انسجام بدهند.
راه اندازى پيك هاى موتورى توسط شهردارى ازجمله اولين قدم ها بود. منسجم نمودن پيك هاى موتورى تحت نظر شهردارى باعنوان پيك بادپا زمينه اى بود تا موازى با آن خيلى هاى ديگر هم با راه اندازى دفاتر پيك موتورى عده اى موتورسوار را جذب كنند.
پيك هاى بادپا كه داراى شعبه هاى فراوانى در نقاط مختلف تهران هستند مديريت واحدى دارند. سرويس دهى توسط پيك بادپا مانند تاكسى تهران است كه پس از ارتباط با مركز مشترى مى تواند از موتورهاى نزديك ترين شعبه بهره مند شود تا در فاصله زمانى كمترى بتواند مرسوله اش را به مقصد بفرستد.
حضور پيك هاى موتورى آنقدر گسترده شد تا اين موضوع نيز به مجلس راه پيداكرد.
اوايل سال جارى طرح حمل و نقل پيك موتورى در مجلس شوراى اسلامى مطرح گرديد اما وزارت كشور، نيروى انتظامى، كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى به عنوان كميسيون اصلى رسيدگى كننده به طرح مزبور با اين طرح مخالفت نمودند كه نهايتاً به تصويب هم نرسيد، هرچند به واسطه گسترش پيك هاى موتورى و ترافيك بالاى تهران احتمالاً در آينده چنين طرحى مجدد در مجلس مطرح شود.
پيك هايى بى نظارت
تقريباً هر محله داراى چندين پيك موتورى شده است. با افزايش ترافيك احتمالاً تعداد پيك هاى موتورى افزايش مى يابد. اما هيچ نظارتى بر چگونگى كار پيك ها وجودندارد.
محمدى مدير پيك جم در خيابان پانزده خرداد مى گويد: پيك هاى موتورى روبه افزايش هستند و همه هم باور دارند كه بدون وجود موتورسوارها خيلى از كارها راه نمى افتد.
او معتقداست موتورسوارانى كه با موتور كار مى كنند مانند تاكسيرانى بايد يك صنف داشته باشند و به نوعى به وضعيت كارى آنها رسيدگى شود.
على يكى از كسانى است كه در پيك جم كار مى كند. او مى گويد: ما با جان خودمان بازى مى كنيم. آلودگى هوا از يك طرف و احتمال تصادف ازطرف ديگر. تازه به اين دو مورد بايد حمل بارهاى گران قيمت را نيز اضافه كرد. او مى گويد: پيك هاى موتورى بيمه نيستند و اگر برايشان مشكلى پيش آيد هيچكس به داد آنها نمى رسد.
240042.jpg
يك سقف مى خواهيم
جمشيد يكى از موتورسواران پيك بادپا در خيابان سهروردى است. او مى گويد: كار در يك پيك خيلى سخت است و همه اين سختى ها را تحمل مى كنيم، اما هيچكس حتى مديريت هم به فكر ما نيست. جمشيد مى گويد: ما همه خطرات، گرما و دود را تحمل مى كنيم. اما وقتى به محل برمى گرديم حتى جايى براى نشستن نداريم و اگر باران بيايد بايد در پياده رو بايستيم و منتظر باشيم تا نوبتمان برسد.
اين موتورسوار جوان فكرمى كند اگر مى شد كه مثل همه كسان ديگر كه كارمى كردند اينها هم شرايط بهترى داشتند خيلى از مشكلاتشان حل مى شد و شايد هم تصادفات موتورى كمتر مى شد.
پس چرا تأخير؟
همانطور كه تعداد پيك هاى موتورى اضافه شده است. به همان نسبت هم متقاضى براى آنها زياد شده است. اما به مرور روند كار پيك هاى موتورى آنگونه كه بايد نيست. هدف از سفارش دادن به پيك هاى موتورى داشتن سرعت عمل آنهاست و رساندن مرسوله در اولين فرصت است. رمضانى مدير پيك آسان در ميدان حسن آباد مى گويد: اين اتفاق پيش مى آيد كه يك موتورسوار همزمان دو مسير را برود و موجب تأخير مى شود.
او مى گويد: البته خيابانها آنقدر شلوغ هستند كه ديگر كار براى موتورسوارها هم سخت شده است و مثل قديم نيست كه موتورها بتوانند از هر مسيرى كه مى خواهند بروند و سريع به مقصد برسند.
كار مستقل!
اما خيلى ازكسانى كه با موتور كارمى كنند ترجيح مى دهند سرچهارراه و يا در پاتوق خودشان كاركنند. تقريباً دراغلب چهارراههاى مهم تهران موتورهايى روى جك هستند و يك نفر روى آن كه منتظر مشترى است. رضا كه پاتوقش چهارراه پارك وى است مى گويد: كار در پيك مشكلات دارد ويزيت بخورد و نخورد. گاهى نمى توانى بروى و هزار و يك دنگ و فنگ ديگر. اما وقتى براى خودت كارمى كنى هرجا دلت خواست مى روى و به قول معروف صاحب اختيار خودت هستى.
رضا به طور متوسط روزى ده تا پانزده هزارتومان درآمد دارد. اما مى گويد: ما موتورسوارها با جان خودمان بازى مى كنيم و اين كار ارزش ندارد.
حرف آخر
بايد پذيرفت كه خيابان هاى پر از ترافيك نيازمند پيك هاى موتورى است اما جاى آن دارد كه توجه خاصى به آنها شود. توجه به آموزش آنها. توجه به فرهنگ موتورسوارى، توجه به حق مشترى كه با آنها درارتباط هستند و خيلى توجهات ديگر.
شايد مناسب باشد قبل از آنكه با فاجعه اى مواجه شويم از آن جلوگيرى كنيم، هرچند همين الآن روزانه چندين موتورسوار تصادف مى كنند و دهها نفر نيز از طريق موتورسواران پيك متضررمى شوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |