جمعه ۲۵ آذر ۱۳۸۴ -
Fri, Dec 16, 2005
هنر (گزارش اصلى)
۳۳۴۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
به مناسبت فستيوال موزارت درتهران
راه فرشتگان
مثل يك مراسم تشييع جنازه بود. يك ارگ قديمى جلوى سن و گروه كر پشت سر آنها. شمع ها از اول اجرا روشن شده بودند و هرچه آخر اجرا نزديك ترمى شد، نور سالن هم كاهش پيدامى كرد تا همه نورها خاموش شدند و فقط نور شمع ها سن را روشن مى كرد. شمع ها هم خاموش شدند و ركوئيم موزارت در خاموشى مطلق به پايان رسيد.
فستيوال موزارت از ۱۲ آذر به مناسبت دويست و پنجاهمين سالگرد تولد اين نابغه موسيقى در تالار وحدت آغاز شد و پس از ۹ شب اجرا به كار خود پايان داد.
از حدود يك ماه آينده، ويژه برنامه هاى بزرگداشت ولفگانگ آمادئوس موزارت در ديگر كشورهاى دنيا نيز شروع مى شود. اما اين برنامه در ايران شامل دو بخش بود كه بخش اول آن به اجراهاى كوارتت زهى آنى و آنسامبل رودكى اختصاص داشت و در بخش دوم به ترتيب در شب هاى مختلف، ركوئيم و سه آريا از اپراهاى موزارت اجرامى شد...
240303.jpg
ركوئيم كه بخش پايانى چند اجراى اين فستيوال را تشكيل مى دهد يكى از زيباترين آثار او به شمار مى رود و داستان مشهورى دارد. آن طور كه گفته مى شود موزارت در آخرين سال زندگى خود از فرد ناشناسى، سفارشى براى ساخت يك ركوئيم دريافت كرد. اما قرار بود آن فرد ناشناس، ركوئيم را به جاى يكى از آثار خود جابزند. ركوئيم هيچوقت به پايان نرسيد و نيمه كاره ماند اما «زاور ژوسماير» و يكى از شاگردان او بود. اين ركوئيم را براساس سبك شخصى موزارت به پايان رساند.
دكتر آذين موحد درباره اين اثر نوشته است: «ركوئيم در رمينور، مسى كه براى طلب آمرزش ارواح مردگان اجرامى شود نمونه اى والا ازهنر آوازى اوست و از عالى ترين آثار مذهبى كرال در دوره كلاسيك به شمار مى آيد. موزارت در واپسين ماههاى زندگى با وخيم شدن حالش اين را احساس كرده بود كه ركوئيم را براى مرگ خود تصنيف مى كند و در بستر مرگ كوشيده بود آن را به پايان برساند و موفق شد تا ۹ قسمت را كامل و بخشى از موومان دهم را تكميل كند. ركوئيم داراى سبك هاى بس متنوع از فوگ باروك گرفته تا بخش هاى اپرايى ويژه تك خوان ها يا گروهى از خوانندگان است كه همگى به طرز شاخصى با يكديگر پيوند خورده اند.»
در بخش هايى از آواز اين ركوئيم مى شنويم:
مرگ متحير خواهدشد و زندگى نيز
آنگاه كه برخيزند همه مخلوقات
براى پاسخ در پيشگاه عدل الهى.
پيش خواهند آورد كتابى، حك گشته برآن
هرآنچه بدان به قضاوت نشيند جهانيان را.
آنگاه كه بر محكمه نشيند قاضى،
آشكار شود همه نهفته ها و دور ازدادرسى نماند ذره اى.
لوريس چكناوريان كه رهبرى اجراى اين آثار موزارت را برعهده داشت، مى گويد: «بينش الهى موزارت راه فرشتگان را به ما نشان مى دهد. موزارت پيام آور راستين موسيقى، هديه الهى به بشريت است. همانند تمامى پيامبران جهان او گذشته از مليت خود، متعلق به تمامى انسان هاى زمين است. موزارت اتريشى، هندى، چينى، ارمنى، ايرانى، اسپانيايى و آفريقايى است.»
نابغه كوچك
ولفگانگ آمادئوس موزارت ۲۷ ژانويه سال ۱۷۵۶ در سالزبورگ اتريش به دنيا آمد. پدرش «لئوپولدموزارت»، آهنگساز و نوازنده ويولن بود و فرزندان خود «نانرل»، «ماريا آنا» خواهران موزارت و ولفگانگ را ازكودكى با موسيقى آشنا كرد.
وقتى لئوپولد درس پيانو را با دختر هفت ساله خود آغاز كرد، ولفگانگ سه ساله بود و با علاقه زيادى به دست هاى خواهرخود و تعليمات پدرش گوش مى داد و بعد از كار آنها خود به زحمت از صندلى بالا مى رفت وپشت پيانو مى نشست و با دو انگشت كوچك خود درجه سوم را روى پيانو مى گرفت و از شنيدن اين دو صداى مطبوع كه ساده ترين آكورد موسيقى است، لذت مى برد. در چهارسالگى پدرش سعى كرد به او منوئت و قطعات ساده اى بياموزد. ولفگانگ يك منوئت را درنيم ساعت و يك قطعه بزرگ تر را در يك ساعت مى آموخت. او بالاخره در پنج سالگى، تصنيف آهنگ را آغاز كرد.
اولين منوئت ولفگانگ چنان ماهرانه ساخته شده بود كه توجه پدرش را جلب كرد و امروز اين قطعه در موزه موزارت در سالزبورگ ضبط شده است. استعداد خارق العاده او موجب شد پدرش براى معرفى او به شهرهاى ديگر مسافرت كند وبه اين منظور او را در شش سالگى همراه خواهرش به مونيخ، وين، وروتنبرگ، فرانكفورت، آخن و بروكسل برد و در كنسرت هايى كه براى آنها ترتيب داد، موزارت كوچك ويولن مى زد و خواهرش پيانو مى نواخت.
نخستين اثر معروف اين آهنگساز ، چهار سونات براى كلاوسن بود كه در سفر پاريس نوشت و آن را به مادام «ويكتورا دوفرانس» تقديم كرد. در سفر پاريس، «نانرل» نيز همراه آنها بود و در كنسرت اين دو كودك، لويى پانزدهم و ماركيزدوپمپادور هم حضور داشتند.
در سفر انگلستان كه يك سال و نيم طول كشيد، ولفگانگ با يوهان كريستيان باخ، كوچك ترين فرزند باخ بزرگ آشنا شد و تحت تأثير آثار اركسترى او نخستين سمفونى خود را نوشت و در مدت اقامت در انگلستان تعداد سمفونى هاى او به شش رسيد.
در همان زمان خانواده موزارت براى اجراى برنامه به فرانسه و سوئيس هم سفر كردند كه فشار اين مسافرتها و اجراها، موزارت كوچك را بيمار كرد. همين اتفاق ها موجب اعتراض به پدر او و مطرح كردن اين مسأله شد كه او فقط به فكر شهرت خويش است و به سلامتى فرزندان خود اهميتى نمى دهد.
در ۱۲ سالگى نخستين اپرا بوفاى ايتاليايى «دختر ساده» و همچنين يك مس مذهبى تصنيف كرد و دو سال بعد در سفر به ايتاليا همراه با پدرش «مهرداد پادشاه پونتو» را تصنيف كرد. اين اپرا، موفقيت بسيار زيادى به دست آورد و موجب شهرت دوچندان موزارت در ايتاليا شد. «اسكالا» در همان سال (۱۷۷۰) ، ۲۰ بار ميزبان اجراى اين اپرا بود. در سفر رم وقتى آهنگساز جوان آواز «ميزرر» اثر آلگرى را شنيد با يكبار شنيدن، توانست از حفظ آن را بنويسد. پاپ كلمان چهاردهم به موزارت لقب شواليه داد و او در بازگشت به وين با هايدن آشنا شد و بعدها او را «پاپاهايدن» مى خواند.
240285.jpg
از ۲۳ سالگى ، خلق شاهكارهاى موزارت آغاز شد. در پايان سال ۱۷۷۹ نخستين اپراى بزرگ خود با نام «ايدومنئو» را در اپرا سريا تصنيف كرد و به درخواست اپراى مونيخ، در آن شهر نيز به اجراى اثر خود پرداخت.
در دهه ۱۷۸۰ ، يكى ديگر از معروف ترين آثار اين هنرمند نابغه خلق شد. از تاريخ نگارش «عروسى فيگارو» اثر «بومارشه»، نويسنده فرانسوى فقط دو سال گذشته بود كه موزارت به فكر افتاد آن را به شكل اپرا تصنيف كند. در آن زمان اين نمايشنامه انتقادى و سياسى مورد بحث محافل بود. موزارت بعد از يك سال توانست اپراى «عروسى فيگارو» را تصنيف كند كه اثرى بديع و كاملاً جديد به شمار رفت و در سال ۱۷۸۶ توانست اثر خود را اجرا كند.
موفقيت اين اپرا به خصوص در پراگ باعث شد سمفونى شماره ۳۸ خود را به نام پراگ بنويسد و همانجا بود كه براى نخستين بار اپراى «دون ژوان » را در سال ۱۷۸۷نمايش داد. مهم ترين اثر موزارت سه سمفونى است كه امروز به نام «سه سمفونى بزرگ موزارت» مشهور است و در تابستان همان سال تصنيف شد. اين سمفونى ها آخرين آثارى است كه او دراين قالب دست به تصنيف آنها زد.
در اواخر سال ۱۷۹۰ ، آهنگساز سفرى به فرانكفورت كرد ولى انگار اصلاً در فكر آسايش خود نبود و چنان به كارهاى طاقت فرسا مى پرداخت كه رفته رفته سلامت خود را از دست داد. با اين حال در ۱۰ ماه اول ۱۷۹۱ توانست آثار بزرگى خلق كند. دو اپراى بزرگ «نى سحرآميز» و «كلمانس دوتيتوس »، «آوه وروم» فانتزى در رمينور و كوئينت زهى در مى بمل از آثار بسيار معروف اين دوران او هستند. در همين زمان بود كه داستان نگارش ركوئيم پيش آمد.
گور ناپيدا
موزارت پس از اتمام «نى سحرآميز» به تصنيف ركوئيم پرداخت ولى مشغله زياد او را چنان فرسوده كرد كه پيش از پايان اين اثر، بيمار و بسترى شد. يك روز پيش از مرگ، خوانندگان را به بالين خود خواست تا ركوئيم او را اجرا كنند ولى فقط تا قطعه «لاكريموزا» توانست آنها را هدايت كند و پس از آن، توانايى خود را از دست داد.
فرداى آن روز و در زمانى كه فقط ۳۵ سال داشت ،موزارت درگذشت. هوا به شدت توفانى بود و باران به سختى مى باريد. همسر او نيز بيمار و بسترى بود و نتوانست در تشييع جنازه او شركت كند. تشييع كنندگان به دليل شدت باران از نيمه راه بازگشتند و هيچ كس هنگام سپردن او به خاك حضور نداشت. موزارت در محلى دفن شد كه روزبعد هيچ يك از آشنايان ، مكان آن را پيدا نكردند و آرامگاه اين هنرمند نابغه براى هميشه مجهول ماند.
موزارت از سال ۱۷۸۸ به بعد، روزگار خوبى نداشت و شرايط مالى بدى داشت. فردريك ويلهلم دوم كه سفارش شش كوارتت زهى را به موزارت داده بود، نت هاى سه تايى آنها را دريافت كرد چرا كه مصنف ، تنها همين سه تار را آماده كرده بود.
امپراتور ژوزف دوم كه سفارش اپرايى را به او داده بود درگذشت و موزارت كه اميدوار بود به مقام كاپل مايستر لئوپولد دوم دربيايد، مأيوس شد.
ولفگانگ آمادئوس موزارت اولين موسيقيدان برجسته پس از سپرى شدن دوران «باخ» به شمار مى رود؛ نابغه اى كه خردسالى اش موجب حيرت و انگشت به دهانى محفل شاهان و نجيب زادگان بود و جوانى اش باعث به سخره گرفتن آنان و سنت هاى موسيقى شان شد و در همان جوانى در اوج شهرت و در عين حال بى كسى ، مرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |