جمعه ۲۵ آذر ۱۳۸۴ -
Fri, Dec 16, 2005
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۳۴۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
چه خبرا؟
يك مجموعه فيلم فانتزى ديگر
چه خبرا؟
يك مجموعه فيلم فانتزى ديگر
«وقايع نگارى نارنيا» بر پرده سينما
240291.jpg
افشين ابراهيمى
هفته آينده فيلم «وقايع نگارى نارنيا: شير، جادوگر و گنجه» بعد از انتظار فراوان به نمايش درمى آيد. مشابهت هاى فراوان داستان هاى «وقايع نگارى نارنيا» با مجموعه كتاب «سالار حلقه ها» اين احتمال را در ذهن ها ايجاد كرده كه شايد اين فيلم ها هم بتوانند موفقيت درخشان ساخته هاى پيتر جكسن را تكرار كنند. فيلم هاى «وقايع نگارى نارنيا» كه مطابق كتاب هاى داستان اين مجموعه هفت قسمت هستند، مثل سه قسمت «سالار حلقه ها» در نيوزيلند و توسط كارگردانى نيوزيلندى ساخته مى شوند. اندرو آدامسن، دوست پيتر جكسن است و با پشتيبانى او توانست امكان ساخت اين فيلم ها را به دست بياورد. هر چند كه آدامسن پيش از اين با شرك ۱ و ۲ توانايى هاى فراوانش را اثبات كرده، اما «شير، جادوگر و گنجه» اولين فيلم زنده او است.
جالب اينكه نويسندگان اين دو مجموعه كتاب هم دوستان صميمى بودند و كتاب هاى جى آر آر تالكين با حمايت
سى اس لوييس، نويسنده «نارنيا» به چاپ رسيد. مجموعه «وقايع نگارى نارنيا» هم مثل «سالار حلقه ها» فانتزى بوده و به همين خاطر فيلم آن استفاده زيادى از جلوه هاى ويژه مى كند. اما بر خلاف ديدگاه اسطوره اى و پر استعار ه اى كه تالكين در روايت شخصيت هاى بزرگسالش ارائه مى دهد، كتاب هاى لوييس ساده تر و كودكانه تر هستند و شخصيت هاى اصلى آن هم سن كمى دارند.
مجموعه داستان  هاى نارنيا شامل هفت كتاب است كه همه درباره ماجراهاى چند كودك در سرزمين نارنيا است. در اين سرزمين حيوانات حرف مى زنند، موجودات افسانه اى فراوانند و جادو رواج دارد. نارنيا علاوه بر نام سرزمين، نام يك كشور هم هست كه توسط اصلان، شير كبير، ايجاد شده است (علت انتخاب اين نام اين است كه در يكى از گويش هاى زبان تركى، شير را اصلان مى نامند). از جمله موجوداتى كه در اين سرزمين وجود دارند مى توان به اسب بالدار، غول، كوتوله و انواع حيوانات سخنگو اشاره كرد. اصلان كوتوله ها را فرزندان زمين مى نامد، در حالى كه انسان ها را پسران آدم و دختران حوا مى داند. كوتوله ها به دو نژاد كوتوله هاى سرخ و كوتوله هاى سياه تقسيم مى شوند كه تنها تفاوت آنها در رنگ موهايشان است. البته كوتوله هاى سرخ مهربان تر و آرامترند و وفادارى بيشترى به اصلان دارند.
نارنيا هفتصد سال بعد از وقايع هفت داستان لوييس و در زمان سلطنت تيريان شاه نابود شد. ميمونى به نام شيفت در يك توطئه با نيت مدرنيزه كردن نارنيا، خرى را در پوست شير قرار داد و به نام اصلان معرفى كرد. شيفت با سوءاستفاده از نام اصلان شروع به قدرت گرفتن كرد و تلاش هاى تيريان براى مقابله با او هم با توجه به گول خوردن مردم و علاقه شان به اصلان نتيجه اى نداشت. بعد از شكست ارتش نارنيا، اصلان واقعى پايان اين سرزمين را اعلام كرد. او كسانى كه وفادار مانده بودند را به سرزمين خودش برد كه در آنجا تمام كسانى كه قبلاً در نارنيا زندگى كرده بودند هم حضور داشتند. به اين ترتيب ديگر نشانى از نارنيا باقى نماند.
داستان هاى سى اس لوييس روايتگر ماجراى چهار كودك انگليسى در دوران جنگ جهانى است. آنها كه براى فرار از بمباران ها به يك شهر كوچك رفته اند، ناخواسته وارد گنجه اى مى شوند كه راه ورود به نارنيا است. بچه ها در زمان حضور در اين سرزمين موقعيتى براى كمك به اصلان پيدا كرده و با خنثى كردن جادوى ساحره سفيد، مردم و حيوانات نارنيا را آزاد مى كنند.
لوييس نخستين داستانش را در سال ۱۹۵۰ در انگلستان چاپ كرد كه نامش «شير، ساحره و گنجه» بود. او در آن زمان تصميم نداشت داستان ديگرى با موضوع نارنيا بنويسد و طى سال هاى بعد به تدريج ايده داستان هاى بعدى به ذهنش رسيد و تا سال ۱۹۵۶ هر سال يك جلد از «وقايع نگارى نارنيا» را به چاپ رساند كه به اين ترتيب مجموع آنها به ۷ جلد رسيد. با توجه به اينكه از ابتدا طرح و برنامه اى براى هفت داستان وجود نداشت و به تدريج ايجاد شد، ترتيب چاپ كتاب ها با ترتيب وقوع داستان ها مطابقت ندارد. به عنوان مثال كتاب «برادرزاده جادوگر» كه ششمين كتاب چاپ شده از اين مجموعه است، نخستين كتاب از نظر ترتيب وقايع بوده و ماجراهايش قبل از «شير، ساحره و گنجه» مى گذرد. با اينكه خود نويسنده بعدها توصيه كرده بود كه اين كتاب ها به ترتيب وقوع داستان مطالعه شود، ولى سازندگان فيلم هاى نارنيا (كه امتياز ساخت فيلم بر مبناى هر هفت كتاب را خريده اند) ترجيح داده اند در اولين قدم به سراغ «شير، . . .» بروند. ابتدا قرار بود جان بورمن يا راب مينكوف فيلم را بسازند كه منتفى شد و بالاخره كارگردان «شرك» فرصت ساخت اولين اثر زنده اش را پيدا كرد.
«وقايع نگارى نارنيا» هم فيلم هايى سرشار از داستان هاى جذاب و افسانه اى و جلوه هاى ويژه چشم نواز است و بعيد نيست در كنار «سالار حلقه ها» و «هرى پاتر»، يكى از مجموعه هاى سينمايى موفق سال هاى اخير شود.
معمارى
تلفيق معمارى مدرن و لباس زنان قشقايى
240282.jpg
رضا محمودى
سر به سينه آسمان ساييده، در انتظار قبايى تا بر تن كند، به جست وجوى هويت گمشده. برج مى بالد و قد مى كشد، لايه به لايه. به نام موقت «قبا» ناميده مى شود به احترام آنچه كه قرار است سيمايش باشد. برج «قبا» در ميان كرج جا خوش كرده. چهار راه طالقانى، گوشه جنوب شرقى.
لايه ها كه تكميل شد، لباس زن قشقايى افراشته ترين برج كرج را
در بر مى گيرد، تا نخستين برجى باشد كه با نماد هويت ايرانى از جنسى ديگر
پا به عرصه شهر گذارد. نماى برج قبا از طرح لباس زن قشقايى الهام گرفته شده. پيش از اين شايد تنها استفاده از طاق ضربى ها نماد معمارى ايران به حساب مى آمد، اما معمار اين برج تصميم گرفت، الگوى ديگرى براى پيوند معمارى و هنر ايرانى پيدا كند؛ الگويى مبتنى بر عناصر عمودى.
محمود نجارى ،مدرس دانشگاه هنر و معمار برج قبا از تولد اين ايده مى گويد:
« اين برج قرار بود برجى كاملاً مدرن باشد. چرا كه در بهترين نقطه كرج به لحاظ تجارى واقع شده است.» طراحى برجى مدرن با ويژگى هاى ايرانى براى وى كه به احياى هويت ايرانى در شهرها مى انديشيد، ابتدا دشوار مى نمود. بويژه آن كه ساختمان بلند مرتبه در معمارى ايرانى جايگاه تاريخى ندارد. يكى از بلندترين آثار معمارى سنتى ايران كاخ عالى قاپوست كه بيش از ۶ طبقه ندارد. «كرج به عنوان شهرى كه منطقه اى ييلاقى به حساب مى آيد، همواره تداعى كننده باغشهر بوده. به همين دليل شايد عنصر فضاى سبز بتواند عنصر غالبى در هويت بخشى به طرح هاى معمارى در كرج باشد. اما در اين مورد خاص عناصر ديگرى مد نظرم بود.در نتيجه فكر كردم شايد بتوانم از معمارى ايران وام بگيرم. يعنى موضوع را به عنوان يك پروژه ملى ببينم، پروژه اى كه از تكنولوژى روز دنيا استفاده مى كند و كاملاً مدرن است. اما سيماى آن شبيه ساختمان هاى غربى نيست.»
پيكره اى از آهن با لباسى از ابريشم
شب است. «قبا» افراشته در كنار خيابان جا خوش كرده. اندام غول پيكرش عابران را به نظاره نشسته. شهروندان كرج بى نيم نگاهى به برج راه خود را در پيش دارند. «قبا» همخوان نيست با ساختمان هاى كهنه و فرسوده كنار خود. هنوز نور به پيكرش نتابيده تا در تضاد اين چهار راه، از تاريكى درآيد.
پيكرى از آهن و فولاد به نشانه شهر نوين و سازه هاى كوچك فرسوده پيرامون به يادگار از شهرى كه ييلاق بوده. سر كه به آسمان بلند مى كنى، كوچك مى شوى يك آن. قرار است اين پيكره فولادى لباسى از جنس عشاير به تن كند، به پاسداشت ايرانى بودن.
به اعتقاد «نجارى» نماد معمارى ايران فقط اين نيست كه از صورت ظاهرى آثار قديمى به شكل كپى بردارى در پروژه جديد استفاده شود:« اگر در گذشته از طاق قوسى در بناهاى بزرگ زده مى شد، به خاطر اين بود كه بنا بتواند بار سازه را تحمل كند. بنابراين قوس متعلق به زمان خودش بود و نمى توانيم قوس را با مصالح جديد به بنا ديكته كنيم.»
تولد يك ايده
يافتن ايده اى براى اجراى بلند مرتبه اى ۱۷ طبقه ذهن معمار برج «قبا» را به خود درگير كرده بود. «كارفرما كسى بود با نگاه بسيار مدرن و دغدغه من اين كه چطور اين پروژه را با شيوه مدرن و نمادهاى سنتى اجرا كنم. در حالى كه در معمارى سنتى الگوى قابل ملاحظه براى بلند مرتبه نداريم. كار بسيار سختى بود.»
...و قبا متولد شد .
قبا ۱۵ طبقه است با ۲ طبقه زير زمين. هنوز پوسته اصلى خود را بر تن نكرده. تمام ۱۷ طبقه اجرا شده و چند ماه آينده لباس زن قشقايى اين برج را زينت مى بخشد. همه چيز به حساب آمده تا قبا زن قشقايى را در چشم مجسم كند. نماى دو طرف ساختمان با رنگ متفاوت اجرا مى شود تا تكه هاى روى دامن را با تأكيد بر عناصر عمودى تصوير كند و ميانه ساختمان شكلى ديگر به نشانه كمربند.
« براى اين كه تناسبات لباس زن قشقايى نشان داده شود، حجمى در بالا به شكل كروى شكل طراحى شد. اين بخش نه تنها به لحاظ فرم بلكه به لحاظ كاركردى نيز با بقيه بنا متفاوت است. اين بخش از بنا براى ساخت رستوران استفاده شده است. نوع طراحى گنبد كروى نور رستوران را نيز تأمين مى كند.»
ايجاد تضاد بين دو بخش كنارى و ميانى برج به شكلى كه لباس را تصوير كند، از نكات ديگرى است كه در طراحى برج لحاظ شده است.
نور به جاى رنگ
قبا كه برتن برج طالقانى رفت، ديدن آن در شب جذابيت ويژه اى دارد. چه نور پردازى اين برج به شكلى تعبيه شده، كه رنگ هاى متنوعى از لباس را در شب به نمايش بگذارد. ايده به دنيا آمده بود، كارفرما هم راضى و شگفت زده، اما اجراى آن هم خود دنياى ديگر داشت. چه بخشى از كار پيش از طراحى اجرا شده بود.
هر چند پيوند مدرنيته و هويت سنتى ايرانى بيش از هر چيز ذهن «نجارى» را به خود مشغول كرده، اما گشاده دستى مى كند و از ويژگى هاى ديگر برج هم كمى مى گويد:«از شيشه هاى دو جداره استفاده كرده ايم كه كمترين اتلاف انرژى را داشته باشيم. تمام شيشه هاى جداره بيرونى ساختمان «سكوريت» است كه در موقع زلزله پودر مى شود و هيچ آسيبى به عابران خيابان نمى رساند. شيشه هاى جداره داخلى نيز «لامينت» است.(مانند شيشه خودرو) لاى دو لايه اين شيشه يك صفحه پلاستيكى وجود دارد. در نتيجه وقتى بشكند تكه هاى آن نمى ريزد.»
به گفته «نجارى» تمام سازه اين برج توسط يك دانشگاه آمريكايى تأييده علمى (سرتيفيكيت) مى گيرد. اين دانشگاه به لحاظ لرزه اى تمام جوش ها را تأييد مى كند. بناهاى اطراف اين منطقه هيچ تصويرى از نمايى واحد در سيماى شهر را القا نمى كند. نمى دانم اگر «قبا» اين منطقه را آذين كند، مى تواند با بناهاى اطراف وارد گفت و گو شود. شايد آمدن «قبا» سبب شود تا مديران شهرى كرج فكرى به حال سيماى آشفته اين شهر كنند.سر به آسمان مى كشد تا سر را كه بر مى دارى به تماشايش، كوچكى را حس كنى، در برابر قشقايى آهنى.
منطقه آزاد
كنده كارى هاى۱۲ هزار ساله
از اين به بعد اگر در فضاهاى تاريخى و مجموعه هاى باستانى كشور به خط خطى ها و كنده كاريهايى بر روى سنگ ها و در و ديوارها برخورد كرديد، با دقت بيشترى به آنها نگاه كنيد، حتى اگر مثلاً نوشته باشند «يادگارى از... به تاريخ...» چون ممكن است شما در مقابل يك اثر تاريخى ايستاده باشيد.
دانشمندان انگليسى به تازگى كشف كردند كنده كاريهاى ديوار غارهاى گودال كليسا و رابين هود كه براى مدتها متعلق به انسان امروزى دانسته مى شد، به بيش از ۱۲ هزار و ۸۰۰ سال پيش، يعنى عصر يخى باز مى گردد.
اين غارها كه متعلق به دوران ديرينه سنگى هستند، در سال ۱۸۷۵ كشف شدند، اما در آن زمان به كنده كارى هايى كه جلوى چشم همه بود، هيچ توجهى نمى شد تا اينكه دو سال پيش براى اولين بار به اين آثار توجه كردند. اين طرحها، تصاويرى از پرندگان، آهوها و چهره هايى از زنان را شامل مى شود.
اينستاليشن حشرات
گالرى جديدى در لندن كار خود را با نمايشگاهى از اسكلتهاى كوچك و حشرات مرده آغاز كرد. اولين اينستاليشن اين گالرى، گله زنبور مزرعه تسا نام دارد. اين اثر اسكلت هاى كوچك انسان را نشان مى دهد كه با بالهاى پر شده و بر پشت يك سنجاقك مرده وصل شده است.
كپى كار صاحب امضا
اين همه مى گويند كپى كردن از آثار هنرمندان كار خوبى نيست و نبايد اين كار را كرد، اما مثل اينكه كار چندان بدى نيست و كپى كارها براى آنكه دست در كارشان زياد نشود، چنين شايعه هايى را مى گويند.
جان ميات كه سالها با كپى آثار برجسته هنرمندانى همچون ماتيس، پول هنگفتى جمع آورى كرد، اكنون بعد از گذراندن ساليانى چند در زندان و با توجه به آگاهى از اطلاع مردم از كپى بودن آثارش، كپى هايى از اين هنرمندان را با امضاى خود در لندن به نمايش گذاشت.
ميات اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوايل دهه ۱۹۹۰ با فروش غير قانونى كپى هايى از آثار نقاشان سوررئاليست، امپرسيونيست و كوبيسم، قبل از آنكه در سال ۱۹۹۵ دستگير شود، بيش از ۲۰۰ اثر را به فروش رساند.
جالب اينجاست كه با وجود نقاشى هاى آماتورى اين نقاش، توانست كارشناسان را فريب دهد و در حراجى هاى كريستى و سوبتاى صدها هزار پوند پول به جيب بزند. هنوز هم حدود ۱۲۰ اثر از او در دنيا بين كارشناسان و مردم در حال خريد و فروش است. از همه مهم تر اينكه قرار است داستان زندگى ميات با بازى مايكل داگلاس با عنوان «كلاهبردار هنرى» ساخته شود. شما هم بهتر است هرچه زودتر دست به كار شويد و يك بوم نقاشى جلوى خود بگذاريد.
استقلال از نوع غير مالى
«فرزين پيروزپى» رئيس امور بين الملل دفتر موسيقى وزارت ارشاد در نشست مطبوعاتى اركستر ملى اعلام كرد اين اركستر پس از برنامه هاى پيش رو، مستقل خواهد شد و برنامه هايش را به طور مستقل برگزار خواهد كرد، اما معلوم نيست اين استقلال با وجود وابستگى مالى، چگونه به وجود خواهد آمد، چون پيروزپى در همان نشست گفت: «اين اركستر يك بودجه مستقل دارد كه از سوى مركز موسيقى [احتمالاً منظور، دفتر موسيقى بود] تأمين مى شود و دستمزد نوازنده هاى آن از آن محل تأمين مى شود.»
گرمى براى ايران
استاد شجريان به فهرست نامزدهاى جايزه گرمى پيوست. او دو سال پيش هم نامزد اين جايزه بود، اما گروهى از راهبان تبتى با موسيقى مذهبى خود در آن سال جايزه را به دست آورد. تنها هنرمند ايرانى كه تاكنون موفق شده جايزه گرمى را به دست بياورد، «دى. جى نامى» است كه چهار سال پيش و در دوران اوج موسيقى هيپ هاپ موفق شد اين جايزه را به خود اختصاص دهد.
خبرسازان
240294.jpg
اكسپو موفق نبود

محمدحسين ايمانى، معاون هنرى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در گفت و گوى مفصلى كه با ايسنا انجام داد، اكسپوى سال گذشته را ناموفق دانست و گفت: «وقتى طبق قانون گفته مى شود كه دستگاههاى دولتى «مى توانند» در واقع آنها را به انجام دادن يا ندادن كارى مختار كرده اند و حاصل همين است كه شاهديم. اگر بتوانيم اصلاحى بر اين مصوبه دولت داشته باشيم، هم هنرمندان مورد حمايت واقع مى شوند و هم فضاهاى خشك و بى روح ابنيه دولتى ما قدرى تلطيف مى شود.»
او تأكيد كرد: «اكسپوى تهران موفق نشد، چرا كه مسؤول دولتى تصميم مى گرفت و گروهى را براى خريد تعيين مى كرد، آنها نيز آثار درخورى كه بتواند با سياستهاى آن مجموعه دولتى نزديك باشد، كمتر پيدا مى كردند.»


سالمرگ جان لنون

امسال بيست و پنجمين سالمرگ «جان لنون» خواننده سرشناس گروه بيتلز بود كه يكى از فعالان گروههاى ضد جنگ هم محسوب مى شد. در بيست و پنجمين سال به قتل رسيدن اين هنرمند، دوستان و اعضاى خانواده اش با حضور بر مزار او از خاطراتش با او گفتند. تام جونز و سيلا بلك از خوانندگانى بودند كه براى نشريه رديو تايمز از خاطراتشان با لنون گفتند.
جان لنون روز ۸ دسامبر ۱۹۸۰ با ضرب پنج شليك مارك ديويد چپمن در نيويورك به قتل رسيد. چپمن كه به گفته خود تحت فشار شديد روانى دست به اين كار زده بود، هنوز چهره اى خبرساز است و به تازگى مصاحبه اى منتشر نشده با او در رسانه ها چاپ شد.

مجسمه آرام خاچاطوريان

«آرام خاچاطوريان» آهنگساز مشهور ارمنى كه براى المپيك مسكو قطعه اى ساخته بود و از چهره هاى سرشناس موسيقى كلاسيك به شمار مى رود، صاحب مجسمه اى در مسكو شد. اين مجسمه برنزى هنرمند ارمنى از طرف شهردارى ايروان به روسيه اهدا شده است. خاچاطوريان در كنسرواتوار مسكو تحصيل كرد و سپس در آنجا به تدريس موسيقى مشغول شد. آثار موسيقى او شهرت جهانى دارند و ستاره هاى عالم موسيقى كلاسيك مانند جرج اينسكو، داويد اويستراخ، آرتور روبينشتاين و... اجرا كردند. اسپارتاكوس يكى از مشهورترين باله هاى وى تاكنون چندين بار در تئاتر مشهور «بالشوى» مسكو به نمايش درآمده است.


پيرمرد بيمار

لئونارد كوهن، پيرمرد موسيقى كانادا كه تاكنون چندين جلد از كتابهاى شعر او منتشر شده است، اين روزها حال خوشى ندارد و در سن ۷۱ سالگى با بيمارى دست به گريبان است. او به تازگى آخرين آلبوم خود با نام Dear Heater را منتشر كرد كه مانند آلبوم قبلى او بسيار آرام است و بيشتر به لالايى هاى يك پيرمرد براى نوه هايش شباهت دارد.
او كه از سال ۱۹۸۹ تا ۱۰ سال بعد از آن را در يك دير بودايى به سر برده بود، در بازگشت به دنياى موسيقى نتوانست جايگاه گذشته خود را به دست بياورد. او در حال حاضر درگير مسائل مالى متعددى است كه به دليل عملكرد مدير برنامه هايش پيش آمده و به نظر مى رسد به غير از شرايط فيزيكى، وضعيت روحى مناسبى نيز نداشته باشد.
كاريكاتور
240333.jpg
كاريكاتور


|   شناسنامه   |   آرشيو   |