جمعه ۲۵ آذر ۱۳۸۴ -
Fri, Dec 16, 2005
هنر (ادبيات)
۳۳۴۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
يادداشت
برترين كتابهاى سال ۲۰۰۵ از ديدگاه مشاهير ادب و هنر
مرورى برنشريات ادبى جهان
يادداشت
روايت هاى چندگانه از كتاب هاى معتبر
240273.jpg
اين بار روزنامه واشنگتن پست است كه با طرح سوژه برترين كتاب هاى سال ۲۰۰۵ گوى رقابت را از رقيب ديرينه اى چون نيويورك تايمز مى ربايد.
واشنگتن پست در اوايل ماه گذشته ميلادى در صفحه ۲۲A - همانطور كه مى دانيد اين روزنامه به چهار بخش A تا E تقسيم شده و به طور مثال بخش A، -شامل ۳۲ صفحه است- مطلبى نوشت با عنوان: «انتخاب هاى برترين ها» در آن مطلب اشاره شده بود كه دست اندركاران اين روزنامه قديمى برآنند با استفاده از آراى صاحبنظران و منتقدان بنام كه لزوماً جملگى آن ها نويسنده هم نيستند، برترين كتاب هاى سال ۲۰۰۵ ميلادى را انتخاب كنند.
به تبع اين روزنامه بود كه خبرگزارى AP- آسوشيتدپرس- نيز چنين طرحى را روى خروجى خود قرار داد تا ساير صاحبنظران هم بتوانند در اين نظرسنجى شركت كنند. نكته قابل تأمل در اين طرح، حضور افرادى است كه لزوماً نويسنده يا منتقد ادبى نيستند و مخاطب، آنها را در زمينه هايى چون بازيگرى و يا آهنگسازى مى شناسد. اين كار چند حسن دارد كه يكى همين خروج از فضاى تك بعدى و بعضاً خشك نقد است.دوم، اجماع نفراتى است كه از چند منظر كه فضايى چند روايتى را به وجود مى آورد. روايت هايى گوناگون از كتاب هايى متفاوت و در پاره اى از موارد، روايت هايى متفاوت از يك كتاب. جالب است. براى يكى، كتاب «دريا» نوشته «جان بنويل» بهترين و مهيج ترين است و از آن به عنوان پديده سال ياد مى كندو ديگرى اين كتاب را تنها برنده جايزه «بوكه» مى داند و بس. همين تفاوت در نظرهاست كه نظرسنجى روزنامه مذكور را جالب و خواندنى كرده است.
در اين نظرسنجى عده اى پارا فراتر از نام بردن از يك كتاب مى گذارند و در كنار آن، فيلم مورد علاقه خود را نيز به نوعى تبليغ مى كنند. «آدام گو پيك» كه با رمان «پادشاه در پنجره» نگاه ها را به خود معطوف كرده است از «دندان سفيد» زادى اسميت به عنوان كتاب برگزيده سال نام مى برد و با زيركى خاصى اشاره مى كند: «البته كنستانتين نيز فيلم جالبى است. انسان مى ماند كه دنياى آخرت، ماحصل چنين جنگ هايى است يا نه؟» اين اظهارنظرها در تمام طول مطلب روزنامه واشنگتن  پست ديده مى شود.
و نكته اى ديگر
بسيارى از شخصيت هاى حاضر دراين نظرسنجى شايد براى مخاطبان ايرانى آن طور كه بايد و شايد شناخته شده نباشند چه از لحاظ اين كه اثرى از آن ها به فارسى ترجمه نشده و چه فضاى كارى آن ها براى ما تعريف نشده است. به عنوان نمونه «نيكولاس اسپاركس» نويسنده نوظهورى است كه كارش را با پاورقى نوشتن در «نيويوركر» شروع كرده و الآن، اگرچه كتاب هاى بازارى مى نويسد ولى در آمريكا، از آثارش بشدت استقبال مى كنند. «دفترچه يادداشت» يكى از كتاب هاى پرفروشى است كه اسپاركس آن را نوشته است.
سعى كرديم در ادامه اين مطلب، از افرادى نام ببريم كه براى خوانندگان ايرانى نام آشناترند. ضمناً تا آنجا كه در سايت هاى اينترنتى اطلاعاتى درباره كتاب هاى مورد اشاره وجود داشت، از آنها در نگارش مطلب اصلى صفحه استفاده كرديم تا دليل گزينش كتاب ها از سوى افراد سؤال شونده بيشتر عيان شود.
روزنامه هاى نيويورك تايمز، گاردين، سانفرانسيسكو، كرونيكل و غيره نيز چنين گزينه هايى را در صفحات خود داشته اند. بنابراين چنانكه اشتراكى به لحاظ افراد سؤال شونده يا كتاب هاى مورد نظر ديديد، چندان تعجب نكنيد.
برترين كتابهاى سال ۲۰۰۵ از ديدگاه مشاهير ادب و هنر
هيچ كتابى، اول نشد
نيما امجد
منبع: واشنگتن پست
240276.jpg
مرورى گذرا بر كتابهاى تأليف شده در سال ۲۰۰۵ گواه اين است كه نويسندگان بزرگ، خوب نوشتند، اما كتابى نتوانست لقب شاهكار را به خود اختصاص دهد. فهرست بلندبالاى كتابهاى پرفروش كه هر هفته در روزنامه نيويورك تايمز چاپ مى شد، نامهايى را به مخاطب عرضه مى كرد، دهان پركن و بعضاً وزين. از اواسط سال گذشته بود كه كتابهاى پرفروش براى به دست آوردن عنوان بهترين كتابهاى سال جارى ميلادى، كورس بستند. در اين رهگذر، روزنامه واشنگتن پست، بهترينهاى سال ۲۰۰۵ را معرفى كرد. در اين معرفى، كتابهاى ادبى، بيشترين امتياز را به دست آوردند، چرا كه در نظرسنجى روزنامه مذكور، افراد سؤال شونده به كتابهاى ادبى، صرفاً اشاره نكردند.
نخستين اظهار نظر مربوط است به آلن دى بوتن فيلسوف بنام معاصركه كتاب مورد علاقه اش را كتاب شبكه عنوان كرد به قلم «جف داير». «داير» كتاب خود را به شبكه هاى مالى بزرگ دنيا اختصاص داد و در آن، نظامهاى سرمايه دارى را مورد نقد و بررسى قرار داد. «بوتن»، كتاب را بهترين قطعه از يك تجربه شخصى مى داند و آن را به تمام دوستانش معرفى مى كند. وى مى گويد : « اين كتاب با نثرى ادبى نوشته شده كه تقريباً در ايالات متحده چنين كتابى، همتايى نداشته است!»
اولويا ويليامز بازيگر سريالهاى تلويزيونى نيز در اين رهگذر نظرات جالبى براى خوانندگان اين مطلب دارد. نخست به كتاب «طاعون» اثر آلبر كامو اشاره مى كند و مى گويد: «اين كتاب را براى تمام دوران زندگى ام دوست دارم» اما اين كتاب، مربوط به سال ۲۰۰۵ نيست. پس كتاب مورد علاقه شما كدام است؟ اين سؤال را «سرنا داويد» خبرنگار واشنگتن پست از او مى پرسد. «امسال كتاب چهارم جولاى را خواندم اثر پاترسون. به نظرم كتاب خوبى است ضمن اين كه رويدادهاى تاريخى نوشته شده در اين كتاب براى من هم جالب بود. البته اين كتاب مدتها در صدر پرفروشهاى آمريكا بود، اما منتقدان ادبى هيچ وقت آن را در حد و اندازه هاى يك كتاب موفق ادبى به شمار نياوردند. اين كتاب در فهرست نهايى روزنامه گاردين نيز جايى براى خود دست و پا نكرد. پاترسون بشدت از اين كتاب دفاع مى كند و آن را نمونه يك رمان خوب مى داند. حال آنكه «آدام مارس جونز» منتقد سرشناس گاردين، آن را كتابى بى ارزش مى داند.
اما خود «آدام مارس جونز» نيز پاسخگوى سؤال خبرنگاران واشنگتن پست بود ضمن آن كه مطلب بلندى نيز در همين روزنامه به قلم وى نوشه شد در باب چگونگى انتخاب اين كتابها. وى درباره دلايل گزينش خود مى گويد: «براى انتخاب يك رمان خوب، بايد دلايل خوب داشته باشيد. وقتى نشانه هاى شما مستدل باشند، آنچه انتخاب مى كنيد، بهترين است. براى من نه به عنوان يك منتقد كه به عنوان يك خواننده، رمان برف، اثر نويسنده تركيه اى - اورهان پاموك - از جايگاه بالايى برخوردار است. اين كتاب از توانمندى نويسنده اش خبر مى دهد و آن را فراتر از يك روايت ساده بيان مى كند. راوى داستان، پيامى صد درصد نمى دهد و در پايان نتيجه اى قطعى نمى گيرد. داستان تك بعدى نيست و امكان تفكر روى ديالوگها و اتفاقات براى مخاطب وجود دارد. من بدون شك اين كتاب را حائز رتبه بالايى در فهرست نهايى مى دانم، اما دوست دارم به اين نكته نيز اشاره كنم كه اين كتابها با ديدگاههاى شخصى انتخاب مى شوند و معيار شخصى نمى تواند حكم به يك برترى كلى دهد.»
وقتى «هارولد پينتر» نمايشنامه نويس توانست جايزه ادبى نوبل را به پاس سالها تلاش ادبى اش - با چاشنى سياست - از آن خود كند، پر بيراه نيست روزنامه مذكور سراغ «ديويد هيو» برود. وى به جاى يك كتاب، دو كتاب را به عنوان برترينهاى سال ۲۰۰۵ ميلادى معرفى مى كند. او در اين باره مى گويد: «كتاب يك زن در برلين كه به زندگى زنان آلمانى در طول جنگ جهانى مى پردازد، توانست نظر مرا به خود جلب كند. البته ليونل شريور نيز توانست با كتاب «احتياج داريم درباره كوين حرف بزنيم»، حرفهايى را بزند كه جوامع بشرى از رويكرد آن گريزانند. اين كتاب امسال توانست جايزه «اورنج» را از آن خود كند. حنيف قريشى كتاب «زندگيهاى من» نوشته ادموند وايت را كتاب برتر سال جارى معرفى مى كند. اين رمان نويس به اتفاقى اشاره مى كند كه از ديد بيشتر علاقه مندان به كتاب پنهان است. وى مى گويد: انتشارات «بلومبر برى» را به واسطه كتاب پرفروش هرى پاتر مى شناسند، حال آنكه «زندگيهاى من» نيز كتابى است از اين انتشارات. كتابى پرفروش و قابل اتكا. اين كتاب در فهرست نهايى روزنامه گاردين نيز وجود دارد در كنار كتابهايى كه به وقايع قبل و بعد از توفان كاترينا و اثرات آن بر مردم پرداختند.
- جان آپدايك
آپدايك هميشه يك پاى ثابت روزنامه ها و مجلات آمريكايى است. نويسنده و منتقدى كه نقدهايش بر موسيقى، نقاشى، ادبيات و شعر هميشه كانون توجهات علاقه مندان بوده است. از وى در سال جارى كتاب «دهكده» به چاپ رسيد كه فيلمى با همين نام از كتابش نيز ساخته شد. آپدايك در واكنش به ساخت اين فيلم آن را يك افتضاح خواند. اما فيلم و كتاب مورد علاقه آپدايك پير: «رمز داوينچى» نوشته دن براون را پسنديدم، حتى وقتى اين كتاب به دادگاه رفت تا از حيثيت نويسنده اش دفاع كند، به اهميت آن بيشتر پى بردم. براون نويسنده توانمندى است كه ديالوگ نويسيهايش بسيار ضعيف است. فيلم امسال من، دهكده است كه افتضاحى بيش نيست!»
«مگى اوفارل» رمان نويس كه كتابش در لحظات آخر از فهرست نهاى جايزه ادبى «اورنج» حذف شد، كتاب منتخبش را اثر خوب جان بنويل مى داند و مى گويد: «دريا» كتاب بزرگى است. درست مثل نامى كه بنويل برايش انتخاب كرده. تمام جزئيات اين كتاب حساب شده است و تعليقى كه در ذهن متبادر مى كند، هيچ وقت انسان را زده نمى كند، اما بايد اين كتاب را مورد نقد و بررسى نيز قرار دهيم. «دريا» كتابى ساختارشكن نيست و شايد اين مطلب باعث شود اين كتاب پرمايه بعد از مدتى در قفسه هاى چوبى كتابخانه ها به فراموشى سپرده شود.»
كتابهايى چون بادبادك باز - اثر خالد حسينى افغان - هرى پاتر - جى كى رولينگ - و داستانهاى كوتاه جامپا لاهيرى، از ديگر كتابهايى بودند كه از سوى نويسندگان سرشناسى چون پل استر، جان ويليامز، دروتى پاركر، نوامى بروكس و غيره مطرح شدند و تا چندى ديگر فهرست نهايى بهترينهاى سال ۲۰۰۵ ميلادى از ميان همين كتابها بيرون مى آيد. پل استر كه كتاب جديدش نيز در اروپا با اقبال زيادى مواجه شده، درباره كتاب مورد علاقه اش مى گويد: «هيچ كدام از آثارى را كه خواندم، سزاوار اين عنوان نمى دانم. ادبيات براى بسيارى از نويسنده ها، كالايى مصرفى است و همين ديدگاه از ابهت آن كاسته است.»
«يان موريس»، منتقد سرشناش نيويورك تايمز به اين سؤالها پاسخى روشن نمى دهد و ميچيكو كاكوتانى نيز كتاب «زندگى كوتاه در زمانى طولانى براى خانم بيتون» را حائز اين رتبه مى داند كه بهترين كتاب سال شود.
«بلا فرود» طراح بنام مد نيز كتاب زندگينامه «باربارا هولانيكى» را بسيار اعجاب آور و مرعوب كننده مى داند و آن را به ديگران توصيه مى كند. وى طراح لباس بسيارى از ستاره هاى هاليوودى از جمله لباسهاى «آنجلينا جولى» است. وى امسال لباس «جسيكا سيمسون» را براى حضور در مراسم جايزه موسيقى طراحى كرد. روزهاى آينده معلوم مى كند كه كدام كتاب از چنين افتخارى برخوردار است كه بهترين كتاب سال ۲۰۰۵ ميلادى شود.
مرورى برنشريات ادبى جهان
فيليپ راس
در مركز توجه رسانه اى
240297.jpg
مجله ادبى «داستان» - اين مجله با عنوان تمام مجموعه هاى داستانى شناخته شده است _ در شماره جديد خود كارى كرده تقريباً كم نظير، اما كپى شده. از آن جهت كم نظير است كه مجله خود را اختصاص داده به نقد و بررسى آثار «فيليپ راس» نويسنده خوب معاصر . نويسنده اى كه با داستان هاى كوتاهش توانست جايزه ادبى و مهم پوليتزر را نيز به خود اختصاص دهد.
اما چرا كپى شده؟ چون دو هفته اى مى شود كه روزنامه نيويورك تايمز تقريباً همه چيز را درباره اين نويسنده در دو صفحه به رشته تحرير درآورده. در بخشى از مطلب مندرج در اين مجله مى خوانيد: «راس نويسنده اى هوچى گر نيست. فقط مى نويسد و مى نويسد. براى گرفتن وقت مصاحبه، ابتدا بايد به سؤالات زيركانه اش پاسخ دهيد تا مطمئن شود كارتان را بلديد!»
اما مجله « گربه هاى سياه» . اسم جالبى دارد و جان مى دهد براى نوشتن داستان هاى كودكانه كه همين طور هم هست. در اين مجله كه ما كادر نخستين شماره آن را برايتان برگزيديم، به مطلب جالبى اشاره شده است: «هرى پاتر شخصيت جالبى است كه در ذهن خانم «رولينگ» و در بستر پول هاى انتشارات «بلومبزبرى» پرورش يافت. اما اين روزها شخصيت هاى ديگرى در اروپا متولد شدند مثل «مولى» كه شايد هرى پاتر را كنار بزند.»
راستش، ما هر چقدر دنبال اين «مولى» گشتيم، چيزى عايدمان نشد. فقط متوجه شديم انتشارات بلومبزبرى مى خواهد شخصيتى با اين نام را به مخاطبان معرفى كند، در آينده اى نسبتاً دور! همين.
خبرسازان
240279.jpg
پادشاه در پنجره

۱۲ ساله بودم و خانه ما در كاليفرنيا بود. بعد خانواده تصميم گرفت به مونترال كانادا سفر كند و من در مدت سفر نيز كتاب خواندن را رها نكردم...
اين جملات را «آدام گوپنيك»، نويسنده كتاب پرفروش
« پادشاه در پنجره » مى گويد. كتابى براى كودكان و چون كتاب هاى پيشين وى _ پادشاهى براى خوانندگان جهان _ پرفروش. داستان كتاب، ساده است. دو تا بچه، هر شب منتظر مى مانند تا والدين بچه هاى خانه مقابل، به بچه هايشان شب بخير بگويند. اين دو تا بچه، حس مى كنند آنها والدين خودشان هستند و...
«آدام گوپنيك» در گفت وگو با سانفرانسيسكو كرونيكل خود را نويسنده اى معرفى كرده كه هر روز و هر شب در بستر رؤياهاى كودكانه مى خوابد. او دوست ندارد هيچ وقت بزرگ شود.

حيوان شكارچى

بدون شك از «پاتريشيا كورن ول» در هفته هاى آتى بيشتر مى شنويد. نويسنده پركارى است، ولى انصافاً بد هم نمى نويسد. نخستين آثارش را در حيطه ادبيات كودك نوشت و بعداً سراغ ادبيات بزرگسال هم رفت.
«كورن ول» درباره اين كتاب مى گويد: «هنوز نمى دانم واكنش مخاطبان به اين كتاب چيست و آيا من در مسيرى صحيح قدم برداشتم يا نه.
اميدوارم تعطيلات سال نوى ميلادى را با خاطرات شيرينى از اين كتاب شروع كنم.»
بالاخره قريحه طنز هم داشتن، خودش هنر است. هنوز تقريباً يك ماه به سال جديد ميلادى مانده و خانم «كورن ول»...
ضمناً اين خانم نويسنده، بدجورى مكتب نويسنده اى چون «كارور» را دنبال مى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |