نيما امجد
منبع: واشنگتن پست
مرورى گذرا بر كتابهاى تأليف شده در سال ۲۰۰۵ گواه اين است كه نويسندگان بزرگ، خوب نوشتند، اما كتابى نتوانست لقب شاهكار را به خود اختصاص دهد. فهرست بلندبالاى كتابهاى پرفروش كه هر هفته در روزنامه نيويورك تايمز چاپ مى شد، نامهايى را به مخاطب عرضه مى كرد، دهان پركن و بعضاً وزين. از اواسط سال گذشته بود كه كتابهاى پرفروش براى به دست آوردن عنوان بهترين كتابهاى سال جارى ميلادى، كورس بستند. در اين رهگذر، روزنامه واشنگتن پست، بهترينهاى سال ۲۰۰۵ را معرفى كرد. در اين معرفى، كتابهاى ادبى، بيشترين امتياز را به دست آوردند، چرا كه در نظرسنجى روزنامه مذكور، افراد سؤال شونده به كتابهاى ادبى، صرفاً اشاره نكردند.
نخستين اظهار نظر مربوط است به آلن دى بوتن فيلسوف بنام معاصركه كتاب مورد علاقه اش را كتاب شبكه عنوان كرد به قلم «جف داير». «داير» كتاب خود را به شبكه هاى مالى بزرگ دنيا اختصاص داد و در آن، نظامهاى سرمايه دارى را مورد نقد و بررسى قرار داد. «بوتن»، كتاب را بهترين قطعه از يك تجربه شخصى مى داند و آن را به تمام دوستانش معرفى مى كند. وى مى گويد : « اين كتاب با نثرى ادبى نوشته شده كه تقريباً در ايالات متحده چنين كتابى، همتايى نداشته است!»
اولويا ويليامز بازيگر سريالهاى تلويزيونى نيز در اين رهگذر نظرات جالبى براى خوانندگان اين مطلب دارد. نخست به كتاب «طاعون» اثر آلبر كامو اشاره مى كند و مى گويد: «اين كتاب را براى تمام دوران زندگى ام دوست دارم» اما اين كتاب، مربوط به سال ۲۰۰۵ نيست. پس كتاب مورد علاقه شما كدام است؟ اين سؤال را «سرنا داويد» خبرنگار واشنگتن پست از او مى پرسد. «امسال كتاب چهارم جولاى را خواندم اثر پاترسون. به نظرم كتاب خوبى است ضمن اين كه رويدادهاى تاريخى نوشته شده در اين كتاب براى من هم جالب بود. البته اين كتاب مدتها در صدر پرفروشهاى آمريكا بود، اما منتقدان ادبى هيچ وقت آن را در حد و اندازه هاى يك كتاب موفق ادبى به شمار نياوردند. اين كتاب در فهرست نهايى روزنامه گاردين نيز جايى براى خود دست و پا نكرد. پاترسون بشدت از اين كتاب دفاع مى كند و آن را نمونه يك رمان خوب مى داند. حال آنكه «آدام مارس جونز» منتقد سرشناس گاردين، آن را كتابى بى ارزش مى داند.
اما خود «آدام مارس جونز» نيز پاسخگوى سؤال خبرنگاران واشنگتن پست بود ضمن آن كه مطلب بلندى نيز در همين روزنامه به قلم وى نوشه شد در باب چگونگى انتخاب اين كتابها. وى درباره دلايل گزينش خود مى گويد: «براى انتخاب يك رمان خوب، بايد دلايل خوب داشته باشيد. وقتى نشانه هاى شما مستدل باشند، آنچه انتخاب مى كنيد، بهترين است. براى من نه به عنوان يك منتقد كه به عنوان يك خواننده، رمان برف، اثر نويسنده تركيه اى - اورهان پاموك - از جايگاه بالايى برخوردار است. اين كتاب از توانمندى نويسنده اش خبر مى دهد و آن را فراتر از يك روايت ساده بيان مى كند. راوى داستان، پيامى صد درصد نمى دهد و در پايان نتيجه اى قطعى نمى گيرد. داستان تك بعدى نيست و امكان تفكر روى ديالوگها و اتفاقات براى مخاطب وجود دارد. من بدون شك اين كتاب را حائز رتبه بالايى در فهرست نهايى مى دانم، اما دوست دارم به اين نكته نيز اشاره كنم كه اين كتابها با ديدگاههاى شخصى انتخاب مى شوند و معيار شخصى نمى تواند حكم به يك برترى كلى دهد.»
وقتى «هارولد پينتر» نمايشنامه نويس توانست جايزه ادبى نوبل را به پاس سالها تلاش ادبى اش - با چاشنى سياست - از آن خود كند، پر بيراه نيست روزنامه مذكور سراغ «ديويد هيو» برود. وى به جاى يك كتاب، دو كتاب را به عنوان برترينهاى سال ۲۰۰۵ ميلادى معرفى مى كند. او در اين باره مى گويد: «كتاب يك زن در برلين كه به زندگى زنان آلمانى در طول جنگ جهانى مى پردازد، توانست نظر مرا به خود جلب كند. البته ليونل شريور نيز توانست با كتاب «احتياج داريم درباره كوين حرف بزنيم»، حرفهايى را بزند كه جوامع بشرى از رويكرد آن گريزانند. اين كتاب امسال توانست جايزه «اورنج» را از آن خود كند. حنيف قريشى كتاب «زندگيهاى من» نوشته ادموند وايت را كتاب برتر سال جارى معرفى مى كند. اين رمان نويس به اتفاقى اشاره مى كند كه از ديد بيشتر علاقه مندان به كتاب پنهان است. وى مى گويد: انتشارات «بلومبر برى» را به واسطه كتاب پرفروش هرى پاتر مى شناسند، حال آنكه «زندگيهاى من» نيز كتابى است از اين انتشارات. كتابى پرفروش و قابل اتكا. اين كتاب در فهرست نهايى روزنامه گاردين نيز وجود دارد در كنار كتابهايى كه به وقايع قبل و بعد از توفان كاترينا و اثرات آن بر مردم پرداختند.
- جان آپدايك
آپدايك هميشه يك پاى ثابت روزنامه ها و مجلات آمريكايى است. نويسنده و منتقدى كه نقدهايش بر موسيقى، نقاشى، ادبيات و شعر هميشه كانون توجهات علاقه مندان بوده است. از وى در سال جارى كتاب «دهكده» به چاپ رسيد كه فيلمى با همين نام از كتابش نيز ساخته شد. آپدايك در واكنش به ساخت اين فيلم آن را يك افتضاح خواند. اما فيلم و كتاب مورد علاقه آپدايك پير: «رمز داوينچى» نوشته دن براون را پسنديدم، حتى وقتى اين كتاب به دادگاه رفت تا از حيثيت نويسنده اش دفاع كند، به اهميت آن بيشتر پى بردم. براون نويسنده توانمندى است كه ديالوگ نويسيهايش بسيار ضعيف است. فيلم امسال من، دهكده است كه افتضاحى بيش نيست!»
«مگى اوفارل» رمان نويس كه كتابش در لحظات آخر از فهرست نهاى جايزه ادبى «اورنج» حذف شد، كتاب منتخبش را اثر خوب جان بنويل مى داند و مى گويد: «دريا» كتاب بزرگى است. درست مثل نامى كه بنويل برايش انتخاب كرده. تمام جزئيات اين كتاب حساب شده است و تعليقى كه در ذهن متبادر مى كند، هيچ وقت انسان را زده نمى كند، اما بايد اين كتاب را مورد نقد و بررسى نيز قرار دهيم. «دريا» كتابى ساختارشكن نيست و شايد اين مطلب باعث شود اين كتاب پرمايه بعد از مدتى در قفسه هاى چوبى كتابخانه ها به فراموشى سپرده شود.»
كتابهايى چون بادبادك باز - اثر خالد حسينى افغان - هرى پاتر - جى كى رولينگ - و داستانهاى كوتاه جامپا لاهيرى، از ديگر كتابهايى بودند كه از سوى نويسندگان سرشناسى چون پل استر، جان ويليامز، دروتى پاركر، نوامى بروكس و غيره مطرح شدند و تا چندى ديگر فهرست نهايى بهترينهاى سال ۲۰۰۵ ميلادى از ميان همين كتابها بيرون مى آيد. پل استر كه كتاب جديدش نيز در اروپا با اقبال زيادى مواجه شده، درباره كتاب مورد علاقه اش مى گويد: «هيچ كدام از آثارى را كه خواندم، سزاوار اين عنوان نمى دانم. ادبيات براى بسيارى از نويسنده ها، كالايى مصرفى است و همين ديدگاه از ابهت آن كاسته است.»
«يان موريس»، منتقد سرشناش نيويورك تايمز به اين سؤالها پاسخى روشن نمى دهد و ميچيكو كاكوتانى نيز كتاب «زندگى كوتاه در زمانى طولانى براى خانم بيتون» را حائز اين رتبه مى داند كه بهترين كتاب سال شود.
«بلا فرود» طراح بنام مد نيز كتاب زندگينامه «باربارا هولانيكى» را بسيار اعجاب آور و مرعوب كننده مى داند و آن را به ديگران توصيه مى كند. وى طراح لباس بسيارى از ستاره هاى هاليوودى از جمله لباسهاى «آنجلينا جولى» است. وى امسال لباس «جسيكا سيمسون» را براى حضور در مراسم جايزه موسيقى طراحى كرد. روزهاى آينده معلوم مى كند كه كدام كتاب از چنين افتخارى برخوردار است كه بهترين كتاب سال ۲۰۰۵ ميلادى شود.