يكشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۴ -
Sun, Dec 18, 2005
ماجرا
۳۳۴۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
يادمان
مهرگان
ماجرا
چراغ قرمز
از سوى قاضى دادگاه شميران صادر شد
آدم ربايى به خاطر اختلاف ۱۰ هزار تومانى
گروه حوادث: دو جوان ورزشكار پس از ربودن دانش آموز جوانى، اموال او را به سرقت بردند.
اين حادثه روز ۲۶ شهريورماه سال جارى در منطقه شهر رى رخ داد.
بنا به اين گزارش؛ نيمه شب روز حادثه پسر ۱۸ ساله اى در حالى كه بشدت مضطرب و نگران مى نمود با مراجعه به مأموران نيروى انتظامى ادعا كرد كه ساعتى قبل از آن دو پسر جوان ورزشكار بدنساز وى را با قرار دادن كاردى زير گلويش سوار خودرو كرده و به باغ هاى نزديك قلعه گبرى برده اند. وى افزود: پس از دقايقى آنها تمامى لباس هايم را از تنم بيرون آوردند و مرا به درختى بستند و خود آنجا را ترك كردند. آنها تمامى اموالم مثل تلفن همراه، گردنبند و پول هايم را با خود بردند. من كه با زحمت بسيار موفق شده بودم دست و پايم را باز كنم با تكه هاى گونى پوششى براى خودم فراهم كردم و با يك خودروى عبورى به خانه مان برگشتم.
با توجه به اين ادعاها دو ورزشكار بدنساز با دستور بازپرس دانشور، از شعبه هفتم دادسراى شهر رى توسط مأموران بازداشت شدند.
آنان وقتى تمامى دلايل ومدارك پليس را عليه خود ديدند، اعتراف كردند كه دانش آموز ۱۸ ساله را به قصد سرقت اموالش ربوده اند.
اين دو متم درباره انگيزه خود در اين باره گفتند، دانش آموز ربوده شده مدتى قبل يك كارت حافظه گوشى تلفن همراه را ۱۰ هزار تومان گران تر از قيمت بازار به ما فروخته بود به همين دليل مى خواستيم او را بترسانيم، ولى پس از كشاندن به «قلعه گبرى» يك دفعه تصميم ما عوض شد و اموال او را ربوديم. با توجه به اين اعترافات به دستور بازپرس پرونده تحقيقات پليسى از متهمان ادامه دارد.
چراغ قرمز
تصادف منجر به جرح به علت انحراف به چپ
شرح حادثه: ساعت ۲۲ يك دستگاه اتوبوس بنز كه از مبدأ اردبيل به مقصد تهران و در مسير غرب به شرق طى طريق مى نموده، در ۴۸ كيلومترى غرب پاسگاه پليس راه آستارا _ تالش به علت انحراف به چپ از خط وسط جاده با يك دستگاه سوارى پرايد كه در جهت مخالف و از سمت آستارا به مقصد اردبيل، در مسير شرق به غرب در حركت بوده تصادف مى كند.
بر اثر وقوع اين حادثه ۳ نفر مجروح مى شوند كه توسط وسايل نقليه عبورى به بيمارستان نمين اردبيل انتقال مى يابند. افسر كارشناس بدوى علت تامه تصادف را بى مبالاتى از جانب راننده اتوبوس به علت تجاوز به چپ سر پيچ تشخيص داده است.
شرايط جوى جاده اى: تصادف در هنگام شب و هواى ابرى رخ داده است. جاده در محل وقوع حادثه به صورت دو طرفه، آسفالته، با عرض ۸ متر به صورت سرازيرى و داراى تابلوهاى عمودى هشداردهنده بوده است.
عوامل مؤثر در بروز حادثه
۱-عامل جاده: جاده در محل تصادف باريك (با عرض ۸متر) داراى شيب و پيچ تند بوده به عبارت ديگر عامل جاده در وقوع حادثه تأثير داشته است.
۲-عامل وسيله نقليه: سيستم اتوبوس بنز، مدل ۶۶ داراى برگه معاينه فنى معتبر و در بازديدى كه از وسيله مذكور به عمل آمده لاستيكهاى آن آجدار و صفحه تاخوگراف، سرعت وسيله نقليه را در لحظه تصادف ۴۰ كيلومتر در ساعت نمايش كه با توجه به تابلوهاى منصوبه در محل سرعت اتوبوس مذكور مجاز مى باشد.
۳- عامل انسانى: نقض ماده ۱۱۲ آيين نامه راهنمايى و رانندگى (تجاوز به چپ) از جانب راننده اتوبوس عامل بروز حادثه بوده به عبارت ديگر خطاى عامل انسانى مهمترين عامل وقوع تصادف شناخته شده است.
توصيه ايمنى: با توجه به موارد مشروحه فوق، به رانندگان عزيز توصيه مى شود با پايبندى به قوانين راهنمايى و رانندگى و رعايت مقررات مربوطه جان خود و سرنشينان وسيله نقليه را به مخاطره نيندازند.
از سوى قاضى دادگاه شميران صادر شد
عذرخواهى به خاطرقضاوت نادرست
240471.jpg
گروه حوادث: زن جوانى كه به خاطر سوءتفاهم، منشى جوان يك شركت را به باد كتك گرفته بود ازسوى دادگاه ملزم به عذرخواهى از اين دختر جوان درمحيط كارش شد.
اين زن جوان فكرمى كرد كه دخترخانم منشى قصد ازهم پاشيدن زندگى زناشويى او را دارد.
بنا به اين گزارش، شهريور ماه سال جارى در تماس تلفنى با پليس ۱۱۰ يك مورد درگيرى زنانه در محيط يك شركت نيمه دولتى اعلام شد.
مأموران كلانترى ولنجك در محل درگيرى حاضر و با شكايت دختر ۱۹ ساله اى روبرو شدند كه ازسوى زن جوانى موردضرب و جرح و توهين قرارگرفته بود.
با انتقال طرفين درگيرى به كلانترى دخترجوان به مأموران گفت: چندماه پيش به عقد يكى از بستگان مادرى ام درآمدم و قرار است بزودى مراسم عروسى ما برگزارشود. نامزدم پسرتحصيلكرده و مؤدبى است و من علاقه زيادى به او دارم. صبح امروز به محل كار وارد شدم و مثل هميشه پشت ميز نشستم. با همكاران درحال احوالپرسى بودم كه ناگهان زن جوانى با عصبانيت وارد شركت شد و به من گفت تو منشى اين شركتى؟ به محض آنكه جواب مثبت دادم او سيلى محكمى به صورتم زد و شروع به فحاشى كرد. او ادعامى كرد من باعث به هم زدن زندگى اش شده ام وقصددارم با شوهرش ازدواج كرده و همه ثروت شوهرش را تصاحب كنم.
فشار زيادى به من وارد مى شد. تجمع همكاران و ارباب رجوع و نيشخندهاى بعضى از آنها و تهمت هايى كه اين زن جوان به من مى زد از يك طرف و از طرف ديگر نمى دانستم اگر به گوش خانواده نامزدم اين حرفها برسد چه اتفاقاتى برايم مى افتد. شايد درآن چند دقيقه صدبار از خدا مرگ خودم را خواستم. دلم مى خواست زمين دهان بازكند و مرا با همه كسانى كه شاهد آن ماجرا بودند يك جا ببلعد. حالا نه تنها به خاطر ضرب و جرح و كتكى كه از اين زن خوردم بلكه به خاطر توهين از او شكايت و تقاضاى رسيدگى دارم.
با ارجاع پرونده به دادسراى ناحيه۱ شميران زن جوان ۳۸ ساله وقتى در برابر داديار قضايى قرارگرفت، گفت: درطول زندگى مشترك تلاش زيادى كردم تا به يك نوايى برسيم و زندگى آبرومندانه اى داشته باشيم. اما چندماهى است كه رفتارهاى شوهرم تغييركرده و متوجه شدم او با دخترى جوان كه منشى يك شركت است رابطه دوستى برقراركرده و ديگر توجهى به من و فرزندانم ندارد. به هرسختى بود آدرس شركت را پيداكردم و صبح زود بعد از آنكه همسرم سركاررفت از خانه خارج شدم. قصدداشتم به هر شكلى هست رابطه آن دخترجوان با شوهرم را قطع كنم و نگذارم زندگى ام از هم بپاشد. دلم براى زحمت هايى كه دراين چندسال كشيده بودم مى سوخت. با عصبانيت و پرسان پرسان به محل شركت رسيدم. با ديدن چهره جوان و آرايش كرده منشى درحالى كه او شاد بود و مى خنديد تصميم گرفتم تا درس عبرتى به او بدهم. احساس مى كردم او به ريش من و به بلايى كه سرزندگى ام آورده مى خندد و از اينكه به راحتى توانسته زيرپاى شوهرم بنشيند اينقدر شاد است. اما نمى دانستم كه به خاطر بى دقتى آدرس را اشتباه آمده ام و شركت موردنظرمن دوكوچه بالاتر از اين شركت است و من اين منشى جوان را بى گناه كتك زده ام و آبروى او را برده ام.
قرار مجرميت اين زن جوان ازسوى دادسراى ناحيه۱ شميران صادرشد و پرونده به دستور قاضى «بيك وردى» معاون قضايى و رئيس دادگاههاى شميران جهت صدور رأى به شعبه ۱۰۵۴ اين مجتمع ارجاع شد.
رئيس شعبه ۱۰۵۴ با توجه به آنكه مى دانست زن جوان به خاطر توهين به دخترخانم منشى متهم است اما چون به شدت پشيمان و درتمام مراحل تحقيقات تقاضاى بخشش كرده بود، با وساطت و دعوت دخترجوان به صلح و سازش از او خواست تا در محل كاردخترجوان و در حضور همكارانش ازاو معذرت خواهى كرده و به خاطر روشن شدن ذهن همكاران اين منشى جوان به اشتباه خود در شناسايى فرد موردنظر اقراركند. قاضى ازاين زن جوان خواست تا از اين ماجرا درس عبرتى بگيرد و زود تصميم نگيرد.
حكم بازگشت استاد دانشگاه براى رفتن به خانه
گروه حوادث : يك استاد دانشگاه به خاطر آنكه زنش او را به خانه راه نمى داد از او شكايت كرد.
بازپرس شعبه ششم دادسراى شميران به پليس تهران دستور داد تا شرايط بازگشت اين استاد دانشگاه را به خانه اش فراهم كند.
بنابراين گزارش، يك مرد ۵۰ساله كه استاد دانشگاه است با طرح شكايتى در دادسراى ناحيه ۱ شميران تقاضا كرد تا همسرش به خاطر بيرون كردن او از خانه مورد تعقيب قضايى قرار گيرد.
با ارجاع پرونده به شعبه ششم دادسراى شميران، بازپرس «ميرحسينى » براى روشن شدن موضوع دستور احضار اين زن و شوهر را به دادسرا صادر كرد.
در وقت تعيين شده زن ۳۸ ساله اى كه فرزند ۶ ماهه خود را در آغوش گرفته بود در جلسه دادرسى حاضر و در دفاع از خود گفت: من و همسرم هردو از اهالى زنجان هستيم و به خاطر نسبت هاى قومى با همديگر ازدواج كرديم. مدت ۳ سال از ازدواج ما مى گذرد و همسرم از موقعيت مالى خوبى برخوردار است اما متأسفانه او دست بزن دارد. سوء رفتار او به حدى است كه هميشه آرزو مى كنم اى كاش پشت كوه و در بيابان زير يك چادر با شوهرى چوپان اما سالم زندگى مى كردم. به خاطر رفتارهاى نامتعادل و كتك كارى هاى مدام ديگر نه تحصيلات همسرم براى من ارزشى دارد و نه زرق و برق هاى اين زندگى مجلل به چشمم زيبا مى آيد.
اين زن در حالى كه به شدت مى گريست، گفت: همسرم در شمال ويلايى دارد و هروقت دلش بخواهد با دوستانش دور هم جمع مى شوند . مشكل من اين است كه غريبم و كسى را ندارم تا به خانه اش پناه ببرم. مجبورم در خانه مشترك بمانم اما به خاطر اذيت هاى بى حد شوهرم چندروزى است كه در خانه را بسته ام و او را به خانه راه نمى دهم. درست است كه مالك هردوخانه شوهرم است و حق هرگونه تصرف و استفاده اى را از خانه هايش در شمال و در شميران دارد اما من جايى را ندارم كه بروم و زندگى ما مشترك است و تا زمانى كه احساس ناامنى مى كنم اجازه نمى دهم شوهرم به اين زندگى مشترك برگردد، هرچند او مرا تهديد به طلاق مى كند.
بازپرس ميرحسينى با توجه به آنكه شوهر مالك خانه است و بايد اجازه ورود به ملك به او داده مى شد از مأموران كلانترى خواست تا شرايطى را فراهم كنند كه مرد امكان بازگشت به داخل خانه اش را داشته باشد و از اين زن و شوهر هم خواست تا با مراجعه به مجتمع قضايى خانواده نسبت به مطالبه حقوق قانونى خود و صدور گواهى عدم سازش اقدام كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |