سه شنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۴ -
Tue, Dec 20, 2005
گزارش
۳۳۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
گچبرى ايرانى
زير پوتين رومى ها
240744.jpg
وفا شمس
صحبت از يك واقعيت تلخ است. واقعيت تلخى كه اينگونه آغاز مى شود: «گچبرى تزئينى در معمارى ايران، با مرگ فاصله اى ندارد.» دنياى مكانيكى اطراف، فرصتى براى يافتن و احترام گذاشتن به سنت هاى هنرمندان ايران باقى نگذاشته و اگر هنوز تكه هايى از اين چينى هزار بند جان مى كنند تا موجوديت خود را اثبات كنند براى آن است كه نشانه هاى اميد وجود دارند. يكى مثل عبدالكريم نويد تهرانى كه حالا دو سالى است درگذشته، چقدر تلاش داشت تا به ما نشان دهد هنرمندان اين فن كماكان هستند، اما نفس هنر دارد مى ميرد. آثار پنجه هاى سحر انگيز او و دوستانش در كربلا خود نمايى مى كند. يا در امامزاده صالح يا دهها مكان ديگر كه بسيار ديده ايم و گهگاه مات و مبهوت شده ايم از اين همه اعجاز همنشينى گچها و رنگها بر پيشانى طاق ها و سردرها! حالا چند نفرى بيشتر نمانده اند با دغدغه هايى دقيقاً از جنس نان. ديگر كمتر كسى به فكرش مى رسد كه مى  توان به جاى اين نماهاى مثلاً رومى به استادان باقيمانده اعتنا كند و از آنها بخواهد بر آپارتمانهايشان مقرنس كارى كنند يا ترنجى به نشانه روح ايرانى در دل سازه ها بكارند. كسى مخالف مدرن شدن نيست. ولى آه اصلى كانون بى مهرى به داشته ها و ادبيات معمارى اى شكل مى گيرد كه مى توانست و مى تواند جهانى باشد. ديدن اين نقش ها و طرح هاى دلفريب يادمان مى آورد كه مى توان دنيا را مسحور كرد مثل آنها كه ديدند و فريفته شدند و استادكاران را به ينگه دنيا بردند تا طرحى از هنر ايرانى برسازه هاى دردل غرب بزنند. ما اينگونه بى مهر هستيم به خود. خانه هاى بسيارى در سوئيس و مونيخ آثار هنرنمايى استاد مرحوم على قاسمى امين (شيخى) را دارند. يا كاخ ملك السعود در رياض كه به سال ۱۳۴۴ خورشيدى پذيراى گچبران حرفه اى ايران است و حسين قاسمى امين پسر استاد على، روزى را به خاطر مى آورد كه پدر گفت: «نگذار چراغ گچبرى و مقرنس خاموش شود.»
هنرى رو به احتضار!
اما گويى اين كافى نبودگچبرى سنتى ايران رو به احتضار است بايد كارى كرد.
ميرحسن رضوى، دبير انجمن احياى گچبرى تزئينى در معمارى ايران مى گويد: «گچبرى به نقش برجسته اى گفته مى شود كه داراى دو ويژگى كلى است. يكى نقش برجسته كه در علم مجسمه سازى بيشتر معنا و مفهوم پيدا مى كند و ديگرى نقش نيمه برجسته كه شايد بتوان گچبرى را در آن مقوله تعريف كرد. به عبارت ديگر گچبرى يا نقش برجسته اثرى هنرى است بين نقاشى و مجسمه سازى.» وى ادامه مى دهد: «در نقش برجسته سازى، گچبرى ماهيت خاص خودش را دارد و با وجود شباهت ها، تفاوت هايى نيز با نقاشى و مجسمه سازى دارد. با مطالعه و مشاهده نقش برجسته ها و آثار قديمى و معاصر سه نوع نقش برجسته متداول ديده مى شود.»
رضوى سه نوع مورد بحث را چنين تقسيم بندى مى كند: «نوع اول نقش برجسته هايى كه داراى ضخامت خيلى كم بوده و در داخل زمينه تراشيده مى شوند. نوع دوم نقش برجسته با ضخامت خيلى زياد كه خودش را از پس زمينه جدا مى كند و نوع سوم نقش برجسته هايى كه از سطوح مختلف تشكيل شده و در آن برجستگى هاى زمينه و پس زمينه همسطح و يكسان نمى باشند. در اين روش عمق هاى متفاوتى به وجود مى آيد كه بيننده عمق دالان ها و راهروها را كاملاً احساس مى كند.»
دبير انجمن گچبرى تزئينى در معمارى ايران با اشتياق از اين هنر حرف مى زند و انگار مى خواهد چيزى را در پس زمينه ذهنمان آنقدر تكرار كند تا يادمان بيايد ما بى توجه به اصالتمان جز در برهوت نخواهيم بود. با اين حال نمى توان فراموش كرد آنچه در حال فراموشى جزئى از تاريخ ما راتشكيل مى دهد. گرچه قدمت هنر گچبرى ايرانى بدرستى مشخص نيست ولى آثار كشف شده در ۴۰  كيلومترى جنوب مشهد نشانه اى از دوران پارت ها را با خود دارد. نمونه هاى به دست آمده گچبرى در تيسفون و يا خرابه هاى كاخ كسرى نيز توجه به اين هنر را در دوران ساسانى نشان مى دهد. گفته مى شود ايرانى ها در اين دوران از مجسمه هاى گچى براى تزئين منازل خود استفاده مى كردند كه بعد ها اروپائيان نيز از اين عناصر تزئينى تقليد كردند. پس از ظهور اسلام در ايران زمين، گچبرى محرابى از روش دور تمام به دور نوك تيز تبديل شد. سلطان محمد خدابنده به اين هنر علاقه داشت و به همين علت دوران سلجوقيان را اوج شكوفايى گچبرى ايرانى مى دانستند. عمارتهاى زمان صفويان هم سرشار از ذوق هنرمندان ايرانى در اين عرصه است اما تهران و قزوين در عهد زنديه و قاجاريه به استفاده فراگير از فن فوق پرداختند. در اواخر دوران قاجار و اوايل حكومت پهلوى گچبرى ايرانى و اروپايى به يكديگر نزديك شدند كه نمونه هاى فراوانى از اين قرابت وجود دارد. چنگ و چدن دورسالن تماشاگه زمان «منزل خداداد» به سبك فرانسه و نازك كاريهاى داخل مربوط به روش دوران صفويه است. مرحوم حاج عبدالكريم نويد تهرانى عقيده داشت:«ريشه هر هنرى در انسان را خداوند به او اعطا كرده كه بايد بدان پرداخت و هميشه مورد سپاس قرار داد.» چنين تفكرى در هنرمندان ايرانى باعث ماندگارى آثار آنان شده است. آنها در تاروپود گچ ها و رنگها، راههاى زيباشناسى آفريدگار را جست وجو مى كردند و شايد همين نكته باعث مى شد آثارشان فراتر از تصور بشرى به چشم آيد.
انجمن ... راهى براى احياى هويت
اصل ۱۳۸ قانون اساسى اين فرصت را پديد آورد تا انجمن احياى گچبرى تزئينى در معمارى ايران در سال ۱۳۸۲ تأسيس شود. هدف انجمن، حفظ، نگهدارى و احياى هنر گچبرى ايران به صورت رسمى و قانونى بود. مدتى بعد طرح رتبه مرمت آثار تاريخى گچبرى براى گچبران حرفه اى تدوين و ابلاغ شد. چهار سال پيش از آن، زمانى كه استاد قلى زاده عشقى هنوز زنده بود به روى سن رفت تا جايزه اش را به پاس يك عمر خدمت و هنرورى در بسيارى مساجد و بناهاى داخلى و خارجى از سيدمحمد خاتمى بگيرد. نامه اى در جيبش بود سرشار از واگويه رنج ها و مشكلات يك گچبرى اصيل. اما آن نامه هيچگاه به دست رئيس جمهور وقت نرسيد. استاد عشقى بعدها در مصاحبه اى رازى را برملا كرد: «نامه را ندادم، نتوانستم، خجالت كشيدم.» او كه آثار فراوانى در سعدآباد، كلاردشت وكاخ مرمر برجاى گذاشته و گچبرى زيباى آيات الهى در ساختمان مجمع تشخيص مصلحت نظام را نيز انجام داده بود در همان مصاحبه گفت: «چه مى شد اگر اين چند سال آخر را به خاطر عمرى كه بر معمارى ايرانى اسلامى گذاشته ايم مستمرى ناچيزى براى من و امثال من مقرر مى كردند؟ مى دانيد، من هنوز در خانه اى اجاره اى زندگى مى كنم. باوركردنى نبود. مردى كه بر سقف ها و ديوارهاى ديگران اصالت تمدن ايرانى يادآور مى شود، نه سقفى از خود داشت و نه ديوارى. وجود چنين مشكلاتى مى توانست دايره مشكلات انجمن را گسترده تر كند كه كرد! رضوى نامه اى به مهندس بازغى، مدير حمايت آموزش و ترويج سازمان صنايع دستى نوشت تا به آنها يادآور شود انجمن احياى گچبرى تزئينى در معمارى ايران تشكلى نوپا است: «ما گفتيم شاغلين اين رشته از بسيارى نعمتهاى اجتماعى بهره مند نيستند... اغلب آنها محروم و فاقد حمايت نظام بيمه مى باشند.»
اين تنها يكى از دهها نامه اى بود كه از سوى انجمن ارسال مى شد. رضوى و دوستانش اميدوار بودند بتوانند راهى پيدا كنند. حمايت از آخرين هنرمندان بازمانده، ايجاد مركزى براى حفظ، نگهدارى و نمايش نمونه هاى نفيس، مرمت آثار باارزش قديمى، آموزش و احياى اين هنر از اهداف اصلى شان بود. نمى توان استاد با سابقه اى را كه مى گويد در طول ۳ سال گذشته فقط دو ماه سركار بوده ام را فراموش كرد. اويى كه روزى كاخ سلطان قابوس پادشاه عمان را گچبرى كرده حالا زندگى اش شده نسيه گرفتن: «مى خواهم خانه ام را بفروشم، ديگر اميدى نيست!!»
در سال ۱۳۸۳ كارگاه آفرينش هاى هنر گچبرى به وسيله اعضاى مجرب و به منظور توسعه و پيشبرد اهداف اجرايى توسط انجمن شروع به فعاليت كرد اما آيا اين كافى بود؟ رضوى به نكته اى اشاره مى كند كه تكان دهنده است: «اگر حمايت نشويم تا ۲۰ سال ديگر گچبر به معناى اصيل ايرانى آن وجود نخواهد داشت!!»
عماد افروغ، عضو كميسيون فرهنگى مجلس به زودى نامه اى را دريافت خواهد كرد كه به مشكلات هنرمندان اين فن و مرگ قريب الوقوع گچبرى اصيل ايرانى اشاره شده، نامه فوق شايد يكى از آخرين تيرهاى رها شده باشد تا مرثيه پايانى خوانده شود. ابوالقاسم زرين قلم، هنرمندى باسابقه كار در مكانهايى چون باغ فردوس، تماشاگه زمان و ... مى گويد: «بوى الرحمن گرفته ايم. گچبرى سنتى فقط پرگار معمارى ايرانى است. نمى دانم شهردارى ها مقصر هستند يا ارگانهاى ديگر. سالهاست داريم عذاب مى كشيم در اين صنف.»
با اين حال ميرحسن رضوى اميدوار است اتفاق مثبتى بيفتد: «نقوش تزئينى گچبرى يكى از عناصر ارزشمند معمارى ايران است كه به جرأت مى توان آن را در رديف شاهكارها قلمداد كرد، در اين چند سال اخير شاهد علاقه مندى مردم به اين هنر بوده ايم. ولى گچبرى پيش ساخته به جاى گچبرى سنتى وارد خانه هاى مردم شده. نبايد آنها را با همديگر مقايسه كرد رواج گچبرى پيش ساخته هم عمر شهرها را كوتاه مى كند و هم نمى تواند روح مردم را تحت تأثير قرار دهد. مردم علاقه دارند ولى اين رشته به صورت اصولى وارد منازل نشده.» چه بايد كرد؟ او در پاسخ به اين سؤال كوتاه مى گويد: «حمايت دولت و مديران از هنر و هنرمندان اين رشته، ماشينيزم زيبايى ها را تحت تأثير قرار داده، رنگهاى غيراستاندارد كه بر روى طرح هاى ظريف نيز اثر منفى مى گذارند مورد استفاده گچبران غيرحرفه اى است. در چنين شرايطى تنها حمايت نهادها و سازمان ها مى تواند كمك كند. فراموش نكنيد ما خلاقيت داريم. گچبرى شرقى بر عناصرى چون تنوع طرح، شادابى و نزديكى به اشكال مختلف طبيعت استوار است. خلاقيت هنرمندانى چون پدر و پسران قلى زاده عشقى، حاج حسين و پسرش عبدالكريم نويد تهرانى، پدر و پسران روحانى، حاج على و حسين شيخى قاسمى، صومى ها معروف به معصومى و بسيارى ديگر در آثارشان نوعى خلاقيت شرقى ديده مى شود. اما متأسفانه اين حركتها به سازمان تحويل نشده تا رسماً مورد حمايت قرار گيريم.»
تهران ما ديگر زيبا نيست!
على حاجيان، شاگرد عباس عشقى از رنجى مى گويد كه روحش را آزار مى دهد: «كار من طرح و اجراى نقوش تزئينى شرقى با گچ است نه اينكه از سر ناچارى به سفيد ابزار و كارهاى ساختمانى روى بياوريم. تهران ديگر زيبا نيست. چون نماهاى مثلاً رومى جاى هويت معمارى مان را گرفته.»
و برادرش غلام حاجيان از نقص هاى سقف هاى كاذب و ورود افراد ناآگاه به اين فن مى گويد. در مقابل عباس روحانى كه در مكانهايى چون هتل عباسى اصفهان، مرقد امام (ره) فعاليت داشته و يا كار مقرنس بين الحرمين حضرت عبدالعظيم حسنى «ع» را انجام داده از لزوم كسب كرسى دانشگاهى اين رشته در مراكز آموزش عالى مى گويد: «مسأله ما ۴ نفر گچبر نيستيم كه بمانيم يا بميريم، اگر اين هنر بميرد، آنگاه ديگر كارى نمى شود كرد.»
احمد معصومى، ديگر هنرمند گچبر ايرانى بر اين عقيده است كه طبق مستندات تاريخى تنها حمايت نهادهاى دولتى و حكومتى مى تواند وضعيت را تغيير دهد. آيا چنين اتفاقى مى افتد؟ على عشقى فرزند مرحوم عباس عشقى كه از نوگرايان هنر گچبرى بود، هنوز بغض پدر در سالهاى آخر عمر را به خاطر دارد: «دلش مى خواست ايرانيها اصالتشان را در عرصه معمارى فراموش نكنند.» و ما دوباره بايد نگاه كنيم به اطرافمان، به طاق هاى ضربى و ترنج هاى لانه كرده زير آن طاق ها. نگاه كنيم و دعا كنيم تا نميريم.
تا هنرمان نميرد و فراموش نكنيم هشدار هولناك رضوى را كه مى گفت: «تا ۲۰ سال ديگر، گچبر حرفه اى سنتى نداريم... فقط تا ۲۰ سال ديگر.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |